خنده ها بر مردن تدریجی خود میکنند

نوشته:داود سیاووش
حوادث 60 سال اخیر نشان میدهد که روشنفکر افغانستان در تحولات سیاسی- تاریخی همواره پراکماتیستی و هستریک عمل نموده فاجعه آفریده است و چه بسا که خود روشنفکران مانع جریان سیال و پیشرونده تاریخ شده اند. اولین ضربه را روشنفکران چپ در 3 عقرب بر نونهال دموکراسی زدند و ضربه بعدی را شاه با نادیده گرفتن قانون اساسی و معرفی نور احمد اعتمادی به صفت صدراعظم و توشیح نکردن قانون احزاب بر نهال دموکراسی وارد کرد. در 26 سرطان با کاپی اهداف یک حزب چپی رژیم با عنوان نمودن سوسیالیسم اسلامی زمینه رم کردن نیروهای راستگرا را مساعد ساخت. که با برهم خوردن موازنه نیروهای چپ و راست در داخل و در افتادن با برژنف در خارج رژیم از پای افتاد. القاب ها وعناوینی که پس از7 ثور به نور محمد تره کی توسط طرفدارانش داده شد احساس شوونیستی شوروی را در جهت از بین بردن تره کی توسط امین برانگیخت و کشته شدن امین توسط سربازان شوروی و اختلاف گرباچف و کارمل باعث به قدرت رسیدن نجیب شد. با توافق ریگن- گرباچف گلیم حکومت نجیب توسط یلتسن جمع شد. با روی کار آمدن حکومت مجاهدین انقطاب های فارغان جامعه الازهر،مولوی های دیوبندی، فارغان حوزه قم وضعیتی را به وجود آورد که پاکستان در پناه تندروان در دشت سقاوه مرکز گرفت،تحصیل کرده های الازهر در مرکز شهرماندند و فارغان حوزه علمیه قم در غرب پایتخت مرکز گرفته، فاجعه اتفاق افتاد که در تاریخ افغانستان نظیر ندارد. گروه طالبان در وجود مولوی های دیوبندی، شبکه القاعده،الشباب،لشکر طیبه و سایر گروه های ساخت( ای اس ای) پاکستان که منطق وجودی شان در مخالفت با هند و شوروی بود حتا قادر نشدند مرکز حکومتشان را در وجود ملاعمر به کابل انتقال دهند چون رهبری طالبان ازکویته برای( ای اس ای )به مراتب آسان تر از کابل بود. جهان در آن سالها افغانستان را فراموش کرده و امریکا به این قناعت رسیده بود که یک اداره بی درد سر برای غرب با افکار قرون وسطایی به منظور سر کوب جماهیر آسیا میانه شوروی سابق و مخالفت با ایران در منطقه ضرورت میباشد. با از کنترول خارج شدن القاعده و حمله بر برج های تجارت جهانی دنیا و خصوصا امریکا با دست پاچگی در وجود حتا افراد تصادفی از اتحاد پیشاور، قبرس، اتحاد شمال وطرفدارن شاه سابق جلسه یی را در بن دایر کردو شخص بلنسبه ناشناخته شده یی را به نام حامد کرزی در صدر نظام قرار داد.غرب و مخصوصا امریکایی ها که از فرهنگ و خصوصیات روانی افغانها شناخت کامل نداشتند در وجود معاملات پولی و استفاده افزاری از نیروهای یک بار مصرف در صحنه، بازار معاملات پولی و دکانداری سیاسی را در افغانستان طوری حاکم ساخت که در آن ضد امریکایی ترین عناصر به صفت متحد و دوست به خاطر بلعیدن میلیارد ها دالر پول امریکا جلوه افروزی کردند. در پایان این معامله افزاری و پولی میلیارد ها دالر غارت شد، چندین هزارتن از سربازان نیروهای غرب به خصوص امریکا در افغانستان کشته شد و در مقابل یک قشر پولدارو زورآور ضد امریکایی از پول امریکا به وجود آمد که حالا عنان سیاست را بدست گرفته است.بزرگترین قاچاقبران مواد مخدر، بزرگترین فساد کاران و غارت گران پولهای قراردادی ها و بزرگترین تقلب کاران انتخابات اکنون به بزرگترین قدرت مطرح در کشور مبدل شده اند که جامعه جهانی و به خصوص امریکا در عقب شان روان است . دلچسپ ترین وضعیت کنونی آن است که رییس جمهوری که 14 سال به حمایت امریکا در افغانستان حکومت کرده اکنون در رأس سازمان دهی های ضد امریکایی قرار دارد. حالاکه پول های بزرگ قراردادی های امریکا در افغانستان به پایان رسیده قسمت بزرگ قوای امریکا از افغانستان خارج شده و در نتیجه بدنام ترین انتخابات جهان یک حکومت ضعیف بنام حکومت وحدت ملی قدرت را به دست گرفته سناریوی این دوره را با سناریو های چند دور ه قبل مقایسه میکنیم:
1 – هنگامی که تره کی به قدرت رسید حفیظ الله امین اهرم های اساسی نظام را بدست داشت. و هنگامیکه نجیب به قدرت رسید حزب و تشکیلات ملکی و نظامی دولت از جمله پیروان کارمل بودند. حالا اشرف غنی در حالی به قدرت رسیده که اهرم های ملکی و نظامی حکومت بدست طرفداران حامد کرزی میباشد.
2 – نور محمد ترکی و حفیظ الله امین و ببرک کارمل با آنکه میفهمدند توسط شوروی از قدرت کنار زده میشوند هیچیک کوچکترین ابراز نظر در مخالفت با شوروی نکردند، در حالیکه حامد کرزی از نیمه دوم حکومتداری 14 ساله اش تاکنون به رکیک ترین و مستهجن ترین کلمات امریکا را مخاطب قرار داده است.
3 – فرجام تراژیک خفه نمودن تره کی توسط بالشت، سر به نیست شدن امین و فاجعه به دار کشیدن نجیب را همه دیدند ولی اینکه داکتر غنی توسط سلف اش به کدام سرنوشت دچار خواهد شد هیچکس نمی داند.
وضعیت کنونی
با عدم کفایتی که حکومت وحدت ملی در اداره امور کشور نشان داد اکنون از یک طرف نیرویی بنام ستون پنجم کشور را به طرف پاکستانی شدن میبردو حتا کسی پیدا نمیشود که جلو پیشروی در سرحدات پاکستان را بگیرد. از خانه کرزی صدا های خیلی تند به آدرس اشرف غنی در شهر شایع میباشد، در شمال احمد ضیا مسعود عضورهبری دولت مجاهدین را هشدار میدهد که حکومت اراده یی برای سرکوب دشمن ندارد بنابر آن بیدار باشند، در هلمند دو ولسوالی به طالبان رها میشود، در شمال پس از تکرار فاجعه هلمند بخاطر جلوگیری از پیش روی طالبان جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور با لشکر 10 هزار نفری برای سرکوب طالبان و داعش میرود، در مرکز قدرت وزارت دفاع و ریاست امنیت توسط سر پرستان اداره میشود و شایعاتی مبنی بر استعفا وزیر داخله بر سر زبان هاست.
با یک ضربه فنی بزرگترین رسانه آزاد کشور را دشمن فلج نموده و سایر رسانه ها به وحشت انداخته میشود و در همین حال از مذاکرات مستقیم طالبان با دولت در ماه مارچ سخن گفته میشود و آن سو تر روسیه اشتراک در مذاکرات چهارجانبه را بیهوده خوانده در پی نزدیکی با هند و چین در جهت موضع گیری واحد در قضیه افغانستان میباشد.
هر که نآموخت از گذشت روزگار
هیچ نآموزد زهیچ آموزگار

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: