آزادی بیان نمی میرد!

نوشته: محمد داود سیاووش
با یورش استخباراتی «ای اس ای» از طریق طالبان نکتایی پوش ستون پنجم، ارزش های مندرج قانون اساسی در زمینه های آزادی بیان،حقوق مدنی شهروندان و ارزش های تفکیک قوای ثلاثه جدا در معرض خطر و بربادی قرار دارد. در یک خزان برگ ریزان از ترس وحشت یک گروه بربری ضد مدنیت و انسانیت قرارست بزرگترین رسانه های علمبردار آزادی بیان،دموکراسی و حقوق مدنی شهروندان به مداحان و توجیه گران پروپاقرص آستان یک اداره فاسد فرورفته در قاچاق و قانون شکنی مبدل شوند، جای بسی شکر و سپاس است که در قرن( بیست و یک )چهره وقیح آنانیکه در قرن( بیست )با نعره های سیاسی ظاهری گوش افلاک را کرکرده بودند افشا میشودو سر ها وماسک های این رجاله های تسلیم طلب کرنش پیشه ،در پای اکستریمیزم و فوندامندالیزم و ارتجاع و بربریت خم و رسوا میشود. این آقایانی که با آمدن جامعه جهانی به افغانستان از نام دموکراسی و آزادی بیان گلو پاره میکردند و از تفکیک قوای ثلاثه می لافیدند و از جامعه مدنی داد سخن میدادند جای خوشبختی است که چهره زرد شان را اکنون پس از مصرف میلیارد ها دالر بنام دموکراسی خمیده در پای سازمان جاسوسی« ای اس ای» می بینیم که حتا جرات ندارند در برابر پیش روی های پاکستان در سرحدات جنوبی حداقل یک چرا بگویند. این معامله گرانی که مقدسه شان را فقط پول و چوکی تشکیل میدهد ،با دامن زدن اختلافات قومی در داخل اکنون به جای پول افغانی مبادله در جنوب وغرب را با کلدار وریال معمول ساخته ، وحتا در جنوب کشور نظاره گر توزیع تذکره تابعیت پاکستانی نشسته اند و توان گفتن یک چرا را ندارند، در حالیکه برعکس در وطن خودشان بالای اقوام تا آن حد ظلم و ستم روا میدارند که اجازه نمی دهند شهروندان به زبان مادری خود صحبت کنند. این قلدران وزورگویان باید بدانند که:
به هر رنگی که خواهند جامه پوشند
ما از طرز خرامشان میشناسیم
این دلقک های تاریخ باید بدانند که ندای حق و عدالت را نمی توان با زور خفه کرد. چون خداوند فرموده که : « حق آمد ،باطل رفت، باطل نابود شونده است» این جا هیچ کس ندای آزادی بیان،دموکراسی،ترقی اجتماعی و حق و عدالت را کشته نمی تواند.
اگر روزگاری این صدای حق و عدالت را انسان ها با درفش پر افتخار مبارزه در راه آزادی بیان،دموکراسی و ترقی اجتماعی با پخش شبنامه ها و قبول غل و زنجیر و زولانه زندان های عبدالرحمان خان، محمد گل مومند و محمد هاشم خان در زندان های سرای موتی و دهمزنگ وپل چرخی به جان می خریدند، اکنون با پیشرفت ساینس و تکنالوژی جهان به دهکده یی مبدل شده که با یک کلیک از یک ده یا قریه از دور دست ترین کرانه های کشور میتوانند صدای شان را به بلند ترین قله برج آسمان خراش سازمان ملل به گوش جهان برسانند.
بگذار تسلیم طلبان،معامله گران، تجارقومی هرکجا میخواهند، بروند ،وهر چه میکنند، بکنند. قدر مسلم آنست که :
آفتاب زندگی از پشت ابر مرگ میخندد
زمین با دست زحمت دست دنیای فسون وجهل میبندد
میدرخشد نور بر دهلیز زندان های ظلمت
پاره پاره ،حلقه حلقه، میفتد زنجیر محنت زای مرگ از پای وحشت
اگر دیروز تمدن غرب نا آگاهانه به چند معامله گر کم سواد در بلند ترین آسمان خراش های دنیای غرب خانه وکاشانه و نام و نشان داد تا مگر بذری باشند برای دموکراسی در آینده افغانستان و امروز برعکس برضد ارزش های دموکراسی، وطن و ارزش های ملی آن به پای «ای اس ای » سرخم میکنند.
امروز تمدن دنیای آزاد آگاهانه ویا از روی تصادف به نسلی که حتا غرب را ندیده اند واز حاتم بخشی های پانزده ساله غرب اصلا بهره نبرده اند ،دنیای مجازیی را گشوده که میتوانند در وبسایت ها، وبلاگ ها، فیسبوک ها، تویتر ها، ماهواره ها و.. دیو سیاه استبداد و ارتجاع و معامله گری و تیکه دارای قومی و خود فروشی و وطن فروشی را آنچنان بکوبند که ماسک های دروغین از چهره های وقیح فواحش سیاسی بیفتد و نسلی بدون وند و فند ،بر خاسته از متن و بطن زندگی با سر های پرشور و تفکرات تبدار، این پرازیت های اجتماع را به زباله دان تاریخ بریزند.
گفتم که سکوت از چه رو لالی وکور
فریاد بکش که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش تا که زندانی زور
بهتر شنود ندای تاریخ ز دور

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: