تلاش های پژواک در سازمان ملل

شماره 250 چهارشنبه 6 عقرب 1394 / 28 اکتوبر 2015

image002

به بهانه سالروز ملل متحد
از کتاب خلاصه فصلی از سرگذشت یک افغان مهاجر
نوشته : عبدالرحمن پژواک

در سازمان ملل متحد
از احتمال بعيد نيست كه روزي حكومت پاكستان در تحت حكمراني ضيا الحق ويا شخص ديگري ولو بيشتر از ضياءالحق ويا اقلا كمتر از وي طرفدار (Favoritism) و در نتيجه تفرقه ميان تنظيم ها و احزاب پشاور نباشد، در اثر مجبوريت هاي ديگر به آنچه من به شاه نواز خان و صاحب زاده يعقوب خان گفتم ومي خواستم در صورت ميسر شدن ملاقات به ضياالحق بگويم سياست خود را تغيير بدهد. به ويژه اگر امريكا روزي ملتفت شود كه اين سياست موجب به هدر رفتن خون ميليونها شهيد و زخمي و همچنين به هدر رفتن معاونت هاي مبتني به امريكا خواهد شد. اينهم وا ضح است كه امريكا هميشه غافل مانده نمي تواند و نيز احتمال آن موجود شودكه تحولات و جريان ها در داخل و خارج امريكا را مجبور به التفات بسازد. اگر هيچيك اين احتمالات واقعا رو ندهد منتظر نتايج و خيمتر بايد بود كه ضرر آن بطور فوري متوجه ما افغان ها و در دور مدت متوجه پاكستان و امريكا نيز خواهد بود.
من از پاكستان به امريكا رفتم تا برخي از حقايق را به اشخاصي كه می شناختم ، بطور خاص اعضاي ملل متحد، رسانيده و نقايص ترتيب سياسي گفتگو هاي ژنو را بتوجه شان بر سانم البته تو ضيح و حالي ساختن اعضاي ملل متحد از آمال و حال انديشي سياسي پاكستان در نزد من حتمي و لازمي بود.
در ميان اعضاي ملل متحد حالي ساختن امريكايي ها از خطر هاي بزرگ سياست پاكستان بويژه با حمايت امريكا از آن سياست اهميت خاص داشت.
جين كرك پاتريك نماينده دايمي امريكا در ملل متحد بود . من او را نمي شناختم اما آنچه از اشخاص ثقه در باره اين خانم دانشمند شنيده بودم مرا اميد مي بخشيد كه ملاقات با وي بي ثمر نخواهد بود و در همه حال مفيداست.
با اين آرزو ها به ملل متحد رفتم .
در ملل متحدبا استفاده از حقوق خود كه زماني رييس اسامبله عمومي بودم موفق شدم در داخل عمارات يك كرسي براي من حفظ كنند ودر بيرون اتاق جلسات اسامبله عمومي در » لانج » نماينده گان آزادانه با نمايندگان كشور ها بنشينم و صحبت كنم. من ازين فر صت ها كوشش كردم استفاده نهايي كنم. در ميان نماينده گان با نماينده دايمي امريكا، هندوستان و ممالك عربي بويژه نماينده تونس به تكرار صحبت كردم.
در سازمان ملل متحد ملاقاتي با كور دويز كردم كه در آن شخصي بنام پيكونيز حاضر بود و از ملاقات براي او يادداشت ميگرفت ( اين شخص بعد از آن كه كور دويز به وزارت خارجه كشور خود منسوب گرديد بحيث نماينده خاص سكرتر ژنرال در امور متعلق به افغانستان بر گزيده شد و به معناي ديگر به مقام كور دو يز نايل شد.)
درين ملاقات جريان رفتن خود را به پاكستان به اطلاع او رسانيدم و آنچه به حكومت پاكستا ن گفته بودم آنرا نيز شرح دادم. بيشتر از همه چيز بر موضوع پاليسی پاكستان و خطرات ناشي از ترجيح دادن يك گروه بر گروه هاي ديگر، تاريخچه مناسبات افغانستان و پاكستان و مطامع و اغراض سياسي پاكستان صحبت نمودم ونيز از عدم اشتراك افغانهادر گفتگو هاي ژنو شكايت كردم . صحبت من چندان خوشش نيامد. مخصوصا تذكر اينكه نتيجه گفتگو هاي ژنو عملا مثمر نخواهد بود او را متاثر ساخت. در جواب به من گفت كه نظريات من از آنچه از افغانها ديگر شنيده است فرق دارد. من به او توضيح كردم كه ديگران به ميل او شايد صحبت كرده اند و من منافع ملي افغانستان را مي خواهم حفظ شود و حقايق را اگر چه تلخ باشد بايد بگويم.
در ملاقات با سفير هندوستان نيز همه موضوعات را شرح كردم و ضمنا از وضع حكومت هند شكايت كردم . از من پرسيد كه آيا به وزارت خارجه یا صدر اعظم مراجعه كردم. گفتم نه، گفت در آنصورت شايد مقامات حكومتي از ورود من به دهلي واقف نشده اند. من با خنده به او گفتم كه اگر خبر نمي بودند در آنصورت امر آنهمه مراقبت و سختگيري را صادر نمي كردند. ظاهرا اظهار تاسف نمود. پاليسي حكومت هند در آنوقت و بعد از آن و مناسبات با روسيه ورژيم كابل به همه كس معلوم است و ضرورت به بيان ندارد.
در ملاقات با نماينده دايمي امريكا در ملل متحد نيز آنچه را به حكومت پاكستان گفته بودم وآرزو داشتم به شخص ضياالحق بگويم شرح دادم. جين كرك پاتريك در ختم ملاقات دو نفر مشاور خود را خواست و به آنها گفت نظريات مرا ياداشت كنند خودش از دفتر خود براي ملاقات ديگري بيرون رفت .
من بر مسوده تصميم نامه ايكه از طرف پاكستان تهيه شده بود وتحت بحث بود ده تعديل پيشنهاد كرده بودم و آنرا نيز به نمايندگان امريكا براي مطالعه و غورشان سپردم. عين كار را با نمايندگان دايمي چين و بعد از آن فرانسه و برتانيه كردم. در این وقت مسوده تصميم نامه در يك مجلس خاص كشور هاي آسيا و افريقا تحت بحث قرار مي گرفت. چون رفتن من به آن جلسه بدون دعوت پاكستان ممكن نبود (و پاكستان دعوت نداد) تعديل نامه ها را به جلالتماب سليم نماينده دايمي تونس سپردم و او وعده داد آن را به مجلس تقديم كند و خودش با آن موافقت كرد.
جلا لتماب سليم برادر خر دتر جلالتماب مرحوم منجي سليم است كه وقتي وزير خارجه تونس و نيز رييس اسامبله عمومي بود و از آزديخواهان فعال و معروف تونس در مقابل استعمار بود. اين دو برادر در ميان مردم خود به پاك نفسي و آزاديخواهي معروف و محبوب بودند، بنام برادران سليم نام نيك سياسي داشتند و شخصيت هاي مبارز ملي شمرده مي شدند. من از او خيلي ممنون هستم و اظهار امتنان كردم. بوعده خود وفا كرد. قراري كه آگاه شدم همه نمايندگان كشور هاي آسيا و افريقا از تعديل نامه ها پيشتيباني كردند اما تنها پاكستان مخالفت نمود و چون مصنف تصميم نامه بود البته رد و قبول پاكستان اهميت خاصي داشت. از طرف ديگر وقتي نماينده دايمي امريكا نطق خود را داير كرد شنيدم كه برخي از كلمات تعديل نامه را كه به مشاورين شان سپرده بودم بجاي كلمات پيشتر ( نطق هاي پيشتر ) استعمال كرد كه موجب پروردن اميد گرديد. ازين رو وضع شخصي و گوش شنواي جين كرك پاتريك قابل امتنان بود و من بعداز ختم نطق به كرسي او در اسامبله عمومي رفتم و از او تشكر كردم.
رويهمرفته فرصتي كه ميسر شد ظاهرا بقدري اميد بخش بود كه حتي درمن كه طبعا در هر خميري مويي مي يابم نوعي اميدواري كاذب توليد كرد و دقايقي هم در ظرف زمان اقامت نيويارك موجود بود كه خود را از خود را ضي مي يافتم . من در يافته ام كه انسان نبايد هرگز به تجارب خود غروري حس كند زيرا در همه حال بقدري نارسا خلق شده ايم كه امكان دارد ظواهر مارا فريب بدهد. اگر چنين شود آنوقت لازم است اين فريب خوردن رانيز از تجارب مهم خود بدانيم واز آن بياموزيم . وقتي كاذب بودن همه آن اميد ها بر من روشن شد بيشترمرا بدبين ساخت.
اسامبله عمومي ملل متحدسه ماه يا سه ماه و چند روز دوام مي كند. من يكي دو روزپيشتر از آغاز آن به نيويارك وارد شدم وتا آخر اسامبله ماندم. در اينجا وظيفه اخلاقي خود مي دانم تذكر بدهم كه در تمام مدت اقامت در نيويارك يك جوان نيك و طنخواه افغانستان ، جناب ننگيالي طرزي كه در دفتر كنفرانس اسلامي كار مي كرد از هيچگونه مهرباني با من دريغ نكرد. هروقت ضرورت ترتيبب ملاقات ويا كار ديگري مي داشتم با جبين فراخ و نهايت وضع دوستانه او را حاضرو آماده مي يافتم. اين وضع نيك او فراموش ناشدنيست. علاوه بر آن چون شخص متفكر است از مشوره او نيز مستفيد گرديدم. خداي بزرگ امثال او را زياد كند.
بعد از ختم اسامبله در اثر اميدواريی كه پيدا شده بود به لندن رفتم. در لندن بعد از فكر زياد لزوم گرد هم آمدن چند تن افغان صاحب نظر و روشن فكر مرا و ا داشت نامه اي به چند نفر بنويسم تا باهم نشسته و در پي تدابيري برخيزند كه خدمت موثري در راه استرداد آزادي و استقلال افغانستان شمرده شده بتواند. درين جمله دوكتور محمد يوسف خان، جناب صمد حامد، رشتيا، طبيبي و ديگر افغانها شامل بودند. از اكثر شان جواب مثبت گرفتم . ولي بعدها معلوم شد كه جناب عبدالصمد حامد بااشتراك چند شخص مخالف است و نامه اي متحد المال به افغانها نوشته و فرستاده است كه عاري از نكوهش اين اشخاص ( بشمول من) نبوده است. من يگانه افغان بودم كه از جناب شان جوابي مستقيم به عنوان خود نگرفتم. هرچند برخي اشخاص به من گفتند كه بايد به نامه او جواب بدهم من گفتم كه اين كار را نمي كنم و حقايق خود بخود آشكار خواهد شد. همان طور شد. بعد از مدت زيادي جناب حامد به نيويارك تشريف آوردند و اين در زمان سفردوم من به نيويارك بعد از اخراج توسط حكومت پاكستان بودو گفتند غلط فهمي شده بود و اكنون عفو مي خواهند. من گفتم من هرگز عفو خواستن را لازم نمي بينم مسأله را ناشده مي پنداريم . بعداز تبادل نظريات روابط دوستانه و برادرانه شد. پس از استفاده از صحبت وي وداع كرديم. چيزيكه واقع شد همان بود كه آن اجماع افغانها كه در نظر بود صورت نگرفت.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: