بایگانیِ مارس 2016

جعلکاری در قانون اساسی خیانت ملی میباشد

مارس 28, 2016

نوشته : داود سیاووش
در این روز ها نسخۀ از قانون اساسی 14 جدی 1382 در کتابفروشی ها جلب نظر میکند که در پشتی آن نوشته شده:
«نام: قانون اساسی افغانستان مصوب 1382 هجری خورشیدی
تدوین کننده: زکریا اصولی
تعداد چاپ: 1000 نسخه
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: حوت 1394 هجری خورشیدی
توزیع: کابل، شهر نو، چارراهی انصاری، انتشارات حامد رسالت»
این نسخۀ قانون اساسی که شامل55 صفحه و 162 ماده میباشد همه صفحات آن با امضای حضرت صبغت ا لله مجددی رییس لویه جرگه قانون اساسی نشانی شده. (بقول زکریا اصولی تدوین کننده )،این قانون اساسی نشانی شده با امضای حضرت صبغت ا لله مجددی در هفتاد مورد باقانون اساسی توشیح شده توسط رییس جمهور وقت به همین نام اختلاف دارد.
بزرگترین اختلاف متن این نسخه قانون اساسی نشانی شده با امضای حضرت صبغت ا لله مجددی با قانون اساسی منتشره شماره 818 مؤرخ 8 دلو 1382 جریده رسمی که بر اساس فرمان 103 مؤرخ 16/11/1382 رییس جمهور توشیح شده ، در ماده 16 میباشد.
در ماده 16 قانون اساسی نشانی شده به امضای حضرت صبغت ا لله مجددی میخوانیم که:
«از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت میباشند.
زبانهای ترکی (ازبکی و ترکمنی) بلوچی، پشه یی، نورستانی و پامیری در مناطقی که اکثریت با آن تکلم مینمایند علاوه بر زبان پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی میباشند.
راههای عملی تطبیق آن توسط قانون تطبیق میگردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرام های مؤثر وضع و تطبیق میکند.
نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد میباشد.»
همین ماده 16 در قانون اساسی توشیح شده به امضای رییس جمهوروقت چنین آمده:
«از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت میباشند.
در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبانهای ازبکی، ترکمنی، پشه یی، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم مینمایند آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی میباشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم میگردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرام های مؤثر طرح و تطبیق مینماید.
نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد میباشد.
مصطلاحات علمی و اداری ملی موجود در کشور حفظ میگردد.»
خوانندگان با مطالعه نسخه نشانی شده با امضای حضرت مجددی و مقایسه آن با نسخه توشیح شده با امضای رییس جمهور کرزی میپرسند که:
1- حضرت صبغت ا لله مجددی، کمیسیون طرح وتسوید قانون اساسی و سایر مسوولان طرح و تدوین و چاپ ووزارت عدلیه وقت جواب دهند که آیا نسخه اصلی قانون اساسی همین نسخه که جدیدا منتشر شده است یا نه؟
2- در صورتیکه نسخه اصل همین نسخه جدیدا منتشرشده به امضای حضرت صبغت ا لله مجددی باشد ،مراجع بیطرف ملی وبین المللی باید بررسی نمایند که کی یا کیها در نشر قانون اساسی توشیح شده به امضای رییس جمهور وقت جعلکاری کرده اند؟
3- چرا هیچ یک از کسانیکه در تالار تصویب قانون اساسی حضور داشتند با آنکه در مقامات بلند دولت کار نموده و مینمایند این جعلکاری را تاکنون افشأ نکردند؟
4- کدام مرجع صلاحیت بررسی و مقایسه متن نشانی شده به امضای حضرت مجددی و توشیح شده به امضای حامد کرزی رییس جمهور پیشین را دارد؟
5- آقای زکریا اصولی این نسخه نشانی شده به امضای حضرت مجددی را از کجا بدست آورده؟
6- یونسکو به مثابه موسسه حمایت کننده زبان مادری باید از کسانیکه در ماده (16) قانون اساسی دستبرد زده اند رسما استفسار وآنان را افشا نماید.
شگفت انگیز آنست که رسانه های تصویری، صوتی و چاپی کشور از کنار این موضوع سرنوشت ساز بی تفاوت گذشته آنرا در محراق توجه شان قرار نمیدهند. ضروراست تا رسانه های تصویری، صوتی و چاپی، پارلمان، شورای قانون اساسی و مراجع عدلی و قضایی کشور پرداخت به این مسأله را در محراق توجه شان قرار داده آنرا مورد بررسی کارشناسانه و قانونی قرار دهند.
توجه خوانندگان را به متن نشانی شده قانون اساسی به امضای حضرت صبغت ا لله مجددی که جدیدا پیدا شده در ذیل جلب مینمایم:

Scan

Scan 1

Scan 2

Scan 3

Scan 4

Scan 5

Scan 6

Scan 7

Scan 8

Scan 9

Scan 10

Scan 11

Scan 12

Scan 13

Scan 14

Scan 15

Scan 16

Scan 17

Scan 18

Scan 19

Scan 20

Scan 21

Scan 22

Scan 23

Scan 24

Scan 25

Scan 26

Scan 27

Scan 28

Scan 29

Scan 30

Scan 31

Scan 32

Scan 33

Scan 34

Scan 35

Scan 36

Scan 37

Scan 38

Scan 39

Scan 40

Scan 41

Scan 42

Scan 43

Scan 44

Scan 45

Scan 46

Scan 47

Scan 48

Scan 49

Scan 50

Scan 51

Scan 53

Scan 54

Scan 55

Scan 56

Scan 57

Scan 58

Scan 59

Scan 60

درگیری دو متحد شمال یعنی جشن وپایکوبی در خانه دشمن مشترک شان

مارس 23, 2016

نوشته :داودسیاووش
حتا اگر بر سبیل عادت، سناریوی پاین آوردن عکس معاون اول ریس جمهور وباز قرارگرفتن در صف اعتراض با آن را یک بازی اوپراتیفی (آی-اس-آی) درووجود ستون پنجم قلمدادکنیم که با وارد شدن هییت حکمتیار از تنگی ابریشم به کابل عکس جنرال دوستم در مزارشریف پایین آورده میشود وعکس جمعه خان همدرد در تظاهرات اعتراضی بلند میشود یک سوالی که مردم میخواهند از هردو جنرال بپرسند اینست که:چرا باید آنان در دام چنین توطیه احتمالی بیافتند وآن را با شعورسیاسی خنثی نکنند.
مردم میگویند گناه جنرال دوستم وجنرال عطا محمد نور آنست که اولی نگذاشت ولایت فاریاب سقوط کند و دومی قرارگاه های داعش وطالبان را در آستانه نوروز در اطراف شهر مزار نابود کرد. وبه همین علت اکنون این دو هسته نیرومند مقاومت شمال باید به جان هم بیافتند.
واقعیت مساله هر چه باشد تحولات اخیر درشمال دو تجربه قبلی را در اذهان تداعی میکند . یکی نخستین فیر جنگهای کابل ودوم ماجرای نه گفتن جنرالان شمال به حکومت نجیب.
حالا که بیش از دو دهه از آن ماجرا میگذرد ودولتمردان با موهای سفید آن حادثات را به یاد می آورند تجربه نشان میدهد که سعه صدر وحوصله فراخ وگذشت وگزینش شیوه های مدنی در حل اختلافات بهترین گزینه میباشد.چارده سال اخیر با همه انتقاد هایی که از آن صورت میگیرد به لحاظ ابداع گزینش اسلوب های مدنی درسهای بزرگی به میراث گذاشته است. بدون هیچگونه موضعگیری به طرفداری حامد کرزی حوصله مندی وسعه صدر موصوف در برابرگستاخی که درحادثه 24 جوزا از تلویزیون الجزیره نشر شد ونادیده گرفتن پایین آوردن وپاره نمودن عکس موصوف ازخیمه لویه جرگه در حالیکه ریس جمهور برحال کشور بود و تحمل انتشار برنامه زنگ خطر حتا به شکل توهین به شخص کرزی به صفت کارنامه مثبت و بینظر یک رهبر با حوصله ثبت تاریخ شده واکنون در معرض داوری تحسین برانگیز تاریخ قرار میگیرد.
با انتباه از این درس تاریخی هردوجنرال با تجربه باید به ماجرای عکس به شکل معذرت خواهی ومجازات مسولان قضیه ونادیده گرفتن آن پایان دهند.در غیر آن با به جان هم افتادن دومرکزقدرتمند ضد طالبان وداعش منتظر جشن ،شادمانی وپایکوبی دشمنان مشترک شان درشمال باید بود

تحفه نوروزی یک درویش

مارس 21, 2016

دوستانیکه کتابچه های مندرس حاوی ضجه هایم را دیده اند، به کرات اصرار میورزند که : آخریکبارهم اگر شده سوای آن نام های مستعاری که این ناله ها ازمجرای آن به مطبوعات درز کرده اند، با نام اصلی خودم آن نجوا ها را به خورد خوانندگان بدهم.با توجه به اینکه، ازنظرمن ضرورت هنر در روند تکامل اجتماعی مانند ضرورت ماهی به آبست ،ومن به هنر برای مردم باور دارم، نه هنر برای هنر ، بنابران بی توجه به اینکه سردمداران دنیای شعر وادب کهن، نوشته ها واصلا خودمرا چیز های قابل بحث میدانند یا نه، دل به دریا زده در دومین روز شصت ویکمین سال حیاتی که توالی آن خزان بعد خزان بوده آخرین ناله یک قلب درگرفته پریش را به توجه عزیزان علاقه مند میرسانم.

آرزو
نوروز رستخیز بهارانم آرزوست
رودی پر از غریو وخروشانم آرزوست
یک سو چنار وسبزه ودریای پرخروش
خیل پرندگان خوش الحانم آرزوست
گلبارگلبهار ودرختان توت او
جوی کلان وشرشره آنم آرزوست
تلخان وتوت وچشمه دوغ وغریو آب
(فابریکه نساجی) چالانم آرزوست
دریای غوربند وشتل با جبل السراج
سالنگ تا کناره ملخانم آرزوست
آن سرزمین سبز که با کوه احاطه شد
پنجشیر وکوهدامن وبگرامم آرزوست
قربان رودهای خروشان او شوم
صیاد ماهرش به صیادانم آرزوست
انشا نمود طبع ضعیفم ز روی شوق
با مولوی نوشتن هر آنم آرزوست
پژواک گفت در سفر شه به ترکیه
(زآن همرهی حضرت سلطانم آرزوست)
ای شیخ بلخ راحت روحم تو بوده ای
زآن شور وشوق شعر فراوانم آرزوست
سردار شاعران وشکوه سخنوران
آن شمس شاهواره دورانم آرزوست
(بالله که شهر بی تو مرا حبس میشود)
یک طبع سرکشی زسخن آنم آرزوست
داودسیاووش
دوم حمل1395

اطلاعنامه یا پارچه ناکامی حکومت وحدت ملی در سال 1394

مارس 19, 2016

نوشته: داود سیاووش
درآخرین روز سال 1394اطلاعنامه یی به امضا آموزگار تاریخ به دست حکومت وحدت ملی داده شد که در کنار آ نکه این حکومت به گزافه گویی دروعده های همراه با چیغ ها و نعره های گوش خراش کمپاین انتخابات ریاست جمهوری متهم شد به دلایل ذیل در سال 1394 ناکام اعلان گردید:
1 – عدم رسیدگی عادلانه به پرونده فرخنده :
در حالیکه حکومت اعلان نمود هیچ سندی مبنی بر سوختاندن اوراق قرآن کریم توسط فرخنده بدست نیامده پرونده قتل و به آتش کشیدن این دوشیزه معصوم طوری پایان یافت که خانواده موصوفه اکنون از ترس عاملان قضیه در تاجکستان متواری میباشند و حکم محکمه را در زمینه عادلانه نمی دانند.
2 – رسوایی کابل بانک:
با آنکه حکومت وحدت ملی وعده داده بود که قضیه کابل بانک را به زودی تصفیه خواهد کرد اما برعکس نه تنها هیچ قرضداری به پای میز محاکمه کشیده نشد بلکه ماجرای شهرک هوشمند نیز به این رسوایی افزوده شد.
3- افتتاح سال ششم ولسی جرگه :
در حالیکه مطابق ماده ( 83) قانون اساسی دوره کار ولسی جرگه پس از اول سرطان سال پنجم به پایان میرسد، حکومت وحدت ملی خلاف این ماده قانون و در شرایط عدم توانایی تدویر انتخابات به موقع دوره ششم سال کارولسی جرگه را خلاف قانون اساسی افتتاح نمود.
4- انتقال جغرافیای جنگ به شمال افغانستان:
با تسامح و تساهل در برابر عبور هزاران طالبی که در لباس نشتر زنندگان کوکنار از طریق پایتخت به شمال افغانستان رفتند، مرکز جنگی طالبان به شمال انتقال یافت و سناریو های خطرناکی طرح شد که در کندز به گفته رسانه ها چند هزار افسر و سرباز با وسایط ثقیله به چند صد طالب تسلیم شد و پرونده بررسی آن قضیه تا کنون سر به مُهر گذاشته شده، هیچکس به جرم سقوط کندز مورد محاکمه قرار نگرفت.
5- تفاهمنامه دندغوری:
با امضای این تفاهمنامه مرموز دندغوری عملاً به پایگاه نیرومند طالبان مبدل شد و تا آن حد طالبان استحکام یافتند که با قطع پایه های برق در دند شهاب الدین جریان نیروی برق از شمال به پایتخت را قطع کردند و مردم در سرمای زمستان در خانه های سرد به مشکلات مواجه شدند. اما هیچکس نپرسید که امضا کننده این تفاهمنامه به کدام اساس این محل را که به گفته معاون لوی درستیز در آن پاکستانی ها با دولت میجنگیدند امضا نمود.
6- مکاتب خیالی:
در حالیکه سیگار تائید مینماید که مکاتب خیالی در چوکات وزارت معارف وجود داشته و رهبری جدید وزارت معارف نیز این مسأله را تائید کرد و کمیسیونی برای بررسی این پرونده تشکیل شد، اما نتایج بررسی مکاتب خیالی سر به مُهر گذاشته شد.
7- عدم همکاری با معاون اول ریاست جمهوری در تصفیه شمال:
جنرال دوستم با فرزندانش در خط نخست نبرد بخاطر جلوگیری از سقوط ولایات فاریاب، سرپل و جوزجان قرار گرفته حاضر شد ولایت کندز را نیز تصفیه کند، اما به وی نه تنها اجازه تصفیه کندز داده نشد بلکه شایعاتی وجود دارد که در جریان عملیات اکمالات نیروهای مسلح تحت امرش در شمال نیز از مرکز قطع شد تا عملیات متوقف گردد.
8- فداکاری یک والی سرپرست و عدم توجه مرکز به وی:
در حالیکه عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ لباس نظامی به تن کرده کوه به کوه و دره به دره در مربوطات این ولایت بخاطر تأمین امنیت و قلع و قمع دشمن در حرکت است، دولت مرکزی نه تنها از وی تقدیر نمیکند بلکه حتا منظوری وی را به صفت والی رسمی ولایت بلخ صادر نمیکند.
9- استعفای قوماندان پولیس بدخشان:
وقتی در بدخشان حملات طالبان افزایش یافت و جنرال بابه جان قوماندان پولیس آن ولایت هر قدر تلاش کرد تا از دست اندازی های درون نظام در تقویه طالبان جلوگیری کند ممکن نشد، جنرال بابه جان به رسم اعتراض از وظیفه استعفا داد و بدخشان به حالت بحرانی در کنترل طالبان ماند.
10- استعفای وزیر داخله به رسم اعتراض به نگاه درجه دوم به پولیس:
جنرال نورالحق علومی وزیر امور داخله در استعفا نامه یی که به ریاست جمهوری فرستاده یادآور شد که به پولیس به چشم درجه دوم مقامات عالی نگاه میکنند و پیشنهادات وی در زمینه بهبود اوضاع لا جواب مانده که بنابران از وظیفه کنار کنار میرود.
11- صدای معاون والی هلمند در گلویش خفه شد:
معاون والی هلمند از طریق شبکه های اجتماعی به رییس جمهور صدا کرد که هلمند در حالت سقوط میباشد، اما از مرکز نه تنها به این والی شادباش گفته نشد بلکه در جواب از وظیفه سبکدوش شد.
12- تشکر رییس جمهور از ملا عمر:
یکی از مضحک ترین رویداد های سیاسی( قرن بیست و بیست و یک )آن میباشد که رییس جمهور غنی از پیام مرده ملا عمر در روز عید تشکر نمود و این ماجرا وقتی بیش از پیش خنده آور شد که پس از افشای مرگ ملا عمر که دو سال قبل صورت گرفته بود رییس اجرائیه و معاون اول ریاست جمهور به آگاه بودن از آن اذعان داشتند.
13- فاتحه گیری ملا عمر در کابل:
در حالیکه مشاور اقتصادی رییس جمهور از فاتحه گیری ملا عمر در کابل پشتیبانی نمود رییس اجرائیه به وزیر داخله امر داد که به دستگیری آنعده کارمندان دولت اقدام کند که در این مراسم اشتراک نموده بودند، اما این امر پا در هوا ماند.
14- مانور پس از فاتحه ملا عمر در کابل:
پس از جلوگیری ارگان های امنیتی از ادامه فاتحه گیری ملا عمر انفجاری در شاه شهید کابل صورت گرفت که بیش از 400 کشته و چندین زخمی بجا گذاشت. جالب آنست که مقارن این انفجار به گفته رسانه ها بیش از سه هزار نفر از ولایات جنوب در چمن غازی استدیوم تجمع نموده بود که در فردای این انفجار متفرق شدند و جالبتر آنست در حالیکه چهره طراحان دستگیر شده حمله بر شاه شهید را رسانه های تصویری مغشوش نشان میدهند، یکی از آنان از همان فضای مغشوش اعتراف میکند که قبلاً به اتهام فعالیت های تروریستی زندانی شده بود و بعد از یک و نیم سال با هویت جعلی از بند رها شد.
15- عملی نمودن اخطار و عدم جلوگیری از وقوع حمله بر تلویزیون طلوع:
طالبان به تلویزیون های طلوع و یک اخطار دادند که به ژورنالیستان این رسانه ها حمله خواهند کرد. حکومت تعهد سپرد که جلو این حمله را خواهد گرفت. نهاد های ملی و بین المللی حامی ژورنالیستان، اتحادیه ها، مدافعین حقوق بشر، یوناما، اتحادیه اروپا و پارلمان افغانستان قبل از حمله هشدار دادند که هرگاه طالبان به این تلویزیون ها حمله نمایند به صفت جنایت جنگی مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت، اما وقتی حمله صورت گرفت و چندین ژورنالیست تلویزیون طلوع کشته و زخمی شد، از حکومت کسی نپرسید که چرا جلو واقعه را قبل از وقوع نگرفت و در همان روز های اول حمله بر تلویزیون طلوع سازمان بگواش به اشتراک چند تن از وزرای دولت کرزی با طالبان در قطر مذاکره نمودند و حتا هما سلطانی وکیل پارلمان حمله انتحاری بر تلویزیون طلوع را به طالبان تبریک گفت و هیچ اتحادیه، نهاد مدافع ژورنالیستان و حقوق بشر در برابر این عمل مطابق وعده قبلی واکنش سریع وواضح در برابر طالبان نشان ندادند.
16- درخواست تامین امنیت تاپی از طالبان:
در حالیکه ولایت هلمند در آتش جنگ میسوزد و در معرض خطر سقوط قرار دارد مؤافقتنامه تاپی با شوق و ذوق توسط دولتمردان افغانستان به امضا میرسد و وزیر دفاع پاکستان از طالبان تقاضا مینماید در تأمین امنیت تاپی همکاری کنند و رییس امنیت ملی افغانستان در اعتراض به جلسه پر شکوه اسلام آباد و حمله همزمان به هلمند و قندهار از وظیفه استعفا میدهد.
17- مکاتب خصوصی با کوریکولم پاکستانی در کندهار
رسانه ها گزارش دادند که در ولایت کندهار مکاتب خصوصی فعالیت دارند که در آن شاگردان به یونیفورم نظامی پاکستانی به درس حاضر میشوند و در کوریکولم پاکستانی شان معلوماتی در مورد محمد علی جناح و جنرال ضیأالحق به شاگردان تدریس میشود.
18- آتش گشودن ارگ به سوی سرهای بریده دادخواهان:
دهها هزار نفر به خاطر دادخواهی هفت شهیدی که سرهای شان از طرف طالبان بریده شده بود به سوی ارگ راهپیمایی مسالمت آمیز کردند، اما ارگ به جواب این راهپیمایی مسالمت آمیز به سوی شان آتش گشود و شهید و زخمی به جا گذاشت.
19- جایز ندانستن جنگ با طالبان:
پیرگیلانی پس از تکیه زدن بر کرسی شورای صلح جنگ با طالبان را نا جایز خواند که با عکس العمل شدید مردم و رهبرا ن سیاسی مواجه گردیده باعث نگرانی وتشویش مردم شد.
اگر این سلسله را ادامه دهیم شاید مثنوی هفتاد من کاغذ شود ،بنابران به خاطر جلوگیری از تطویل کلام پارچه نتیجه ناکامی حکومت وحدت ملی را از نام زمان به اطلاع مردم افغانستان میرسانم

سکاندار نظام کیست؟

مارس 9, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
از روزیکه پیر گیلانی از کرسی ریاست شورای صلح صدا کرد: جنگ با طالبان جواز ندارد و طالبان وابسته به پاکستان نیستند و از خود اراده و استقلالیت دارند ،و انورالحق احدی از نزدیکان پیر گیلانی و از اشتراک کنندگان بگواش گفت:راهی جز رفتن غنی و عبدالله نیست. به نحوی رخوت و سستی در حلقات نظام به چشم میخورد. این رخوت و سردی وقتی بیش از همه احساس میشود که این گفته ها را در کنار اظهارات جنرال جی دیف بگذاریم که گفت: در عکس العمل با حادثه 11 سپتمبر سقوط طالبان یک اشتباه بود.
عقب نشینی نیروهای مسلح دولت از ولسوالی های موسی قلعه و نوزاد و بلند شدن بیرق پاکستان در ولسوالی دیشوی هلمند و اظهارات فرمانده پولیس هلمند مبنی بر اینکه نظامیان پاکستان در تلاش انتقال شورای کویته به هلمند میباشند و تایید این مساله که قطعات پاکستان در هلمند جابه جا شده و بر ضد نیروهای افغان میجنگند، و راکت باران ولسوالی گوشته ننگرهار ،تصویر وحشتناکی از یک آینده تاریک ومبهم را در انظار عامه ترسیم میکند ، این خوف و رعب وقتی بیش از پیش تشدید میگردد که در اظهارات صدر مملکت نام طالبان با داعش و القاعده و تند روان آسیای میانه تعویض گردیده مستقیما به آدرس طالبان حمله لفظی نمی شود.
واکنش ها در برابر این سیاست :
1 – شورای حراست ازافغانستان در مقابل شورای صلح:
در اولین واکنش به اظهارات پیر گیلانی عکس العمل پروفیسور سیاف را میتوان شنید که گفت: هرکسی که سرباز مارا به شک می اندازد،فرزند این خاک نیست و بار دوش این خاک است و با فرض کفایی خواندن دفاع سربازان از خاک ، هشدار داد که: هرگاه آنان بدانند که کشور در خطر است بدون اجازه وارد سنگر خواهند شد.پروفیسور سیاف این سوال را مطرح کرد که: اگر جنگ با طالبان جواز ندارد تسلیم دادن افغانستان آیا جواز دارد. این اظهارات در حالی صورت میگیرید که قبلا جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور از اینکه 3 هزار نفر از خیزش های مردمی را در فاریاب حکومت اکمال نمی کند شکایت کرده بود و ظاهر قدیر مدعی شد که اسنادی بدست دارد که اگر آن را افشا کند دولت افغانستان سقوط میکند ، به همین ترتیب احمد ضیا مسعود در سفری به شمال کشور گفت: حلقاتی در دولت اراده جنگ با ظالبان را ندارند. در ین حال باید منتظر ماند که از هشدار های پروفیسور سیاف،جنرال دوستم،ظاهر قدیر و احمد ضیا مسعود چه بر خواهد خاست؟
در کنار ستون پنجمی که طرفدار پاکستان خوانده میشود، هر گاه اخبار مربوط به اظهارات کرزی به مقامات چین حقیقت داشته باشد که گویا دولت افغانستان در بهار امسال سقوط میکند و اظهارات تندی که از نام کرزی به آدرس شورای حراست پخش گردیده و کلمات عجیبی را که گویا توسط کرزی، اشرف غنی در غیاب مخاطب قرار گرفته کنار هم بگذاریم چند مجهول دیگر نیز به حل معادله اوضاع بحرانی کشور علاوه میگردد.
2 –ناکامی نقشه راه:
با دور ماندن روسیه، ایران و هند از مذکرات چهار جانبه و اختلافات رهبری در زمینه جلب کمک های هند و پیدا شدن اسلحه ایرانی از انبار طالبان در بامیان و ارتباط یافتن طالبان دندغوری به روسیه و تحریم مذاکرات چهارجانبه توسط طالبان، سرتاج عزیز مجبور شد تشت رسوایی پاکستان و طالبان را همزمان از بام سیاست در واشنگتن پایین انداخته اعتراف کند که: پاکستان رهبری طالبان را 35 سال جا داده است و با لهجه تهدید و فشار طالبان را ایقاض کند.
3 – کمک های ملانصر الدینی امریکا وارزیابی آفاقی آن در افغانستان:
اگر گزارش سیگار در مواردی که بر میشماریم حقیقت داشته باشد به جرات میتوان گفت که امریکا اصلا در باره مسایل افغانستان دچار اشتباه بزرگی شده که تا اکنون ادامه دارد. یک مرور کوتاه بر گزارش منتشره سیگار نشان میدهد کشوری که در موارد پولی تا این حد دچار اشتباه میشود در مسایل سیاسی آن هم با سیاستمداران محیل کشورهای اطراف افغانستان جدا دچار اشتباهات جبران ناپذیر گردیده است. کشوری که 486 میلیون دالر طیاره به افغانستان خریداری نموده و 32 هزار دالر آن را میفروشد. کشوریکه 335 میلیون دالر در استیشن برق تره خیل بخاطر تامین0.35 در صد برق کابل مصرف میکند،کشوریکه 500 میلیون دالر از طریق شرکت نصرت در وردک طوری به مصرف میرساند که آنرا باران تخریب میکند، کشوریکه 34 میلیون دالر در پروژه سویابین در افغانستان در حالی مصرف میکند که کسی اصلا سویابین را در افغانستان نمی خورد، کشوریکه که 600 هزار دالر را در یک شفاخانه سالنگ که هنوز اطفال آن در آب کثیف شستشو میشوند به مصرف میرساند،کشوریکه 3 میلیون دالر صرف خرید 8 کشتی برای کشور محاط به خشکه افغانستان میکند، کشوریکه 7.8 میلیارد دالر در مبارزه با مواد مخدر در حالی به مصرف میرساند که به نوشته شبکه( ان بی سی) اکنون تولید آن بیش از هر زمان دیگر شده، کشوریکه 7.8 میلیون دالر بخاطر اعمار پارک صنعتیی در کندهار به مصرف میرساند که حالا خالی و متروک است ، کشوریکه 81.9 میلیون دالر در ساختن کوره های کثافات سوزی که تعداد از آنها تا حال حتا روشن نشده به مصرف میرساند، کشوریکه43 میلیون دالر در ساختن یک تانک تیل مصرف نموده یقینا که با این اشتباهات در تحلیل و ارزیابی از وضعیت داخلی و منطقوی افغانستان نیز دچار همان اشتباهات جبران ناپذیری شده که شرکای دیروزش با تبر پاکستان به ریشه منافع امریکا در افغانستان اکنون حواله میکنند و کسانیکه با پول امریکا به شهرت و قدرت رسیده اند اکنون سناریوهای ضد امریکایی در افغانستان میسازند.
4- اردو سازی دریوزگی:
با آنکه رییس جمهور غنی با افتخار میگوید که به هر دری بخاطر اکمال اردوی افغانستان خواهد کوبید، اما این اظهارات بیشتر عاطفی بوده، مسلکی نمی باشد. زیرا از نظر کارشناسان نظامی استفاده از هرنوع تخنیک محاربوی مستلزم تعلیم و تربیه خاص پرسونل و پرزه جات فالتو و یدکی آن میباشد. اگر دولت افغانستان به تگدی چند افسر را در پاکستان تربیه کند، چند طیاره از هندوستان دریافت کند، چند قبضه تفنگ از روسیه بگیرد،لستی از احتیاجات نظامی خودر ا به چین ارسال کند، و چند طیاره از امریکا بگیرد با چنین دریوزگی نمی توان ساختار قوای هوای و زمینی معاصر افغانستان را تجهیز و به کار انداخت. چون تکنالوژی تخنیک محاربوی هر کشور نظربه سایر کشور ها فرق دارد.
5- در صحنه سیاسی:
هنوز نتایج مذاکرات چهارجانبه معلوم نشده که حنیف اتمر از ترکمنستان تقاضا میکند میزبانی مذکرات دولت با طالبان را به عهده گیرد .که با این اظهارات چنان معلوم میشود که هیچ برنامه تدوین شده یی برای صلح در افغانستان وجود ندارد و حتا در سطح مشاورین نیز ریس جمهور دچار اشکال و ابهام است ،چون یک مشاور با سروصدای امضا پروتوکول مخفی همکاری( ای اس ای) با استخبارات افغانستان متهم است. مشاور دیگر بخاطر قضیه شهرک هوشمند سبکدوش شد، در رابطه به مشاور سومی در قضیه کابل بانک سر وصدا وجود دارد،مشاور چهارمی در قضیه انتقال حجاج به شوراخواسته میشود. بنابر آن میتوان نتیجه گرفت که سراپای نظام دچار یک بحران است.
6- دستپاچگی سیاسی:
با وارد آوردن ضربه فنی بر تلویزیون طلوع و مستولی نمودن فضای وحشت بر رسانه ها خود سانسوری را ترویج کردند. با طفره رفتن از تشکیل دادگاه انتخابات و تغییر نظام رای دهی و اصلاح حوزه ها و تعطیل این برنامه تا پارلمان آینده و افتتاح سال ششم دوره کار ولسی جرگه در مخالفت با قانون اساسی شرایط را برای تغییر منفی آماده میسازند. کریم خلیلی که مدعی بود شورای صلح 800 میلیون دالر را مصرف کرده اکنون در جایگاه دوم مقامی نشسته که رییس اش جنگ با طالبان را نا جایز میخواند بنابر آن میتوان گفت که:
مسوول بی کفایت ترس از خدا ندارد
شوقی ناز و نعمت شرم و حیا ندارد
در دفتر مفشن با نعره مطنطن
غرد به زیر دستان مهر و وفا ندارد
یک سوی انفجاری یک سوی انتحاری
کابل چه غرق خون است دردش شفا ندارد

پیام سرمنشی ملل متحد — در مورد روز جهانی زنان

مارس 7, 2016

پیام سرمنشی ملل متحد

در مورد روز جهانی زنان
» پیشرفت زنان ازمرزهای عنعنوی عبور کرده »
۸ مارچ ۲۰۱۶

به عنوان پسری که در کوریای پس از جنگ بزرگ شده است، درمورد یک عنعنه به یاد دارم: مادرم می گفت: زنانی که برای ولادت می رفتند، زمانی که کفش های شان را از پا می کشیدند با ترس به آن می دیدند.» آنها به این فکر می کردند که آیا دوباره می توانند این کفش ها را بپوشند؟»

هنوز هم پس از گذشت بیش از نیم قرن این خاطره من را آزار می دهد. امروز در بخش های فقیر نشین جهان، زنان هنوز برای جان بخشیدن به یک انسان با خطر مرگ روبرو هستند. مرگ و میر مادران یکی از خطرات قابل پیشگیری است. در بسا موارد نوزادان دختر در معرض ختنه قرار می گیرند. دختران در راه مکتب مورد حمله قرار می گیرند. بدن زنان در جنگ ها به عنوان سپر انسانی مورد استفاده قرار می گیرد و زنان بیوه منزوی و فقیر هستند.

ما تنها با توانمند سازی زنان به عنوان نمایندگان تغییر می توانیم به این مشکلات رسیدگی کنیم.

بیش از ۹ سال می شود که این فلسلفه را در ملل متحد به اجرا گذاشته ام. پیشرفتهای زنان ار مرزهای عنعنوي عبور کرده است و حالا تصورات و خصومت های گذشته را از بین می بریم تا زنان بتوانند پیشرفت کنند.

من برای اولین بار یک زن را به عنوان فرمانده نیروهای ملل متحد تعیین کردم و حضور زنان را در سطوح بالای اداره خود افزایش دادم.
اکنون رهبران زن در مرکز صلح و امنیت قرار دارند_قلمرویی که پیش از این یکی از ولایات اختصاصی مردان به شمار می رفت. زمانی که من به سازمان ملل آمدم، هیچ زنی در رهبری ماموریت های صلح حضور نداشت. حال، ریاست نزدیک به یک چهارم از تمام ماموریت های سازمان ملل را زنان به عهده دارند. این تعداد کافی نیست اما با این حال پیشرفت بزرگی به شمار می رود.

من نزدیک به ۱۵۰ نامه تقرر زنان به عنوان معاون سرمنشی ملل متحد را امضا کرده ام. بعضی از انها شهرت جهانی داشته اند و از دفاتر دولتی امده اند و باقی در کشورهای خودشان به سمت ریاست ارتقا یافته اند. همه اینها به من کمک کردند تا این را به اثبات برسانم که زنان بهترین افراد برای یک کار هستند.

برای اطمینان ازینکه این پیشرفت واقعی وماندگار باشد، ما یک چارچوب جدید را ساخته ایم که سیستم ملل متحد را پاسخگو میسازد. که جایی که تساوی جنسیتی یک وقت به عنوان یک ایده قابل ستایش دیده می شد، در حال حاضر آن یک سیاست قاطع است. قبلاً، آموزش حساسیت جنسیتی یک موضوع اختیاری بود ا ما در حال حاضر آن برای بیشتر از کارکنان سازمان ملل متحد الزامی است. در گذشته ها، تنها تعداد کم از بودجه سازمان ملل متحد برای تساوی جنسیتی و توانمندسازی زنان مصرف میگردید اما در حال حاضر این استاندارد یک از سوم حصه بودجه میباشد و این در حال افزایش است.

کنفوسیوس آموختاند که اگر بخواهی نظم در دنیا بیاوری، اول باید از حلقه های خود آغاز کنیم. مسلح با اثبات ارزش رهبران زن در سازمان ملل، من برای توانمند سازی زنان در همه جا سخن گفته ام. در سخنرانی ها در پارلمان، دانشگاه ها و تظاهرات خیابانی، در مذاکرات خصوصی با رهبران جهان، در ملاقات ها با مدیران شرکت ها و در مکالمات سخت با مردان قدرتمند حاکم جوامع مردسالار، من بالای برابری زنان اصرار داشته ام و بر اقدامات لازم برای رسیدن به آن تاکید کرده ام.

وقتی که من به این مقام موظف شدم، در جهان ۹ پارلمان بود که در آن زنان وجود نداشت. به کمک ما این تعداد به چهار رسیده است. من کمپاین متحد را برای پایان بخشیدن به خشونت علیه زنان در سال ۲۰۰۸ راه اندازی کردم. امروز گروهی از رهبران و وزیران، صد ها اعضای پارلمان و میلیون ها تن دیگر نام های خود را به پاسخ عمل اضافه کرده اند.

من اولین شخص بودم که کمپاین «مرد برای زن» را امضاء کردم و بعد از آن تقریباً یک میلیون تن دیگر تا حال به ما پیوسته اند. من با فعالان خواستار ترک ختنه زنان شدم و هنگامی که مجمع عمومی اولین قطعنامه را برای حمایت از این هدف اتخاذ نمود، جشن گرفتم. من خواست آنعده کسانیکه میدانند زنان در دستیابی به اجندای جسورانه ۲۰۳۰ برای انکشاف پایدار و پیشرفت در توافق پاریس در تغیرات اقلیمی، موفقانه کمک متوانند، انعکاس میدهم.

د این روز جهانی زن ، من متاثرم که هنوز هم حقوق زنان و دختران رد میشود ــ ولی من قلبا بسیار خرسندم که مردم د هرجای براین باور اند و برای ان کار میکنند که تقویت کردن زنان میتواند جامعه را به خوشبختی برساند. اجازه بدهید تا زنان را حمایت شجاعانه نموده ، دادخواهی را تشویق نموده و با اراده سیاسی به برابری جنسیتی در سراسر جهان برسیم. بدون این سرمایه گذاری بزرگتر درمورد اینده مشترک ما وجود ندارد.

افتتاح سال ششم ولسی جرگه خلاف قانون اساسی صورت گرفت

مارس 6, 2016

ما که از افتتاح غیر قانونی دوره ششم ولسی جرگه نجوا وشکوه و شکایت داشتیم اینک امروز شاهد افتتاح غیر قانونی دوره هفتم این نهاد توسط ریس جمهور استیم. آخربه کی شکایت کنیم کی را ملامت کنیم وعاقبت این روندقانون شکنی رهبری کشور به کجا خواهد کشید. وای به حال این وطن

واعظان کین جلوه برمحراب ومنبر میکنند

چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

مشکلی دارم زدانشمند مجلس باز پرس

توبه فرماین چرا خود توبه کمتر میکنند

16حوت1395

***

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر قبول کنیم که قانون اساسی چوکات حیات نظام کنونی افغانستان را تعیین میکند و بازقبول کنیم که مطابق ماده 83 قانون اساسی دوره کار ولسی جرگه به تاریخ اول سرطان سال پنجم بعد از اعلان نتایج انتخابات به پایان میرسد و شورای جدید به کار آغاز مینماید و انتخابات اعضای ولسی جرگه در خلال مدت 30 الی60 روز قبل از پایان دوره ولسی جرگه برگذار میگردد.
مردم از زمامداران دوره کار کرزی واشرف غنی میپرسند که:
1 – افتتاح سال ششم دوره کار ولسی جرگه مطابق کدام ماده قانون اساسی افغانستان صورت گرفت؟
2 – مسول عدم تدویر انتخابات در خلال مدت 30 الی 60 روز قبل از پایان دوره ولسی جرگه کیست؟ و چرا به خاطر عدم تطبیق ماده 83 قانون اساسی محاکمه نمیشود؟
3-هرگاه به علت یکی از دلایلی که در ماده 143قانون اساسی از آن تذکر به عمل آمده امکان تدویر انتخابات وجود نداشت، چرا با استفاده از احکام این ماده قانون اساسی حالت اضطرار از طرف رییس جمهور وقت با تایید شورای ملی قبل از پایان دوره کار ولسی جرگه اعلان نشد؟
4- مسول این همه مدتی که ستره محکمه و لوی سارنوالی توسط سر پرست رهبری شدند کیست و چرا محاکمه نمی شود؟
5- وزرایی که بعد از پایان دوره کار ولسی جرگه، یعنی پس از اول سرطان سال پنجم از پارلمان رای اعتماد گرفته اند به کدام اساس مشروعیت دارند؟
6- حالا که رییس جمهور با عدم اعلام نتایج انتخابات، ریاست اجراییه در ماورای تعریف احکام قانون اساسی و حکومت وحدت ملی فرا قانونی وجود دارد وحتا از توزیع شناسنامه های برقی به هدف به تعویق انداختن انتخابات عمدا جلوگیری شد، کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی در نخستین روزهای تشکیل حکومت وحدت ملی موظف نشد و وزرای داخله،دفاع و رییس امنیت ملی و لوی سارنوال سر پرست میباشند این نظام از نظر احکام قانون اساسی چگونه تعریف میشود و مسوول شکل دادن این اوضاع غیر قانونی در کشور کیست؟ وجامعه جهانی به کدام اساس از این نظام ماورای قانون حمایت و آنرا تمویل میکند؟
درمحافل اجتماعی مردم میگویندکه: درنظام فراقانونی کنونی حلقه از الیگارشی عنان قدرت را به دست دارند که برای آنان در قدرت بودن مطرح است نه قانونی بودن وغیر قانونی بودن واصلا قانون اساسی افغانستان تارعنکبوتیست که دولتمردان سالهاست آن را پاره کرده ودر غیاب آن حکم میرانند!

دولتمردان افغانستان! لطفا این مقاله را نخوانید چون مغز شما به آن کار نمیکند

مارس 1, 2016

آیا دولت شغل ایجاد می‌کند؟

میلتون فریدمن با یک تور به چین سفر کرد.
هیئت نمایندگان چینی حاضر در آنجا به وی یک پروژه احداث کانال نشان داد که بر روی آن کار می‌کردند.
فریدمن از هیئت نمایندگان پرسید،
می‌توانم از شما بپرسم که چرا کارگران شما دارند با بیل زمین را حفر می‌کنند؟
چطور است که شما از ماشین‌های خاک‌برداری یا بولدوزر برای این کار استفاده نمی‌کنید؟
و یکی از اعضای هیئت نمایندگان چینی پاسخ داد،
خب اگر ما از ماشین‌های بزرگ استفاده کنیم دیگر قادر نخواهیم بود که خیلی اشتغال‌زایی کنیم.
و فریدمن گفت،
اوه، پس این یک برنامه اشتغال‌زایی است. من فکر می‌کردم شما می‌خواهید یک کانال احداث کنید.
اگر شما به دنبال اشتغال‌زایی هستید، خُب بیل‌های کارگران را از آن‌ها بگیرید و به جای آن قاشق به دست‌شان بدهید.
اشتغال‌زایی ورد زبان بسیاری از افراد و به ویژه سیاست‌مداران است.
من استدلال می‌کنم که ایجاد شغل آسان است؛ این ایجاد ثروت است که امری دشوار است.
برای مثال، ما می‌توانیم تمام ماشین‌آلات کشاورزی را نابود کنیم.
که یک شبه می‌تواند میلیون‌ها شغل جدید کشاورزی را ایجاد کند.
اما من فکر نمی‌کنم که کسی بپندارد این راه حل واقعی برای مشکل ما باشد.
نکته این است که پیشرفت اقتصادی حاصل نمی‌شود وقتی که ما شغل می‌آفرینیم
ایجاد شغل که آسان است
پیشرفت وقتی حاصل می‌شود که ما شغل‌ها را نابود می‌کنیم؛ آنهایی را که دیگر به‌شان نیازی نداریم.
صد سال پیش، بیش از چهل درصد جمعیت امریکا در کارهای کشاورزی به اشکال مختلف اشتغال داشتند.
امروز این آمار کم‌تر از دو درصد است، در حالی که تولید کشاورزی افزایش یافته است
که این امر نتیجۀ ماشینیزه شدن و اختراع انواع ماشین‌آلات کشاورزی است.
چه اتفاقی بر سر آن شغل‌های قدیمی کشاورزی افتاد؟
چون ماشینیزه شدن کارها محصولات کشاورزی را ارزان‌تر کرده است،
امروز مردم میزان کمتری از پول خود را صرف غذا می‌کنند
و قادر اند تا پول‌شان را در مصارف و مسائل مختلف دیگر خرج کنند.
داستان پیشرفت انسان چیزی نبوده جز توانایی ما به از بین بردن مشاغل
و صرفه‌جوی کردن‌مان در کمیاب‌ترین منبع؛ یعنی همان نیروی کار،
با این هدف که چیزهایی را بسازیم که می‌خواهیم.
البته نوآوری‌ها به یک باره اتفاق نمی‌افتند.
آن‌ها به تدریج در طول زمان رخ می‌دهند.
و تمام نوآوری‌های تکنولوژیکی به این معنی است که کارگران باید مهارت‌های جدید را بیاموزند،
و بعضی از ایشان احتمالاً برای مدتی از کار بیکار خواهند شد.
و گرچه این بیکار شدن امری منفی است، اما گزینه‌های بدیل آن به‌مراتب بدتر اند.
این تحولات در بازار کار هزینه‌ای است که ما برای پیشرفت اقتصادی پرداخت می‌کنیم.
اگر از این تحولات جلوگیری کنیم، با این کار پیشرفت، خلق اختراعات جدید و کاهش فقر را کُند و متوقف می‌کنیم.
از بین رفتن مشاغل همچنین سیگنالی است که به جوانان می‌گوید که موقعیت‌های شغلی جدید در آینده چه خواهد بود.
شغل‌های جدید جایگزین شغل‌های قدیمی شده اند که عموماً در بخش کشاورزی بودند.
در طی قرن بیستم ما از ملتی که عمدتاً مشاغل مرتبط با کشاورزی داشت
تبدیل به ملتی شده ایم که مشاغل صنعتی، مشاغل خدماتی و مشاغل مرتبط با علم و دانش دارد.
و سیگنال‌های بازار مردم را راهنمایی می‌کند که بر روی چه نوع مهارت‌هایی باید سرمایه‌گذاری کنند
و شغل‌های جدید در آینده در چه زمینه‌هایی خواهد بود.
دولت چنین سیگنا‌ل‌هایی ندارد.
واقعیت این است که بسیاری از برنامه‌هایی اشتغال‌زایی دولتی برای برآوردن نیاز سیاست‌مداران است [به رأی آوردن]،
نه برای برآوردن نیاز مصرف‌کنندگان در بازار.
دولت‌ها خیلی خوب بلد اند که کار درست کنند، ولی در ایجاد مشاغلی که تولید ارزش کنند، اصلاً خوب نیستند.
اگر شما به دنبال مشاغل ارزش‌‌آفرین هستید، به کسانی چون بیل گیتس یا استیو جابز نیاز دارید،
کسانی که می‌دانند چگونه ارزش ایجاد کنند و مشاغلی به‌دردبخور ایجاد کنند.
بهترین برنامه اشتغال‌زایی در تاریخ بشریت
بازار آزاد است و کارآفرینی‌ای که تولید می‌کند.
چراغ آزادی