بایگانیِ آوریل 2016

کابل شهر ارواح

آوریل 28, 2016

در اینکه وقوع حوادث این تصاویر پس از هشت ثور صورت گرفته هیچکس تردید ندارد، اما در اینکه منطره این شهر ارواح محصول کار کیست ؟ هیچکس در حال حاضر چیزی نمیگوید که این تراژیدی قرن 20 میباشد.

8a

8b

8c

8d

8e

8f

در بستن دروازه دفتر نمایندگی افغانستان در یونسکو چه اهداف سیاسی نهفته است؟

آوریل 26, 2016

نوشته : محمد داود سیاووش
مردم افغانستان میدانند که معاشات و مصارف دولت افغانستان را سازمان ملل میپردازد.
مردم افغانستان میدانند که مصارف روغنیات لندکروزر های سکورت رجال برجسته دولت ماهانه به چندین هزار دالر میرسد.
مردم افغانستان میدانند که طالبان در قصرهای چند هزار دالری و مصارف گزاف در شهر کابل و دوبی از جیب حساب کود مردم در بودیجه دولت زندگی میکنند.
مردم افغانستان میدانند که بودجه کمک شده سازمان ملل چگونه در تجمل پسندی موبل وفرنیچر وحضر وسفر ومهمانی ها و خیمه شب بازی های رهبران با شاخی به اصطلاح باد میشود.
واما در چنین حالت و وضعیت میدانند،میدانند هایی که حوصله مردم را تا سرحد ترکیدن زهره شان به فغان آورده دفعتا به طور کاملا مضحک و طنز آلود و شگفت انگیز از رسانه ها میشنوند که : این دولتی که از برکت کمک های سازمان ملل نفس میکشد و زنده است بخاطر( به اصطلاح صرفه جویی) دفتر نمایندگی افغانستان در یونسکو را به قول ظاهر عزیز بخاطر عدم توانایی پرداخت بیست هزار دالر کرایه سالانه سه اطاق در پاریس میبندد.
پس از شنیدن این خبر شهروندان تا سرحد تهوع به فغان می آیند که آخر با این همه مصارف بیجا و حاتم بخشی ها از کیسه خلیفه سازمان ملل کدام عقل سلیم ومنطق قبول میکند که دفتر فرهنگی آن سازمان در پاریس بسته شود؟
اگر واقعا صرفه جویی مطرح باشد چرا اینکار از مصارف گزاف حشم وخدم وحاجب ودربان دولتمردان صورت نمیگیرد؟
از نظر کارشناسان در عقب این تصمیم اهداف سیاسی نهفته است. چون جعلکاری هایکه اخیرا با افشا نسخه اصلی قانون اساسی در نسخه توشیح شده این قانون هویدا گردید و نادیده گرفتن حق زبان های مادری به بهانه درج جعلی اصطلاحات ملی در نسخه جعلی ،شاید سازمان یونسکو را به صفت نهاد فرهنگی سازمان ملل ناراحت سازد وآن سازمان موضوع جعلکاری در قانون اساسی و پایمال شدن زبان مادری به بهانه اصطلاحات ملی در افغانستان را بگوش جهان برساند.
شهروندان میخواهند هر چه زودتر بر این تصمیم تنگ نظرانه سیاسی تجدید نظر شود و دفتر نمایندگی افغانستان در یونسکو دوباره فعال گردد.آخر دولتمردان افغانستان باید حداقل این را بدانند که بستن دفتر نمایندگی افغانستان با سازمان معتبری بنام یونسکو چه فاجعه را در قبال خواهد داشت. این دوره سالهای حکومت طالبان نیست که با یک کیبل بتوان مسیر زمان را متوقف ساخت. حالا مردم فریاد میکشند، میپرسند، توقع میکنند، انتقادمیکنند، پیشنهاد میکنند، نظر میدهند و فریاد میکشند که دریچه فرهنگی افغانستان را با جهان نبندید.

رها کننده فرد انتحاری از زندان شریک جرم انفجارریاست ده میباشد!

آوریل 22, 2016

نوشته: داود سیاووش
عوامل حمله بر قلب و مغز دولت در ریاست ده را حتا افراد بیسواد و کم سواد جامعه نیز در اولین لحظه شناختند. مردم در لحظه یی که سیلاب خون بیگناهان در دریا کابل با این انفجار جاری شد، از همدیگر میپرسیدند که:
-این انتحاری راکی از زندان دولت رها نمود؟
– نعیم کوچی راکی از زندان گوانتانامو رها نمود؟
-فرزند نعیم کوچی را کی به مرحله نمایندگی پارلمان رساند؟
– فرد انتحاری حادثه شاه شهید را کی با نام جعلی از زندان رها ساخت؟
– حادثه جعل کاری در قانون اساسی را کی انجام داد؟
– پرونده سقوط کندز به کجا کشید؟
– پرونده حادثه شاه شهید چه شد؟
– از امضا کننده تفاهمنامه دند غوری چرا پرسیده نشد؟
– پرونده مکاتب خیالی به کجا کشید؟
– کابل بانک چرا از دستور روز کنار گذاشته شد؟
– آن تفاهمنامه با (ای ،اس ،ای ) را کی امضا نموده بود؟
– رحمت الله نبیل و نورالحق علومی چرا استعفا دادند؟
– سی دی که ظاهر قدیر ادعا میکرد با افشای آن حکومت سقوط میکند چه شد؟
سوالات زیادی از این قبیل در محافل غم و شادی و گردهمایی ها و محلات ازدحام مردم به گوش میرسد.این سوالات را اکثرا کسانی مطرح مینمایند که حتی سواد کافی ندارندو از برکت رادیوی جیبی شان حوادث را در دکان،خانه،هنگام کار بالای زمین و کسب و کار شنیده اند. این سوالات که در آن ریشه اصلی بحران کشور نهفته است در ذهن شنونده آن ضرب المثل وطنی را تداعی میکند که : (سیل بین عقل چهل وزیر را دارد) و این ضرب المثل وقتی بیش از همه لذت بخش و مزه دار میشود که پای وزرا و دولتمردان کشور در این ماجرا ها و سوالات بند میماند. واقعا هیچ مغز متفکر جهان نمیتواند به این سوال ساده یک هموطن دوکاندار جواب بدهد که این چندین هزار زندانی متهم به انفجار و انتحار که اکنون جبهات را در مقابل دولت رهبری میکنند چرا از زندان ها رها شدند و چه معجزه یی در کار بود که یک سرباز امریکایی با چند رهبر طالبان از حبس معاوضه شد.
انترک بازی از ستون پنجم سازی تا پاکستان ستیزی:
مردم این سیاست را خیلی کودکانه میدانند که یک روز با (ای،اس،ای) امضای تفاهمنامه اطلاعاتی بر سر زبان ها می افتد و حتی پاکستان این حق را به خود محفوظ میدارد که در رابطه به تقرر کدر های سکتور امنیتی افغانستان ابراز نظر کند و روز دیگر با تغییر 180 درجه در سیاست با پاکستان ادعا شود که قطعا دروازه های مذاکره بسته شده است. در این حال باز هم آن ضرب المثل وطنی در اذهان تداعی میشود که : (نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی.) مردم افغانستان نه بابایی پاکستان را در افغانستان میخواهند و نه قصد حمله و دشمنی با آن را دارند. اینکه یک روز خود را به شانه پاکستان انداخته اسرار نظامی کشور به آن تحفه شود و روز دیگر برای اطفای آتش احساسات مردم راه هر نوع مذاکره و مفاهمه مسدود شود ،در واقع یک فرافگنی فریب کارانه و خرقه سالوس مزورانه میباشد که مردم از دور سیاستمداران را از درون آن شناخته و با این شعر آنان را مخاطب قرار میدهند که :
به هر طرزی که خواهی جامه میپوش
من از طرز خرامت میشناسم
سیاست ملی ،مفید و اصولی باید طرح و تطبیق شود:
باید در داخل نظام یک خانه تکانی اصولی صورت گرفته و مارهای آستین از داخل نظام دور شوند و به تمام سوالات مردم که در فوق شمه از آن انعکاس یافت پاسخهای صادقانه و شفاف داده شود. اینکه ده ها زندانی متهم به انفجار و انتحار در زندان ها به اشد مجازات محکوم اند و به کیفر نمیرسند و برعکس در دریای کابل جوی خون از عملیات انفجار و انتحار جاری میشود سوالیست که اگر ملت یکبار برای حل آن به پاخاست ،شاید قبل از عاملان انفجا ر و انتحار زندانها ستون پنجم حامیان شان را به دار خواهد آویخت.
مردم یتیم اند:
مردم در حال حاضر خود را یتیم احساس میکنند، چون آنانیکه از نام مردم به جاه و جلال و مقام و چوکی و ثروت رسیدند اکنون از مردم بریده و خط شان را از مردم جدا کرده اند و هنوز نیرو و رهبری که گردآب توفانی خشم مردم را به خروش آورد وجود ندارد. عرض و داد و واویلای مردم به گوش حکومت نمی رود. کسی که ده هزار زندانی عامل انفجار و انتحار را رها نموده خود را رهبر ملی جامیزند. کسی که در راس کشور قرار دارد ازین رنج میبرد که چرا زندانیان از یک قوم خاص باشند. کسی را که مقاومت از قله های کوه ها با طبراق تلخان به مقام حکومت رساند، اکنون هر روز سه بار دریشی عوض میکند و آن افراد لباس ژنده و ژولیده را اصلا نمی شناسد.
مخمصه جهان در افغانستان:
با افشای قتل کارمندان ( سی ، ای ،ای) در جنوب افغانستان توسط عمال ( ای، اس ،ای) خبث باطن پاکستان با امریکا کاملا آشکار شد و با این حال پاکستان با سازماندهی ستون پنجم عملا امریکا را در افغانستان به زانو آورده است. با افشا پرونده یازده سپتمبر و تقاضای هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات امریکا و باز ماندگان یازده سپتمبر مبنی بر پیگرد دولت عربستان سعودی در رابطه به حادثه یازده سپتمبر و بروز اختلافات امریکا با عربستان سعودی در رابطه به قضایای ایران، سوریه و فلسطین که استقبال سرد از اوباما در عربستان سعودی را در پی داشت . در افغانستان سه نیروی عربستان سعودی، پاکستان و امریکا در مقابل هم قرار گرفته اند که هیچیک نمیتواند دیگری را از صحنه بکشد.
سفر حامد کرزی به روسیه و تماس های خصوصی روس ها با طالبان، مراجعه دولت افغانستان به چین اظهارات اخیر سفیر هندوضعیتی را در افغانستان شکل داده که هیچ سیاستمدار و تحلیلگر اکنون به حل آن قادر نیست.
حکومت افغانستان در این مرحله دشوار چند راه حل در پیش دارد:
1- شفافیت:
اینکه رییس شورای صلح جنگ با طالب را جایز نمیداند، حامد گیلانی و حنیف اتمر به گفته رسانه ها با گروه حقانی تماس میگیرند و سر و صدای شایعات اختلاف عبدالله و غنی در رابطه به تقرر ستانکزی در ریاست امنیت و گلاب منگل در وزارت دفاع بر سر زبان می افتد و یک وکیل شورا که عملیات انتحاری را شهادت مینامد مورد مؤاخذه و محاکمه قرار نمیگیرد نشان میدهد که فضای سیاسی شفاف نیست و بحران ناشی از همین کدورت فضاست.
2- روشن شدن خط:
اینکه به عوض جنرالان ارکان حرب و مردان جبهه و مقاومت افراد معلول و معیوب در ارگان های امنیتی برگزیده میشوند سوال مغلقی را در اذهان تداعی میکند که این نیرو های جنگی آماده و با تجربه چرا در پست های تشریفاتی و یا موقعیت های انفعالی طوری قرار داده میشوند که جنرال دوستم در هر مصاحبه چند بار با عذر میگوید که اگر رییس صاحب جمهور اجازه دهد امنیت کندز را میگیرم، اگر رییس صاحب جمهور اجازه دهد به هلمند میروم، اگر رییس صاحب جمهور اجازه دهد به ننگرهار میروم، ولی کسی به او اجازه نمیدهد.
3- بازیهای اوپراتیفی:
به بحران کشیدن شمال با یک عکس، قرار دادن دو حریف در شمال برای جا خالی کردن برای نیروی سوم، قرار گرفتن جمعیت در برابر جنبش و حزب اسلامی در برابر جمعیت، طالب در برابر حزب اسلامی و بالاخره در پایان حذف همه نیروهای مقاومت شمال و مجاهدین به نفع کشور در لحظه کنونی نیست.

رسانه های آزاد باید ظهور کند

آوریل 20, 2016

نوشته : داودسیاووش
درشرایطی که یک طالب از کرسی بلند دولتی عملیات شهادت طلبانه انتحاری را تبریک میگوید وطالب دوم با جلیقه انتحاری خودرا انفجار میدهد ، رهبر حزب اسلامی در تلاش رسیدن به مقام دولت وعضو آن درجنگ با دولت و رهبر جمعیت در مقام بلند دولت و والی جمعیتی در مخالفت با دولت، مجاهدین در مقامات دولت و شورای حراست در مخالفت با برنامه های حکومت، حامد کرزی در حمایت ارگ و پیروانش در مخالفت ارگ، انوارالحق احدی و بگواش در تلاش ضد دولت و اعضای خانواده اش در کرسی های بلند دولت وشورای صلح قرار دارند، هرگاه صاحبنظر و ژورنالیست آزاد در تنگنای تصادم منافع این گروه ها در محدوده زورگویی آنان قرار گیرد خیلی خطرناک خواهد بود.
این وضعیت وحشتناک انقطاب پراکماتیستی حتا رسانه های آزاد بین المللی را نیز در افغانستان متأثر ساخته که با نصب افراد این گروهها در رسانه های آزاد بین المللی وضعیت فعالیت آن رسانه ها را به نفع گروههای مشخص سوق و اداره میکنند. در چنین حالت مفهوم صاحبنظر با سخنگوی یکی از این جناح ها تعویض میشود و اگر در یک مورد مشخص که تصادم منافع این گروهها و تقابل شان با همدیگر مطرح باشد رسانه نظرخواهی کند به غیر از چند سخنگوی و بلندگوی طرفین کس دیگری( که باید به عنوان صاحبنظر آزاد ابراز نظر کند) اصلاً بخاطر زهر چشم و خطر جانی این گروهها جرأت ابراز نظر را از دست میدهد.
فضای رسانه ها طوری آیونایز و تقسیم شده که حتا اعلان دهندگان و رسانه ها نیز در این وضعیت سمت و سوی اهداف گروههای درگیر را رعایت مینمایند. در چنین شرایط ناگوار هر گروه متخاصم از آستین کارشناس بیطرف و رسانه آزاد دستش را دراز نموده چند چهره را برجسته و در رسانه ها متبارز میسازد که از مسایل فلسفه و سیاست تا پخت و پز آشپز خانه و نهال شانی و زراعت در همه موارد ابراز نظر نموده افکار مردم را به سمت دلخواه گروههای حامی شان سوق و سمت و سو میدهند. هرگاه بخواهیم در چنین شرایط از رسانه های آزاد صحبت کنیم اولاً به دلیل امنیتی رسانه نمیتواند آزاد باشد، ثانیاً این نظرخواهی در وجود چند نفر مشخص به طرفداری از فلان و بهمان به حدی خسته کن و تکراری میشود که بیننده اصلاً میل به دیدن صفحه تلویزیون و شنیدن رادیو و خواندن رسانه چاپی را از دست میدهد، چون هر کس میداند که این صاحبنظر مستقل بالاخره یک علامه و دایره المعارف نیست که هر روز در هر مورد از بام تا شام ابراز نظر کند.
راه حل چیست؟
چند رسانه واقعاً آزاد در خارج افغانستان و در کشورهایی که به آزادی بیان باور داشته و در مسایل افغانستان با حب و بغض برخورد نکنند تأسیس شود تا خبرنگاران بتوانند پس از فعالیت خسته کن روزانه حداقل چند ساعت در شب بدون وحشت و ترس از پیامد کارهای روزانه شان آرام بخوابند.
در این رسانه های مستقل از کسانی نظر گرفته شود که واقعاً به هیچ یک از جناح های درگیر انتی پتی و سمپتی نداشته باشند و اصلاً این نظریات باید از بانکهای نظریات و مراکز پژوهشی بیطرف انعکاس داده شود. اینکه یک شخص در فرانسه طرفدار کدام حزب است و هر روز فلان رسانه بین المللی در موارد مختلف نظریات وی را می گیرد و شخصی در امریکا و اروپا به طرفداری کدام گروه خانه و آشیانه ساخته و از همانجا به عنوان کارشناس بیطرف ابراز نظر میکند به هیچوجه نظر و دیدگاه مستقل نبوده حتا وجهه و اعتبار رسانه های بین المللی را در افغانستان شدیداً متأثر ساخته است.
وقتی بیش از 300 نفر در یک انفجار و انتحار زخمی و بیش از سی نفر کشته میشود و رسانه از کسی نظر میخواهد که از زبانش بشنود : ( با طالبان دشمنی نداریم )معلوم است که رسانه به اصطلاح مستقل افکار عامه را به کدام سو سوق میدهد و یا وقتی دولت چین وعده میدهد که ده هزار اپارتمان در افغانستان خواهد ساخت و رسانه عاجل و علی الحساب نظرخواهی در باره توزیع اپارتمان هایی را که معلوم نیست ده سال بعد ساخته خواهد شد یا نه در دستور کارش قرار میدهد به همگان معلوم است که رسانه با این کار چه هدفی را دنبال میکند.
یکی از الترناتیف ها برای صاحبنظران واقعاً مستقل آن خواهد بود که با درنظرداشت وضعیت موجود به عوض پُف کردن در سرنای رسانه های طرفین، در وبلاگ ها و فیسبوک ها تمرکز نموده ،نظریات شان را بنویسند. بگذار تا این بار رسانه ها بدنبال فیسبوک ها و وبلاگ ها روان شوند و اگر ولینعمتان این گروهها فیسبوک ها و وبلاگ ها را نیز قطع کردند، آنگاه:
خموشی عالمی دارد که در گفتن نمی گنجد

آخر به جرم چی/ آخر به ظلم کی/اینگونه در فغان/اینگونه خون چکان

آوریل 19, 2016

o

روزی که صدای آن انفجار مهیب، قلب های اگنده به عشق خدا را لرزاند، وهیبت صدای آن انتحاروحشتناک عجیب، اطفال بیگناه را ترساند، وسینه های آتش گرفته مردان خدا را در اندوه آن تراژیدی به سوز آورد، تا نفرین ولعنت بفرستند بر معامله گران ملعون وماران آستین مظنون، این نجوا از یک قلب در گرفته محزون یبنوا، به نوا آمد:
ای طفل خون چکان
ای خلق در فغان
ای مردم نجیب
ای توده منیب
آخر به جرم چی
آخر به ظلم کی
در انفجار ها
در انتحار ها
اینگونه در فغان
اینگونه خون چکان
***
مظلوم وبینوا
محروم وبیصدا
لبهای دوخته
تن های سوخته
آخر به جرم چی
آخر به ظلم کی
در انفجار ها
در انتحارها
اینگونه در فغان
اینگونه خون چکان
***
دستان بر دعا
دلها سوی خدا
هر شب صدا کنند
یا رب خدا خدا
آخر به جرم چی
آخر به ظلم کی
در انفجار ها
درانتحار ها
اینگونه در فغان
اینگونه خون چکان
(کوه بچه)

کار های خورد ولاف های بزرگ دراقتصاد 16 سال اخیرافغانستان

آوریل 19, 2016

کوه بچه
یک مقایسه ابتدایی نشان میدهد که دولتمردان شانزده سال اخیر افغانستان ضعیف ترین مدیران وسازماندگان اقتصادی صدسال اخیر بوده اند. به گزارش صدای امریکا میزان صادرات افغانستان در طول نهُ ماه اول سال 1392 هجری خورشیدی، تقریباً به ۳۹۹ میلیون دالر میرسید درحالیکه میزان واردات در شش ماه اول این سال به پنج میلیارد دالر میرسید که به این ترتیب در طی 16 سال کشور عملا به مارکیت اموال کشور های خارجی مبدل شد .با توجه به اینکه از تشکیل اداره موقت تا سال 2014 سیلاب کمک های جامعه جهانی به سوی افغانستان جاری بود و به غیر از کمک های سایر عرصه هاازمصرف 104 میلیارد دالردر ارقام رسمی به کرات تذکر رفته ،این سوال مطرح میشود که چگونه این وضعیت وخیم بر اقتصاد کشور مستولی گشت .از اینکه پس از تشکیل اداره موقت متفکرین بازار آزاد وتیوریسن های ضد تقویه سکتوردولتی در کشور حاکم بودند .حالا باید این پرسش را مطرح کرد که آیا واقعا این رهبران برگشته از غرب از اقتصاد بازار آزاد چیزی میفهمیدند؟ واین القاب تحصیلی را واقعا از دانشگاه های معتبر بین المللی بدست آورده اند یا از؟
توجه خوانندگان را به شیمای فیصدی جنس واردات وصادرات افغانستان در سال 1369 جلب مینمایم که از صفحه188سالنامه احصائیوی1369وزارت احصائیه گرفته شده .تا دیده شود که کدام گروه در دوره که برسر اقتدار بوده اند در وارد وصادرنمودن اجناس منافع ملی را مدنظر گرفته ووظیفه خانگی شان را در اقتصاد متکی بر سکتور دولتی وبازار آزاد خوبتر انجام داده اند؟.
خوش بود گرمهک تجربه آید به میان

IMG_1313

تنگنای نفس گیر حکومت

آوریل 13, 2016

r

نوشته : داود سیاووش
حکومت وحدت ملی با خوردن زخم کاری افشای نسخه اصلی قانون اساسی نشانی شده با امضای صبغت الله مجددی و اختلاف آن در چندین مورد با قانون اساسی نافذ و توشیح شده توسط حامد کرزی ،( با آنکه در حال حاضر همه اشتراک کنندگان لویه جرگه قانون اساسی و کمیسیون های طرح و اصلاح و چاپ قانون اساسی بخاطر مخفی نگهداشتن این موضوع گیچ و خاموش اند، )توان قد بر افراشتن قانونی خود را با این بانگ قانونی در کلیه ابعاد از دست داد و با این حال آنچه در افغانستان به حیث حکومت مبتنی بر قانون اساسی و دموکراسی جا زده میشود در واقع از نظر مردم کاریکاتور مضحک یک ببر کاغذی و آدمک برفی مینماید که در هیچ بعد با نام و کار قانونیت و دموکراسی همخوانی ندارد.
دولتی که قانون اساسی آن جعل شده، دولتی که دوره قبلی رقابت انتخاباتی آن با بلند نمودن دست حامد کرزی به پایان رسید، دولتی که در ماورای قانون اساسی و بدون اعلان نتایج انتخابات در دور دوم با تشکیل توافقی حکومت وحدت ملی تشکیل شد، دولتی که در چندین ماه نخست تشکیل ،کابینه به پارلمان معرفی کرده نتوانست، دولتی که کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی تشکیل کرده نتوانست، دولتی که تذکره یا شناسنامه برقی توزیع کرده نتوانست، دولتی که شش ماه به تعریف مفهوم حکومت وحدت ملی و کرسی ریاست اجرائیه آن باقیمانده و عملاً با تدویر لویه جرگه برای تعریف جایگاه رییس اجرائیه در چوکات صدارت تعریفی به وجود نیاورد، دولتی که دوره شانزدهم ولسی جرگه آن به پایان رسیده و وکلا به رسم آهنگ «له له لی لی» چوکی های پارلمان را گروگان گرفته و از گوشت و پوست و استخوان یک ملت فقیر تغذیه میکنند؛ در چنین یک وضعیت بحرانی جان کیری وزیر خارجه امریکا از کشوریکه ابراهام لینکلن حکومت مردم، از مردم و برای مردم را به دنیا معرفی کرد به کابل آمده نمک دیگری روی زخم مردم پاشیده و اعلان کرد که این چوکات حکومت تا پنجسال ادامه خواهد یافت.
با این اظهار جان کیری که حکومت وحدت ملی حتا در شرایط عدم تشکیل لویه جرگه پس از شش ماه آینده تا پنجسال ادامه خواهد یافت از یکطرف پوستین دموکراسی غرب در افغانستان از آب برآمد و دیده شد که هیچ اصل، معیار و مقیاسی برای پیمایش رؤیا های جهانشمول دموکراسی در افغانستان مدنظرنیست و از طرفی به موج بزرگی از نارضایتی کلی مردم از سیاست ایالات متحده در افغانستان منجر شد.
این اعلان جان کیری دکتر عبدالله را در موقعیت دشواری قرار داد که حتا نزدیکترین متحدینش در مخالفت با آن قرار گرفتند. شورای حراست که مرکب از مجاهدین میباشد با این نظر مخالفت شان را ابراز داشتند و محافل اجتماعی و سیاسی در هر گوشه و کنار بر ضد ادامه کار این حکومت پس از شش ماه، که در آن جایگاه رییس اجرائیه اصلاً مشخص نیست صدای مخالفت شان را بلند کردند.
در حالیکه تیم حامد کرزی، شورای حراست، گروههای مخالف با ادامه کار حکومت وحدت ملی ، آمادگی شان را برای وضعیت پس از شش ماه آینده می گیرند، در صف مقابل گروه اختر منصور از مذاکره با دولت افغانستان ابا ورزیده و حملات بهاری را بر ضد دولت اعلام نمود. در همین حال با نفوذی که طالبان در وجود ستون پنجم وابسته به پاکستان در ارگان دولت افغانستان دارند منصوبان وزارت دفاع یک کشور را که غرور و افتخار ملی به حساب میروند از موتر پایین کرده از ترس حملات انتحاری در رفت و آمد به خانه و کار پای پیاده ساخته اند که بزرگترین توهین به سازمان کشف واستخبارات افغانستان میباشد. رسانه ها را با حمله بر تلویزیون طلوع به خود سانسوری و مبصرین و مفسرین را به توجیه گری و القای اندیشه طالب پذیری کشاندند. طالبان در کندز مدارس انتحاری وزیرستان شمالی را تأسیس کردند و گروههای مسلح شان به دهنه غوری و شهاب الدین دوباره باز گشتند. در برخی ولسوالی های بدخشان مکاتب طالبی در سال نو به فعالیت آغاز نمودند.
مذاکرات چار جانبه چه شد؟
با پشت دروازه ماندن هند و روس و ایران مذاکرات چار جانبه به بن بست کشید. امریکا که از پاکستان نا امید شده بخاطر جلوگیری از نفوذ چین با هند تماسهایش را بیشتر ساخت. افسانه پروژه های تاپی و کاسا فقط برای عوامفریبی و اهداف تبلیغاتی به خورد مردم داده میشوند، در حالیکه وضعیت هلمند در حال سقوط و امنیت کشور روز به روز در حال خراب شدن میباشد.
بیکاری، فرار جوانان، عدم رعایت بیلانس دخل و خرج خانواده ها در پرداخت معاشات کارمندان دولت، فساد اداری، بیروکراسی، خویش خوری و انحصار منابع عایداتی در دست الیگارشی قدرت و کنار رفتن وزیر داخله و امنیت بخاطر عدم موجودیت سیاست شفاف در کشور، وضعیت دردناک عدم رسیدگی به شهدا و مجروحین در جبهات که حتا در هلمند به عوض سرباز اسیر به خانه سرباز اسیر جسد شهید دیگری بنام شهادت وی تسلیم داده میشود باعث سرخوردگی و سردرگمی نظام سیاسی شده است.
اقتصاد ضعیف، بحران امنیتی، سیاست مبهم، رشد مار آستینی از پاکستان بنام ستون پنجم در ساختار دولت،عقب مانی جامعه جهانی و حکومت وحدت ملی از تعهدات شان، سیطره جویی قومی کشور را در مرحله وحشتناکی قرار داده است که با این حال نظر سنجی های اخیر نشان میدهد 80 درصد مردم از حکومت وحدت ملی رضایت ندارند ، فیصدی زیادی از مردم حاضر به رفتن به پای صندوق های رأی در مرحله بعدی نیستند و فیصدی بالایی از مردم از نمایندگان پارلمان رضایت ندارند.
وضعیت مدعیان قدرت:
در حال حاضر وضعیت طوری شکل گرفته که با اشرف غنی و عبدالله متحدین قبلی شان نیستند وحتا اشرف غنی در پی وارد صحنه ساختن حکمتیار برای مقابل احتمالی با جمعیت اسلامی میباشد. در جناح مخالف نیز کسانی به صفت الترناتیف خود را مطرح میسازند که طی چهارده سال با گرگ نظام گوشت خورده و اکنون در پایان کار با چوپان نوحه میکشند. گروه حامد کرزی که بدنه اصلی حکومت را تشکیل میدهند با توجه به چپاولی که از دارایی های عامه کردند اکنون از کریدت و اعتبار اجتماعی در میان مردم برخوردار نیستند، وحتا سیاسی اندیشان ونظریه پردازان آن نیز در بدل معاملات افراطیون راست وچپ با هم جایگاه مردمی شان را از دست داده اند. صفوف مجاهدین از رهبری شان دلسرد و مأیوس اند وخود را ابزار اهداف رهبران احساس میکنند، حزب سراسری که بتواند اهداف افغانستان شمول ارائه کند وجود ندارد و وابستگی کشور به لابی ها و هواداران و هواخواهان کشورهای همسایه و دور و نزدیک افغانستان را به قول معروف به دیگ دلده یی مانند ساخته که هر کس بخاطر منافع خود به آن چمچه میزند.
پاکستان به طور قطعی قرارگاه های ظاهری وآشکار طالبان را به داخل افغانستان انتقال میدهد و حتا حکمتیار را مجبور ساخت به موجودیت قوای امریکا در افغانستان رضایت نشان دهد تا به اینوسیله از خاک پاکستان خارج شود . از اظهارات ریس شورای صلح مردم خود را در معرض معامله این شورا با دشمن احساس میکنند.
آخرین امید:
مردم میدانند که در هر نوع استحاله و میتامورفوز این نظام ،قدرت به کسانی ارتباط می گیرد که دارای گروه و باند و دسته برخوردار از حمایت های نیروهای خارجی باشند، بنابران مردم در بودن و نبودن چنین نظام منافع خود را نمی بینند، آنچه به صفت آخرین امید باقی میماند آنست که:
1- کنفرانس بین المللی پیرامون افغانستان دایر گردد که در آن از همسایه های افغانستان به خصوص پاکستان تعهد گرفته شود که در امور داخلی افغانستان مداخله ننماید.
2- حکومتی قدرت را بدست گیرد که امنیت زمینی و هوایی افغانستان را در آن سازمان ملل تأمین کند.
3- تشکیل اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی مطابق معیارها و موازین و استندردهای قدرت کشورهای همسایه در عرصه هوایی، زمینی و پروسنل مجهز با تخنیک عالی محاربوی ایجاد گردد.
4- با قاچاقبران مواد مخدر، اختلاس گران، کسانی که در لیست سیگار به صفت مقصر شناخته میشوند، مافیای فساد متکی بر اسناد موجود در دولت افغانستان، سازمان سیگار و سایر منابع برخورد قانونی صورت گرفته به پای میز محاکمه کشانیده شوند.
5- با هیچ گروه مسلح خارج از تشکیلات دولت جامعه جهانی تماس علیحده بر قرار نکند و شرط پیوستن هر گروه به دولت خلع سلاح بی چون و چرای آن باشد.
6- امریکا موقف خود را واضح سازد که با طالبان و حزب اسلامی چه میکند؟ چون تشویش مردم آنست که این دو جریان به کمک امریکا در برابر دولت افغانستان قرار گرفته اند.
7- قرارگاه های طالبان، القاعده، داعش و حزب اسلامی در داخل افغانستان توسط قوای امریکا نابود گردد.
8- در شرایطی که امنیت را جامعه جهانی تأمین مینماید، انتخابات برگزار گردد و کار برای تفکیک واضح قوای ثلاثه و طرح و تعدیل قانون اساسی آغاز گردد.
9- احزاب سیاسی ثبت مجدد شوند و سه جریان بزرگ سیاسی برای راه یافتن به پارلمان و تشکیل حکومت با هم رقابت نمایند.
10- تشکیل اداره دولت افغانستان صدارتی و آنهم از طریق تشکیل کابینه باکسب اکثریت آرای احزاب در پارلمان مدنظر گرفته شود.

چرا جان کری از وضعیت فشار بر ژورنالیستان انتقاد نکرد و…

آوریل 10, 2016

کارتونچرا جان کری از وضعیت فشار بر ژورنالیستان انتقاد نکرد واصلا از آزادی بیان در افغانستان به طور مشخص حرفی بر زبان نیاورد…؟

به عاشقان زندگی رویایی غرب

آوریل 6, 2016

کوه بچه
اینکه کسی از یک جامعه فقیر که اکثریت مردم آن گرسنه واو نیمه سیر است، در آرزوی رسیدن به زندگی افسانوی غرب، دار وندار وهست وبود زندگی اش را برباد داده و عصاره دالری آن را به جیب یک قاچاقبر ناشناس ریخته هی میدان وطی میدان دل به دریا زده روانه امواج توفانزای ابحار ویا همنشین غندل وچلپاسه ومار در میان جنگلات واشجار میشود، انتخاب خودش میباشد، ورنه حتا در داخل اینکشور فقیر نیز خودش بار ها شنیده که:
دوش از کاخ بلند با شکوه
نعره های دختران می پرست
قلقل پی در پی مینای می
با صدای ساغر مردان مست
در فضای بیکران پیچیده
**
اما همزمان به چشم خود دیده که:
**
دورتر درگوشه ویرانه ای
طفلکی از گشنگی جان داده
و
بیوه یی بر نعش او خون میگریست
این مهاجر دریا دل باید این را میفهمید که آن زندگی افسانوی به خود آن مردم است ،نه برای کسی که به عنوان مهاجر به آن سرزمین می رود.
واین شعر و آهنگ آن برادر مهاجر خود را که یک گریبان از وی در زندگی مهاجری پیش تر پاره کرده می شنید که:
***
این خانه چه زیباست ولی خانه من نیست
***
در پایان کلام با تقدیم شعر مشهور( گربه وزال) شیخ اجل سعد ی شیرازی چند عکس حزن انگیز را که در رسانه ها از زندگی مهاجرین افغانستان انتشار یافته، خدمت آن عزیزان پیشکش میکنم:
یکی گربه در خانه ی زال بود
که برگشته ایام و بدحال بود
دوان شد به مهمان سرای امیر
غلامان حاکم زدندش به تیر
چکان خونش از استخوان، می دوید
همی گفت و از هول جان می دوید
اگر جستم از دست این تیر زن
من و موش و ویرانه ی پیر زن
نیرزد عسل، جان من، زخم نیش
قناعت نکوتر به دوشاب خویش
خداوند از آن بنده خرسند نیست
که راضی به قسم خداوند نیست
pana1

pana3

pana4

pana5

pana10

pana9

pana8

pana7

pana6

کابل شهرتالاب ها ودندآب ها

آوریل 4, 2016

کابل شهریست که از بیکفایتی دولتمردان وبی تفاوتی زمامدارانش، در فصل شگفتن ها و رستن های مرغزاران وزمزمه بلبلان وشگوفه درختان، که با فواران باران بهاران برزمین خدا ارزان میشود،رحمت در آن به زحمت وبلی به بلا و منجلاب سیلاب وگنداب وتالاب مبدل میشود.
توجه تان را به صحنه های درد آور اما درعین حال مضحک زندگی در این شهر جلب میکنم که در این روز ها از شبکه های اجتماعی دنیای مجازی نشر شده است.
داودسیاووش

8345_472357666306547_1057796199492925344_n

67797_1727711740785131_1629606664667556423_n

946193_476248459232934_1704198542389973886_n

947011_1088347777883490_8983851897696263993_n

1504950_867945606661959_2148410529887955756_n

10153632_591204594369094_2452596574723818484_n

11701075_1727711750785130_6070532962974658674_n

11998898_1727711804118458_7458202263129682386_n

12039760_1088373454547589_4048719606325979014_n

12321523_1088347817883486_4448676611955705502_n

12417560_613958305439949_9153859498060237991_n

12472790_1727711817451790_7803819066942438043_n

12804871_834879359989668_7857819789031858693_n

12809713_1005135252912017_2863627107246167965_n

12832519_843948972415737_1684794418758946164_n

12924383_1005135396245336_7415440587891486372_n

12924564_1071351439598840_8278199381847521108_n

12931243_1005135269578682_6178457690686600397_n

12963571_1113135625374806_2016753720619124700_n

b - Copy

b2 - Copy

b3 - Copy

b4-herat - Copy

باران2 - Copy

باران3 - Copy

باران4 - Copy

باران5 - Copy

باران6 - Copy

باران7 - Copy

باران8 - Copy

باران9 - Copy

باران11 - Copy

باران12 - Copy

باران13 - Copy

باران14 - Copy

باران15 - Copy

باران16 - Copy

باران17 - Copy

باران18 - Copy

باران20 - Copy

باران21 - Copy

ترافیک