عیار خراسان را عیاران زمان با اعزاز و اکرام به خاک سپردند

t11
نوشته داود سیاووش
در تاریخ ادبیات افغانستان معاصر،استاد خلیل الله خلیلی آن نویسنده چیره دست و قلم به دست توانایی میباشد که با نوشتن داستان تاریخی عیاری از خراسان سیمای سیاسی و اجتماعی امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را در هیات یک عیار با صفا و مومن با خدا به مثابه حقیقت اظهر من الشمس به تصویر کشید. قلم سحار استاد در این جولانگه چنان طیران وطغیان نمود که مطالعه داستان عیاری از خراسان چون رعد در قلمرو ادب دری فارسی پیچید وبه سان شعله بیداری شعور روشنفکران ، هفت آسمان به خواب رفته ابجدخوانی مسخ تاریخ را به آتش کشیده ، اولین بار توفان احساسات داعیه دفاع از شهادت مظلومانه امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یاران با صفا و با وفایش را به غلیان آورد.
به همینسان در تاریخ سیاسی افغانستان دکتر نجیب الله احمدزی با آنکه از تبار مخالفان امیرحبیب الله بود

نخستین بار با صدای بلند اعتراف کرد که:من از جمله کسانی نیستم که : (در تاریخ آشتی اعلان میکردند ، قسم یاد میکردند ودر قرآن امضا میکردند وباز مردمه میخواستند ومیکشتند.)
و اینک گورخونین آن شهیدان مظلوم امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یارانش در روشنایی این اسناد تاریخی توسط کسانی ردیابی و پیدا شد که همچون ابومسلم خراسانی، یعقوب لیث صفار و سمک عیار بر مبنای آیین جوانمردان، فتوت و اقتضای عیاری مبتنی بر مروت و ایثار و فداکاری و یاری مظلومان و راستگویی، رازداری، استغنا، پاکی، دلیری و وفا به عهد ، سهم جوانمردانه شان را در راستای ، از تشییع جنازه تا اعزاز و اکرام و به خاک سپردن امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یارانش به جا آوردند.
لحظه عبور از جوار لانه قصاب و مقتلگاه امیر حبیب الله و یارانش ، هنگامیکه جنازه ها را راهپیمایان با سر های پر شور و حواس تبداردر خیابان انتقال میدادند صدای مادر جنرال جانفدا محمد صدیق خان و شیرجان خان وزیر دانشمند دربار امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را از دهلیز تاریخ شنیدند که روزگاری هنگامیکه جلاد برایش گفت:
فرزندانت را ببر
صدا کرد که:
«فرزندانم را زینهار از کنار همسنگرانشان جدا نکنید! کسی برای شیر در جنگل قبر نساخته و کفن ندوخته»
و اینک از میان عیاران و وفاداران آیین فتوت به جواب آن صدای مادر قهرمان و شیردل هنگامیکه با به خاک سپردن امیر حبیب الله ویارانش در تپه شهرآرا مخالفت می شد عیاری پا پیش گذاشت و گفت:
اگر فردا امیر حبیب الله خادم دین رسول الله ویارانش را در تپه شهرآرا به خاک نسپارم ریشم را کل می کنم.
اینست ندای تاریخ واینست پاسخ زمان!
گفتم که سکوت از چه رولالی وکور
فریاد بکش که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش تا که زندانی زور
بهتر شنود ندای تاریخ زدور
اما از درون ارگ در حالیکه دکتر نجیب الله احمدزی از خط مخالف به حکم وجدان به مظلومیت و شهادت عیار خراسان اعتراف کرد برعکس اشرف غنی احمدزی با ارتکاب بزرگترین اشتباه تاریخ افغانستان حتا دوره 9 ماهه پادشاهی امیر حبیب الله را از نظر زمانی نیز انکار نمود ،گویی هنوز کینه وعطش به خون عیار خراسان ویارانش در دل بسیاری ارگ نشینان فروکش نکرده و در حالیکه در سایر موارد روزی هزاران پیام تسلیت به نام های مختلف حتا در سطح یک قریه از رسانه ها این دولتمردان منتشر میکنند، هیچکس پیامی و تسلیتی به ارواح این شهیدان وطن نفرستاد و چه زیبا شد که نفرستاد، چون راه عیاران از راه معامله گران از همینجا جدا میشود.
حماسه به خاکسپاری عیار خراسان و یارانش حادثۀ به خاکسپاری فرانتس فانون را به یاد می آورد:
وقتی محصلی به نام فرانتس فانون جنایات استعمارفرانسه را در الجزایراز طریق رسانه ها میشنود و می بیند، درس وبحث و فحص فاکولته وشهر پاریس را ترک کرده در سنگر انقلابیون الجزایر قرار میگیرد . از پاریس زیبا ی موسوم به عروس شهر ها به صحرای افریقا و الجزایر خونین میرود. میخواهد به صف مقدم نبرد قرار گیرد اما انقلابیون الجزایر مخالفت میکنند، اتفاقاً با انفجار ماین در عقب جبهه زخمی می شود، بن بلا و قهرمانان استقلال الجزایر او را به ایتالیا به خاطر تداوی می فرستند، در شفاخانه ایتالیا پس از یافتن شفا مصاب به سرطان تشخیص می شود و می میرد. اما وقتی کتابچه یادداشت اش را باز میکنند میخوانند که نوشته : مرا در گورستان مبارزان استقلال الجزایر در کنار آن شهدا دفن کنید. گورستان در داخل گارنیزیون فرانسوی ها با چند خط دفاعی محاصره شده، کمیته ملی استقلال الجزایر وصیت فانون را مورد بحث قرار داده فیصله میکند که به هر صورت باید فانون در داخل گارنیزیون قوای اشغالگر فرانسه در قبرستان شهدای انقلاب الجزایر به خاک سپرده شود. از داخل جلسه فی الحال چندصد فدایی حاضر می شوند که فانون را به داخل گارنیزیون اشغالگران فرانسه برده در قبرستان شهدا با عبور از خطوط دفاعی دشمن دفن کنند و این کار صورت میگیرد.
وقتیکه سیمای زعامت ارگ در قبیله وانکار از تاریخ خلاصه شد .ولنگهای همتباران امیر حبیب الله به شکل ناجوانمردانه وکرسی پرستانه در رفتن به مارش تشییع و تدفین جنازه از ترس غنی میلرزید . قهرمان و عیاری که از زیر تپه صدا کرد:
اگر امشب امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را در همین تپه دفن نکردم ریش ام را به رسم بی ننگی می تراشم.
این خطابه کوتاه سیمای امیرحبیب الله بایارانش و حماسه خونین انقلاب الجزایر و فانون را به مثابه تکرار یک شهکار قربانی بی مثال تاریخ در انظار تداعی کرد و به این ترتیب حماسۀ فانون در تپه شهرآرا برای دومین بار در تاریخ جهان رقم خورد.
عیاران با عزم جزم و در اوج مخالفت با صدر کشور پیکر مطهر امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یاران با وفایش را با شعار:
الله الله الله
امیر حبیب الله
به خاک سپردند،
جا دارد که با اصطلاحات خود عیاران ، این جوانان را مخاطب قرار داده بگوییم:
خرابتان نبینم،
هزار آفرینتان باد!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: