یک زن و هزار سودا – 13

شماره ( 236 ) چهارشنبه ( 31) سرطان ( 1394) / ( 22 ) جولای ( 2015 )

ABC NEWS - 11/20/77 BARBARA WALTERS arranged a joint interview with Egypt's President ANWAR SADAT and Israel's Prime Minister MENACHEM BEGIN for ABC News airing on the ABC Television Network. (Photo by ABC Photo Archives via Getty Images) ANWAR SADAT, MENACHEM BEGIN, BARBARA WALTERS

ABC NEWS – 11/20/77
BARBARA WALTERS arranged a joint interview with Egypt’s President ANWAR SADAT and Israel’s Prime Minister MENACHEM BEGIN for ABC News airing on the ABC Television Network.
(Photo by ABC Photo Archives via Getty Images)
ANWAR SADAT, MENACHEM BEGIN, BARBARA WALTERS


نوشته: باربارا والترز
مترجم: محمود طلوعی
13
مردی کوچک با قلبی بزرگ
خاطراتی از ملاقات و گفتگو با انور سادات
اندکی پس از بازگشت از سفر لبنان و مصاحبه با عرفات، از تصمیم انور سادات برای سفر به اسراییل و سخنرانی در پارلمان اسراییل آگاه شدم . فقط من و تعداد انگشت شماری از روز نامه نگاران برجسته آمریکایی از تصمیم سادات آگاه بودیم و می بایست پیش از انجام این سفر، که جهان را شگفت زده کرد، از افشای آن خودداری کنیم . اشرف قربال سفیر مصر در سازمان ملل متحد ترتیب سفر مرا به مصر داد و در فرودگاه اسمعیلیه سوار هواپیمای سادات که عازم اسراییل بود شدم. در هواپیما جز من که از طرف شبکه ABC آمده بودم، والتر کرونکایت گوینده و برنامه ساز معروف شبکه CBS و رییس سابق من جان چانسلور از شبکه NBC حضور داشتند و تنها خبرنگار دیگر آمریکایی « ویلتون وین» از مجله تایم بود. در طول را ه بین اسمعیلیه تا تل آویو سادات ما را برای انجام یک مصاحبه خصوصی پذیرفت . در پایان این گفتگو که در باره هدف سادات از این سفر بود، من یادداشتی به سادات دادم که روی آن نوشته بودم«آقای رییس جمهور ، آیا می توانم از شما تقاضا کنم پس از سخنرانی در پارلمان اسراییل مصاحبه ای با من انجام دهید ؟» زیر این تقاضا چهار مربع کشیده و در داخل هریک نوشته بودم « آری » و« نه » و « تنها» و « بابگین » . قبل از پیاده شدن از هواپیما منشی سادات یادداشت مرا به من پس داد. سادات روی دو مربع « آری» و « تنها» علامت زده بود!
در فرودگاه «تل آویو» منظره عجیبی دیدم که هرگز فراموش نمی کنم. دشمنان سرشناس پیشین سادات همه در فرودگاه برای استقبال از او صف کشیده بودند و از جمله کسانی که به یاد دارم می توانم از مناخیم بگین نخست وزیر وقت اسراییل ، «گلدامایر» نخست وزیر سابق و «موشه دایان » و «آریل شارون » و «اسحق رابین » وزیران کابینه اسراییل که دوتن از آنها بعدا به نخست وزیری رسید ند نام ببرم . صدها نفر دیگر در فرودگاه جمع شده و پرچم های مصر واسراییل را تکان می دادند. در بین راه تل آویو تا بیت المقدس نیز هزاران نفر در کنار جاده با پرچم های مصر و اسراییل ایستاده بودند و من متحیرم که چگونه در این فرصت کوتاه اسراییلی ها هزاران پرچم مصر را برای استقبال از مهمان خود تهیه کرده بودند.
برنامه سخنرانی سادات در پارلمان اسراییل برای روز بعد پیش بینی شده بود و من شب ورودمان به بیت المقدس طبق قرار قبلی برای ملاقات و مصاحبه با بگین به دفتر کار او رفتم. بگین ضمن مصاحبه با من گفت که سادات بین راه درباره قرار مصاحبه من با خود صحبت کرده و به تقاضای او قرار شده است در این مصاحبه که پس از سخنرانی وی و سادات در پارلمان اسراییل برگزار خواهد شد هردو آنها باهم شرکت کنند!
این مصاحبه که در نوع خود بی سابقه بود و سرو صدای زیادی به راه انداخت ، رقبای کارکشته مرا شگفت زده کرد و اعتبار مرا به عنوان یک خبرنگار و برنامه ساز تلویزیونی به اوج خود رساند. از این مصاحبه مفصل فقط به بعضی از نکات برجسته آن اشاره می کنم. سادات در سخنرانی خود در پارلمان اسراییل گفته بود که همه چیز بین ما قابل مذاکره و قابل حل است، مگر سرزمین های اشغالی، که اعراب به هیچ قیمتی در باره آن حاضر به مصالحه نیستند. نخستین سوال من از سادات درباره همین قسمت از سخنان او بود که پرسیدم « آیا شما در ازای صلح با اسراییل حاضر نیستید از قسمت کوچکی از این سرزمین ها صرفنظر کنید؟»
سادات با قاطعیت پاسخ داد: « نه … به هیچ وجه »
گفتم: اگر شما حاضر نیستید کمترین امتیازی در این مورد به اسراییل بدهید ، پس چگونه می خواهید با اسراییل صلح کنید؟
سادات گفت : ما می توانیم بنشینیم و با هم مذاکره کنیم و راه حلی برای اختلافاتمان بیابیم.
برای گرفتن پاسخ صریح و روشن تری اصرار کردم . سادات گفت: باربارا مشکلات پیچیده سیاسی را با یک جواب ساده نمی توان حل و فصل کرد.
از سادات پرسیدم: آیا در نظر دارید بگین را برای آغاز مذاکرات صلح به قاهره دعوت کنید؟
سادات گفت : برای آغاز مذاکرات صلح بگین را به سینا دعوت خواهم کرد( صحرای سینا قسمتی از خاک اشغالی مصر بود و سادات با این پاسخ می خواست بگوید که سینا بخشی از خاک مصر است)
سوال دیگر من موضوع تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی بود که از نظر سادات از شرایط اصلی برقراری صلح بود ، ولی بگین آن را ناممکن می دانست. از سوالات دیگر من از سادات این بود که بسیاری از اعراب از جمله مصریها این حرکت شما را خیانت به آرمان اعراب و فلسطینی ها به شما می آورند. آیا با این همه مخالفتها برجان خود بیمناک نیستید؟
سادات گفت : « چرا بترسم ؟ سرنوشت من در دست خداست و یک دقیقه پیش از این که او بخواهد کسی نمی تواند جان مرا بگیرد»
من دوبار دیگر نیز با سادات ملاقات کردم . آخرین ملاقات و مصاحبه ما در سفارت مصر در واشنگتن پس از امضای قرار داد« کمپ دیوید» بین او و بگین صورت گرفت. امضای قرار داد کمپ دیویدکشور های عرب را علیه سادات بر انگیخته و موجب انزوا ی مصر در دنیای عرب و اخراج این کشور از اتحادیه عرب شده بود. در سفارت مصر فضای غم انگیزی حکمفرما بود، ولی سادات به درستی کار خود اعتقاد داشت و به آینده امیدوار بود.
انور سادات در اکتوبر سال 1981 در جریان یک سان ورژه نظامی به دست یک افسر جوان مصری به قتل رسید . من برای گزارش مراسم تشییع جنازه او به قاهره رفتم. سه تن از روسای جمهور پیشین آمریکا، کارتر وفورد ونیکسون در این مراسم حضور داشتند، ولی از سلاطین و رهبران کشور های عرب هیچ کس در این مراسم حضور نداشت. خیابان های قاهره هم خالی از جمعیت بود. من نمی دانم مردم از ترس در خانه مانده بودند یا مانند قاتل سادات او را خاین می پنداشتند.
پس از انجام مراسم تشییع جنازه ، برای تسلیت و ابراز همدردی به جهان سادات همسر سادات به دیدن او رفتم . جهان سادات که قبلا هم او را دیده بودم مرا در آغوش گرفت و در حالی که اشکهایش را پاک می کرد گفت : « باربارا من گاهی به تو حسودی می کردم. انور خیلی تو را دوست داشت» این یکی از بهترین کمپلیمان هایی بود که در عمرم شنیده ام.
جهان سادات سه ماه پس از قتل شوهرش در یک مصاحبه اختصاصی به من گفت که « من همیشه نسبت به جان او بیمناک بودم. آن روز وقتی برای مراسم سان رژه می رفت از او خواستم جلیقه ضد گلوله اش را بپوشد . قبول نکردو گفت: « هروقت خدا خواست جان مرا بگیرد خواهد گرفت.» جهان سادات در همین مصاحبه گفت سادات مرگ خود را پیش بینی می کرد و چند روز قبل از این واقعه به پسرش جمال که عازم سفری به آمریکا بود گفت: « جمال ممکن است من دیر یا زود از این دنیا بروم… مادرت را به دست تو می سپارم.» Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: