زیر باران اخبار جنـــــگ

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

ستاک
حتا اگر رشته های اعصاب انسان از فولاد باشد وقتی صبحگاهان از خواب بیدار میشود و دفعتاً از رسانه ها میشنود که در رقعه چندین نفر کشته شد، شهر پالمیرا خراب شد، در کوبانی زنان کنیز به فروش میرسند، در تانزانیا دختران ربوده شدند، در صحرای سینا جنگ جان چندین نفر را گرفت، در یمن طیارات بم افگن قیامت بر سر مردم آورد، در حلب کشتار دسته جمعی جریان دارد، در جلریز چشم های قربانیان جنگ کشیده شد و سرهایشان بریده شد، در کندز هزاران نفر در ماه رمضان زیر خیمه ها در گرمای بالا تر از چهل درجه آواره میباشند، در وردوج سربازان تیرباران شدند، در تونس به توریست ها حمله شد، در کویت هنگام نماز تراویح عمل انتحاری جان چندین نفر را گرفت… و این اخبار از بام تا شام به کرات از چندین رسانه صوتی، تصویری و چاپی شنیده، دیده و خوانده شود این روند به روال عادی زندگی انسانها را طی چند سال به کلی در شکل منفی سیر میدهد و میتوان ادعا نمود که جامعه را این امواج وحشتناک باران خبر به تراژیدی انواع بیماری های روانی و اضمحلال و افسردگی سوق خواهد داد.
در امریکا جنرال ویلیام مایر که بعداً به صفت روانکاو ارتش کار میکرد در یکی از پیچیده ترین تحقیقات اثرات اخبار بد را بالای هزار نفر از نظامیان امریکا که در کوریا زندانی بودند مورد تحقیق قرار داد، این نظامیان که در شرایط متعارف و خوب زندانی بوده آب، غذا و امکانات استندرد برایشان میرسید و مورد شکنجه قرار نداشتند در اردوگاه شان در مقایسه به سایر اردوگاه ها آمار مرگ و میر بالا بود. دلیل این ارقام بلند مرگ و میر را ویلیام مایر منجمله سه موضوع یکی در نامه هایی میدانست که حاوی خبرهای بدی بود که بدست زندانیان میرسید، به این زندانیان نامه های مثبت و امید بخش داده نمیشد. نتیجه این تحقیقات نشان که این سه تاکتیک در کنارهم سربازان را به نقطه مرگ میرساند.
با دریافت خبرهای منفی امید از بین میرفت، با جاسوسی عزت نفس زندانیان تخریب میشد و با تعریف خیانت ها اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت که این سه عامل دست بدست هم داده به نحوی باعث شکنجه خاموش و بالاخره مرگ خاموش این زندانیان میشد.
در کشوری چون افغانستان که همه مردم در شهرها به حکم محدودیات های زندگی در خانه هایشان زندانی و محکوم به شنیدن بوق منفی رسانه ها میباشند هرگاه تاثیر این اطلاع رسانی منفی را طی یک دهه بالای مردم مدنظر گیریم میتوان نتیجه گرفت که روال زندگی مردم را به مسیر نا امیدی، افسردگی و سکته های مغزی و فلج ناگهانی سوق میدهد در حالیکه بیش از 30 رسانه تصویری و چندین رسانه صوتی و چاپی در شهر کابل به نشرات می پردازد از اکثر این رسانه ها صدای گریه، بوق جنگ و خبر کشته شدن و قتل و ویرانی به گوش میرسد. در حالیکه هیچ مسوول دلسوز رسانه یی و یا مدیر با تدبیر کار ژورنالیستیک وجود ندارد که حداقل این مسیر سیلاب گونه را با تفکیک رسانه ها در استقامت هایی چون مثلاً تلویزیون محیط زیست، تلویزیون علوم دینی، تلویزیون جغرافیا، تلویزیون کارتون، تلویزیون سینما، تلویزیون معارف، تلویزیون جوانان، تلویزیون زنان، تلویزیون اطفال، تلویزیون موسیقی، تلویزیون سپورت، تلویزیون بحث های سیاسی، تلویزیون اخبار، تلویزیون تاریخ، تلویزیون ادبیات، تلویزیون ساینس، تلویزیون اقتصاد و… مهار کند.
هرگاه ما در بیش از سی کانال تلویزیون بیش از سی بخش حیات اجتماعی را انعکاس داده و در پهلوی آن یک یا دو کانال خبر داشته باشیم اقشار و گروههای اجتماعی به مرور زمان در این تلویزیون ها خود را یافته و با برنامه های آرام و مدنی و آموزنده شان به آرامش روحی، امید به آینده و سکون فکری میرسند در غیر آن با بوق زدن حادثات هیجانی انفجار، انتحار، کشتار، قتل، ویرانی، دربدری، آواره گی و فقر هر روز درجه استرس و تشویش و نگرانی مردم از روز گذشته بلندتر رفته به تدریج عواقب وخیمی را بالای روان اجتماعی به جا میگذارد و باعث تشنج اجتماعی و افزایش گراف جرایم میشود.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s