آخرین فوسیل عهد جنگ سرد درافغانستان درهم شکست

نوشته : داودسیاووش
در حالیکه منطق وجودی و اهمیت کاری (آی -اس -ای )برای امریکا در شرایط تقابل پکت های وارسا و ناتو و حمله شوروی بر افغانستان در تقویه گروههای بنیادگرا در جنگ افغانستان بود، با سقوط شوروی و جا خالی نمودن این معادله به تقابل غرب با دهشت افگنی و افراط گرایی، پاکستان در موقعیت دشواری قرار گرفت که از یکطرف مجبور است جواب اعترافات پرویز مشرف را به غرب بدهد که گفته بود: القاعده، طالبان، حقانی، اسامه و ایمن الظواهری قهرمانان پاکستان میباشند و از جانبی سند واضح جدایی از خط بنیادگرایان و دهشت افگنان را در شرایط فعلی به امریکا ارائه کند.
پاکستان در سالهای پس از حملات یازده سپتمبر بر برج های تجارت جهانی ، امریکا را از دو طرف تحت فشار قرار داد، از یکطرف با جنگ نیابتی زانوی امریکا را در میدان افغانستان خم کرد و از جانب دیگر با نفوذ لابی ها و طرفدارانش در وجود ستون پنجم کارایی، برش و قاطعیت دستگاه دولت را در مبارزه با طالبان و شبکه حقانی و تندروان و دهشت افگنان پایین آورد و اینک میخواهد با قربانی نمودن حکمتیار به صفت مُهره سوخته این بازی ، از یک جانب خود را بری الذمه در میدان جدایی از بنیادگرایان اعلام کند و از جانب دیگر با اجرای رزمایش نظامی مشترک با روسیه که در تاریخ آن کشور سابقه ندارد به نحوی منیت خود را به رخ امریکا کشیده بار دیگر ایالات متحده را مجبور به پرداخت جزیه به خود سازد.
با حمله ناگهانی از قلمرو پاکستان به هند در مرز با کشمیر و مانور نظامی طیارات هند در سرحد با پاکستان از یکطرف مانور و رزمایش مشترک با روسیه را جوابی برای مانور هواپیماهای هندی میتوان دانست و از طرفی با اتخاذ موضع مشترک دولت افغانستان در سازمان ملل با همآهنگی اظهارات سناتوران امریکایی ترسیم خط جدایی از غرب را در آن میتوان خواند.
مطرح شدن این سوالات در مجمع عمومی سازمان ملل از طرف دولت افغانستان که شورای کویته در کجاست؟ اسامه در کجا کشته شد؟ و… و اظهارات سناتور باب کراکر در جلسه استماعیه مجلس سنا مبنی بر اینکه پاکستان با امریکا همیشه برخورد دوگانه داشته هرگاه با جدیت در همآهنگی قرار گیرد ستون فقرات نظامیان پاکستان و آی اس آی را خواهد شکست.
هشدار اولسن به پاکستان در مجلس سنا مبنی بر اینکه اسلام آباد دو انتخاب دارد: اقدام علیه افراط گرایان و یا انزوای بین المللی، مانند صدای ریچارد ارمیتاژ در آستانه حملات یازده سپتمبر بر برج های تجارت جهانی به گوش میرسد اما از اینکه دوره کار بارک اوباما به پایان رسیده و اولسن نیز در اواخر مأموریت اش چنین ایقاظ را مطرح مینماید بیشتر آنرا برخورد عکس العملی، روزمره و یکبار مصرف میتوان به شمار آورد، چون هیچ یک از دو کاندیدان جدید ترامپ و هیلاری کلینتون، هنوز سیاست واضح شان را در رابطه به جنگ افغانستان ابراز نداشته اند.
تفاوت های رییس جمهور غنی و کرزی در رابطه به پاکستان
پاکستان در وجود احساسات و عواطف قومی رییس جمهور پیشین حامد کرزی توانست بخش بزرگی از طرفداران و لابی هایش را از زوایه قومی به صفت ستون پنجم در بدنه دولت افغنستان نفوذ دهد و از جانبی با تحریک غیر مستقیم احساسات کرزی توسط این لابی ها رابطه افغانستان را با امریکا خراب سازد، در حالیکه از جهت مستقیم گاهی رییس جمهور کرزی را فیل مرغ خطاب نمود و زمانی تحفه انارش را نپذیرفت.
اما رییس جمهور غنی بر خلاف کرزی در حالیکه در روز های اول کارش شیفته و فریفته رهبران اسلام آباد شده بود و از سر شوق و یکه راست تا چونی راحیل شریف شتابان سفر کرد، با ملاحظه برخورد دوگانه پاکستان در اولین اقدام دروازه های افغانستان را از مسیر دو کشور ایران و چین طوری باز نمود که پاکستان را از جا تکان داد و تا آن حد پاکستان را ناراحت ساخت که خواجه حافظ وزیر دفاع پاکستان رییس جمهور غنی را یک بانکدار خواند، نه سیاستمدار.
ضعف کارخانگی رییس جمهور غنی در این مرحله حساس
رییس جمهور غنی با عدم اجرای کارخانگی دو سال حکومت وحدت ملی از یکطرف بنیاد اعتبار دکتر عبدالله و تیم اش را برباد داد و از جانبی خود را در موقعیت خیلی خطرناک سیلاب سیاسی قرار داد.
در بازی وارد کردن حکمتیار در برابر جمعیت و تحریک احساسات مردم با عدم توافق به دفن رسمی امیر حبیب الله کلکانی رییس جمهور غنی دل به دریا زده به سوی توفان در حرکت است. دو سال حکومت وحدت ملی بدون دستآورد کشور را در موقعیتی قرار داده که حتا پهلو نشینان رییس جمهور غنی اکنون گوشۀ چشم و ابرو به سوی حامد کرزی به صفت الترناتیف مرحله بعدی دارند و از سوی دیگر هرگاه پروفیسور سیاف در جایگاه برهان الدین ربانی وارد صحنه شود و رهبری مجاهدین را در جمعیت بدست گرفته با حامد کرزی در ائتلاف قرار گیرد با توجه به اختلافی که امریکا با حامد کرزی دارد پاکستان یکبار دیگر نزدیکی تاکتیکی خود را با کرزی تأمین نموده گلیم رییس جمهور غنی و دکتر عبدالله را از صحنه سیاست برخواهد چید و فصل جدیدی از کشمکش ها، جنگ ها و بازیهای آی اس آی مانند دهه 90 در افغانستان آغاز خواهد شد.
حتا اگر رییس جمهور غنی و عبدالله از این آزمون مؤفق بدر آیند بازهم حکمتیار مانند ملا آغا جان معتصم بار دوش حکومت افغانستان خواهد ماند و با مصارف گزاف مهمانخانه ها، اقامتگاه ها و بازمانده هایش کمر اقتصاد مبتنی بر گدایی از جهان دولت افغانستان را شکسته هیچ سودی به نفع صلح و امنیت نخواهد کرد، چون صلح در افغانستان اکنون با معجزۀ هیچ رهبر تأمین نخواهد شد و حکمتیار با اعضای حزبش که سالها در ساختار دولت افغانستان بر چوکی های قدرت تکیه زده اند در خواهد افتاد وبا ماجرای پرونده لیست سیاه سرخط رسانه ها بوده در بهترین حالت در حالیکه سایر فوسیل های بنیادگرایی افغانستان در نظام طرفدار خط غرب حل شدند، آخرین فوسیل بنیادگرایی جنگ سرد نیز پس از 16 سال نعره های ضد امریکایی در هاضمه جهان آزاد به مرحله کتابولیزم رسیده در هم خواهد شکست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: