لیلی انور: خیام و مولانا با یک سوءتفاهم به جهانیان شناسانده شده‌اند

شماره (238) چهارشنبه (14) اسد (1394) / (5) اگست (2015)

خیام-مولانا

دکتر لیلی انور دانشیار و رییس بخش زبان و ادبیات فارسی در مؤسسه ملی تمدن های شرق پاریس که در دوره بیست و یکم جایزه جهانی کتاب با کتاب نغمه پرندگان (منطق الطیر) عطار عنوان برگزیده این جایزه را از خود کرد به سوالات علی دهباشی سردبیر مجله بخارا پاسخ های دلچسپی داده که توجه خوانندگان را به بخشی از آن جلب میکنیم:

***

اگر بخواهیم دو شکل متفاوت و مقابل هم در نوع ترجمه در نظر بگیریم؛ یکی تجربه ترجمه شعر کلاسیک فیتز جرآلد از خیام است که موفق ترین ترجمه خیام در جهان می‌باشد و در واقع خیام با این ترجمه به جهان شناسانده شده است، در حالی‌که این خیام، خیامی که ما می‌شناسیم نیست، بلکه استنباطی از شعر خیام است، تجربه‌ای هم ترجمه فوشه کور است که ایشان ۲۰ سال با دقت و وسواس تمام حافظ را ترجمه کرده‌اند، ولی شما می‌گویید که منتقل کننده فضای عرفانی و موسیقایی حافظ نیست، نتیجه می‌گیریم که شما به ترجمه آزاد معتقدید، در این مورد کمی برایمان توضیح دهید.

خیر. من سعی کردم ترجمه ای بینابین داشته باشم و از ترجمه‌های آقای فوشه کور خیلی استفاده کردم، برای اینکه بدانم چه کاری باید بکنم و یا نکنم تا اصل شعر بهتر و بیشتر منتقل شود، و به خودم به هیچ عنوان این اجازه را نمی‌دهم و نخواهم داد که شعری را بخوانم و در ترجمه از خودم شعری بگویم که تنها شمه‌ای از شعر اصلی داشته باشد.
شما دو نقطه کاملاً مقابل را گرفته‌اید، فیتز جرآلد خودش شاعر بود و فرقش در همینجاست، او قبل از اینکه رباعیات خیام را کشف کند، جزو شاعر‌های دست سوم، چهارم دوره ویکتورین بود و در دانشگاه آکسفورد یا کمبریج هم کمی فارسی خوانده بود، بعد از خواندن رباعیات خیام، تخیل شاعرانه‌اش شعله ور می‌شود و چون فارسی خیلی خوبی هم نداشت، من مطمئن نیستم به قدر کافی رباعیات را متوجه شده باشد و برعکس آقای فوشه کور تحقیقی نکرده است، در واقع در قرن ۱۹ام کسی چیزی از خیام نمی‌دانست که او بخواهد در موردش تحقیق کند، به عنوان یک شاعر به آثار خیام نگاه کرده و از آنها الهام گرفته است، در حالی‌که آقای فوشه کور به عنوان استاد دانشگاه این اشعار را بررسی و در موردشان بسیار تحقیق کرده است، به نظر من این دو ترجمه کاملاً دو نقطه مقابل هم هستند و من سعی می‌کنم تا جایی که توانایی دارم ترجمه ای کامل ما بین این دو شیوه ارائه دهم، در حالی‌که خیلی وقت‌ها که ترجمه‌های خودم را می‌خوانم از کارم حس رضایت ندارم، البته این خاصیت ترجمه است و اگر کسی صد درصد از ترجمه خودش راضی باشد، این علامت بدیست و معنایش این است که شخص حس قضاوت خودش را از دست داده است.
تاریخچه ترجمه فیتز جرآلد داستان‌های زیبایی دارد و نامه‌هایی که او همزمان با ترجمه اش نوشته است، خواندنیست و به نظرمن نامه‌ها از خود ترجمه شیرین ترند؛ مثلاً در یکی از نامه‌ها فیتز جرآلد از یکی از دوستانش که به ایران (پرشیا) آمده بود، می‌خواهد که اگر شعر و نسخه خطی جالبی پیدا کرد، برایش بفرستد، دوستش برایش یک نسخه از رباعیات خیام پیدا می‌کند و می‌فرستد، از آن بسته و کتاب بوی عطری به مشام می‌رسید که خود فیتز جرآلد معتقد است عطر مشک بود، چون در ایام قدیم معمولاً برای اینکه بوی بد چرم را از بین ببرند از مشک استفاده می‌کردند و همچنان در مراکش هم برای از بین بردن بوی بد چرم از مشک نباتی استفاده می‌کنند، فیتز جرآلد به دوستش نامه ای می‌نویسد و می‌گوید عطر خوش کتاب مرا مست کرد و از همین عطری که به مشامم خورد شم شاعرانه من بیدار شد، بعد شروع می‌کند به خواندن کتاب و منقلب می‌شود و می‌گوید من باید این شعرها را به طریقی ترجمه کنم که خواننده بفهمد خیام چه شاعر بزرگیست، برای همین آن را به صورت شعر ترجمه می‌کند، ولی وقتی می‌خواهیم ترجمه‌هایش را با رباعیات خیام تطبیق بدهیم خیلی‌ها را در ترجمه‌های او پیدا نمی‌کنیم.
در حال حاضر هم در آمریکا کورمن باکس این اجازه را به خودش می‌دهد که آثار مولانا را به این شکل ترجمه کند. البته به نظر نباید اسم این کار را ترجمه گذاشت، در واقع این کار نوعی اقتباس است که تنها از اصل اثر الهاماتی گرفته می‌شود و بقیه کار، ساخته ذهن اقتباس کننده و یا به اصطلاح مترجم است. کورمن باکس کاملاً از آثار مولانا اقتباس کرده است و نمی‌توان حتی یک بیت از اشعار مولانا را با ترجمه کورمن باکس تطبیق داد.
فیتز جرآلد مدعی است که خیام را ترجمه کرده است، ولی در واقع اینطور نیست، هرچند خواندن اقتباسش به انگلیسی بسیار لذت بخش است، ولی اصلاً نباید انتظار داشته باشید که در این اثر عمر خیام بخوانید، در واقع خیام با یک سوتفاهم به جهانیان شناسانده شده است، این در مورد مولانا هم صادق است، زیرا در آمریکا همه اقتباس‌های کورمن باکس از مولانا مورد استقبال واقع شده است در حالیکه ترجمه او شمه ای از مولوی دارد ولی مولوی نیست.
روش فیتز جرآلد این بود که از شعرها الهام می‌گرفت وبعضاً از چند رباعی یک شعر کامل ساخته است، مثلاً یک شعری در ترجمه‌هایش هست به نام «کوزه نامه»، که در آن تمام رباعیاتی که در آنها به کوزه و کارگاه کوزه گری و … اشاره شده بود، آورده و آن‌ها را تبدیل به قصه ای کرده است که فردی به کارگاه کوزه گری می‌رود و با کوزه‌ها حرف می‌زند و … و یک شعر کامل و یکدستی ساخته است که فرم انگلیسی دقیقی دارد، یعنی وزن و قافیه دارد، ولی اصلاً رباعی نیست چون مهمترین ویژگی رباعی کوتاه بودنش است، اما اسمش را گذاشته است رباعیات!
آقای فوشه کور منتقل کننده حس شاعرانه و یا موسیقی شعر نیست، اما منتقل کننده درجه یک معنی شعر است، ولی مشکل اینجاست که در شعر معنی فقط در معنی کردن نیست. اگرمن برای شما شعری فارسی را به فارسی معنی کنم هرچند معنی آن را به شما گفته ام، ولی باز هم بخشی از معنا در موسیقی و حس شاعرانه نهفته می‌ماند، مثلاً مصرع «در چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد» که مصرعی سورئالیستی از مولاناست و تنها با معنی کردن همه مفهوم منتقل نمی‌شود.
یکی از تجربیات جالبی که من داشتم، این است که اول برای فرانسوی‌ها ترجمه شعر فارسی را به فرانسه می‌خوانم و بعد اصل شعر را به فارسی می‌خوانم، آنها به شدت از این کار لذت می‌برند و می‌گویند باز هم بخوان. من از آقای فوشه کور دقت را یاد گرفتم، و اینکه خیلی باید به ساختار زبانی و معانی تحت الفظی شعر توجه کرد و مترجم باید تا نهایت معنی شعر را بفهمد، اگر جایی معنی به ذهنش نمی‌رسد دلیلش این نیست که شاعر بد شعر گفته است، بلکه دلیلش این است که ما نفهمیده ایم و نباید هیچ وقت این اجازه را به خود بدهیم که بگوییم شاعر این بیت یا مصراع را برای قافیه دار شدن شعر آورده است و معنایی پشت آن نیست، البته مولانا گاهی در شعرهایش این کار را می‌کند که در فرانسه به آن «اجازه شاعرانه» می‌گویند، ولی شعر حافظ اصلاً از موارد ندارد.Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: