بایگانیِ اکتبر 2016

گوگوش هنرمند بلند آوازه منطقه درکنار فرزندش کامبیز در دو فصل

اکتبر 27, 2016

gogosh10

gogosh3

googosh1

Advertisements

آیا غنی کشور را قربانی قوماندان قول اردو و یک لوا خواهد نمود؟

اکتبر 26, 2016

d

نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه از همترازان احمدشاه مسعود و عبدالعلی مزاری در دهه 90 تنها جنرال دوستم در شرایط فعلی در صحنه باقیست تاریخ به نحوی در افغانستان تکرار میشود که گویی دهه 90 میلادی باشد. هنگامیکه داکتر نجیب هدایت داد جنرال مومن قوماندان لوای هفتاد حیرتان به کابل بیاید و جنرال دوستم را موظف نمود جنرال مومن را به کابل بیاورد ناظرین سیاسی میگویند جنرال دوستم از وی تقاضا نمود برای فرونشاندن اختلافات شمال قوماندان قول اردو، قوماندان فرقه و رییس امنیت را نیز به کابل بخواهد. از لحظه پافشاری داکتر نجیب به موجودیت این سه تن سقوط حکومت نجیب آغاز یافت. فورمول پیروزی آن زمان بر حکومت نجیب در اتحاد مسعود و مزاری با دوستم بود و حالا که وضعیت بازی در کلیه ابعاد با اشتباه تکرار آن دوره به پایان رسیده کارشناسان با توجه به حساسیت لحظه کنونی یگانه راه حل را در پایان دادن به این تنش میبینند. انتقال جغرافیای جنگ به شمال، انتقال طالبان توسط موتر های دولتی از شمال به کابل، سپردن دند غوری و دند شهاب الدین به طالبان، دوبار سقوط کندزو سقوط غورماچ با جابه جایی خارجی ها در بعضی مناطق بدخشان نشان میدهد که وضعیت شمال کشور در بدترین حالت جنگی قراردارد.عوامل این بحران را میتوان در نکات ذیل خلاصه نمود:
1 – سقوط اول کندز با آن مقوله مضحک اوضاع تحت مدیریت است . تسلیمی تانک های غول پیکر ونیروی چند هزار نفری مجهز به تخنیک عالی محاربوی به چند صد نفر پیاده وعدم مجازات عاملین پرونده سقوط کندز.
2 – سقوط بار دوم کندز با آن استدلال مضحک والی که اگر سربازان در صندوق آهنی هم باشند کشته میشوند .وعدم بررسی و عدم مجازات عاملین سقوط بار دوم کندز.
3 – ممانعت از رفتن جنرال دوستم به کندز به خاطر پاکسازی وتصفیه کندز.
4- عدم اطاعت قوماندان قول اردو و قوماندان لوا به اوامر جنرال دوستم در آزادسازی غورماچ.
5 – سوءقصد به جان جنرال دوستم در جریان عملیات غورماچ.
6 – اظهار تاسف غیر واقعی داکتر عبدالله از زخم برداشتن جنرال دوستم در مجلس وزرا .
7 – شکوه وشکایت داکترعبدالله از اینکه طی سه ماه اشرف غنی حتا یکبار با وی ملاقات نکرده.
8 – شکوه وشکایت احمد ضیا مسعود از اینکه در حکومت وحدت ملی قومگرایی وجود دارد.
9 – انکار رییس جمهور غنی از 9 ماه تاریخ وحکومت امیر حبیب الله کلکانی وبه خاک سپاری آن.
10 – توهین به قوم تاجک توسط قیوم کوچی کاکای اشرف غنی در مراسم تهداب گذاری منار تازه نمودن دشمنی شمالی وجنوبی.
11 – شکایت جنرال دوستم از اینکه نزد رییس جمهور پشتون بودن ومهمتر از آن لوگری بودن در اداره کشور اهمیت دارد.
12 – شکایت جنرال دوستم از اینکه حلقه اتمر- استانکزی- رحیمی رییس جمهور را محاصره نموده.
13 – اظهار بی خبری داکتر عبدالله از محتوای مذاکرات قطر.
14 – اظهار نا رضایتی جنرال دوستم از عدم مشوره با وی در باره مذاکرات قطر.
15 – به گفته فضل احمد معنوی سلب صلاحیت اجرایی ومقرری ها از رییس اجراییه توسط رییس جمهور.
16 – سلب صلاحیت جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور، به ادعای خودش
و…
اینهمه تشنج وتنش در حالی در حکومت وحدت ملی بیداد میکند که جنرال نیکلسون قوماندان حمایت قاطع از ناتوانی قوماندانان در میدان جنگ وتلفات سربازان ابراز نگرانی مینماید واز انتقال خلافت داعش پس از واپس گیری موصل از دست داعش توسط نیروهای عراقی ، به افغانستان سخن گفته میشود. جنرال دوستم در همین حال از ضعف جسمی وزیر دفاع، عدم دسترسی به لوی درستیز ، دستورگیری قوماندان قول اردو و قوماندان لوا در غورماچ از کدام محل نا معلوم شکوه دارد. ازهلمند رسانه ها گزارشاتی منتشر کردند که 3ملیون مرمی و9میلیون لیترروغنیات در حالی به مصرف رسیده که طالبان با بیرق های شان در اطراف دروازه های شهر ایستاده اند.
درچنین وضعیت بحرانی که جنرال دوستم از نفس وصدرنظام درمحضر رسانه ها اظهار نارضایتی وشکایت مینماید که ریاست امنیت ملی اطلاعات را با وی در میان نمیگذارد ، ارگ با نشر اعلامیه به عنوان واکنش به اظهارات جنرال دوستم با جملاتی که حتا شکایت ازماموریت سربازان تحت امر وی را در شرایط جنگ قابل بررسی میداند روی آتش اختلافات پترول میپاشد.
با توجه به چنین وضعیت بحرانی کشور رییس جمهور غنی باید حلقاتی را که رابطه ارگ را با حتا هسته رهبری کشور چنین به تشنج وتنش کشیده از کنار خود دورسازد وقوماندان قول اردو و قوماندان لوا را که از اوامر جنرال دوستم سرپیچی نموده اند از وظیفه سبکدوش نماید. در غیرآن با انتقال داعش در شمال و آمادگی زن ومرد مردم درمقابل آن هرگاه کشورهای روسیه، ایران،چین وترکیه با مردم شمال همکاری نمایند با قلع وقمع داعش نفوذ کابل بر شمال پایان خواهد یافت.
مردم از اخبار واطلاعات تایمز لندن که ششصدملیون دالر توسط کرزی به خاطر ایجاد اردوگاه های دهشت افگنان در فاریاب ، هلمند ،لوگر وننگرهار به مصرف رسیده خیلی به تشویش اند واز اینکه رییس جمهور غنی به کرزی زعیم ملی خطاب میکند راز هایی را از پشت آن میخوانند. با آنکه کرزی احزاب جمعیت و وحدت را با کار انفرادی پارچه پارچه نموده اما باید ملتفت باشد که همه قوماندان جمعیت وجنبش ووحدت آن سخنان کرزی را که به گیتس گفته بود ایتلاف شمال نظر به طالبان برای حکومت اش خطرناکتر است به یاد دارند و از جانبی اشرف غنی وکرزی با ید از یاد نبرند که پس از احمدشاه مسعود ومزاری چهره کاریزمایی که اقوام تاجک و هزاره یکپارچه به دنبال آن روان شود وجود ندارد بنابران در صورت خیزش خودانگیخته وتوفانی با توجه به نا رضایتی سراسری ،اوضاع کشور از کنترول خارج خواهد شد.
آنچه مایه نگرانی همگانست اینکه مبادا شخصی چون خلیلزادپیدا شود که در کشمکش داخلی از تبر امریکا برای سرکوب سایراقوام به نفع یک قوم استفاده کند. با توجه به جابه جایی نیروهای امریکا وناتو در ناروی، لهستان و… در سرحدات روسیه وبا توجه به قوت سرکوب داعش در سوریه توسط روسیه هرگاه اینبار درشمال افغانستان پای امریکا در جنگ با روسیه و چین و ترکیه وایران به نفع کدام قوم خاص کشیده شود جنگ سوم جهان از همین نقط کره زمین آغاز گردیده مانند قتل ارشیدوک فرانسس فردینانت هند با پاکستان ،ترکیه با عراق، اسراییل با اعراب، و…به جان هم افتاده دمار از جان یکدیگر خواهند کشید.

شهری که گریه میکرد

اکتبر 22, 2016

f
کوه بچه
در یک نیمروز آفتابی از خانه برآمده بسوی شهر روان شدم تصور نکنید که مانند شما به طرف دریا یا پارک سرسبز و چمنها و دمنها، نه ،هرگز نه، بطرف فضای آلوده به گرد و غبار و مزبله دل آزار شهر کابل رفتم. شهری که از هر گوشه آن فریاد خاموش یک ناراحتی به هوا بالاست، به کتابفروشی های پل باغ عمومی رفتم. کتابفروشان با داد و واویلا و آه و ناله هرکجا فریاد میزدند که آخرمسولان چرابا لگد کتابهایشان را از روی پیاده رو جمع میکنند و نمی گذارند کتاب ها را طوری که دل شان میخواهد در اطراف کتاره ها بگذارند. به کتابخانه یکی از چاپخانه ها رفتم و دیدم که در مقابل چاپخانه بر در کتابخانه قفل بزرگی آویزان بود، به کتابفروشی های بابر سنتر رفتم. در داخل مرکز فروش موتر آخرین مدل بد هیبت و دراز ترسناک وسیاه رنگی ایستاده بود که تاکنون مثل و مانند آن را ندیده بودم. از زینه ها بالا رفتم و دیدم که بر دروازه اکثر کتابفروشی ها قفل های بزرگی از دور نمایان بود و تنها یک کتابفروش دم دروازه بابر سنتر نشسته باشخصی گرم صحبت بود. به کتابفروشی های جوی شیر رفتم. که غرفه دوکانهای کانتینری و کتابهایش کاریکاتوری از بازار قصه خوانی پیشاور بود و اصلا کتاب جدی و قابل مطالعه در آنجا ندیدم . کتاب ها از کتابفروشان و کتابفروشان از کتابها خسته تر و افسرده تر به نظر میرسیدند که با حالت خاک آلود و پریشان در کنار هم نشسته بودند. به طرف ایستگاه سرویس های مکروریان اول یا به گفته مردم مکروریان کهنه رفتم . ایستگاه مکروریان کهنه را در مقابل مسجد پل خشتی و در جوار دریای کابل معین کرده اند. از داخل شدن به فضای بویناک که در یک سو معتادان در زیر خیمه ها و در داخل دریا هر چند نفر در زیر چادر ها به دود کردن هیرویین مصروف بودند و اینطرف در داخل سرک بچه های جوان با لپتاپ ها در روی زانو فریاد میزدند : بیاید ضبط کنید! هر چه دلتان میخواهد ضبط کنید! که معلوم نشد چه را ضبط میکردند و آن طرف تر بازار انواع موبایل ها به جیب و دست و سبد موبایل فروشان که باز هم معلوم نبود آن موبایل ها را از کجا بدست آورده بودند و هیاهوی بزرگی بین خریداران و فروشندگان بالا بود به مشکل موتر( کاشتری) را پیدا کردم که بسوی مکروریان کهنه میرفت با بالا شدن به موتر دریافتم که اکثر شیشه های آن موتر شکسته و دریور قصد ندارد تا موترش پایه دان کشال نشده از آنجا حرکت کند. آنطرف تر در جوار پل خشتی ترکاری فروشی را دیدم که با شخصی مشت ویخن شده وسروروی ودهن ودندان هردو خون آلود شده ومردم به خلاص گری وکش وکوب آنان مصروف بودند. با عبور از کنار دریا ، موتر به مشکل از میان ازدحام مردم رد شد و بطرف مسجد پل خشتی و آبده میوند براه افتاد. یکی از اولین ضربه های روحی که هوش از سرم برد دیدن تعمیر مضحکی بود که در چته اول بازار مشهور و ویرانه چهار چته به شکل خنده آوری بنا یافته بود. در فاصله چند قدمی آن، در سر چوک تعمیردیگری بر خرابه های تعمیرات جاده بنا شده بود که باز هم خیلی محقر و تکان دهنده بود. به همین ترتیب هر کس به ذوق و توان خود بر خرابه های جاده تعمیرات و آپارتمان هایی بنا کرده بودند که تعمیرات اصلی و ویرانه از دیدن آن با زبان حال خون گریه میکرد. در اطراف چهارراهی چنان ازدحام بود که مدتی موتر در میان مردم متوقف ماند و من که قرار بود گریه های شهر کهنه را بشنوم و ببینم ،دیدم که در آن ازدحام از رادیو ها و تیپهای کهنه تا تلویزیون های از یاد رفته و تا غولک و تلک موش و موبایل های مستعمل و جواری و مرغ و پلو تولکی و بازار کباب جگر روی جاده و کشمش آب و نیشکر و فرش و لحاف و چپن و چایجوش های کهنه و چیزهایی که تا آن وقت به چشم ندیده بودم در میان ازدحام مردم به روی جاده هموار و مشتریان به دورش قطار بودند. از دور دست های کوچه ها صدای گریه و نوحه گنبد کوتوالی، چهارچته، دروازه لاهوری ، کوچه خرابات، تخته پل ، مراد خانی، باغ علیمردان،شور بازار ، کوچه آهنگران، خانقاه بابا خودی ،سرچوک و…را میشنیدم که از آوازه های سر چوک آن روزگاری مردم سر نوشت سیاسی کشور را تحلیل میکردند. اما امروز همه غمین و پریشان حال به خاک افتاده به گزارش هایی گوش میدهند که ششصد تا هفتصد میلیون دالررا از بودیجه مملکت رییس جمهور پیشین بخاطر ایجاد اردوگاه های دهشت افگنان درچند ولایت مصرف نموده و هشتصد میلیون دالر در شورای صلح به مصرف رسیده و هزاران مکتب خیالی و سر باز و افسر خیالی در گزارشات روی کاغذ گنجانیده شده و از همه مهمتر یکصد و چهار میلیارد دالر جهان به بازسازی افغانستان کمک کرده است و اما اینکه در کجا ؟ معلوم نیست. با این حال فریاد:
نفرین بر زمامداران ضعیف و چپاول گران مافیایی!
از پهنه ویرانه های به خاک افتاده یی که در فاصله پنجصد متری ارگ و قصر سفیدار قرار دارند به هوا بالا بود و از دامنه های کوه ها ی شیر دروازه و برج و بارو های رتبیل شاه و زنبیل شاه و زنبورک شاه خطاب به شاه قلی های قرن 21 در وادی آن کوه ها میپیچید .

افغانستان به کدام سو روان است؟

اکتبر 18, 2016

نوشته : داودسیاووش
اینکه نظامیان پاکستان به صراحت میگویند تا مسأله کشمیر حل نشود صلح در افغانستان تأمین نمیشود، یک ابراز نظر پا در هوا نیست و متکی بر فکت ها و عوامل مشخص میباشد.
به عوض واحد پول افغانی در جنوب و جنوب غرب کشور تبادله و خرید و فروش با کلدار پاکستانی و ریال ایران صورت میگیرد، دیوار در نوار خط دیورند در حال اعمار است، بازار فروش سلاح و مهمات و جلیقه های انتحاری در رزمل گرم است، نام مرمی های دوربرد پاکستان ابدالی، غزنوی و غوری گذاشته میشود، دروازه های تورخم و سپین بولدک از نظر اکمال مواد اولیه مورد ضرورت مردم به خط سیرم حیاتی کشور مبدل شده و ستون پنجمی که از آن داد و واویلای حتا برخی مقامات رهبری حکومت به آسمان بالاست مسوول اطلاعاتی طالبان را از کندز به کابل در موتر ارگان های امنیتی انتقال میدهد، انفجارات در جلسه افسران گارد خاص رجال برجسته ، دم دروازه وزارت دفاع و دم دروازه اداره امور در فاصله چند صد متری ارگ صورت میگیرد که حتا در دفتر کار رییس جمهور صدای انفجار شنیده میشود؛ در این حال سوالی که در اذهان شهروندان نیش میزند اینست که آن مدیر مدبر و سازمانده قوی کیست که از داخل نظام چنین مانور های موفقانه را در زیر گوش دفتر رییس جمهور و شورای امنیت به منصه اجرا میگذارد.
حالا بسیاری مردم افغانستان چنان درک کرده اند که این سازمانده قوی و مدبر توانا که کشور را در کلیه ابعاد بسوی فاجعه تا سرحد نابودی سوق میدهد به صفت مار آستین در داخل نظام قرار دارد، مدیری که با تکتیک هایش حتا اقدامات مثبت دولت را در صحنه عمل به فاجعه مبدل مینماید.
پروژه اقتصادی توتاپ را که اصلاً یک برنامه اقتصادی بود به فاجعه دهمزنگ مبدل ساختند، تقاضای انسانی و بسیار ابتدایی بخاک سپردن امیر حبیب الله کلکانی را با انکار از تاریخ 9 ماهه و سخنان زنند قیوم کوچی در تهداب گذاری منار دشمنی شمالی با جنوبی به احیای مجدد دشمنی های شمالی و جنوبی مبدل کردند، پاتریوتی و رشادت و قهرمانی هزاران افسر و سرباز قوای مسلح را که تابوت های شان در چارصد بستر قطار و در انتظار خانواده ها میباشد به عوض گل پاشی بر آنان با مخالفت به بمباران بر کسانی که این جوانان را به قتل رسانده اند توهین کردند و با تایید ساحات و مناطق تحت کنترل طالبان وپیشروی آنان در واقع به این شهدا توهین کردند.
در چنین شرایط ووضعیت برای مادری که تابوت فرزندش در چارصد بستر در میان دهها تابوت گذاشته شده فرقی نمیکند که این فرزند جوانش را پیروان ملا عمر و ملا دادالله و ملا رزاق کشته یا حامد کرزی که با حمله هوایی بر قاتلان فرزندش مخالفت مینماید و یا جنرال رازق که ملا عبیدالله و ملا رزاق و ملا عمر را مجاهدین خوانده در دفاع از حامد کرزی در مخالفت با همپیمانان فرزندش قرار میگیرد واز همینجاست که خط طالب وغیر طالب در داخل نطام درحکومت وحدت ملی به هم پیچیده و سر کلافه آن گم میباشد.
در این حال تراژیدیی در جریان است که در بطن نظام ، سربازی که در دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی قرار دارد با دلسوزی و دلبستگی مقامات به دشمن اش در میدان نبرد یتیم مانده وتلفات جانی به اوج رسیده، این فاجعه به حدی تأثر آور است که حتا قوماندان حمایت قاطع نیروهای بین المللی در افغانستان از تلفات اخیر این سربازان و افسران ابراز نگرانی می کند. در جنگهای فعلی جهان کمتر جنگی دیده شده که از بطن و نفس نظام و در سطح رهبران و سازماندهندگان این چنین در حمایت از مخالف جبهه جنگ موضعگیری صورت گیرد؛ چنین واقعه نه در جنگ های عراق دیده شده و نه در جنگ های سوریه اتفاق افتاده، بنابران میتوان نتیجه گرفت که در چنین وضعیت آن چلنج جنرالان پاکستانی متکی بر همین فکتورها داده شده است.
قدرت مانور جانب مخالف تا سطح رهبری نظام :
جانب مقابل به حدی در ساختار هسته مرکزی رهبری نظام مسلط است که حتا به زبان رییس کمیته اجرائیه سخنان سخنگوی طالبان را در مجلس وزرا مبدهد و صف شکنانه از زخم برداشتن معاون اول رییس جمهور در غورماچ اظهار تاسف میشوددر حالیکه معاون اول در خط مقدم نبرد دوشادوش سربازان در مقابل دشمن میجنگد.
در حالیکه جنگ در دو جبهه هلمند و غورماچ به شدت جریان دارد و در جنگ هلمند پس از فیر سه میلیون مرمی و مصرف 9 میلیون لیتر روغنیات به گفته رسانه ها بنابر ضعف مدیریت جنگ حلقه محاصره تا شهر لشکرگاه رسیده و بخاطر جلوگیری از سقوط هلمند قومانده را امریکایی ها از فرماندهان محلی بدست گرفته و هیچکس از سطح شورای امنیت، رییس جمهوری، رییس اجرائیه خم به ابرو نمی آورد، بر خلاف در جبهه غورماچ که معاون اول رییس جمهور دریشی جنگی پوشیده و در خط مقدم نبرد با طالبان در کنار سربازان می جنگد مار آستین از زبان رییس اجرائیه به خاطر پایین آوردن مورال جنگی به مجلس وزرا گزارش میدهد که معاون اول در جنگ زخم برداشته است، از این ماجرا حتا عادی ترین و کم سواد ترین و غیر سیاسی ترین افراد هم میتوانند عمق فاجعه را درک کنند. رییس اجرائیه یی که اصولا باید روزی ده بار با معاون اول در جبهه به تماس باشد و هر لحظه از وضعیت جنگ از او بپرسد تا آن حد از اوضاع کشور بی خبر است و یا رابطه اش با معاون اول مکدر است که ستون پنجم میتواند با یک مانور ضعیف از وی به عنوان سخنگوی طالبان در بلندترین سطح ارگان رهبری کشور استفاده کند. ورادیو صدای امریکا آن را به گوش جهانیان برساند.
ترسیم دشمن خیالی
در حالیکه مردم به مرور زمان دشمنی های گذشته را فراموش نموده اند ستون پنجمی ها این بار دشمنی یک قرن قبل را با بنا نهادن یک منار دشمنی و با ابراز انواع کلمات توهین آمیز به یک قوم آنهم از زبان کاکای رییس جمهور زنده میسازند.
که در پیامد آن کسانیکه تخم نفاق می پاشند مسلماً بحران و دشمنی در کشور درو خواهند کرد.
طعنه جنرال دوستم به جبهه هلمند
جنرال دوستم در حالی که در خط مقدم نبرد و با وضعیت یک سرباز عادی در غورماچ با دشمن می رزمد و مورد بی مهری کاخ سپیدار و ارگ قرار میگیرد در یک طعنه تلخ به آدرس حریفانش که در دفتر های لوکس و عقب کمپیوتر های آخرین مودل نشسته اند و قومانده هلمند را قهرمانان شان بنابر ضعف مدیریت به امریکایی ها سپرده و در عقب آن ها در جبهه جنگ پناه گرفته می گوید:«در عقب امریکایی ها پنهان نشده آنان را سپر نسازید» که این جمله با توجه به وضعیت فعلی مطلقاً به فرماندهان جبهه جنگ در هلمند اشاره میکند و از جانبی به سوال اولی که چگونه جنرالان پاکستان موضوع صلح افغانستان را با حل مسأله کشمیر ارتباط میدهند پاسخ میدهد که : (جنگ افغانستان از سوی لوی درستیز پاکستان رهبری میشود )که با این اظهارات جنرال دوستم، مشت همه کسانی که در دولت به نفع طالبان صف شکنی می نمایند باز شد.طالبانی که ملا هیبت الله به قول رسانه ها به روسیه میرود ،ملا رسول با حزب اسلامی نزدیک میشود ،ملامنان با ستانکزی وحنیف اتمر در قطر ملاقات میکند درحالیکه شورای صلح در آن شامل نیست ویک ملای دیگر به نمایندگی طالبان به ایران میرود اما شبکه حقانی هنوز در اختیار پاکستان میباشد ومعلوم نیست از این میان کی چقدر در داخل افغانستان از نطز نظامی وزن دارد ودر حالیکه طالبان افسقال طلب شده اند سوالی پیدا میشود که پس این جبهات را از غورماج تا کندز وبغلان وبدخشان وفراه وهلمند و…کی اکمال رهبری وسوق واداره مینماید.
اولویت آی اس آی در لحظه جاری چیست
با نفوذی که پاکستان در بدنه دولت افغانستان نموده تلاش اعظمی آی اس آی آنست که جنرال دوستم را با تاجک ها و جمعیت که اکثریت صفوف آن تاجک تبار هاست در شمال با فورمول( تفرقه بیانداز حکومت کن) به جنگ اندازد، چنانکه حادثه آفرینی های تپه شهر آرا، توهین به عکس جنرال دوستم در شهر مزار شریف، جنگ نیروهای جنبش و جمعیت در فاریاب، آوازه زخم برداشتن جنرال دوستم در غورماچ، جدا شدن ترکتباران از کنار دکتر عبدالله بخشی از این سناریو می باشد که در اکثریت این موارد چون حادثه مزار، تپه شهر آرا و غیره دوستم با حوصله مندی برخورد نموده است.
آی اس آی با این حادثه آفرینی که عمال خود را در دو طرف دارد میخواهد یکی از دو مانع بزرگ در مقابل خود را در شمال افغانستان توسط دیگری از میان بردارد و در مرحله بعدی با دومی وارد مصاف شود.
تجربه نشان داده که اقوام تاجک و ازبک متحد ستراتیژیک همدیگر بوده که اگر جمعیت در انتخابات ریاست جمهوری معاونیت اول را به دوستم میداد اکنون هیچ نیرو قدرت از صحنه کشیدن آن را نمیداشت و با توجه به اینکه یما پادشاه دو پسر به نام های ایرج و تورج داشته که از ایرج آریانا و از تورج توران زمین باقی مانده، این دو قوم در طول تاریخ در کنار همزیسته و افتخارات مشترک دارند. ترک ها بزرگترین خدمات را به شعر و ادب وفرهنگ فارسی دری در طول تاریخ انجام داده که نمونه های آنرا میتوان در مدنیت تیموریان هرات، کارنامه های امیر علیشیر نوایی، شاهرخ میرزا و گوهرشاد بیگم به وضاحت مشاهده نمود.
کورگانی ها در هند خدمات شایانی به شعر وادب فارسی انجام داده ،ظهیرالدین محمد بابر در کابل قدیم به قول مؤرخین صد باغ احداث نمود و تا آن حد به این شهر علاقمند بود که در وصیت نامه اش نوشت پس از وفات وی را از آگره به کابل انتقال دهند و در این شهر دفن کنند. بزرگترین شهکار شعر فارسی دری یعنی شاهنامه فردوسی به تقاضا سلطان محمود غزنوی به رشته تحریر آمده و دربار سلطان غزنه مرکز شعرا و ادبای فارسی دری بوده. امیر تیمور کورگانی جوی ماهیگیر را در پروان احداث نموده، مولانا بزرگترین احترام اش را در بارگاه علاءالدین کیقباد و معین الدین پروانه که از سلاجقه آسیای صغیر بودند یافته که با توجه به این پیشینه دیرینه ، این دو قوم مانند برادر در کنار هم زیست نموده و هیچ دلیلی وجود ندارد که به تحریک اجانب به جان هم بیافتند.
روح رودکی سمرقندی، مولانای رومی، فردوسی طوسی و سنایی غزنوی از آنچه تفرقه افگنان میان برادران ترک و تاجک در افغانستان براه می اندازند متأثر میشود.
انقطاب های وحشتناک سیاسی
پس از حمله بر مزار سخی در کابل و ولسوالی بلخ در روز عاشورا به نظر میرسد وضعیت در کشور به گونه دیگری در جریان است. بقول رسانه ها سفر آیت الله محسنی به عراق همزمان با سفر دکتر عبدالله به عربستان سعودی و معصوم ستانکزی به قطر در لحظه حساس کنونی مفاهیم خاص را افاده می کند. گفته میشود داعیه یی در دفاع از قرائت های تشیع در مخالفت با سختگیری های سلفی ووهابی عربستان سعودی در افغانستان در حال شکل گیری میباشد که تقابل این دو قرائت را مردم برای کشور خیلی خطرناک می بینند.
همزمان با این انکشافات اظهار آمادگی اسماعیل خان برای داخل شدن به جنگ در صورت وخامت اوضاع و عکس العمل حکومت در برابر آن که گویا دفاع از کشور وظیفه دولت میباشد و اشاره اسماعیل خان به وارد صحنه شدن روسیه به شمال همزمان با اظهارات جنرال دوستم مبنی بر اینکه 7500 تن جنگجویان از سوریه، عراق، چچین، ازبک و غیره به شمال افغانستان انتقال داده میشود ، صحنه های خونینی را در شمال افغانستان در انظار عامه مجسم میسازد و با این حال در حالیکه خیزش های مردمی در صفحات شمال در مقابل طالبان آغاز گردیده دولت فعالیت مستقل آنان را رد نموده و این امر را مشروط به تنظیم شدن در صفوف ارگان های امنیتی میداند.
با توجه به هماهنگی روسیه و ایران در سوریه هرگاه شمال افغانستان به میدان جنگ این نیروها مبدل شود و روسیه وارد صحنه گردد با در نظرداشت جابجایی سلاح های ثقیل در شمال دریای آمو جنگ های خانمانسوزی در شمال افغانستان در خواهد گرفت اما آنچه وضعیت را بیش از پیش پیچیده میسازد نزدیکی طالبان و پاکستان با روسیه و دفاع چین از پاکستان در برابر اظهارات نرندرا مودی صدر اعظم هند میباشد که پاکستان را مادر دهشت افگنی خواند و نماینده چین آنرا به نحوی رد کرد وشایعات دیدار نماینده طالبان از ایران میباشد.
هرگاه جنگ ها شدت یابد پاکستان پشتیبانی خود را از مدافعان ستون پنجم اش در جنوب افغانستان علنی ساخته به بهانه دفاع از آنان بخش هایی از افغانستان را اشغال خواهد کرد که با وارد شدن روسیه و ایران به میدان جنگ افغانستان ، جنگ تمام عیار جهانی از این نقطه جهان آغاز خواهد شد اما آنچه در این میان ناگفته میماند اینست که موقعیت امریکا در کجای این معادله قرار دارد و با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری امریکا نزدیک میباشد و ترامپ و هیلاری کلینتون در دو مناظره شان تا کنون اصلاً در باره افغانستان اظهار نظری نکرده اند هنوز این سوال لاینحل میماند که آیا امریکا اجازه خواهد داد افغانستان پایمال نظامیان پاکستان و قربانی تقابل روسیه و ایران و پاکستان ، پس از میلیارد ها دالر مصرف و چند هزار امریکایی کشته در افغانستان شود یا خیر؟
به این سوال تا حدودی نشریه واشنگتن ایکزمینر جواب داده می نویسد: گروهی از متخصصین در باره مشارکت دوامدار با افغانستان، افغانستان را جبهه کلیدی مبارزه وسیع علیه خشونت های تندروان در یک شرق میانه وسیع خوانده اند، این گروه متشکل از جنرال مککرستل و دیوید پتریوس قوماندانان اسبق قوای امریکا در افغانستان گفته اند برای آنکه از مبدل شدن افغانستان به پناهگاه های تروریستان جلوگیری شود به حضور دراز مدت قوای امریکایی در افغانستان نیاز است تا ثبات در منطقه یقینی شود. اما نشریه واشنگتن ایکزمینر نتیجه گیری میکند که این قابل درک است که مقاماتی که تخصص شان با ستراتیژی فعلی ایالات متحده وابستگی دارد به مشکل ناکامی را اعتراف می کنند، ولی واقعیت اینست که دلیل خوبی برای ماندن در افغانستان وجود ندارد واز بعد دیگر افشای این مطلب که هفته نامه تایمز لندن به اسنادی دست یافته است که نشان می دهد، حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین از سال 2007 تا 2014 ششصد میلیون دالر را برای تقویت طالبان از بودجه افغانستان مصرف کرده است و این روزنامه همچنان فاش میسازد که؛ آقای کرزی پنج مرکز آموزشی را برای طالبان در ولایت های هلمند، کندز، ننگرهار، فاریاب و لوگر راه اندازی کرده است که با این حال از داخل وخارج حکومت وحدت ملی با عشوه وکرشمه ضد امریکایی مانور میکند.ناظرین اوضاع سیاسی کشور را گیچ میسازد که واقعا افغانستان به کدام سو روان است?

ارتباط و توازن فراموش شده در سیاست افغانستان

اکتبر 13, 2016

k

نوشته : محمد داود سیاووش

تجربه به کرات نشان داده که معیار اصلی حفظ ثبات و استمرار نظامهای سیاسی در افغانستان قبل از هر فکتور دیگر به ارتباط و توازن سیاسی رژیم ها د ر مقیاس داخلی و خارجی وابسته بوده است. یک نگاه گذرا نشان میدهد که تامین وتحکیم این رشته نازک ارتباط وتوازن ، حلقه مرکزی ثبات و استمرار رژیم های سیاسی در افغانستان بوده وبه توانایی و شم وشعور زمامداران ارتباط داشته است.
در گذشته های دور:
در شرایط تقابل امپراطوری های بریتانیا و روسیه هنگامی افغانستان از بحران جنگ های برادران سدوزیی و محمدزی رهایی یافته که بریتانیا و روسیه در معاهده صلح برست افغانستان را به حیث منطقه حایل و بفر قبول کرده اند و پس از آن با دریافت معاشات مستمری امیران کابل تا دوره امانی به نحوی افغانستان را تحت یوغ استبداد اداره نموده اند. موقف بیطرفی افغانستان باز هم در تقابل متحدین و محوریان جنگ های جهانی اول ودوم برای افغانستان موقعیت با ثبات به ارمغان آورد. در شرایط تقابل جنگ سرد در کنار خط پیمانهای وارسا و ناتو خط دیگری به ابتکار نیرو، سوکارنو و ناصر بنام کشور های غیر منسلک به وجود آمد که افغانستان در پناه آن تا حدودی نفس راحت میکشید. هرچند در دوره امانی با نزدیکی به شوروی و تیرگی روابط با بریتانیا بیلانس بیطرفی افغانستان بر هم خورده بود اما در دوره استبداد خشن نادر خانی و هاشم خانی بازهم به زور شمشیر و استبداد خشن و غل و زنجیر و زندان اوضاع به نحوی مهار شد. با عقب نشینی که نظام شاهی در دوره صدارت شاه محمود خان با نشر جراید آزاد و نرمش در حوزه آزادی های مدنی نشان داد جامعه در خط مشروطه خواهی چند تنفس عمیق نمود که با دوره هفتم و هشتم شورا و تقابل نیروهای طرفدار مشروطیت با محافظ کاران جانبدار استبداد به پایان رسید.
آغاز برهم خوردن بیلانس ارتباط و توازن افغانستان :
با تمایل داود خان به شوروی و طرح پلان های پنج ساله در دوره صدارت موصوف تعادل ارتباط و توازن خارجی سیاست خارجی افغانستان بر هم خورد. در مقابل پروژه هلمند که از طرف امریکا تمویل میشد پروژه های دیگری به حمایت شوروی در کشور احداث گردید.هر چند به نظر نگارنده بنا بر دوری فاصله امریکا علاقه نداشت در افغانستان حضور نیرومند خود را متبارز سازد چنانچه عقب نشینی وصرف نظرنمودن امریکا از پروژه تفحصات آمو دریا یکی از مثال های آن میباشد اما مسابقه با شوروی در افغانستان کماکان ادامه داشت . احداث تاسیسات پوهنتون و لیلیه پوهنتون کابل که در رقابت با آن برژنف سنگ تهداب انستیتوت پولیتخنیک را گذاشت واحداث پروژه های تونل سالنگ فارم های هده و غازی آباد، تاسیسات جنگلک، کود و برق مزارشریف و نفت و گاز شبرغان و… را میتوان از نکاتی برشمرد که در بیلانس محاسبات شرق و غرب درجه حرارت نزدیکی با شوروی را نظر به امریکا گرمتر نشان میداد.
در آن سالها شاه ایران از طرف هواداران شوروی به عنوان ژاندارمر منطقوی امریکا در منطقه خوانده میشد و پکت سینتو به عنوان سد دفاعی در برابر شوروی کشیده شده بود. در شرق میانه ناسیونالیزم عربی در وجود ناصر، حافظ الاسد، یاسر عرفات و سایر رهبران ناسیونالیست عرب خط جدیدی در برابر سیاست دفاع از اسراییل درمقابل امریکا ترسیم میکرد که جمال ناصر در صدر آن قرار داشت. در دهه چهل تا حدودی این بیلانس و توازن در منطقه با ظهور چین به صفت یک ابر قدرت در کنار شوروی و نفوذ افکار محافظه کارانه مذهبی که از جامعه الازهر وارد کشور میشددچار دگرگونی هایی شد. رژیم نتوانست سکان این رقابت ها را در شرایط طوفانی جنگ سرد کنترول کند و سر انجام با کودتای 26 سرطان این کشتی به طرف شوروی کژ شد . محافظه کاران مذهبی مانند دوره امانی به پاکستان تمایل پیدا کردند و کشور با برهم خوردن این تعادل در شرایطی قرار گرفت که شوروی ،چین ، پاکستان و ایران در افغانستان مقابل هم قرار گرفتند اما هندوستان در خط غیر منسلک و نزدیکی با شوروی پس از استقلال بنگله دیش در دوره شیخ مجیب یک حلقه جدیدی از ارتباط به دور دولت افغانستان کشیده بود و با این حال هند در حالی که از زاویه حمایت شوروی در مقابل پاکستان برخوردار بود این انقطاب امریکا را در کنار پاکستان و در مقابله با هند و شوروی قرار داد. نفوذ روز افزون شوروی در جنبش عدم انسلاک باعث حساسیت غرب در برابر این جنبش شد و در حالی که امریکا با پایان جنگ ویتنام در دوره نقاهت به سر میبرد از پاکستان به صفت حربه اعمال سیاست هایش در منطقه استفاده میکرد.
کودتای 7 ثور ، سقوط شاه ایران و لشکر کشی شوروی به افغانستان معادلات منطقوی را کاملا دگرگون کرده امریکا از جا تکان خورد ، هرچند در ابتدا جیمی کارتر افغانستان را لقمه فرورفته در کام شوروی میدانست اما با سفر نماینده امریکا به نوار مرز افغانستان با پاکستان و فیر یک مرمی سمبولیک به طرف افغانستان وضعیت طوری انکشاف کرد که با فرار محافظه کاران مذهبی از افغانستان به پاکستان این زمینه به طور طبیعی مساعد شد که با استفاده از نا رضایتی مردم از حمله شوروی بر افغانستان امریکا با حمایت پاکستان و مجاهدین ضربات کاری بر شوروی در افغانستان توسط پاکستان وارد کند و انتقام ویتنام را طوری که رهبران کرملین به تره کی (درکتاب گروموف) پیش بینی کرده بودند در افغانستان، امریکا از شوروی گرفت. با شکست شوروی در افغانستان پاکستان تلاش کرد با نفوذ در دولت مجاهدین از این نیرو در برابر هند ازطریق کشمیر استفاده کند اما ازینکه مجاهدین یک دست نبوده و رهبری واحد نداشتند این کار منجر به جنگ داخلی د رافغانستان شد .امریکا د راین سالها پایش را از افغانستان بیرون کشید و پاکستان پس از تضعیف حکومت محاهدین در جنگ های داخلی اداره دست نشانده خود را پس از سقوط مجاهدین در کابل در سطح امارات به قدرت رساند قرائت های سختگیرانه طالبان از اسلام و وابستگی آشکارشان به پاکستان باعث شد این امارت در حوزه یک قوم و یک قرائت مذهبی تند محدود بماند. با وارد شدن پای اعراب در صفوف طالبان کنترول این گروه از دست پاکستان رفت و عرب ها حکومت طالبان را با سرمایه های سرشار تمویل کرده پای افغانستان را در ماجرای 11 سپتمبر و حمله بر برجهای تجارت جهانی( به صفت پناه گاه عرب ها ) در مقابل غرب کشید. با حمله امریکا بر افغانستان و سقوط طالبان بار دیگر به طالبان مجال تنفس داده شد و با تکیه زدن حامد کرزی بر کرسی اداره موقت از پناه گاه نیرومندی در بطن نظام مورد حمایت امریکا برخوردارشدند. طوریکه در گزارش یک مرد و یک موترسایکل نوشته ( بتی دام –ژورنالیست هالندی) آمده حامد کرزی میخواست طالبان را در کندهار حفظ کند اما امواج تند احساسات ضد طالبانی در امریکا و شمال افغانستان مانع تحقق این مساله شد که با این حال با توجه به انتخاب امریکا در لیدرشپ افغانستان کار برای ابقا حاکمیت عنعنوی اولاده میرویس هوتکی و احمدشاه درانی همزمان با رقابت این دو قوم با هم و رقابت باغلجایی ها در درون نظام آغاز شد .
در حالیکه شرایط در شمال افغانستان برای استخراج آهن حاجیگک و تفحصات نفت و گاز، مهار دریا ها، تمدید خطوط آهن و … در سالهای اول تشکیل اداره موقت صد فیصد مساعد بود حامد کرزی هیچ پروژه بزرگی را در شمال افغانستان به دلیل محدود فکر کردن به ولایت خودش احداث نکرد و هیچ پروژه سراسری و بزرگ را در ایجاد راه آهن ، بنادر و استخراج معادن و زیر ساخت های اقتصادی روی دست نگرفت و دولت را طوری رهبری نمود که افغانستان در شرایط حضور جامعه جهانی و کمکهای میلیارد ها دالری به مارکیت اموال استهلاکی پاکستان و ایران مبدل گردیده و به بندر کراچی و ابسته ماند که اکنون سر نوشت مردم افغانستان را بنادر سپین بولدک و تورخم تعیین میکند.
فاز جدید:
با ناکامی انتخابات اخیر ریاست جمهوری و روی کار آمدن حکومت وحدت ملی و با افتادن سایه حامد کرزی در روز تولد براین حکومت برخلاف خواب هایی که حامد کرزی در خوردن میوه ی عیدی و سال نو پس از خروج قوای خارجی در افغانستان دیده بود از یک طرف دریا های کمک های جهان برای افغانستان در این دوره خشکید و از طرفی در راه حکومتداری این نظام هر روز یک مشکل جدید سبز میشود .
اشرف غنی که از نزدیکی روزهای اول خود به پاکستان و جواب سرد آن مایوس شده بود بر خلاف حامد کرزی یک باره سیاست افغانستان را 180 درجه به طرف هندوستان چرخاند و با احداث بندر چابهار و قطار چین و گشودن دروازه افغانستان بسوی ترکمنستان تلاش نمود افغانستان را از وابسته گی به پاکستان نجات دهد. اما با نفوذی که پاکستان در درون دستگاه دولت افغانستان نموده وبا نقش های سر گیچ کننده یی که حامد کرزی در مخالفت با امریکا و قرائت ها و تعریف هایی که در مصاحبه هایش در دفاع از طالبان مینماید وضعیت را برای اشرف غنی خیلی بحرانی ساخته است. دفاع واضح قوماندان پولیس کندهار از ملاعبیدالله و ملارزاق و ملاعمر از داخل نظام ، تسلیمی چند صد نفر از نیروهای مسلح در هلمند به طالبان و زبانه کشیدن آتش جنگ در ننگرهار، هلمند، فراه ، ارزگان ، فاریاب،بغلان، کندز و … کشور را در موقعیت دشواری قرار داده که پاکستان به صراحت اعلان میکند تا وقتی موضوع کشمیر حل نشده صلح در افغانستان تامین نخواهد شد.در چنین وضعیت حساس رییس جمهور غنی به عوض پوشیدن لباس شبه نظامی و رفتن به خطوط مقدم نبرد و مورال بخشیدن به سربازان و افسران به وزارت صحت عامه رفته از وضعیت شفاخانه ها کنترول میکند.
بحران آفرینی های قصدی حکومت وحدت ملی:
حکومت وحدت ملی بنابر عدم تجربه یا هر دلیل دیگر آگاهانه و یا ناآگاهانه اکنون در چندین جبهه و زمینه در سیاست داخلی مواجه بوده توازن سیاسی داخلی را در مقیاس سیاست سراسری کشور از دست داده است. در قضیه به خاک سپردن حبیب الله کلکانی با به رسمیت نشناختن نه ماه تاریخ افغانستان تاجک ها را متاثر ساخت، در قضیه تاپی و به خاک و خون غلتیدن جوانان در چهارراهی دهمزنگ هزاره ها را مایوس ساخت و با کم آمدن در جلوگیری از حمله بر زیارت سخی در کابل و خدشه دار شدن تجلیل از عاشورا قلب هزاره ها را جریحه دار ساخت. با محدود نمودن صلاحیت های معاون اول ریاست جمهوری وخلاصه کردن کمپیوتری رهبری جنگ اقشار متضرر از جنگ را مایوس ساخت و با عدم پرسش از عوامل سقوط سال قبل کندز و نادیده گرفتن لاتیالات والی کنونی کندز که از وجود 4 صد انتحاری در کندز حرف میزند و کشتن سربازان را حتی در صندوق های آهنی یک کار معمولی میداند بخش هایی از جامعه را در شمال از خود راند. با عدم پذیرش داکتر عبدالله طی 3 ماه برای ملاقات ،ریاست اجراییه را فلج ساخت که اگر از مجموع این حالات دفع وطرد نیرو ها از مرکز قدرت نتیجه بگیریم به نظر میرسد با نشر گزارشی که یکی از کارمندان بلند پایه پیشین امریکا که رییس جمهور غنی را مغرور و متکبر خوانده شاهین توازن ترازوی سیاست در افغانستان بر هم خورده که اگر در این حال زبان رییس جمهور غنی در بعد سیاست خارجی بر ضد غرب باز شود، چنانچه یکبار بر ضد سازمان ملل باز شد، دور باطلی از حکومت حامد کرزی و کشمکش های حتی افسار ناپذیر تر و مهار ناپذیر تر در افغانستان درحال شکل گرفتن است. در صورت تقابل اشرف غنی با غرب امریکا این بار با یک حامد کرزی بی حوصله به نام اشرف غنی مواجه خواهد شد که وضعیت را به مراتب با جهان پیچیده ساخته و ارتباط افغانستان را با جهان غرب در شرایطی که روسیه به طالبان نزدیک شده ، داعش در داخل کشور از شرق افغانستان سر بلند نموده ، پاکستان پروژه تاپی را رد مینماید و مستقیما از ارتباط هند با افغانستان ناراضی است واز دستگیری طالبان به حمایت ایران در بامیان سخن گفته میشود خیلی دشوار خواهد ساخت ، چون در حال حاضر یگانه نیروی که توان توازن بخشیدن حکومت وحدت ملی را در ابعاد مختلف با جهان دارد حضور قوای امریکا در افغانستان میباشد.شانه به شانه رفتن کرزی با غنی در این روز ها فرجام دوستی و شانه به شانه رفتن داود خان با ظاهر شاه، امین با تره کی و نجیب با کارمل را به یاد مردم کابل می آورد و نزدیکی اشرف غنی احمدزی با حامد کرزی آژیر یک بحران بزرگ قریب الوقوع اقوام سدوزی و پوپلزی و غلجایی وبه جان هم افتادن رقبای حزب اسلامی حکمتیار وشورای نطار و تندروان قرائت سلفی ووهابی پیرو خط عربستان سعودی و قرائت تشیع علوی ایران را در کشور به صدا آورده است.

عقل مه غواړه طالع غواړه رحمانه

اکتبر 9, 2016

ku

نوشته : داودسیاووش
اگر به جای رهبری حکومت وحدت ملی رهبر دیگری از دستاورد های خیالی کشورش در کنفرانس بروکسل با آن آب وتاب سخن میگفت شاید رهبران دول وحکومات 70 کشور و 20 سازمان بین المللی در جریان سخن رانی کنفرانس را ترک میکردند.
دریادداشت 2 فیسبوک عزیزرفیع سخنان رییس جمهور غنی در کنفرانس بروکسل چنین ترجمه شده:
(بعد از کنفرانس لندن ما به مهم هایی دست یافته ایم. خودکفایی، امنیت ، نجات کشور ونظام، رهبری جنگ ، زیر ساختارها، آب آشامیدنی، بندها و انرژی، کاسا یکهزار، تاپی، قطار چین برای تجارت، همکاری های منطقوی برای توسعه، زراعت، رسیدگی به زندگی روستایی، آب صحی به روستاییان، میثاق شهروندی، سهم برابر برای زنان و مردان، برنامه های توانمند سازی زنان، مبارزه بر ضد فساد…)
وباز اگر رهبر ثانی با توجه به بحران ساری و جاری در کشور که آنرا جامعه جهانی از نزدیک مشاهده میکند از چنین دستآورد های خیالی صحبت میکرد شاید تا کنون جامعه جهانی بیش از صد قطعنامه در تنبیه و توبیخ و ایقاظ و محکوم نمودن آن صادر مینمود، اما اینکه با وجود اینهمه اوضاع بحرانی چرا رهبران دول و حکومات کشورها در بروکسل خموشانه به سخنان رییس جمهور افغانستان گوش داده و حتا شاید با اشاره تائیدی سر، به این سخنان صدقنا گفته تحفه 15.2 میلیارد دالری را برایش اهدا نمودند دلیلش را هیچکس نمیداند.
رهبران دول و حکومات و اشتراک کنندگان حداقل از نظر اخلاقی باید می پرسیدند که اگر امنیت چنانکه شما می فرمایید تأمین است این صدای واویلای اطفال مهاجر کندز و به خاک و خون افتادن سربازان و افسران در کندز و هلمند و تسلیمی سربازان در بادغیس به طالبان و صدای انفجار و سقوط طیاره در بغلان و تهدید های امنیتی راه های مواصلاتی در اطراف و اکناف افغانستان و آن دکان های فروش جلیقه های انتحاری و موتر های نظامی و سلاح و مهمات در رزمل یعنی چه؟
اگر شما ادعا میکنید که رهبری جنگ به خوبی پیش میرود آن سخنان ملا نصرالدینی والی کندز که پس از کشته شدن دهها سرباز و افسر می گوید «اگر در صندوق آهنی هم می بودند کشته میشدند» و این مدیریت ملا نصرالدینی که در شرایطی که کندز قریب به سقوط است، وولسوالی های هلمند به سقوط مواجه شده و دهها گزارش نا امنی از اطراف و اکناف کشور میرسد، از میان اینهمه بحران که باید در رهبری جنگ صورت گیرد رفتن سرقوماندان اعلای قوای مسلح و پرداختن به مهم وزارت صحت عامه یعنی چه؟
این اشتراک کنندگان باید می پرسیدند اگر حکومت وحدت ملی با وضع مالیه بر کریدت کارتهای تیلفون های همراه توانسته به خودکفایی برسد پس این معاش سربازان و افسران دولت افغانستان را کی میپردازد؟
اگر آب آشامیدنی در پایتخت تأمین است مردم چگونه با خر ها به کوههای آسمایی و شیردروازه آب بالا میکنند و از تالاب ها و گنداب های داخل شهر بوی زنند به هوا بالاست و حتا از آلودگی آبهای زیر زمینی در برخی ساحات شهر کابل به اثر برمه کاری غیر فنی گزارشات به نشر میرسد؟
اگر می گویید که آب صحی روستاهای افغانسان تأمین شده بفرمایید که چند فیصد در مقیاس کل کشور؟
اگر می گویید که به زراعت کشور رسیدگی شده بفرمایید که چند فیصد در کل کشور؟
اگر می گویید که در تساوی سهم زنان با مردان کار صورت گرفته بفرمایید که در مقیاس کل کشور چند فیصد؟
و از همه مهمتر اگر مبارزه با فساد را پس از کنفرانس وارسا رویدست گرفتید، پای چند نفر به زندان کشیده شد؟ چند نفر در دادگاه محکمه علنی شد؟ چند نفر به کیفر اعمالش رسید و به زندان رفت؟ و پای چند نفر به زنجیر و زولانه بسته شد؟
و به همین ترتیب سایر سوالاتی که در این مقال نمیگنجد.
اینجاست که از خموشی رهبران هفتاد کشور و بیست مؤسسه بین المللی با گوش دادن به سخنان رییس جمهور افغانستان میتوان گفت که این شعر رحمان شاعر زیبا کلام پشتو مصداق پیدا میکند که میگوید:
عقل مه غواړه طالع غواړه رحمانه
عقل مند د طالع مندو نوكران دي
در غیر آن با اینهمه مشکلات و سوالاتی که در زمینه انتخابات، عدم توزیع شناسنامه برقی، عدم بررسی پرونده سقوط سال گذشته کندز، مکتب های خیالی، سربازان خیالی، دفاع واضح قوماندان پولیس کندهار ازطالبان و ملا عبیدالله و ملا رزاق و ملا عمر، تائید پیشروی های طالبان توسط حامد کرزی ومخالفت با بمباران هوایی در مناطق پیشروی طالبان… باید همزمان صدای دهها اعتراض بر علیه این سخنرانی از داخل تالار بلند میشد، که نشد!
دلچسپ ترین بخش کنفرانس شو و نمایش کف و کالر و دریشی های لوکس اشرف غنی و دکتر عبدالله در شرایط گدایی پول از جهان و جریان دریاهای خون فرزندان افغانستان در کندز و هلمند بود که از دریشی های رهبران اروپا و امریکا لوکس تر به چشم میخورد وخیلی تکان دهنده بوده جای تأسف و افسوس داشت.

افغانستان سرزمین کتابها و کتابداران خوار وناچار

اکتبر 7, 2016

حالا که پول داریم ،اگررییس جمهور غنی از کمک 15.2 میلیارد دالری کنفرانس بروکسل یک کتابخانه بزرگ نظیر آنچه در تصاویر ذیل دیده میشود در پایتخت احداث کند شاید روی سیاه ناکامی های حکومتش را در آینده تا حدی سفید ساخته ثبت تاریخ سازد.

l11

l10

l9

l8

l7

l6

l5

l4

l3

l2

l1

در اندوه کندز غمبار وغمگسار و داغدار

اکتبر 6, 2016

ko1
هنوز قلب داغدار وسوراخ سوراخ کندز الیتام نیافته بود که جغد های ویرانه جوی شبگرد بار دگر با رگبار مسلسل ها سینه اش را دریدند وخون فرزندانش را مکیدند.
از آنها که میدرند ومیبرند ومیخورند گله نیست چون خصلت شان دریدن وبریدن وخوردن است. شکوه وشکایت وگله و ملامت بر آنانیست که با گرگ گوشت میخورند وبا شبان نوحه میکنند.
کجا شد نتیجه آن بررسی سقوط سال گذشته کندز؟
کی وکیها به جرم سقوط اول کندز به کیفر اعمال شان رسیدند؟
چگونه تانک های غول پیکر در سقوط اول به مهاجمان پیاده تسلیم داده شدند؟
چگونه چندهزار نیروی مجهز با تخنیک عالی محاربوی به چند صد نفر پیاده تسلیم شدند
چه شد آن وعده تصفیه قبل از حمله دوم بر کندز؟
وقتی برای این پرسش ها پاسخ داده نمیشود از حمله دوم بر کندز کسی از کسی باید گله نکند واز اینکه هنوز همان نیم کاسه هاست زیر کاسه ، بنابران از هیچکس نباید نمود استغاثه.
بیگانه جدا دوست جدا میشکند
هرکس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه اگر میشکند عیبی نیست
از (دشمن در لباس) دوست بپرسید چرا میشکند

میراحمد خان کوهستانی معلمی که درسش زمزمه محبت معارف افغانستان بود

اکتبر 4, 2016

scan0003

به بهانه روزجهانی معلم
درس معلم اربود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را
95 سال قبل از امروز به سال 1300 خورشیدی در دامان کوه پایه های هندوکش ، در ریزه کوهستان و در یک خانواده متوسط فرزندی دیده به جهان گشود که اسمش را میر احمد گذاشتند. هنوز سه بهار زندگی را سپری نکرده بود که پدرش پدرود حیات گفت و سرپرستی این طفل یتیم به دوش مادرش ماند. مادرش بانوی با همت، دلاور، شجاع و با ایمان بود که با درک وجیبه مادری لحظهء از توجه به درس وتعلیم فرزندش فروگذاشت نکرد.
میراحمدخان قبل از شمولیت به مکتب ، نزد ملا امام مسجد قریه فقیرخان خیل اشترگرام درس هایی قرآن عظیم الشأن، پنج کتاب، دیوان حافظ، گلستان و بوستان سعدی را فرا گرفته جهت آموزش کتابهای عربی شامل مدرسه گردید و با همصنفانی چون امیر محمد حسیب، عبداللطیف خان، عزیزالرحمان شمال، محمد ابراهیم و… در بدل فیس یک تنگه هر هفته ، کتابهای عربی، مشق و حساب را آموخت.
در سال 1315 خورشیدی نخستین بار تعلیمات رسمی را در مکتب ابتدائیه اشترگرام (ریزه کوهستان ) آغاز نمود که این فرزند یتیم از نخستین مشمولین آن مکتب بود. در آنزمان سیستم معارف طوری بود که نصاب مکاتب به ابتدائیه، اعدادیه و رشدیه تقسیم شده بود که همه دوره ها چهار ساله بود.
میر احمد خان چون کتابهای فارسی، عربی، حساب و حسن خط را خوانده بود شامل صنف دوم شد و بعد از سپری نمودن دوره ابتدائیه با اخذ درجه ممتاز به دارالمعلمین اساسی پغمان جهت فراگیری تحصیلات شمولیت حاصل نمود.
دارالمعلمین اساسی پغمان نخستین کانون آموزشی برای معلمین مسلکی در کشور بود که صنوف درسی شاگردان آن در هوتل بهار و خوابگاه شاگردانش در قصر سلام خانه پغمان بود. پروگرام درسی این کانون علمی از طرف تیمی از متخصصین ترکی تحت نظر رمزی بیگ تنظیم میشد و دارالمعلمین موصوف شاگردان مکاتب ابتدایی اطراف کابل را به صنف هفتم می پذیرفت. در دارالمعلمین اساسی پغمان از همدوره ها،همصنفان و فارغان دارالمعلمین اساسی پغمان در مراحل مختلف با میراحمد خان از ذوات محمدامان خان(سناتور) از عزت خیل ، محمداسلام خان ، محمدآصف خان و عبدالحکیم خان از گلبهار، محمدابراهیم خان از اشترگرام، عبدالقیوم خان فنر از تلشیدا، عبدالکریم خان از تپه زار، عبدالجلیل خان، عبدالغفور خان وعبدالمجید خان ازخمزرگر،جلال الدین خان و محمد یونس خان ازجمال آغه ، محمدیوسف خان از ده بابا علی، عبدالرشید خان از کوهستان، سراج الدین خان از سیدخیل، میرعبدالکریم خان معقول(سناتور) ومحمدعثمان خان ازچاریکار ،عبدالقادرخان ازجبل السراج و… میتوان نام برد
در سال 1322 خورشیدی میر احمدخان به درجه عالی از آن نهاد تربیوی فارغ و به صفت معلم میتودیست به مکتب ابتدائیه تگاب شامل وظیفه گردیده وظیفه مقدس معلمی را از سال 1322 خورشیدی با کمال امانتداری و صداقت در مکاتب تگاب، گلدره، اشترگرام، چهاردهی غوربند، سیاه گرد غوربند، تخنیک ثانوی، نسوان اشترگرام، خمزرگر و گلبهار ایفا نمود.
استاد میر احمد خان در جریان اجرای وظیفه مقدس معلمی به اخذ مدال های خدمت، صداقت و معارف نایل گردیده و با چندین تحسین نامه و تقدیر نامه مفتخر گردیده ، در رتب دولتی تا رتبه اول به اثر کار و فعالیت تعلیمی و تربیتی خویش ارتقا نموده است؛ استاد میراحمدخان در سال 1357 خورشیدی بازنشسته شد و در ماه سنبله 1377 خورشیدی داعی اجل را لبیک گفت.
روحش شاد و فردوس برین جایش باد!

حامد کرزی یا باری از مشکلات بر شانه اشرف غنی احمدزی

اکتبر 2, 2016

نوشته: داود سیاووش
با آنکه رییس جمهور غنی بخاطر راضی نگهداشتن حامد کرزی و سپاسگزاری از پشتیبانی وی در کمپاین انتخاباتی اش نام میدان هوایی بین المللی کابل را که یک نام تاریخی میباشد با شخص زنده حامد کرزی ظاهراً تعویض نمود و در محافل و مجالس رسمی به شکل آهسته و شخصی و با خنده وی را با صدای ضعیف و غیر رسمی زعیم ملی خطاب میکند، اما شایعات اختلافات پشت پرده رییس جمهور اشرف غنی احمدزی با رییس جمهور پیشین حامد کرزی هنوز در برخی موارد زبان به زبان در محافل شخصی تکرار میشود. مشکل اشرف غنی احمدزی زمانی بیش از هروقت دیگر فزونی گرفت که حامد کرزی در تشویق اشرف غنی در داخل شدن به ارگ با زخم زبان و طعنه دکتر عبدالله را بچه فیلم خواند واین موضوع به مطبوعات درز نموده باعث کش و قوس های عبدالله و غنی در تقسیم قدرت گردید، زخم زبان زدن های کرزی به آدرس دکتر عبدالله در رابطه به پایان دوره کار ریاست اجرائیه به ویژه هنگامی شکل نمک پاشی بر این زخم ناسور را به خود میگیرد که توسط طرفداران کرزی در رسانه ها تکرار میشود وعبدالله خود را قربانی یک فریب احساس میکند که از دو طرف اکنون تحت فشار قرار گرفته است.
مصاحبه حامد کرزی با تلویزیون بی بی سی که از آن مردم چنان فهمیدند که گویا کرزی با بمباردمان هوایی امریکا بر مواضع طالبان مخالف بوده و به طالبان این حق را میدهد که مناطقی را در افغانستان اشغال و تحت کنترل شان بیاورند برای دکتر عبدالله یک چانس تاریخی به وجود آورد که با استفاده از این نقطه ضعیف، در اوج احساسات مردم بر حریف اش حامد کرزی حمله نموده با اتکاء به رد جنگ بر ضد طالبان حکمروایی چندین ساله حامد کرزی را از نظر مشروعیت زیر سوال برد.
موقف گیری حامد کرزی در زمینه دفن امیر حبیب الله کلکانی با طرح کرزی مبنی بر اینکه ملا عمر را نیز باید به خاک بسپاریم مانند زهر بر اندام کشور اثر نموده بخشی از جامعه را به شاک برد که در عکس العمل به آن هیجانات داخل تالار تجلیل از سالروز شهادت برهان الدین ربانی بر ضد حامد کرزی را میتوان بخشی از آن دانست.
حامد کرزی در حال حاضر با این موقف گیری های عجیب و غریب برای اشرف غنی احمدزی از زاویه دوست به یک مشکل تبدیل شده است؛ عدم عذرخواهی سازمان جمعیت از هیجانات داخل محفل سالروز شهادت برهان الدین ربانی و عکس العمل جنرال رازق قرمانده پولیس کندهار در حمایت از کرزی با رجحان دادن ملاعمر، ملا رزاق و ملا دادالله به صفت مجاهدین بر سایر مجاهدینی که در محفل سالروز برهان الدین ربانی سخنرانی نمودند و گذاشتن این طعنه بر پیشانی مجاهدین تالار که گویا ملا رزاق و ملا دادالله آنان را تا کولاب وادار به عقب نشینی نموده و به ویژه طرح این مسأله ک روز ملا عمر نیز باید تجلیل شود و ملا عمرنظر به مجاهدین طرف ادعای جنرال رزاق مجاهد تر خوانده شد این بار مانند تیزاب رشته اتحاد های نیم بند حکومت وحدت ملی را در شرایطی که حکمتیار هنوز از مخفیگاه پیامش را به اشرف غنی می فرستد و هنوز در کنار اشرف غنی ایستاده نشده متاثر نمود برایش خیلی خطرناک خواهد بود واین حدس وگمان را که کرزی رهبری طالبان در داخل نظام را به عهده دارد ،در صورتیکه کرزی موقف خود را واضح نسازد به واقعیت مبدل میکند.

سوالی را که همگان میپرسند ونزد صلاح الدین ربانی و احمد ضیا مسعود به صفت وارثان برهان الدین ربانی واحمد شاه مسعود نیز شاید وجود داشته باشد اینست که وقتی حامد کرزی پرونده قتل این دو رهبر سازمان جمعیت و شورای نظار را در طول زمامداری خویش بررسی نکرد و قاتلان را به کیفر نرسانید، ضرورت اشتراک اش در محفل سالروز شهادت این رهبران چیست؟
در حالیکه حتا تصور طرح این سوال از طرف صلاح الدین ربانی و احمد ضیا مسعود به حامد کرزی نمیرفت از نظر کارشناسان و مردم این اشتراک آقای کرزی در محفل سالروز پروفیسور ربانی در حالیکه خودش به دادخواهی برهان الدین ربانی هیچ اقدامی نکرده واکنون با بمباردمان طیارات بر طالبان دشمن ربانی مخالف میباشد مانند نمک پاشیدن بر زخم آن محفل بود وبا توجه به اینکه کنترول صفوف مجاهدین شورای نظار وجمعیت از دست چوکی پرستان ورهبران این دو سازمان خارج شده احتمال چنین عکس العمل ها را باید خود کرزی پیشبینی مینمود.
در حالیکه از مصاحبه اخیر حامد کرزی با خبرنگار بی بی سی و موضعگیری طالب نمایی حامد کرزی جداً بخشی از جامعه به شاک رفته و در حالت استرس قرار دارد، اظهارات جنرال رازق در پشتیبانی از ملا عمر و ملا رازق و ملا دادالله وحامد کرزی موضوع را آقتابی ساخت که باید مترصد انکشافات بعدی بود.
رییس جمهور غنی که با مشکلات بزرگی در حکومتداری مواجه بوده و دو سال در انفعال و رکود و ناکامی بر سکان قدرت تکیه زده ، اینک از یک دستش کنفرانس وارسا کش میکند که با فساد چه کردی و دست دیگرش را کنفرانس قریب الوقوع بروکسل کش میکند که با انتخابات و سرنوشت کمیسیون ها و پایان حکومت وحدت ملی چه کردی، ضربه هایی که در داخل جامعه به طرفداری از حامد کرزی و حکمتیار متحمل میشود شاید خیلی دردناکتر از خواسته های بین المللی برایش باشد.
اظهارات پروفیسور سیاف، جنرال دوستم و محمد محقق و سوالاتی که آنان در جریان سخنرانی ها و پیام های شان مطرح نمودند با عکس العمل جنرال رازق درمقابل آن تب سیاسی جامعه را خیلی بالا برده است. گویی دستهایی در افغانستان برای آن کار میکنند که هر روز در برابرحکومت رییس جمهور غنی نقبی را و بمبی را کارگذاری کنند . سوالی را مردم مطرح میکنند اینست که : اگر جنرال رازق واقعا دل اش به رهبران کشور میسوزد چرا هنگامیکه رییس جمهور غنی در کندهار توهین شد چنین عکس العمل نشان نداد؟ عکس العمل های نا سنجیده رییس جمهور غنی در رابطه به جنبش روشنایی و دفن امیر حبیب الله کلکانی وضعیت را طوری شکل داده که گویی زمامداران با دست خود کشور را به سوی یک بحران بزرگ حرکت میدهند.
اگر اشرف غنی در این جریانات شامل نباشد باید حداقل از حامد کرزی در این بحبوحه یک سوال را بپرسد و آن اینکه: هرگاه کرزی در حل پرابلم ها با وی همکاری نمی نماید، چرا با بحران آفرینی ها این چنین کشور را به لبه پرتگاه میبرد؟ دو رییس جمهور گذشته هر یک حضرت صبغت الله مجددی و برهان الدین ربانی در حمایت از اشرف غنی احمدزی و حامد کرزی با آنان همکاری نموده حضرت مجددی حتا در کمپاین اشرف غنی در کنارش ایستاد و برهان الدین ربانی با قبول ریاست شورای صلح و گماشتن احمد ضیا مسعود به صفت معاون ریاست جمهوری با کرزی همکاری نمود، اما اینکه چرا کرزی هر روز به عوض دستگیری مشکلی به احمدزی می افزاید هنوز سر این کلاوه را کسی نمیداند.از نظر مردم عام افغانستان امریکایی ستیزی ها وطالب نمایی های حامدکرزی مصرف داخلی دارد وبرای جلوگیری از نفوذحکمتیار در مناطق پشتون نشین و آمادگی برای جانشینی اشرف غنی احمد زی میباشد. اشرف غنی که با موضعگیری های احساساتی اطراف خود را خالی کرده اکنون از دیواری که به آن تکیه داده بود روی شانه هایش خاک می بارد.