گریه بر فابریکه های ویران افغانستان – 8

شماره ( 247) چهارشنبه ( 15) میزان ( 1394) / ( 7) اکتوبر ( 2015)

17032011255

صنعت بافندگي:
فابريكه جراب بافي:
فابريكه جراب و بنيان بافي در قوس 1309 در مركز تاسيس گرديد و با داشتن 149 پايه ماشين جراب ، ده پايه ماشين بنيان بافي و 6 پايه ماشين دوخت و باز كردن نخ، اقسام جراب، بنيان، جاكت و غيره را توليد مينمود. ولي متاسفانه بعدا مانند ساير موسسات مشابه آن به سقوط مواجه شد.
موسسه بافندگي فيروز:
اولين موسسه صنعتي اين بخش بافندگي فيروز است كه شكل لمتد داشته و در سال 1338 با سرمايه 450 هزار افغاني در كابل تاسيس شد و در سال 1355 به 1748.981 افغاني افزايش يافت. در همين مدت تعداد كارگران فابريكه نيز از هشت نفر به 33 نفر افزايش يافت كه از آنجمله 13 نفر اناث آن در ماشين هاي خياطي و 20 نفر ذكور در بخش بافندگي فعاليت داشتند. كه اندازه توليدات سالانه آن در ابتدا به 1570دانه جاكت ميرسيد. در سال 1340 به 2100 در سال 43 به 2081دانه افزايش يافته و در سال هاي بين 1345 و 1355 در حدود هشت هزار جاكت بافته شده است. اندازه اعظمي توليدات اين فابريكه در سال 1355 بوده و به 8447 دانه ميرسيد. اين فابريكه با ده پايه ماشين ساخت سويس فعاليت داشته و موادخام مورد ضرورت آن معمولا از كشور هاي جاپان، كوريا و ايران وارد ميشد.
موسسه توفيق:
موسسه ديگر اين بخش صنعتي توفيق است كه شكل خصوصي داشته و در سال 1335 بااستخدام ده نفر كارگر و داشتن ده پايه ماشين به سرمايه ابتدايي 350 هزار افغاني تاسيس گرديد كه در سال 1346 به بيش از يك ميليون و در سال 1355 به 2.3 ميليون افغاني افزايش يافت. اين موسسه داراي 26 پايه ماشين ساخت سويس و ايتاليا بوده و مواد خام مورد ضرورت را از خارج مخصوصا كشور هاي جاپان، كوريا و بعضا هند و ايران وارد مينمود. توليدات آن كه در سال او ل با مصرف 19 كيلو هون به 1117 دانه جاكت ميرسيد. در سال دوم به نسبت موجوديت بازار فروش به 3016 دانه ازدياد يافته و از آن ببعد نيز بصورت تدريجي افزايش يافت . در سالهاي 1350 اين موسسه باداشتن 54 نفر كارگر سالانه در حدود هجده هزار دانه جاكت را با مصرف بيش از يكهزار هون توليد مينمود.
حالانكه اين تعداد در سال 1356 با وجود تقليل در تعداد كارگران به بيش از 19 هزار دانه افزايش يافت و به اين ترتيب به حيث بزرگترين موسسه صنعتي جاكت بافي در كشور و حداقل از نظر توليد تبارز نمود.
موسسه ضميري:
بزرگترين فابريكه بنيان بافي كه در پلان سوم از طريق سرمايه گذاري خصوصي تاسيس گرديده موسسه ضميري ميباشد كه در سال 1345 با ظرفيت توليدي سالانه 5.2 هزار دانه جاكت و سرمايه 4.5 ميليون افغاني تاسيس گرديده بود. اندازه توليدات سالانه آن كه در سال اول فعاليت به 1912 دانه ميرسيد. در سال 1350 به 1413 دانه تنزيل و در سال 1352 با ر ديگر به 3007 و بالاخره در سال 1355 به 4588 دانه افزايش يافت. بايد گفت كه درين موسسه 25 پايه ماشين بافت، جاكت ساخت سويس و پنج پايه ماشين جراب بافي فعاليت داشته و مواد خام مورد ضرورت آن از جاپان تايوان و ايران وارد ميشود . تعدادكارگران آن كه در سال اول به 21 نفر ميرسيد در سال 1355 به 35 نفر افزايش يافته بود.
موسسه صنعتي مرادي:
موسسه صنعتي مرادي نيز براي همين منظور بشكل سهامي به سرمايه ابتدايي يك ميليون و دوصد و پنجاه هزار افغاني در سال 1346 تاسيس يافت. سرمايه آن در سال 1355 به 1.92 ميليون افغاني افزايش يافت. ظرفيت توليدي آن با مصرف 9 هزار كيلو گرام مواد خام سالانه به 17 هزار دانه جاكت ميرسد. اما بايد گفت كه در اكثر سالها از ظرفيت توليدي اين موسسه به حد اعظمي آن استفاده بعمل نيامده است. اندازه توليدات آن كه در سال اول به 830 دانه ميرسيد بعد از دو سال به 1326 دانه افزايش يافت . در حاليكه بعدا در اثر نرسيدن مواد خام محدوديت بازار فروش و ساير عوامل به 1100 دانه تنزيل و از سالهاي 1350 به بعد بار ديگر بصورت تدريجي افزايش يافته در سال 1356 از 12 هزار دانه تجاوز نمود.
موسسه صنعتي زمرد:
موسسه ديگر صنعتي اين بخش شركت سهامي زمرد است كه بتاريخ 7 حوت 1354 به فعاليت آغاز نمود و به سرمايه ابتدايي 9 ميليون افغاني تاسيس شده است . ماشين آلات بافندگي آن كه به پنج پايه ميرسد به قيمت دوميليون و چهل هزار افغاني از ايتاليا خريداري شده اند. تعداد كارگران اين موسسه نيز متحول بوده و مواد خام مورد ضرورت آن از خارج وارد ميشود.
به هر صورت عدم موجودیت بازارفروش وسيع و ثابت داخلي و خارجي ، اتكا بر مواد خام وارداتي و تحمل مشكلات تجارتي و بعضا ايجاد وقفه در رسيدن مواد خام توريد توليدات مشابه خارجي مخصوصا البسه مستعمل، قيمت بودن توليدات با ارتباط به پايين بودن سطح حيات مردم، ميسر نبودن سرمايه كافي و عدم موجوديت كارگران ماهر از پرابلمهاي عمده در زمينه انكشافات اين صنعت تلقي شده، امكانات پيشرفت اين صنعت را محدود نگهداشت. اين امر بشمول عدم موجوديت تنظيم و اداره موثر اين موسسات باعث ميگردد كه از ظرفيت توليدي آنها استفاده اعظمي بعمل آمده نتواند. همچنان چنانچه ملاحظه ميشود تمام اين موسسات در كابل موقعيت دارند. كه البته بر علاوه ساير عوامل موجوديت يك بازار نسبتا وسيع و مناسب فروش بشمول موقعيت شهر كابل بحيث مركز مواصلاتي و تجارتي كشور در مورد اين تمركز حايز اهميت پنداشته ميشوند.Ÿ
بقيه در آينده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: