تنگنای نفس گیر حکومت

r

نوشته : داود سیاووش
حکومت وحدت ملی با خوردن زخم کاری افشای نسخه اصلی قانون اساسی نشانی شده با امضای صبغت الله مجددی و اختلاف آن در چندین مورد با قانون اساسی نافذ و توشیح شده توسط حامد کرزی ،( با آنکه در حال حاضر همه اشتراک کنندگان لویه جرگه قانون اساسی و کمیسیون های طرح و اصلاح و چاپ قانون اساسی بخاطر مخفی نگهداشتن این موضوع گیچ و خاموش اند، )توان قد بر افراشتن قانونی خود را با این بانگ قانونی در کلیه ابعاد از دست داد و با این حال آنچه در افغانستان به حیث حکومت مبتنی بر قانون اساسی و دموکراسی جا زده میشود در واقع از نظر مردم کاریکاتور مضحک یک ببر کاغذی و آدمک برفی مینماید که در هیچ بعد با نام و کار قانونیت و دموکراسی همخوانی ندارد.
دولتی که قانون اساسی آن جعل شده، دولتی که دوره قبلی رقابت انتخاباتی آن با بلند نمودن دست حامد کرزی به پایان رسید، دولتی که در ماورای قانون اساسی و بدون اعلان نتایج انتخابات در دور دوم با تشکیل توافقی حکومت وحدت ملی تشکیل شد، دولتی که در چندین ماه نخست تشکیل ،کابینه به پارلمان معرفی کرده نتوانست، دولتی که کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی تشکیل کرده نتوانست، دولتی که تذکره یا شناسنامه برقی توزیع کرده نتوانست، دولتی که شش ماه به تعریف مفهوم حکومت وحدت ملی و کرسی ریاست اجرائیه آن باقیمانده و عملاً با تدویر لویه جرگه برای تعریف جایگاه رییس اجرائیه در چوکات صدارت تعریفی به وجود نیاورد، دولتی که دوره شانزدهم ولسی جرگه آن به پایان رسیده و وکلا به رسم آهنگ «له له لی لی» چوکی های پارلمان را گروگان گرفته و از گوشت و پوست و استخوان یک ملت فقیر تغذیه میکنند؛ در چنین یک وضعیت بحرانی جان کیری وزیر خارجه امریکا از کشوریکه ابراهام لینکلن حکومت مردم، از مردم و برای مردم را به دنیا معرفی کرد به کابل آمده نمک دیگری روی زخم مردم پاشیده و اعلان کرد که این چوکات حکومت تا پنجسال ادامه خواهد یافت.
با این اظهار جان کیری که حکومت وحدت ملی حتا در شرایط عدم تشکیل لویه جرگه پس از شش ماه آینده تا پنجسال ادامه خواهد یافت از یکطرف پوستین دموکراسی غرب در افغانستان از آب برآمد و دیده شد که هیچ اصل، معیار و مقیاسی برای پیمایش رؤیا های جهانشمول دموکراسی در افغانستان مدنظرنیست و از طرفی به موج بزرگی از نارضایتی کلی مردم از سیاست ایالات متحده در افغانستان منجر شد.
این اعلان جان کیری دکتر عبدالله را در موقعیت دشواری قرار داد که حتا نزدیکترین متحدینش در مخالفت با آن قرار گرفتند. شورای حراست که مرکب از مجاهدین میباشد با این نظر مخالفت شان را ابراز داشتند و محافل اجتماعی و سیاسی در هر گوشه و کنار بر ضد ادامه کار این حکومت پس از شش ماه، که در آن جایگاه رییس اجرائیه اصلاً مشخص نیست صدای مخالفت شان را بلند کردند.
در حالیکه تیم حامد کرزی، شورای حراست، گروههای مخالف با ادامه کار حکومت وحدت ملی ، آمادگی شان را برای وضعیت پس از شش ماه آینده می گیرند، در صف مقابل گروه اختر منصور از مذاکره با دولت افغانستان ابا ورزیده و حملات بهاری را بر ضد دولت اعلام نمود. در همین حال با نفوذی که طالبان در وجود ستون پنجم وابسته به پاکستان در ارگان دولت افغانستان دارند منصوبان وزارت دفاع یک کشور را که غرور و افتخار ملی به حساب میروند از موتر پایین کرده از ترس حملات انتحاری در رفت و آمد به خانه و کار پای پیاده ساخته اند که بزرگترین توهین به سازمان کشف واستخبارات افغانستان میباشد. رسانه ها را با حمله بر تلویزیون طلوع به خود سانسوری و مبصرین و مفسرین را به توجیه گری و القای اندیشه طالب پذیری کشاندند. طالبان در کندز مدارس انتحاری وزیرستان شمالی را تأسیس کردند و گروههای مسلح شان به دهنه غوری و شهاب الدین دوباره باز گشتند. در برخی ولسوالی های بدخشان مکاتب طالبی در سال نو به فعالیت آغاز نمودند.
مذاکرات چار جانبه چه شد؟
با پشت دروازه ماندن هند و روس و ایران مذاکرات چار جانبه به بن بست کشید. امریکا که از پاکستان نا امید شده بخاطر جلوگیری از نفوذ چین با هند تماسهایش را بیشتر ساخت. افسانه پروژه های تاپی و کاسا فقط برای عوامفریبی و اهداف تبلیغاتی به خورد مردم داده میشوند، در حالیکه وضعیت هلمند در حال سقوط و امنیت کشور روز به روز در حال خراب شدن میباشد.
بیکاری، فرار جوانان، عدم رعایت بیلانس دخل و خرج خانواده ها در پرداخت معاشات کارمندان دولت، فساد اداری، بیروکراسی، خویش خوری و انحصار منابع عایداتی در دست الیگارشی قدرت و کنار رفتن وزیر داخله و امنیت بخاطر عدم موجودیت سیاست شفاف در کشور، وضعیت دردناک عدم رسیدگی به شهدا و مجروحین در جبهات که حتا در هلمند به عوض سرباز اسیر به خانه سرباز اسیر جسد شهید دیگری بنام شهادت وی تسلیم داده میشود باعث سرخوردگی و سردرگمی نظام سیاسی شده است.
اقتصاد ضعیف، بحران امنیتی، سیاست مبهم، رشد مار آستینی از پاکستان بنام ستون پنجم در ساختار دولت،عقب مانی جامعه جهانی و حکومت وحدت ملی از تعهدات شان، سیطره جویی قومی کشور را در مرحله وحشتناکی قرار داده است که با این حال نظر سنجی های اخیر نشان میدهد 80 درصد مردم از حکومت وحدت ملی رضایت ندارند ، فیصدی زیادی از مردم حاضر به رفتن به پای صندوق های رأی در مرحله بعدی نیستند و فیصدی بالایی از مردم از نمایندگان پارلمان رضایت ندارند.
وضعیت مدعیان قدرت:
در حال حاضر وضعیت طوری شکل گرفته که با اشرف غنی و عبدالله متحدین قبلی شان نیستند وحتا اشرف غنی در پی وارد صحنه ساختن حکمتیار برای مقابل احتمالی با جمعیت اسلامی میباشد. در جناح مخالف نیز کسانی به صفت الترناتیف خود را مطرح میسازند که طی چهارده سال با گرگ نظام گوشت خورده و اکنون در پایان کار با چوپان نوحه میکشند. گروه حامد کرزی که بدنه اصلی حکومت را تشکیل میدهند با توجه به چپاولی که از دارایی های عامه کردند اکنون از کریدت و اعتبار اجتماعی در میان مردم برخوردار نیستند، وحتا سیاسی اندیشان ونظریه پردازان آن نیز در بدل معاملات افراطیون راست وچپ با هم جایگاه مردمی شان را از دست داده اند. صفوف مجاهدین از رهبری شان دلسرد و مأیوس اند وخود را ابزار اهداف رهبران احساس میکنند، حزب سراسری که بتواند اهداف افغانستان شمول ارائه کند وجود ندارد و وابستگی کشور به لابی ها و هواداران و هواخواهان کشورهای همسایه و دور و نزدیک افغانستان را به قول معروف به دیگ دلده یی مانند ساخته که هر کس بخاطر منافع خود به آن چمچه میزند.
پاکستان به طور قطعی قرارگاه های ظاهری وآشکار طالبان را به داخل افغانستان انتقال میدهد و حتا حکمتیار را مجبور ساخت به موجودیت قوای امریکا در افغانستان رضایت نشان دهد تا به اینوسیله از خاک پاکستان خارج شود . از اظهارات ریس شورای صلح مردم خود را در معرض معامله این شورا با دشمن احساس میکنند.
آخرین امید:
مردم میدانند که در هر نوع استحاله و میتامورفوز این نظام ،قدرت به کسانی ارتباط می گیرد که دارای گروه و باند و دسته برخوردار از حمایت های نیروهای خارجی باشند، بنابران مردم در بودن و نبودن چنین نظام منافع خود را نمی بینند، آنچه به صفت آخرین امید باقی میماند آنست که:
1- کنفرانس بین المللی پیرامون افغانستان دایر گردد که در آن از همسایه های افغانستان به خصوص پاکستان تعهد گرفته شود که در امور داخلی افغانستان مداخله ننماید.
2- حکومتی قدرت را بدست گیرد که امنیت زمینی و هوایی افغانستان را در آن سازمان ملل تأمین کند.
3- تشکیل اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی مطابق معیارها و موازین و استندردهای قدرت کشورهای همسایه در عرصه هوایی، زمینی و پروسنل مجهز با تخنیک عالی محاربوی ایجاد گردد.
4- با قاچاقبران مواد مخدر، اختلاس گران، کسانی که در لیست سیگار به صفت مقصر شناخته میشوند، مافیای فساد متکی بر اسناد موجود در دولت افغانستان، سازمان سیگار و سایر منابع برخورد قانونی صورت گرفته به پای میز محاکمه کشانیده شوند.
5- با هیچ گروه مسلح خارج از تشکیلات دولت جامعه جهانی تماس علیحده بر قرار نکند و شرط پیوستن هر گروه به دولت خلع سلاح بی چون و چرای آن باشد.
6- امریکا موقف خود را واضح سازد که با طالبان و حزب اسلامی چه میکند؟ چون تشویش مردم آنست که این دو جریان به کمک امریکا در برابر دولت افغانستان قرار گرفته اند.
7- قرارگاه های طالبان، القاعده، داعش و حزب اسلامی در داخل افغانستان توسط قوای امریکا نابود گردد.
8- در شرایطی که امنیت را جامعه جهانی تأمین مینماید، انتخابات برگزار گردد و کار برای تفکیک واضح قوای ثلاثه و طرح و تعدیل قانون اساسی آغاز گردد.
9- احزاب سیاسی ثبت مجدد شوند و سه جریان بزرگ سیاسی برای راه یافتن به پارلمان و تشکیل حکومت با هم رقابت نمایند.
10- تشکیل اداره دولت افغانستان صدارتی و آنهم از طریق تشکیل کابینه باکسب اکثریت آرای احزاب در پارلمان مدنظر گرفته شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: