اعتیاد به انترنت، بیماری مجازی

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )

«آیا بیش از حدی که درآغاز فکرش را هم نمی کردید، در انترنت وقت می گذرانید؟ آیا تارنماهایی هست که نمی توانید ازآنها پرهیزکنید؟ آیا برایتان مشکل است که چندین روز به انترنت وصل نباشید؟». این پرسش ها که از آزمون «اورمان» استخراج و توسط مجلات بازپخش شده، این امکان را می دهد که وابستگی به انترنت تشخیص داده شود.(1)
با پیگیری این نوع ارزیابی ها [مشخص می شود که] نیمی از کاربران انترنت مبتلا به وابستگی به آن هستند و سهمگین ترین بیماری مسری تاریخ درحال شیوع درسراسر کره خاک است. چین از پیش این «شناخت بیماری» را یکی از اولویت های خود درعرصه سلامت و بهداشت کرده است. شبکه های بین المللی سرسختانه برای طراحی تشخیص هایی استاندارد شده، پژوهش های کلینیکی، روندهای درمان و کارزارهای پیشگیری آن کار می کنند.
این یک واقعیت است: شمار رشد یابنده ای از کاربران انترنت درصورت قطع آن دچار رنج و زحمت می شوند. فعالیت آنلاین آنها به تدریج بربخش های دیگر زندگی شان غلبه می کند و این به زیان زندگی اجتماعی، کار و مطالعه آنها است. آیا این به معنای یک بیماری است؟ ویژگی بیمارگونه این پدیده موجب اختلاف درمیان دانشمندان شده است. درسال ۲۰۰۸، شمول وابستگی به انترنت در پنجمین ردیف بیماری های ذهنی (DSM-۵) (۲) به دلیل فقدان دلیل های قانع کننده رد شد، اما بحث به ویژه درسازمان بهداشت جهانی (OMS) به منظور نشردفتری از طبقه بندی های بین المللی از بیماری ها درسال ۲۰۱۷ ادامه یافت.
پیشینه وابستگی سایبری به سال های دهه ۱۹۷۰ بازمی گردد. زمانی که جوزف وایز نیهوم، مهندس انستیتوفناوری ماساچوست (MIT)، درمیان همکارانش نوعی «حرص برنامه ریزی» که ویژگی های آن رشد زمان اتصال به شبکه، غفلت از زندگی سالم و بریدگی از جامعه بود (۳) را تشخیص داد.
به نظر او این یک نمونه نشانگر «اختلال ذهنی» بود. درسال های دهه ۱۹۹۰، شوق و هراس همراه با توسعه انترنت، پژوهشگران را ترغیب به کسب تجربه درمورد دنیای مجازی و ویژگی های شبه اعتیاد آور آن کرد : ناشناس بودن، گریز زدن، قابل دسترس بودن و برقراری ارتباط. درآن زمان، وابستگی سایبری سه بخش بازی های ویدیویی، سکس و زندگی اجتماعی را شامل می شد. اما پیش از آن که جدی گرفته شود، مساله بیماری بودن آن به شوخی و مزاح گرفته شد. روانشناس نیویورکی ایوان گلدبرگ درسال ۱۹۹۶ اختلال های فهرست شده در DSM – که از ۱۰۶ مورد درسال ۱۹۵۲ به ۴۰۰ مورد درسال ۱۹۹۴ رسیده بود – را مورد انتقاد قرارداد و اعتیاد به انترنت را «مسخره» توصیف نمود (۴). او در یک همایش روان درمانگران نقدی طنزآمیز ارایه کرد.
درهمان سال، این بیماری از راهی باورمندانه تر به واژگان پزشکی راه یافت: کیمبرلی اس یانگ، روانشناسی در پیتسبورگ تشخیص موسوم به «بازی بیمارگونه» را به عملیات آنلاین ربط داد و این ایده را درهمایش های گفتگو بین اشخاصی که آن را درخود تشخیص داده بودند رواج داد. این دانشمند تجربه را بسط داد: تابلوهای تبلیغاتی آنلاینی خرید و کلید واژه «اعتیاد به انترنت» را در یاهو به کار برد (۵).
شمار زیادی به او پاسخ دادند و درخواست های مشاوره واقعی زیادی را دریافت کرد. ازآن پس، مکانیسم روانشناسی « تکانشگری» – که ویژگی آن کنترل غیرسهل و حتی غیرممکن رفتاری که زیانبار تشخیص داده شده – به عنوان علت مشکلات روانشناسی و اجتماعی مرتبط با استفاده از انترنت – شناخته شد: ناتوانی در مقاومت دربرابر تمایل به اتصال به انترنت و احساس کمبود، با عوارض منفی اجتماعی آن (طلاق، مشکلات حرفه ای، تحصیلی و مالی) ازاین زمره است.
درسال ۲۰۱۳، تحریریه DSM-۵ نیز «بازی بیمارگونه» را از مقوله «اختلال در کنترل تکانشگری» حذف کرد (۶). به نظر این تحریریه، امرعدم توانایی جداشدن از صفحه رایانه دریک طبقه بندی جدید یعنی «اختلالات مرتبط با یک ماده اعتیاد آور (۷)» می گنجد. این ایده به سرعت موجب برانگیختن جدل می شود: آلن فرانس، دبیر شماره های پیشین DSM و استانتون پیل، نظریه پرداز وابستگی های رفتاری، از زیست شناختی کردن مفهوم اعتیاد انتقاد می کنند (۸). درواقع، تغییر مفهوم «وابسته» به «معتاد» (سبک، معتدل یا جدی و شدید)، و افزودن ویژگی «تمایل غیرقابل مقاومت» خطرزیست شناختی مشترکی نسبت به انترنت،
بازی یا مواد مخدر را به وجود می آورد. ویژگی «تمایل»، ازجنبه نظری ایجادشده به خاطر مقررات زدایی در تولید دوپامین، با یک پرسش ساده از بیمار تشخیص داده شده است: «آیا شما پیش ازاین چنین تمایلی را برای مصرف مواد مخدر داشته اید که نتوانید به هیچ چیز دیگر بیاندیشید.»(9)
موضوع حیاتی است: بنابراین نظر، اشخاص مورد تشخیص – درست یا نادرست – مانند وابستگی سایبری می توانند با داروی ضدتمایل درمان شوند. ولی آیا مشکل عدم اتصال به مدت یک هفته نشانه یک نیاز جسمانی، یا اشتراکی یا فعالیت اجتماعی، تحصیلی یا حرفه ای هم به واسطه «شبکه» است؟ انترنت که موضوع این زیاده روی است، می تواند در ارایه درمان نیز دخیل باشد: انترنت فضای مبادله ای بین کاربران و کارشناسان کلینیکی از راه همایش های اطلاعاتی، که به یمن مشاوره های روانشناسی آنلاین و همچنین روندهایی که امکان می دهد زمان اتصال به تارنماهای وقت گیر انجام شود ایجاد می کند. به عنوان نمونه، مچ بند پاولوف پوک، دارای یک هشداردهنده کوچک الکتریکی، درصورت بازدید طولانی یا اتصال به یک تارنمای ممنوع است.
درورای مناقشه و جدل پزشکی، شاخص سازی اعتیاد به انترنت انتقاد دیگری را نیز برمی انگیزد که مستقیما سیاسی است. برای پژوهش های آینده، دبیران DSM-۵ تشخیص روانشناس چینی تائو ران که اعتیاد را با استفاده بیش از «شش ساعت اتصال روزانه در مدتی بیش از سه ماه، ورای فعالیت های تحصیلی یا حرفه ای» تعیین کرده رد می کنند. اما، برمبنای چه قواعد و ارزش هایی می توان تشخیصی را مطرح کرد که امور اجتماعی را براساس بهره وری اقتصادی ارزیابی می کند؟
دکتر تائو که مساله اعتیاد به انترنت و زمان کار و آموزش را مطرح می کند، بر نیاندیشیده بودن این مفهوم تاکید می نماید. در دنیایی که قواعد حرفه ای و آموزشی مربوط به اتصال دایمی به انترنت برآن حاکم است، مرز اخلاقی کاربری سالم و کاربری بیمارگونه برمبنای معیارهایی با سودمندی اقتصادی از هم جدا می شود. ۸ ساعت کار روزانه در دفتر دربرابر صفحه رایانه عادی است، اما ۶ ساعت صرف وقت روزانه برای بازی ویدیویی نیاز به درمان پزشکی دارد. در DSM-۵ اعتیاد به انترنت مانند یک بیماری، بدون ارتباط با نظام اقتصادی و ابزارهای اطلاعاتی که از این وابستگی سود می برند یعنی صنایع بازی های ویدیویی و نرم افزاری و شبکه های اجتماعی معرفی می شود.
تنها یک منشور عصبی- علمی حوزه پژوهش را محدود کرده و دستیابی به راه حل ها را ممکن می نماید. درحال حاضر، مدیریت جلوگیری از زیاده روی در استفاده از انترنت جنبه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. دراین مورد، هیچ توافق بین المللی وجود ندارد. حتی اگر ایالات متحده و چین به فرضیه استاندارد سازی بیماری عصب شناسی بپیوندند، درمورد روش های پرداختن به آن با هم تفاوت دارند. ایالات متحده یک نظام درمانی رقابتی و خصوصی تعیین شده توسط بیمه های خصوصی به راه می اندازد و چین روش هایی نظامی به کار می گیرد که مستلزم بستری شدن در بیمارستان و پذیرش بیماری توسط بیمار است. فرانسه و کبک نگرشی تفاهم آمیز و روانشناسانه مورد به مورد را ترجیح می دهند. پس از ترجمه پرسشنامه تشخیص یانگ درسال ۲۰۰۶، ژاپن به گستردگی این «مشکل اجتماعی» پی برد و به تامین مالی مراکز درمانی پرداخت.Ÿ
منبع: مطلب لوموند دیپلماتیک
نویسنده مطلب:Virginie Bueno استاد جامعه شناسی در دانشگاه مونترآل، کبک برگردان: شهباز نخعي

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s