باغبان – 40

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

baghban
اثر رابندرنات تاگور
ترجمۀ عبدالرحمان پژواک
نقاشی اسراییل رویا
40

وقتی میآیم تا از تو جدا شوم، تبسمی که یقین در آن نمیدرخشد، در فضای چشمان تو پرواز میکند.
من بارها چنین کرده ام تا پنداری زود بتو باز نخواهم گشت.
راست بگویم من نیز همان شکی را که تو داری در دل میپرورم.
روزهای بهار بگاه خود نو میشوند، ماه تمام میآید و میرود تا بیاید و بار دیگر جلوه کند. گلها هرسال بر گلبن نمودار میشوند، من نیز میخواهم باری از نزد تو بروم تا آنکه باز آیم.
این تصورات را نگهدار. مگذار که شتاب آن را از خاطر تو برباید.
وقتی به تو میگویم ترا جاودان ترک خواهم کرد، باور کن و بگذار اشک لحظه ای دور سیاه چشمان ترا بپوشند. هنگام بازگشت من چنانکه میخواهی به فریب تبسم کن.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: