لیلی انور: خیام و مولانا با یک سوءتفاهم به جهانیان شناســــانده شده اند – 2

شماره (239) چهارشنبه (21) اسد (1394) / (12) اگست (2015)

خیام-مولانا

با توجه به اینکه سیمرغ پرنده افسانه ای فارسی زبانان است، شما چگونه توانستید آن را به مخاطب فرانسوی زبان بشناسانید؟
مطمئن نیستم که حتی فارسی زبانها هم بدرستی بدانند سیمرغ کیست و یا معنایش چیست!؟ این را هدهد منطق الطیر که سمبل خود عطار است می‌گوید : مجمعی کردند مرغان جهان / آنچه بودند آشکارا و نهان / جمله گفتند این زمان در روزگار/ نیست خالی هیچ شهر از شهریار / چون بود کاقلیم ما را شاه نیست؟ / بیش از بی شاه بودن راه نیست / یکدگر را شاید ار یاری کنیم / پادشاهی را طلبکاری کنیم / زانکه چون کشور بود بی پادشاه / نظم و ترتیبی نماند در سپاه / پس همه با جایگاهی آمدند / سر به سر جویای شاهی آمدند … . سپس هدهد می‌آید و مرغان به هدهد می‌گویند ما به دنبال یک پادشاه هستیم و اصلاً نمی‌دانند پادشاهشان کیست وهدهد در جواب می‌گوید :هست ما را پادشاهی بی خلاف / در پس کوهی که هست آن کوه قاف /نام او سیمرغ سلطان طیور/ او به ما نزدیک و ما زو دور دور / در حریم عزتست آرام او/ نیست حد هر زفانی نام او / صد هزاران پرده دارد بیشتر / هم ز نور و هم ز ظلمت پیش در / در دو عالم نیست کس را زهره ای / کو تواند یافت از وی بهره ای … .
در چندین جا عطار از زبان هدهد اشاره‌های مهمی به سیمرغ و زیبایی اش، اینکه کجا نشسته است و چگونه می‌توان به سمت او رفت و بیشتر از همه اینکه چه پرده‌هایی بر چهره سیمرغ هست، اشاره می‌کند و وقتی هدهد یا همان عطار اینها را به ما می‌گوید معنیش این است که با اینکه فارسی زبان‌ها کلمه سیمرغ به گوششان آشناست، ولی سیمرغ را بیشتر از بقیه نمی‌شناسند و درواقع هدف این کتاب این است که به ما بگوید سیمرغ کیست و چیست!؟ عطار مترجم زبان پرنده‌هاست تا به ما بگوید سیمرغ کیست!؟ شاید فرانسوی‌ها کمی کمتر از… از سیمرغ بدانند، ولی توضیحاتی که عطار می‌دهد همانقدر برای آنها نوآورو قابل فهم است که برای…
یکی از دشواری‌های ترجمه متن و شعر عاشقانه فارسی به زبان‌های دیگر این است که در فارسی مؤنث و مذکر نداریم و معشوق، دوست، یار و … را هم می‌توانیم به زن بگوییم و هم به مرد که این خودش باعث جنگ و جدال‌هایی بین افراد بر سر جنسیت شخصیت‌های متون و شعرهاست، در حالیکه به عقیده من کسی که به دنبال این تفکیک‌هاست اصلاً نمی‌داند معنی شعر عاشقانه فارسی چیست!؟ این عدم تشخیص مذکر یا مؤنث بود، حتی در استعاره‌ها هم هست، مثلاً استعاره‌های زیبایی اصلاً مشخص نیست مگر اینکه به طور جدا در مورد ویژگی‌های بدنی خاص زنانه حرف یزند و یا درقسمت‌هایی مستقیماً به اسم شخص اشاره کند، ولی در غزل قاعدتاً اسم نمی‌آید و وقتی که می‌گویند سرو سهی، چشم نرگس، یاقوت لب، زنخدان و… همگی همان قدر در مورد زیبایی زن استفاده می‌شود که درباره زیبایی مرد. و چیزی که اینها را تصدیق می‌کند مثنوی‌هایی است که در آنها اسم افراد آمده است، مثلاً عطار زیبایی دختر ترسا را با همان استعاره‌هایی توصیف می‌کند که زیبایی پسر پادشاه را توصیف می‌کند، در مینیاتور‌ها هم اگر دقت کنید گاهی مرد و زن را نمی‌توان تشخیص داد و همگی حجاب دارند، دربعضی تصاویر حتی مردها هم برقع دارند، در شعر فارسی وقتی از معشوق حرف زده می‌شود مذکر و یا مؤنث بودن مطرح نیست و این خودش قدرت شعر فارسیست که عشق را از قضایای جنسیتی و دنیوی خارج می‌کند، شاید همیشه معشوق‌ها عرفانی نباشد، ولی به عقیده من زمینی هم نیستند بلکه شاعرانه اند.
چون زبان فرانسه همه چیز مؤنث و مذکر است باید در ترجمه حتماً یکی را انتخاب کرد و من وقتی به کلمه «سیمرغ» رسیدم با این دو راهی مواجه شدم.‌هانری کوربن در ترجمه عقل سرخ و دیگر آثار سهروردی همواره از لفظ مؤنث برای سیمرغ استفاده می‌کند و برای این کار دو دلیل محکم دارد؛ یکی این که نام سیمرغ در اوستا آمده است و در آن زمان زبان فارسی مؤنث و مذکر را تفکیک می‌کرد، سیمرغ در آنجا با واژه مؤنث آمده است و حالت پرنده مادر را دارد، بازتاب این حالت رادر شاهنامه می‌بینیم که سیمرغ تخم می‌گذارد، بچه دارد و زال را با بچه‌های خودش بزرگ می‌کند، دیگر اینکه سهروردی بخش زیادی از آثارش را به عربی نوشته است و در عربی برای سیمرغ واژه «عنقا» را به کار می‌برد که این واژه مؤنث است.
توفیق سبحانی
توفیق سبحانی مولوی پژوه
در منطق الطیر یکی از عمیق ترین، طولانی ترین و مهمترین داستان‌ها، داستان «شیخ صنعان» است که عاشق دختر ترسا شده بود، وقتی این داستان را با دقت می‌خوانیم می‌بینیم که دختر ترسا چهره ای از سیمرغ است و عطار استعاره‌های مشترکی برای این دو به کار برده است در ضمن سیمرغ در اوستا پرنده ای خورشیدی و موبوط به آفتاب است و خورشید در فرهنگ پیش از اسلام … یک نماد مؤنث مأب است، در واقع سیمرغ جنبه مؤنث قوی تری نسبت به جنبه مذکر دارد، ولی اگر سیمرغ سمبل حق یکتاست هم مؤنث است، هم مذکر و هم فرای مؤنث و مذکر، ولی چهره ای از او که بیشتر قابل دیدن است، جنبه مؤنث قوی تری دارد. بهرحال من تصمیم گرفتم که برعکس بیشتر مترجمانی که سیمرغ را به فرانسه و انگلیسی، مذکر ترجمه کرده اند، آن را مؤنث ترجمه کنم.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: