راه دشوار آزادی – 15

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

mandela-cell-jpg_extra_big

خاطـــرات نلســـــون مـــــاندلا
15
ترجمه : مهوش غلامی
تا سال 1960 يونيورسيتي كالج فورت هير در منطقه شهر داري آليس واقع در حدود بيست مايلي شرق هيلد تاون تنها مركز آموزش عالي شبانه روزي براي سياهان در افريقا بود. فورت هير چيزي بيش از دانشگاه بود و براي تمام محصلين افريقايي در سراسر مناطق شرقي آفريقا و جنوب افريقاي مركزي مانند چراغي مي درخشيد. براي جوانان سياهپوست افريقاي جنوبي مثل من ، اين دانشگاه در واقع مجموعه اي از دانشگاههاي آكسفورد، كمبريج ، ها روارد ييل بود كه در هم ادغام شده باشند.
رييس بزرگ بسيار مشتاق بود كه من در فورت هير ادامه تحصيل دهم ومن از پذيرفته شدن در آنجا خرسند بودم. قبل از عزيمت به دانشگاه ، رييس بزرگ اولين كت و شلوار را براي من خريد. اين كت و شلوار كه خاكستري و چهاردكمه بود به من احساس بزرگ شدن و پيشرفته بودن مي داد. من بيست ويك ساله بودم و نمي توانستم كسي را شيك تر از خودم در فورت هير تصور كنم. احساس مي كردم تقدير من اين است كه در اين دنيا هميشه موفق باشم. خوشحال بودم كه اكنون رييس بزرگ فردي را در ميان اعضاي خاندان خود دارد كه مدرك دانشگاهي مي گيرد. جاستيس براي دنبال كردن تحصيلات متوسطه هنوز در هيلد تاون بود . او از بازي كردن بيشتر از درس خواندن لذت مي برد و دانش آموز بي تفاوتي بود .
فورت هير در سال 1916 توسط مبلغين… اسكاتلندي، در محلي كه بزرگترين دژقرن نوزدهم در شرق كيپ بود ، ساخته شده است. ساختمان آن روي يك منطقه مرتفع صخره اي قرار دارد و رود خانه مارپيچ تايوم آن را احاطه كرده است. فورت هير در قرن نوزدهم محلي كاملا مناسب براي يك دژ بود وبه انگليسي ها امكان مي داد با سانديل ، جنگاور شجاع خوسا و آخرين پادشاه ( رارهابه ) مبارزه كنند. اين جنگجو در دهه 1800در يكي از آخرين نبر دهاي جنگ فرانتي ير از انگليسي ها شكست خورد.
***
فورت هير فقط يكصدو پنجا ه دانشجو داشت ومن قبلا در كلارك بري و هيلد تاون ده دوازده نفر آنها را مي شناختم . يكي از دانشجوياني كه براي اولين بار او را ملاقات مي كردم كي . دي. ماتانزيما نام داشت . هرچند او طبق سلسله مراتب قبيله اي برادرزاده من حساب مي شد، اما من از او كوچكتر بودم واو از نظر تحصيلات نيز از من بالاتر بود. او كه مردي بلند قد ولاغر و فوق العاده به خود مطمئن بود، دانشجوي سال سوم بودو مرا زير پر و بال خودگرفت . من به او نيز مانند جا ستيس احترام مي گذاشتم.
هر دوي ما پير و فرقه متديست بوديم ومن در همان خوابگاه او كه ( وسلي هاوس ) نام داشت وساختماني دو طبقه و زيبا در حاشيه محوطه دانشگاه بود ، فرستاده شدم. تحت سر پرستي و رهنمايي هاي او… رشته ورزشي فوتبال را ( كه خودش در آن ماهر بود ) انتخاب كردم ، و ازتوصيه هاي او پيروي مي كردم. رييس بزرگ براي بچه هايش در مدرسه پول نمي فرستاد و اگر كي . دي . مقرري اش را بامن قسمت نمي كرد هميشه جيبهايم خالي بود. او نيز مثل رييس بزرگ مشاورت ساباتا را شغل آينده من مي دانست ومرا تشويق كرد در رشته حقوق تحصيل كنم.
***
فورت هير مانند كلارك بري و هيلد تاون يك كالج … بود. ما به اطاعت ا ز خداوند ، احترام گذاشتن به مقامات سياسي تشويق مي شديم واز ما خواسته مي شد در مقابل فر صت ها و امكانات تحصيلي كه كليسا و دولت به ما داده اند سپاسگزارباشيم. اين گونه مدارس اغلب به دليل ماهيت استعماري طرز بر خوردها و فعاليت هايشان مورد انتقاد قرار مي گرفتند. اما حتي با وجود چنين نظراتي ، به اعتقاد من فوايد اين مدارس بيش از نكات منفي آنها بود. مبلغ هاي… يا توانايي اين كار را نداشت اقدام به احداث و اداره اينگونه مدارس كردند. محيط ياد گيري در مدارس ديني ضمن آنكه اغلب از نظر روحي خشك و انتزاعي بود، اما بسيار بازتر از اصول نژادپر ستانه حاكم بر مدارس دولتي بود.
فورت هير خانه و محل آموزش و تحصيل بر خي از بزرگترين دانشمندان افريقاست. پروفیسور زي .كي .ماتيوس نمونه بارز يك متفكر افريقايي بود. اوكه فرزند يك معدنچي بود تحت تاثير زندگينامه بوكر واشنگتن به نام ( آزادي از بردگي ) قرار گرفته بود. واشنگتن در اين كتاب راه موفقيت را در كار سخت و اعتدال مي داند. ماتيوس در رشته حقوق و انسان شناسي تدريس مي كرد و آ شكارا عليه سياست هاي اجتماعي دولت سخن مي گفت .
نام ( فورت هير ) و ( پرف سوردي . دي. تي . جاباوو) تقريبا مترادف هم بودند. او يكي از نخستين اعضاي كادر دانشگاه در زمان تاسيس آن در سال 1916 بود. پروفیسور جاباوو در رشته انگليسي از دانشگاه لندن ليسانس گرفته بود كه شهكار ي بي همتا بود . او زبان خوسا ، لاتين ، تاريخ و انسان شناسي درس مي داد. وقتي مبحث شجره نامه هاي خوسا ها مطرح مي شد ، جابا وو واقعا حكم يك دايره المعارف را داشت و حقي را درباره پدر من مي گفت كه براي خودم ناشناخته بود . او در زمينه حقوق مردم افريقا نيز سخنگوي بانفوذ بود و درسال 1936 بنيانگذار ورييس ( مجمع افريقا ) شده بود.اين مجمع بانظر پارلمان در تصويب قانوني براي لغو ثبت نام راي دهنده گان معمولي در كمپ مخالفت كرده بود.
به خاطر دارم كه روزي با قطار از فورت هير به اومتاتا مي رفتيم ودر كوپه مخصوص افريقا يي ها كه تنها كوپه براي سياهان بود جا گرفته بودم . مامور سفيد پوست قطار براي كنترل بليت ها آمد ووقتي متوجه شد كه من در ( آليس ) سوار قطار شده ام پرسيد : ( در مدرسه جاباوو درس مي خواني ) من با سر تاييد كردم و او با خوش حالي بليت مرا سوراخ كرد و چيزهايي در باره اينكه جاباوو چه مردي خوبي است گفت.Ÿ
بقيه در آينده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: