بایگانیِ فوریه 2016

آزادی بیان نمی میرد!

فوریه 27, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
با یورش استخباراتی «ای اس ای» از طریق طالبان نکتایی پوش ستون پنجم، ارزش های مندرج قانون اساسی در زمینه های آزادی بیان،حقوق مدنی شهروندان و ارزش های تفکیک قوای ثلاثه جدا در معرض خطر و بربادی قرار دارد. در یک خزان برگ ریزان از ترس وحشت یک گروه بربری ضد مدنیت و انسانیت قرارست بزرگترین رسانه های علمبردار آزادی بیان،دموکراسی و حقوق مدنی شهروندان به مداحان و توجیه گران پروپاقرص آستان یک اداره فاسد فرورفته در قاچاق و قانون شکنی مبدل شوند، جای بسی شکر و سپاس است که در قرن( بیست و یک )چهره وقیح آنانیکه در قرن( بیست )با نعره های سیاسی ظاهری گوش افلاک را کرکرده بودند افشا میشودو سر ها وماسک های این رجاله های تسلیم طلب کرنش پیشه ،در پای اکستریمیزم و فوندامندالیزم و ارتجاع و بربریت خم و رسوا میشود. این آقایانی که با آمدن جامعه جهانی به افغانستان از نام دموکراسی و آزادی بیان گلو پاره میکردند و از تفکیک قوای ثلاثه می لافیدند و از جامعه مدنی داد سخن میدادند جای خوشبختی است که چهره زرد شان را اکنون پس از مصرف میلیارد ها دالر بنام دموکراسی خمیده در پای سازمان جاسوسی« ای اس ای» می بینیم که حتا جرات ندارند در برابر پیش روی های پاکستان در سرحدات جنوبی حداقل یک چرا بگویند. این معامله گرانی که مقدسه شان را فقط پول و چوکی تشکیل میدهد ،با دامن زدن اختلافات قومی در داخل اکنون به جای پول افغانی مبادله در جنوب وغرب را با کلدار وریال معمول ساخته ، وحتا در جنوب کشور نظاره گر توزیع تذکره تابعیت پاکستانی نشسته اند و توان گفتن یک چرا را ندارند، در حالیکه برعکس در وطن خودشان بالای اقوام تا آن حد ظلم و ستم روا میدارند که اجازه نمی دهند شهروندان به زبان مادری خود صحبت کنند. این قلدران وزورگویان باید بدانند که:
به هر رنگی که خواهند جامه پوشند
ما از طرز خرامشان میشناسیم
این دلقک های تاریخ باید بدانند که ندای حق و عدالت را نمی توان با زور خفه کرد. چون خداوند فرموده که : « حق آمد ،باطل رفت، باطل نابود شونده است» این جا هیچ کس ندای آزادی بیان،دموکراسی،ترقی اجتماعی و حق و عدالت را کشته نمی تواند.
اگر روزگاری این صدای حق و عدالت را انسان ها با درفش پر افتخار مبارزه در راه آزادی بیان،دموکراسی و ترقی اجتماعی با پخش شبنامه ها و قبول غل و زنجیر و زولانه زندان های عبدالرحمان خان، محمد گل مومند و محمد هاشم خان در زندان های سرای موتی و دهمزنگ وپل چرخی به جان می خریدند، اکنون با پیشرفت ساینس و تکنالوژی جهان به دهکده یی مبدل شده که با یک کلیک از یک ده یا قریه از دور دست ترین کرانه های کشور میتوانند صدای شان را به بلند ترین قله برج آسمان خراش سازمان ملل به گوش جهان برسانند.
بگذار تسلیم طلبان،معامله گران، تجارقومی هرکجا میخواهند، بروند ،وهر چه میکنند، بکنند. قدر مسلم آنست که :
آفتاب زندگی از پشت ابر مرگ میخندد
زمین با دست زحمت دست دنیای فسون وجهل میبندد
میدرخشد نور بر دهلیز زندان های ظلمت
پاره پاره ،حلقه حلقه، میفتد زنجیر محنت زای مرگ از پای وحشت
اگر دیروز تمدن غرب نا آگاهانه به چند معامله گر کم سواد در بلند ترین آسمان خراش های دنیای غرب خانه وکاشانه و نام و نشان داد تا مگر بذری باشند برای دموکراسی در آینده افغانستان و امروز برعکس برضد ارزش های دموکراسی، وطن و ارزش های ملی آن به پای «ای اس ای » سرخم میکنند.
امروز تمدن دنیای آزاد آگاهانه ویا از روی تصادف به نسلی که حتا غرب را ندیده اند واز حاتم بخشی های پانزده ساله غرب اصلا بهره نبرده اند ،دنیای مجازیی را گشوده که میتوانند در وبسایت ها، وبلاگ ها، فیسبوک ها، تویتر ها، ماهواره ها و.. دیو سیاه استبداد و ارتجاع و معامله گری و تیکه دارای قومی و خود فروشی و وطن فروشی را آنچنان بکوبند که ماسک های دروغین از چهره های وقیح فواحش سیاسی بیفتد و نسلی بدون وند و فند ،بر خاسته از متن و بطن زندگی با سر های پرشور و تفکرات تبدار، این پرازیت های اجتماع را به زباله دان تاریخ بریزند.
گفتم که سکوت از چه رو لالی وکور
فریاد بکش که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش تا که زندانی زور
بهتر شنود ندای تاریخ ز دور

یوسف نورستانی نا وقت از خواب بیدار شد!

فوریه 25, 2016

اگر این نتایج انتخابات وجود داشت پس چرا یوسف نورستانی آن را در روز اعلان نتایج انتخابات اعلان نکرد وحکومت وحدت ملی تشکیل شد؟ جالب است که چنین خواب دراز وبیداری دیر هنگام حتا در عهد دقیانوس هم صورت نگرفته. شاید آقای نورستانی چنین نتایج را درخواب دیده باشد
نورستانی

دومنیک مدلی سخنگوی یوناما با مسوولان رسانه های آزاد دیدارنموده مشکلات کاری شان را شنید

فوریه 24, 2016

روز4حوت 1394آقای دومینیک مدلی سخنگوی یوناما با مسوولان رسانه های آزاد در دفترکارش در کابل ملاقات نموده.در این نشست مشکلات کاری رسانه ها در شرایط کنونی کشور موردبحث قرار گرفت. Cb5uU36W8AAcrvi.jpg large

خنده ها بر مردن تدریجی خود میکنند

فوریه 24, 2016

نوشته:داود سیاووش
حوادث 60 سال اخیر نشان میدهد که روشنفکر افغانستان در تحولات سیاسی- تاریخی همواره پراکماتیستی و هستریک عمل نموده فاجعه آفریده است و چه بسا که خود روشنفکران مانع جریان سیال و پیشرونده تاریخ شده اند. اولین ضربه را روشنفکران چپ در 3 عقرب بر نونهال دموکراسی زدند و ضربه بعدی را شاه با نادیده گرفتن قانون اساسی و معرفی نور احمد اعتمادی به صفت صدراعظم و توشیح نکردن قانون احزاب بر نهال دموکراسی وارد کرد. در 26 سرطان با کاپی اهداف یک حزب چپی رژیم با عنوان نمودن سوسیالیسم اسلامی زمینه رم کردن نیروهای راستگرا را مساعد ساخت. که با برهم خوردن موازنه نیروهای چپ و راست در داخل و در افتادن با برژنف در خارج رژیم از پای افتاد. القاب ها وعناوینی که پس از7 ثور به نور محمد تره کی توسط طرفدارانش داده شد احساس شوونیستی شوروی را در جهت از بین بردن تره کی توسط امین برانگیخت و کشته شدن امین توسط سربازان شوروی و اختلاف گرباچف و کارمل باعث به قدرت رسیدن نجیب شد. با توافق ریگن- گرباچف گلیم حکومت نجیب توسط یلتسن جمع شد. با روی کار آمدن حکومت مجاهدین انقطاب های فارغان جامعه الازهر،مولوی های دیوبندی، فارغان حوزه قم وضعیتی را به وجود آورد که پاکستان در پناه تندروان در دشت سقاوه مرکز گرفت،تحصیل کرده های الازهر در مرکز شهرماندند و فارغان حوزه علمیه قم در غرب پایتخت مرکز گرفته، فاجعه اتفاق افتاد که در تاریخ افغانستان نظیر ندارد. گروه طالبان در وجود مولوی های دیوبندی، شبکه القاعده،الشباب،لشکر طیبه و سایر گروه های ساخت( ای اس ای) پاکستان که منطق وجودی شان در مخالفت با هند و شوروی بود حتا قادر نشدند مرکز حکومتشان را در وجود ملاعمر به کابل انتقال دهند چون رهبری طالبان ازکویته برای( ای اس ای )به مراتب آسان تر از کابل بود. جهان در آن سالها افغانستان را فراموش کرده و امریکا به این قناعت رسیده بود که یک اداره بی درد سر برای غرب با افکار قرون وسطایی به منظور سر کوب جماهیر آسیا میانه شوروی سابق و مخالفت با ایران در منطقه ضرورت میباشد. با از کنترول خارج شدن القاعده و حمله بر برج های تجارت جهانی دنیا و خصوصا امریکا با دست پاچگی در وجود حتا افراد تصادفی از اتحاد پیشاور، قبرس، اتحاد شمال وطرفدارن شاه سابق جلسه یی را در بن دایر کردو شخص بلنسبه ناشناخته شده یی را به نام حامد کرزی در صدر نظام قرار داد.غرب و مخصوصا امریکایی ها که از فرهنگ و خصوصیات روانی افغانها شناخت کامل نداشتند در وجود معاملات پولی و استفاده افزاری از نیروهای یک بار مصرف در صحنه، بازار معاملات پولی و دکانداری سیاسی را در افغانستان طوری حاکم ساخت که در آن ضد امریکایی ترین عناصر به صفت متحد و دوست به خاطر بلعیدن میلیارد ها دالر پول امریکا جلوه افروزی کردند. در پایان این معامله افزاری و پولی میلیارد ها دالر غارت شد، چندین هزارتن از سربازان نیروهای غرب به خصوص امریکا در افغانستان کشته شد و در مقابل یک قشر پولدارو زورآور ضد امریکایی از پول امریکا به وجود آمد که حالا عنان سیاست را بدست گرفته است.بزرگترین قاچاقبران مواد مخدر، بزرگترین فساد کاران و غارت گران پولهای قراردادی ها و بزرگترین تقلب کاران انتخابات اکنون به بزرگترین قدرت مطرح در کشور مبدل شده اند که جامعه جهانی و به خصوص امریکا در عقب شان روان است . دلچسپ ترین وضعیت کنونی آن است که رییس جمهوری که 14 سال به حمایت امریکا در افغانستان حکومت کرده اکنون در رأس سازمان دهی های ضد امریکایی قرار دارد. حالاکه پول های بزرگ قراردادی های امریکا در افغانستان به پایان رسیده قسمت بزرگ قوای امریکا از افغانستان خارج شده و در نتیجه بدنام ترین انتخابات جهان یک حکومت ضعیف بنام حکومت وحدت ملی قدرت را به دست گرفته سناریوی این دوره را با سناریو های چند دور ه قبل مقایسه میکنیم:
1 – هنگامی که تره کی به قدرت رسید حفیظ الله امین اهرم های اساسی نظام را بدست داشت. و هنگامیکه نجیب به قدرت رسید حزب و تشکیلات ملکی و نظامی دولت از جمله پیروان کارمل بودند. حالا اشرف غنی در حالی به قدرت رسیده که اهرم های ملکی و نظامی حکومت بدست طرفداران حامد کرزی میباشد.
2 – نور محمد ترکی و حفیظ الله امین و ببرک کارمل با آنکه میفهمدند توسط شوروی از قدرت کنار زده میشوند هیچیک کوچکترین ابراز نظر در مخالفت با شوروی نکردند، در حالیکه حامد کرزی از نیمه دوم حکومتداری 14 ساله اش تاکنون به رکیک ترین و مستهجن ترین کلمات امریکا را مخاطب قرار داده است.
3 – فرجام تراژیک خفه نمودن تره کی توسط بالشت، سر به نیست شدن امین و فاجعه به دار کشیدن نجیب را همه دیدند ولی اینکه داکتر غنی توسط سلف اش به کدام سرنوشت دچار خواهد شد هیچکس نمی داند.
وضعیت کنونی
با عدم کفایتی که حکومت وحدت ملی در اداره امور کشور نشان داد اکنون از یک طرف نیرویی بنام ستون پنجم کشور را به طرف پاکستانی شدن میبردو حتا کسی پیدا نمیشود که جلو پیشروی در سرحدات پاکستان را بگیرد. از خانه کرزی صدا های خیلی تند به آدرس اشرف غنی در شهر شایع میباشد، در شمال احمد ضیا مسعود عضورهبری دولت مجاهدین را هشدار میدهد که حکومت اراده یی برای سرکوب دشمن ندارد بنابر آن بیدار باشند، در هلمند دو ولسوالی به طالبان رها میشود، در شمال پس از تکرار فاجعه هلمند بخاطر جلوگیری از پیش روی طالبان جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور با لشکر 10 هزار نفری برای سرکوب طالبان و داعش میرود، در مرکز قدرت وزارت دفاع و ریاست امنیت توسط سر پرستان اداره میشود و شایعاتی مبنی بر استعفا وزیر داخله بر سر زبان هاست.
با یک ضربه فنی بزرگترین رسانه آزاد کشور را دشمن فلج نموده و سایر رسانه ها به وحشت انداخته میشود و در همین حال از مذاکرات مستقیم طالبان با دولت در ماه مارچ سخن گفته میشود و آن سو تر روسیه اشتراک در مذاکرات چهارجانبه را بیهوده خوانده در پی نزدیکی با هند و چین در جهت موضع گیری واحد در قضیه افغانستان میباشد.
هر که نآموخت از گذشت روزگار
هیچ نآموزد زهیچ آموزگار

بازماندگان شهدای حمله بر تلویزیون طلوع باید به دادگاه بین المللی شکایت کنند

فوریه 20, 2016

نوشته: داود سیاووش
از اینکه اخطار قبلی مبنی بر حمله بر تلویزیون های طلوع و یک وجود داشت و کمیته خبرنگاران بدون مرز هشدار داده بود که مسول این حمله بر این تلویزیون ها دفتر طالبان در قطر میباشد و طالبان مسولیت این حمله را به دوش گرفتند. باتوجه به اینکه حکومت به این قضیه رسیدگی لازم نمیکندو مانند سایر قضایا میل دارد آن را به تاق نسیان بگذارند. باز ماندگان شهدای حمله بر تلویزیون طلوع باید به رویت حق العبدی به دادگاه بین المللی در موارد ذیل شکایت نامه رسمی بسپارند:
1 – چرا با وجود اخطار قبلی حکومت جلووقوع این حادثه را نگرفت؟
2- چرا دفتر بگواش همزمان با حمله بر تلویزیون طلوع با این گروه نشست به اشتراک برخی مقامات حکومت پیشین حامد کرزی برگذار کرد؟
3 – رابطه آن مقامات حکومت حامد کرزی که با گروه طالبان در قطر مذاکره نمودند واکنون در کابل دفتر بازنموده اند از چه قرار است؟
4 – چه کسانی وکدام مقامات در کابل پس از حمله بر تلویزیون طلوع اجازه تظاهرات را در پایتخت به طالبان دادند؟
5 – چرا هما سلطانی به خاطر اظهاراتش مبنی بر ستایش حمله انتحاری بر کارمندان تلویزیون طلوع بازداشت نشد؟
عده یی به این باور اند که برای سپردن شکایتنامه به دادگاه بین المللی باید مبلغ گزاف پول پرداخته شود که این بازمانده گان بیچاره توان پرداخت آن پول گزاف را ندارند. مردم میگویند: اگر بازماندگان شهدای تلویزیون طلوع توان پرداخت این پول را ندارند باید موسسات حقوق بشر بین المللی این پول را بپردازند.
در غیر آن با این حمله رسانه ها به مداحان و توجیه گران سیاست های غلط حکومت تبدیل شده فقط در حد برنامه های تفریحی و جارچی حکومت فعالیت خواهند کرد. نهاد های مدنی کمافی سابق مصروف پروپوزل نویسی و فند و وند خواهند ماند. احزاب مصروف شب خیمه بازی ها و معامله گری ها خواهند ماند و مردم زیر چکمه های بیداد قلدران عذاب خواهند کشید.

