در سوگ علامه مشرق زمین

شماره ( 230) چهارشنبه (20) جوزا (1394) / (10) جون ( 2015)

scan00084
به بهانه سالروز علامه استاد صلاح الدین سلجوقی
زندگينامه
استاد صلاح‌‌الدين سلجوقی فرزند مفتی سراج‌‌الدين[٢] در سال 1274 یا 1275 خورشيدی (١٣١٣ قمری و ١٨٩٦ ميلادی) در خانوادۀ سلجوقی که همه اهل دانش و معرفت بودند، در پايحصار (جوار قلعه اختيارالدين) در شهر هرات زاده شد.[٣] خود در اين باره طی نامه‌ای كه به محمدشوكت التونی نويسندۀ كتاب «محمد در شيرخوارگی و خُردسالی» (سرگذشتِ يتيم جاويد) نگاشته است، چنين ياد می‌کند:
«من در هرات از يك عايله‌يی كه تا ياد می‌دهند علمأ معقول و منقول بوده‌اند، به وجود آمده‌ام.»[۴]
كودكی و نوجوانی وی به كسبِ دانش و ادب، تربيتِ اخلاق، تنمِيَه و تزكِيَة نَفْسْ و پرهيزگاری سپری شد. ادبیات پارسی را نزد پدرش که از فرهیختگان بنام هرات بود، فراگرفت. او که در كنار سعی و تلاش خود، از حافظه قوی نيز برخوردار بود، در نو جوانی با مقدمات دروس عربی آشنايی کامل يافت. پس از آن به مدرسه سلجوقی‌های هرات رفت و در آنجا علوم متداوله زمان را آموخت و سپس به پاكستان و هند و عربستان سفر كرد و به فراگيری زبان‌های اردو، انگليسی و عربی پرداخت. از دوران شباب که راه تصوّف را در پیش گرفته بود، در آموختن فلسفه نيز تا سرحد كمال كوشيد تا آنجا که استاد مسلم فلسفه، تصوف، الهيات و ماورالطبيعه شد. او خود نوشته است:
«تا مدتی به شيوۀ اجداد خود منسلك بودم كه بعد از آن شوق فريدِ مطالعه و مزيدِ غور در ادب و اخلاق و الهيات و تصوف مرا قدری بيشتر جانب فلسفه سوق داد.»[۵]
نخستين بار وی در سال 1294 خورشيدی، به‌عنوان مفتی محكمۀ شرعی هرات، کارمند رسمی دولت شد. پس از آن، به‌عنوان آموزگار ليسۀ (دبيرستان) حبيبيۀ كابل و مدير معارف هرات اشتغال ورزيد و مدتی نيز به نگارندگی جريدۀ «اتفاق اسلام» و جريدۀ «فرياد» در هرات مشغول به خدمت بود. سپس به کابل آمد و به‌عنوان معلم ليسۀ (دبيرستان) استقلال به تدريس پرداخت و در همان حال عضو دارالتأليف نيز بود. پس از آن، در سمت‌های مختلف دولتی، از جمله: مدير جريدۀ «ثروت»، منشی دارالتحرير شاهی (در سال 1932 ميلادی)، مدير مطبوعاتِ وزارت امور خارجه، كنسول افغانستان در بمبئی، ژنرال كنسول افغانستان در دهلی، اولين رئيس مستقل مطبوعات (در سال 1318 هـ.ش)[۶] مستشار و وزير مختارِ درجه اول در سفارت افغانستان در كراچی و وكيل منتخب شهر هرات در دوره هفتم شورای ملی (در سال 1328 هـ.ش) و رئيس مستقل مطبوعات (در سال ١٣٣٢ هـ.ش) اشتغال داشت.[٧]
علامه سلجوقی، در 16 جوزای 1349 خورشيدی بدرود حيات گفت و در شهدای صالحين شهر کابل در آغوش خاك آراميد.[۸]
ويژگی‌های فردی او
علامه صلاح‌الدین سلجوقی، با استعداد و نبوغی که داشت، به‌گونه طبیعی دارای خصایصی بود که در افراد عادی کمتر سراغ می‌شد. غلام حبیب نوابی شاگرد استاد سلجوقی که شماری از نامه‌های استاد عنوانی او نگارش یافته است، از دیدگاه و برداشت‌های خود، پیرامون ويژگی‌های فردی علامه سلجوقی، نکاتی را یادآور می‌شود که می‌توان آن را به‌عنوان دقیق‌ترین اطلاعات در مورد سلجوقی بيان داشت:
«نویسنده شهیر … دارای یک شعله سرمست از سرور و نشاط خاصی است … و از این دارایی، گاهی زیاد پر حرکت و به وضع و حالت غیر متعارف و تمایزی به نظر می‌آید.
بسیار می‌نوشت و بسیار حرف می‌زد. نقد و تبصره داشت… بسیار وسیع حرف می‌زد، به آواز می‌خندد و بسیار می‌خندد. مرد مزاحی درجه اول است. هر نوع کلمات بی‌پرده و امثله و ابیات هزل‌آمیز از دهانش می‌پرد. کمتر آرامش و سکون خود را حفظ می‌تواند وقتی فکر کند… کوتاه کوتاه ولی سریع و تند قدم می‌زند. عرض و طول اتاق یا دهلیز یا صحن عمارت را گاهی به شدت می‌پیماید.«بسیار به سرعت، ولی روان و صاف حرف می‌زند و لهجه‌اش از هرات… سررشته کافی دارد.
… در امور اداری و حسابی … دلچسپی ندارد. به اجرای کارهای (امور خانه) مایل نیست»
نوابی می‌افزاید:
«در شیک پوشی درجه دوم است. کم غذا می‌خورد، به صحت و نظافت دیگران زیاد توجه دارد. کلاه کبودچه به سر می‌کند، موتر می‌راند، در باغچه‌اش نهال می‌نشاند و …
مهمان را دوست دارد و با گشاده‌رویی پذیرایی می‌کند، ریشش را بکلی نمی‌تراشد. از سر و پایش قیافه یک فیلسوف بسیار نظیف خوش بین و خوش طبع و زنده‌دل و مهربان و بشردوست خوانده می‌شود.»[*]
خانواده
علامه استاد سلجوقی دوبار ازدواج کرد: بار اول، با «ميمونه» دختر سردار حبيب‌ا لله خان از احفاد سردار پُردل خانِ قندهاریِ باركزايی پيوند زناشويی بست و از اين پيوند دارای دو فرزند شد كه هر دو تحصيل‌كرده و تربيت يافته‌اند: يكی صديق سلجوقی كه «ديپلومات» است و ديگری حامد سلجوقی كه نويسنده. ازدواج دوم وی با «حميرا ملكيار» بود كه به دانش دوستی، نيكوكاری و خلوص عقيده شهرت داشت و همو برخی از آثار استاد را به دست نشر سپرد و مسجد زيبايی در كنار منزلش آباد كرد.[۹]
نظريات او
علامه صلاح‌الدين سلجوقی در اثر معروف خود «تجلی خدا در آفاق و انفس» می‌نگارد:
«امروز ما علمايی چون: کانت، لاپلاس، گاليله وغيره را ستايش می‌کنيم که در مورد چگونگی کره زمين و نظام شمسی نظرياتی درست ارائه داشته‌اند؛ اما بيشتر از همه آن شخص قابل قدر است که گفته بود زمين بالای شاخ گاو قرار داشته و اگر گاو شاخ خود را حرکت داد در زمين زلزله رخ می‌دهد! زيرا وی اولين شخصی بود که در اين مورد فکر کرده و نظريه داده است”.Ÿ
شناسنامه آریانا

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: