راه دشوار آزادی

خاطرات نلسون ماندلا

mandela

شماره(244) ارمغان ملی چهارشنبه 25 سنبله 1394 / 16 سپتمبر2015

ترجمه: مهوش غلامی

18

فورت هير مانند ديري جدا از دنيا بود، اما در عين حال ما مشتاق اخبار جنگ جهاني دوم بوديم و پيش رفت جنگ را زير نظر داشتم . من نيز مانند بسياري از هم كلاسي هاي خود از حاميان سرسخت انگليس بودم ووقتي فهميدم قرار است در مراسم پايان سال تحصيلي «يان اسمتس» نخست وزير سابق ما و مدافع بزرگ انگليس در آفريقا جنوبي سخنراني كند، بشدت هيجان زده شدم. اين افتخاري بزرگ براي فورت هير بود كه ميزبان مردي باشد كه به عنوان يك سياستمدار جهاني مورد تاييد بود. اسمتس كه در آن زمان معاون نخست وزير بود ضمن سفر به اطراف كشور طرح اعلان جنگ دادن به آلمان را تبليغ مي كرد، در حالي كه «جي.بي.هرتزوگ» نخست وزير از بيطرفي حمايت مي كرد. من بشدت كنجكاو بودم تاببينم يك رهبر جهاني مثل اسمتس از نزديك چگونه است.
در حالي كه هر تزوگ سه سال قبل رهبري حركتي در جهت حذف كردن آخرين راي دهندگان آفريقايي از فهرست راي دهندگان عمومي در كيپ را بر عهده گرفته بود ، از نظر من اسمتس چهره اي دلسوز و غمخوار بود . من بيشتر به اين موضوع اهميت مي دادم كه او در امر تاسيس جامعه ملل كمك كرده و مروج آزادي در سراسر جهان بوده و اين مساله براي من مهم نبود كه او از كساني است كه آزادي را در داخل كشور از بين برده است.
اسمتس دوباره اهميت حمايت از انگليس در مقابله با آلمان سخن گفت و اين ايده را مورد تاكيد قرار داد كه انگليس نيز خواهان همان ارزشهاي غربي است كه ما مردم آفريقا ي جنوبي خواهان آن هستيم. به خاطر مي آورد كه لهجه انگليسي اونيز مثل من ضعيف بود ! من همراه با ساير همكلاسي هاي خود از صميم قلب براي او دست زدم و خواسته او براي مبارزه در راه آزادي اروپا را مورد تاييد قرار دادم و اين نكته را فراموش كردم كه ما اينجا در سر زمين خود از آزادي محروم هستيم.
اسمتس در فورت هير براي افرادي وعظ و سخنراني مي كرد كه كيش خود را تغيير داده بودند . هرشب سر پرست كليساي وسلي به بررسي او ضاع نظامي در اروپا مي پرداخت و هر شب ما دور يك راديوي قديمي حلقه مي زديم و به بي بي سي كه سخنراني هاي مهيج وينستون چرچيل را پخش مي كرد، گوش مي داديم. اما با و جودي كه ما از موضعگيري اسمتس حمايت مي كرديم ، اما اين باز ديد او از فورت هير بحث هاي زيادي راه انداخت.
در يكي از جلسات يكي از هم دوره اي هاي من كه « نياتي خو نجيسا » نام داشت و شا گرد فوق العاده با هوش بود ، او را نژادپرست ناميد و محكوم كرد . او گفت ، صرف نظر از اختلافات موجود ميان « بوئر » و انگليس، اين دو گروه سفيد پوست باهم متحد مي شوندتا با تهديدي كه از جانب سياهان متوجه آنها ست مقابله كنند . ديدگاهها و نظرات « خونجيسا » مارا شوكه كرد . اين نظر ها به شكل خطر ناكي راديكالي و تندرو نظر مي رسيد . يكي از همكلاسي ها در گوش من زمزمه كرد كه نياتي از اعضا ي كنگره ملي آفريقاست . من دورادور نام اين سازمان را شنيده بودم ، اما چيز زيادي درباره آن نمي دانستم به دنبال اعلان جنگ آفريقاي جنوبي عليه آلمان ، هر تزوگ استعفا كرد و اسمتس نخست وزير شد.Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: