سخنان عیارانه و جوانمردانه امیرحبیب الله خادم دین رسول الله خطاب به اسیران رساله شاهی قندهاری شاه امان الله خان

habibullah-kalakani
سواران اسیر –یعنی دشمنان او- را تفنگداران فاتح و انتقام جو نزدیک آوردند، چشم های همگان منتظر فیصله خونین است، مردم تصور میکنند مرد نیرومندی که جز شمشیر چیز دیگری را نمی شناسد اکنون چهره خون آلود رفقای جوانش به یادش می آید و البته جز انتقام اندیشه ی دیگر ندارد. خاموشی بر صحنه حکمفرما بود. خادم دین انتظار مردم را پایان داد و خلاف پندار مردم خطاب به اسیران گفت:
من شما را دوست دارم که با من مردانه جنگ ها کردید و وظیفه عسکری خود را صادقانه انجام دادید. دشمن من کسانی هستند که در گذشته مورد اعتماد بودند و حق نمک بادار خود را نشناختند. در جنگ نان و حلوا بخش نمیشود. رفقای مرا که شما کشته اید خون آنها را به شما بخشیدم و رفقای شما را که همراهان من کشته اند، شما ببخشید، بخشایش کار جوانمردان است. اگر وظیفه خود را ادامه می دهید معاش شما دو چند گذاشته میشود.
فریاد آفرین مردم اوج گرفت.
اسیران گفتند:
شرم است که بادار ما زنده باشد و ما در رکاب دیگران خدمت کنیم. بهتر است به خانه های خود باز گردیم.
خادم دین در برابر این جواب تلخ و قاطع بعد از اندک تأمل گفت:
از سخنان شما بوی جوانمردی می آید. مصارف سفر تان را اخذ کنید و سلام مرا به خانواده هایتان در قندهار برسانید.
ساعت منار با نواختن یک ضربه، ساعت یک را اعلان کرد. خادم دین در میان هلهله شادی و دعا های مردم از راهی که آمده بود شتابان بازگشت. دروازه ارگ بسته شد و آواز اذان پیشین از کنگره های مسجد او را به سوی خدا دعوت کرد.
از کتاب «عیاری از خراسان»
نوشته : استاد خلیل الله خلیلی (ص 119-120)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: