باغبـــــــان -44

شماره (239) چهارشنبه (21) اسد (1394) / (12) اگست (2015)

باغبان44
اثر رابندرنات تاگور
ترجمۀ عبدالرحمان پژواک
نقاشی اسراییل رویا

۴۴
ای روحانی مقدس! برین جفت گناهکار ببخشای. امروز بادهای بهاری در گردابهای وحشی سیر میکنند و گردها و برگهای مرده را یکسو میزنند. درسهای تو نیز با آن از بین میروند.
ای پدر مگوی که زندگی فانیست، زیرا که ما با مرگ متارکه کرده و از او مهلت گرفته ایم و چند ساعت گرامی خویشتن را جاوید ساخته ایم.
اگر قشون شاهی بر ما فرو ریزد، سر خود را به حزن حرکت خواهیم داد و خواهیم گفت: برادران میخواهید ما را آزاد کنید. اگر براستی نمیتوانید ازین بازی خطرناک روگردان شوید، بروید و سلاح تان را جای دیگر بکار اندازید، زیرا تنها برای چند لمحۀ زودگذر به مرگ تسلیم نمیشویم. خویشتن را جاوید ساخته ایم.
اگر هجومی از مردمان که از راه دوستی آمده اند بر ما فرو ریزد و اطراف ما را گیرد، به ایشان تعظیم خواهیم کرد و خواهیم گفت: این خوشبختی فراوان برای ما پریشانی و اضطرار است. در آسمان بیکرانی که ما زندگی میکنیم جای تنگ است. در بهاران گلها زیاد میشوند و بالهای زنبوران عسل بهم میخورند. آسمان ما، جایی که تنها ما دو کس جاوید زندگی میکنیم، خیلی تنگ است.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: