در عصر نان خوردن به نرخ روز و لباس پوشیدن به رنگ روز

شمار ه (237) چهارشنبه ( 7) اسد ( 1394) / (29) جولای ( 2015)

کوه بچه
هر مرحله از تاریخ ویژگی خود را دارد که متناسب به آن جریانات سیاسی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی با شعار های همان روز در جاده زمان حرکت میکند.
در دوران استبداد، مشروطیت شعار جذاب بود، در دوره جهان دو قطبی راه رشد سرمایه داری یا غیر سرمایه داری و بازار آزاد یا تقویه سکتور دولتی شعار های جوان پسند بودند، این شعار ها از دهه چهل تا سقوط حکومت نجیب روشنفکران چپ و راست و میانه را به دنبال خود کشاند، در دوره طالبان شعار امت مسلمه از افریقا تا شرق میانه و پاکستان پای تندروان را به محور امارت اسلامی کشاند و حتا اسامه بن لادن به ملاعمر بیعت کرد، اما پس از سقوط طالبان در وجود اختلاط و ائتلاف کاذبی از نیروهای چپ و راست و میانه و افراطی و تفریطی قانون اساسی در افغانستان به تصویب رسید که از نظر حقوق و آزادی های مدنی مردم و اساسات تفکیک قوای ثلاثه نظام یکی از بهترین قوانین اساسی افغانستان میباشد؛ اما تراژیدی بزرگ این دوره آن بود که از اداره مؤقت تا کنون سازندگان و گردانندگان نظام و حتا تصویب کنندگان در بسیاری موارد به آنچه خود تصویب کرده و یا در روایات رسمی و شفاهی ابراز میدارند مقید نیستند و در بسا حالات آنانیکه چرخه های نظام را بدست دارند خود را مقید به رعایت و پابندی احکام قانون اساسی نشان نمیدهند.
در دوره حکومت های مؤقت، انتقالی و دو دوره انتخابی خط اصلاح طلب، محافظه کار و تندرو در دولت قصداً مشخص نشد و همه تحت یک چتر و یک رهبری به شیوۀ تائیدی (تو هم راست میگویی-تو هم راست میگویی) جمع نگهداشته شدند. ثبت تعداد کثیری از احزاب در وزارت عدلیه با پیشوند یا پسوند دموکراسی، اسلامی، مردمی، وحدت، اتحاد و غیره، عدم رعایت احترام به تصامیم پارلمان از طرف حکومت، عدم رعایت تفکیک قوای ثلاثه، رهبری ادارات سرپرست بدون تصویب پارلمان، تدویر رسواترین انتخابات ریاست جمهوری جهان در افغانستان، عدم تعریف متحد و مخالف و دوست و دشمن در سطح ملی و بین المللی، یکه تازی و قانون شکنی رهبران، تقسیم قدرت به شکل میراثی میان نیروهای دور میز به شکل غنیمت، نبود دیدگاه واحد در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی پیامد های وحشتناکی را برای افغانستان به ارمغان آورد.
نشستن چهره هایی با دیدگاه های دیوبندی، جامعه الازهر، مائویست، سویتست دیروز، پیروان خط امام، سیکولار، فعالان مدنی، طالبان باز نشسته، کسانیکه حملات انتحاری را از نظر شرعی رد نمیکنند، نظامیان، احزاب فاشیست، سکتریست، بنیادگرا و میانه رو در اطراف آقای کرزی برای موصوف این غرور کاذب را بخشید که گویا در محوریت ملت واحد قرار گرفته و در مرکزیت سیاست رهبری اداره آن جهان از هند سیکولار تا پاکستان بنیادگرا، تا چین کمونیست، روسیه و ایران ضد امریکا، امریکای ضد ایران، حکومت بنیادگرای سعودی، ترکیه اخوانی، انگلستان سلطنتی، فرانسه میراث دار ژاکوبن ها و بوربن ها و آلمان و ایتالیا و جاپان و… سر تعظیم فرو آورده در ائتلاف جهانی از وی فتوا میگیرند. غافل از آنکه در این محوریت غیر متجانس در سطح ملی و بین المللی هرکس برای مطلب خود دلبری میکرد.
بنیادگرایان رهبری نظام را به گروگان گرفتند، طالبان خود را از سطح یک گروه شورشی تا نیروی موازی نظام در سطح جهان ارتقا بخشیدند، رابطه برادرانه اقوام به تیره گی کشید و ماشین دولت به وسیله سود جویی و زر اندوزی افراد و اشخاص مبدل گردیده به اصطلاح اشپلاق چور زده شد. در سطح جهانی یکطرف از آخوند های ایران بکس های پول گرفته شد و از طرف دیگر به دهان مردم در داخل بخاطر گفتن کلمه دانشگاه سنگ چکیده شد، با پاکستان در برابر یکهزار راکت خموشی اختیار شد و قرارگاه های دهشت افگنان در خارج مرز و در پاکستان قلمداد شد اما هنگامی که امریکا خواست بر مراکز دهشت افگنان در پاکستان حمله کند رییس جمهور اظهار داشت که او در کنار مردم پاکستان قرار خواهد گرفت. در رابطه با سیاست خارجی با امریکا با بوش رفاقت با اوباما مخالفت، با کرستال و خلیلزاد دوستی و با هولبروک دشمنی آن هم به شکل شخصی در پیش گرفته شد و با رهایی گروهی طالبان از زندان ها و سر صدای مخالفت با عملیات شبانه و بمباران هوایی فضای سیاسی برای سربلند کردن دوباره طالبان آماده شد، در حالیکه طالبی را که حکومت ملا برادر خود میخواند حاضر نشد با هیئت اعزامی دولت در پاکستان حتا مصافحه کند و همان طالبانی که با برادر خواندن آنان روحیه و مورال قوای مسلح در هم شکسته بود یکی دکاندار کویته بر آمد و دیگری از طریق پاکستان و چین و امارات و غرب وارد معامله و مصالحه شدند که نجار دولت پشت دروازه مذاکرات ماند.
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری کمیسیون انتخابات طوری تشکیل شد که آخرین میخ را بر تابوت دموکراسی در افغانستان کوفت و با تشکیل حکومت وحدت ملی بدون اعلان نتایج انتخابات و در خلای قانون اساسی عملاً قدرت را میان نیروهای مسلح داخلی تقسیم کرد. با گزافه هایی چون هفت میوه خوردن پس از 2014، علف خوردن و دفاع از وطن کشور طوری به ورطۀ هولناک قرار داده شد که پاکستان اکنون از جنوب به خاک افغانستان پیشروی مینماید، دهشت افگنان شمال را تخته خیز و مجمر آتش مبدل کرده اند، ایران طالبان را به آغوش میکشد و در شرق افغانستان بیرق های سفید به سیاه مبدل میشود اما در کادر دولت افغانستان کسی نیست که از گلویش آتش حب وطن و دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ملی برون آمده و دشمن را بجایش بنشاند و همگی مصروف خنجر زدن از عقب به نیروهای مسلح میباشند.
یکی از دلایل عمده عدم کارآیی دستگاه حاکم آنست که تیم ها بر اساس برنامه ها و وجوه مشترکات مرامی تشکیل نشده، بنابران پس از به قدرت رسیدن و یا در قدرت شامل شدن اولین زورآزمایی تضعیف کننده این اتحاد ها با به جان هم افتادن به نمایش گذاشته میشود و رهبران و سرکردگان تیم ها چه بسا به سان معامله گران بازار اسعار کسانی را که به قیمت بلند خریده اند در مواردی به بهای ارزان از دست میدهند و افرادی را که به بهای ارزان خریده اند در جایگاه بلند قرار میدهند.
روشنفکر، شبه روشنفکر و کهنه روشنفکر افغانستان اکنون فقط یک نقطه ضعف و پاشنه آشیل مشترک دارد که برای آنان به هر قیمت و به هر شرط رسیدن به قدرت و ماندن در دولت هدف غایی و نهایی میباشد. اینجا دیگر سخن از مکتب های سیاسی و برنامه های کاری و اهداف برنامه یی لیبرال، محافظه کار، رادیکال و غیره مطرح نیست و این روشنفکر حاضر است همه کتابهای مکاتب سیاسی و شعار های متفکران را به قیمت کاردار شدن درکدام سفارت بسوزاند و نابود کند.
در آمد و شد چند مرکزی که محل تلاقی و ملاقی این بیزنس مینان و جهیز گران سیاسی میباشد هیچ مرد متفکری را به صفت راوی و منادی کدام مکتب تفکر نمیتوان دید که بر مسند و صدر مجالس تکیه زده باشد و اکثر شان کسانی اند که به غیر از بازی های عرفی به قول معروف گپ دادن آدم ها و به جان زدن حریف ها حتا توان چند دقیقه صحبت پیرامون اوضاع نظامی سیاسی کشور را ندارند.
اگر دیروز ما را سیاست های دیکته و فرمایشات و اقتباس های سیاسی کتابی برباد داد امروز کشور در رهن روزمره گی کسانی میباشد که در اتاق شان یک الماری مخصوص دارند که در آن یک پکول، یک کلاه پیک، یک لنگته و پیراهن و تنبان گیبی، یک چپن یا جیلک، یک نکتایی و یک دست دریشی لوکس را همزمان نگهداری مینمایند و مطابق رنگ روز و ایجاب آب و هوای سیاسی هر روز آن را به بر کرده در برابر مردم عشوه و کرشمه مینمایند.Ÿ
واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
وای وای از دست سرافان گوهر ناشناس
هر زمان خر مُهره را به دُر برابر میکنند

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s