درشهری که همه بدون تبعیض خنک خوردند

فوریه 17, 2016

نوشته: داود سیاووش
قطع سه هفته ی جریان برق به پایتخت با استفاده از تفاهم نامه دند غوری منجر به بیداری شعور مدنی و ارتقای درک شهروند ی مردم پایتخت شد. در این روزهای سرد چله زمستان و شب های یخبندان مردم کابل به وضاحت درک کردند که غوغا سالاری قومی که از طرف گروهی از افراد و زمامداران صدر دولت دامن زده میشود به مثابه اشک تمساح و خنده بر اطفال بینوا و مریض همه اقوام ساکن در کابل اعم از پشتون،تاجک،ازبک، هزاره،بلوچ، نورستانی،پشه یی، ترکمن، ایماق، عرب،قرغیز، قزلباش،براهوی وسایر باشندگان این شهر بوده هیچ طفل غریب هیچ قوم از هیچ طفل غریب قوم دیگر کمتر خنک نخورده است. در حالیکه خانه اشرف غنی، گلاب منگل، ستانکزی ،علومی،اندرابی وسایر زمامداران ملکی و نظامی در این سه هفته چراغان و فرزندان شان در شرایط هوای گرم به راحتی در بستر های ناز شب را به سحر بردند.
وااسفا به حال آنکسی که به هر ملاحظه یی از تاریکی پایتخت و لرزه بر اندام اطفال غریب و بیچاره پشتون،تاجک،ازبک،هزاره،بلوچ،نورستانی،براهو ی،ایماق،گجرو… خوش باشد. در این پرده درامه سیاسی صحنه کاملا به ضرر کسانی بود که از تاریکی و سرماو خنک و شدت سردی هوای شهر خوش بودند. مردم با این سرماو تاریکی به نحویی به مرحله شهروندی رسیدند ودریافتند که در شعور مدنی شهروندی جایی برای تعصب و بزنس قومی وجود ندارد. در پرده دوم این نمایشنامه تراژیدی- کمیدی اگر بازهم کسانی بخواهند دربدل تامین امنیت پایه های برق در دند شهاب الدین باج بپردازند باید در نظر داشته باشند که این باج از کرانه دریای آمو تا داخل شدن پایه برق به شهر کابل پرداخته خواهد شد. در غیر آن در مناطق صعب العبور سالنگ شمالی و جنوبی،تنگی تاشقرغان،رباطک،جبل السراج و کوهدامن هرلحظه تکرار سناریوی صحنه اول ممکن خواهد بود. آنچه از این تاریکی و سردی شهر کابل نصیب مردم این شهر شد آنست که در این شهر پنج میلیونی اولا همه مردم غریب بدون تعصب توسط زمستان خنک خورند. دوم همه زمامداران و قلدران در بدترین شرایطی که مردم از خنک میلرزند در خانه های گرم و چراغانی زندگی کردند و سوم آنکه هیچ یک از کسانیکه از مرکز قدرت در عقد تفاهمنامه دندغوری اشتراک داشتند خنک نخوردند و مشکل کسانی را که از نام آنان تجارت میکردند در سرمای چله زمستان درک نکردند

دند غوری سد سکندری نیست!

فوریه 9, 2016

نوشته:محمد داود سیاووش
اگر زیر کاسه نیم کاسه نباشد و جلو پیشروی در جبهه دندغوری از مرکز گرفته نشود. از نظر کارشناسان نظامی وقتی خط تعرض بخاطر تصفیه دندغوری قدرت پیشروی ندارد، لوی درستیز باید شخصا قومانده جبهه را در محل به دست گرفته قومندان جبهه را به خط اول بفرستد و سر قوماندان اعلی قومانده را از مرکز مستقیما به دست گیرد وهرساعت گزارش بگیرد. در روایات تاریخ حرب بعضا حکایت هایی وجود دارد که گاهی قوماندان یک فرقه سر بازانش را به دریا مارش میکندو چهل تن از سربازان در این قومانده غرق میشوند وقتی فرمانده کل قوا علت این قومانده بیجا را میپرسد قوماندان فرقه میگوید: این مارش را به خاطر امتحان نمودن نفوذ قومانده اش اجرا نموده. شاید این حکایت را به خاطر تشجیع نیروهای جنگ ساخته شده باشند . اما از نظر نظام – سیاسی هرگاه دند غوری فتح نشود و شاهراه ارتباط شمال و جنوب کشورمسدود بماند، افغانستان به سرنوشت یوگو سلاویای سابق مواجه خواهد شد .چون جنگ درگلوگاه کشور از جنگ در اطراف واکناف فرق دارد. بنابرآن سر قوماندانی اعلی قوایمسلح باید در دو نقطه تمرکز کند:
1 – چه دلیلی در توقف و عدم پیشروی جبهه دندغوری وجود دارد؟ آن عوامل و دلایل را رفع کند.
2 – هرگاه قوای مسلح افغانستان توانایی جنگی ندارند باید از نیروهای بین المللی مستقر در افغانستان کمک مطالبه گردد.
در غیر آن:
به این تمکین که( اردو) باده در پیمانه میریزد
رسد تا دور ما دیوار این ویرانه میریزد.

راه حل چهارضلعی افغانستان باید به کثیرالاضلاع انکشاف کند

فوریه 7, 2016

نوشته : داودسیاووش
اگر کسی بخواهد به جنگ افغانستان نقطه پایان بگذارد ویا حداقل آنرا کاهش دهد از نظر اصولی به محملها و حامیان ، پشتیبانان و مخالفان این بحران از دوران جنگ سرد تا کنون باید توجه داشته باشد.
در دوران جنگ سرد به گفته هلاری کلنتون با اتحاد امریکا، انگلیس، عربستان سعودی و پاکستان شوروی در افغانستان به زانو درآمد. اما در شرایط کنونی جهان یک قطبی در حل منازعه افغانستان این فورمول قابل تطبیق نیست. چون اژدهایی را که غرب برای سرنگونی شوروی ساخته بود اکنون از کنترول خارج شده و برای نابودی غرب دهن باز نموده است. با توجه به اینکه مسقط الراس و زادگاه تولد این پدیده افغانستان و پاکستان میباشد. در حال حاضر هرگاه با نشست چهارجانبه کسی بخواهد این مشکل را حل کندبه نتیجه نمیرسد چون در جهت مخالف این معادله هند، ایران، روسیه و عربستان سعودی با وجود اختلافات ذات البینی در برابر آن موقف خواهند گرفت. در حالیکه پاکستان،چین و ایالات متحده میخواهند در افغانستان به راه حل برسند با پشت دروازه ماندن ایران، هند، عربستان سعودی ، روسیه و حتا تا حدی انگلیس از این مربع به دلایل ذیل به نتیجه نمی رسند:
1 – چین اصلا در جنگ افغانستان هیچگاه شامل نبوده و بالای نیروهای درگیر تاثیر مستقیم کمتر دارد.
2- پاکستان میخواهد به صفت دومینیون افغانستان با کمرنگ شدن نقش امریکا در افغانستان نیابت غرب را در این کشور به عهده گیرد. چنانکه مانور های اخیر در کندهار، هلمند، کندز، فاریاب، بدخشان و اخیرا دند غوری رابا نشان دادن حربه های شبکه حقانی و طالبان به رخ میکشد
3 – ایالات متحده میخواهد پایش را از میدان خونین جنگ افغانستان به تدریج بیرون کشیده در شکل جدیدبا پاکستان و چین در افغانستان کارکند.
کشور های پشت دروازه نشست چهارگانه:
کشورهایی که در این معادله خود را به صفت اضلاع این مربع نمی بینند به شکل کثیرالاضلاع با این پروسه از زوایای ذیل مخالفت خواهند کرد:
هند :
با توجه به تمامیت خواهی و اشغال خاموش افغانستان توسط ستون پنجم پاکستان و نشان دادن مانور های کندز، هلمند، کندهار و اخیرا قطع برق شهر کابل، هند از این نگران است که پس از تسلط پاکستان بر افغانستان کشمیر به مخاطره خواهد افتاد. بنابر آن هندوستان با تمام قوت در مناطق کندهار، پکتیا و ننگرهار در دفاع از داعیه پشتونستان حمایت خواهد کرد.
ایران:
با توجه به پیوند های مراجع تقلید و مخالفت آشکار داعش با اهل تشیع ایران، از افتادن مناطق مرکزی به دست داعش و انکشاف پروژه دهشت افگنی از پاکستان به افغانستان نگران است. بنابران احتمالا تلاش خواهد کرد در مناطق مرکزی افغانستان سد دفاعی در برابر آن ایجاد نموده در افغانستان با داعش بجنگد.
روسیه:
تعذیرات و قیوداتی که در تاجکستان برضد گروه های متمایل به دهشت افگنان وضع شده و آمادگی که روسیه در سرحد افغانستان و تاجکستان بخاطر جلوگیری از نفوذ داعش اتخاذ نموده احتمالا در صورت پا گذاشتن پاکستان به خاک افغانستان وتسلط طالبان، شبکه حقانی و داعش برافغانستان از نیرو های مخالف آنان قویا حمایت خواهدکرد.
انگلیس:
با آنکه انگلیس از متحدین اصلی امریکا به حساب میرود و از طریق رادیوی بی بی سی قویا در خط تقویه لابی های پاکستان و طالبان میباشد. اما هرگاه از مرکز این معادلات به دور ماند میتواند در یک مرحله مانند جنگ عراق پایش را از خط امریکا بیرون بکشد ودر این پروسه مزاحمت های جدی ایجاد کند.
عربستان سعودی:
در حالیکه دولت افغانستان به ایتلاف ضد داعش عربستان سعودی که اصلا ایتلاف ضد حوثی های یمن میباشد شامل نشد و تمایل به ایتلاف ضد داعش به رهبری ایالات متحده نشان داد ،لابی های عربستان سعودی در افغانستان و منطقه در مخالفت با طرح نقشه راهی که در مرکز آن پاکستان قرار دارد برخواهد خاست.
درس های سوریه
جنگ سوریه درس بزرگی در تحولات منطقوی به طرفین درگیر افغانستان داد. با وارد شدن روسیه به صحنه جنگ سوریه و ارسال نیروهای ایران به سوریه معادلات میدان جنگ با داعش به کلی عوض شد که از این درس در شمال و مرکز افغانستان احتمالا قویا استفاده خواهد شد.
با عدم پشتیبانی عربستان سعودی و مخالفت هند، ایران و روسیه با نقشه راهی که پاکستان میخواهد به حمایت امریکا و چین در افغانستان بکشد امکان عملی تحقق و تطبیق آن وجود ندارد.
چه راهکاری مفید است؟
این معادله حل مربع شکل باید به معادله کثیر الاضلاع ارتقا کند و افغانستان به شکل کشور حایل میان همه رقبای منطقوی و جهانی قبول شود. در حالیکه هیچ کشور نباید مستقیما در افغانستان تسلط داشته باشد باید منافع هیچ کشور نیز توسط کشور ثانی در افغانستان پایمال نگردد و بر مبنای حسن همجواری و عدم مداخله در امور داخلی همدیگر و احترام به استقلال ملی، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان همه کشور ها باید با آن روابط دوستانه و متقابلا مفید داشته باشند.

اشغال خاموش به اشغال آشکار مبدل میشود!

فوریه 5, 2016

ا

نوشته داود سیاووش
در شرایطی که یک دولت با تمام قوت خود نمیتواند یک پایه تخریب شده برق وارداتی به کابل را در دند شهاب الدین دوباره به پا ایستاده کند و امضاکنند گان تفاهمنامه دند غوری را به پای میز محاکمه بکشاند. طرح هایی چو ن پروژه تاپی، کاسا، تمدید خط آهن، تمدید راه چابهار و… مانند فانتیزی ها و تخیلات و خواب و خیالی میباشند که دولتمردان با آن فقط دل خوش میکنند و خود را فریب میدهند. مصروف ساختن اذهان عامه از نظر روانی به مسایل خنده آوری چون ساختن طیاره توسط یک افغان، ساختن موتر توسط یک افغان، تصویر مسی در پیراهن یک طفل(درچنین شرایط) فقط برای یک طفل دلچسپ خواهد بود نه برای یک سیاستمدارآگاه دوراندیش و ملی. آن مار آستینی که میتواند دریک روز دو مانور در پایگاه هوایی کشور انجام دهد و یا ساعت حرکت موتر عمله یک تلویزیون را مشخص کند و در رسانه ها چند تحلیل گر توجیه گر را به شهرت برساند و حتا درایستگاه های تکسی لین پایتخت مبلغان و افرادش را تحت پوشش دریور و…استخدام کند. بازی با چنین دشمن آنهم در سطح خیلی ساده و عوام فریبانه مضحک و خنده دار میباشد. آن طراحی که توانست اجازه عقد تفاهمنامه دند غوری را از صدر نظام بگیرد و محاسبه اش آن بود که با کنترول شاهراه پایتخت در سالنگ شمالی و سقوط کندز، بدخشان و فاریاب ، فشار را بر جوزجان و مزارشریف افزایش بخشیده با مسدود ساختن راه اکمالاتی 9 ولایت شمال و سالنگ فقط با یک حرکت ستون پنجم اشغال خاموش را با چهر ه های مار آستین به اشغال آشکار مبدل سازد دشمن ساده نیست و با این بازی های پایین که رییس اجراییه در چنین وضعیت دشوار اولویت کاری اش را در بررسی مشکلات محصلین افغانستان در هندوستان و رییس جمهور اولویت کاریش را درحل سرگردانی مردم در ادارات دولتی میداند نمیتوان با آن حریف زبر دست که تا گلوی نظام دستش رسیده مقابله نمود.
قطع نیروی برق وارداتی به پایتخت این سوال را در اذهان مردم به وجود می آورد که :
1 – دولتی که نمیتواند یک پایه برق را طی بیش از یک هفته با اعزام معاون لوی درستیز به پا ایستاد کند آیاتوانایی حکومت کردن برافغانستان را دارد؟
2 – اگر این گفته مراد علی مراد حقیقت داشته باشد که در دند غوری پاکستانی ها با دولت میجنگند، پس کسانیکه در حکومت با عقد تفاهمنامه زمینه جابه جایی این پاکستانی ها را در دند غوری مساعد ساختند در دستگاه دولت افغانستان از کدام کشور نمایندگی میکنند؟
3- آیا این قطع جریان برق به پایتخت بخاطر تحقق یک محدودیت سانسور مخفی به قطع نشرات ماهواره، تلویزیونها، رادیو ها، انترنت و سایر اشکال ارتباطات دنیای مجازی نیست؟
4 – اگر این ادعا شرکت برق را مد نظر گیریم که در برق حرارتی حوت خیل هر کیلوات برق به شرکت 30 افغانی تمام میشود در حالیکه آن را فی کیلوات 2 افغانی به فروش میرساند آیا این سناریو به خاطر سقوط ریاست برق نیست؟