تحفه نوروزی یک درویش

دوستانیکه کتابچه های مندرس حاوی ضجه هایم را دیده اند، به کرات اصرار میورزند که : آخریکبارهم اگر شده سوای آن نام های مستعاری که این ناله ها ازمجرای آن به مطبوعات درز کرده اند، با نام اصلی خودم آن نجوا ها را به خورد خوانندگان بدهم.با توجه به اینکه، ازنظرمن ضرورت هنر در روند تکامل اجتماعی مانند ضرورت ماهی به آبست ،ومن به هنر برای مردم باور دارم، نه هنر برای هنر ، بنابران بی توجه به اینکه سردمداران دنیای شعر وادب کهن، نوشته ها واصلا خودمرا چیز های قابل بحث میدانند یا نه، دل به دریا زده در دومین روز شصت ویکمین سال حیاتی که توالی آن خزان بعد خزان بوده آخرین ناله یک قلب درگرفته پریش را به توجه عزیزان علاقه مند میرسانم.

آرزو
نوروز رستخیز بهارانم آرزوست
رودی پر از غریو وخروشانم آرزوست
یک سو چنار وسبزه ودریای پرخروش
خیل پرندگان خوش الحانم آرزوست
گلبارگلبهار ودرختان توت او
جوی کلان وشرشره آنم آرزوست
تلخان وتوت وچشمه دوغ وغریو آب
(فابریکه نساجی) چالانم آرزوست
دریای غوربند وشتل با جبل السراج
سالنگ تا کناره ملخانم آرزوست
آن سرزمین سبز که با کوه احاطه شد
پنجشیر وکوهدامن وبگرامم آرزوست
قربان رودهای خروشان او شوم
صیاد ماهرش به صیادانم آرزوست
انشا نمود طبع ضعیفم ز روی شوق
با مولوی نوشتن هر آنم آرزوست
پژواک گفت در سفر شه به ترکیه
(زآن همرهی حضرت سلطانم آرزوست)
ای شیخ بلخ راحت روحم تو بوده ای
زآن شور وشوق شعر فراوانم آرزوست
سردار شاعران وشکوه سخنوران
آن شمس شاهواره دورانم آرزوست
(بالله که شهر بی تو مرا حبس میشود)
یک طبع سرکشی زسخن آنم آرزوست
داودسیاووش
دوم حمل1395

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: