بایگانیِ نوامبر 2016

«به شدیدترین الفاظ محکوم میکنم» چکشی بر مغز و نمکی بر زخم مردم

نوامبر 22, 2016

k

k1

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی یک زمامدار از انفجار و انتحاری قبل از وقوع جلوگیری کرده نمیتواند، وقتی یک زمامدار مسوولانی را که در جلوگیری از وقوع آن انفجار و انتحار ضعف و ناتوانی نشان داده اند از وظیفه سبکدوش نمیکند، وقتی یک زمامدار عاملین انفجار و انتحار را به پای میز محاکمه علنی نمیکشد، وقتی یک زمامدار به دادخواهی سر های بریده که به دروازه اش با فریاد های مدنی دادخواهی آورده میشود جواب نمیدهد، وقتی یک زمامدار تحمل شنیدن صدای اعتراض مسالمت آمیزی را که در نزدیکی قصرش بلند میشودندارد و با کانتینر راههای معترضان را مسدود میسازد، اما پس از انفجار و انتحاری که صدای آنرا از اطراف و اکناف شهر شنیده و منجر به کشته وزخمی شدن دهها تن گردیده با دریشی آخرین مُد یا لباس محلی در تلویزیون ظاهر شده، در پیام تلویزیونی اش با آرامش اعصاب می گوید: آن حادثه انفجار و انتحار را با شدیدترین الفاظ محکوم می کنم.
این پیام مانند چکش بر مغز مردم و مانند نمک بر زخم خون چکان خانواده های کشته و زخمی آن حادثه اثر نموده فریاد اعتراض شان را به افلاک و دادخواهی به درگاه قاضی الحاجات در شکایت از آن زمامدار می رساند.
این خانواده های مظلوم از صدر مملکت توقع ندارند که مانند یک نهاد مدنی و اجتماعی رضاکار فقط پیام تسلیت بفرستد و آن حادثه را تقبیح کند و یا بقول خودشان به اصطلاح آن حادثه را به شدیدترین الفاظ محکوم کند. این شدیدترین الفاظ یک مسوول و زمامدار یعنی چه! شدید ترین الفاظی که هیچ درد خانواده های شهید و زخمی را دوا نمیکند و بلکه مانند مرچ و نمک زخم شان را را به داد وواویلا می آورد.
مردم توقع دارند این دولتمردان به عوض تسلیت گفتن، از امکاناتی که در ارگان های امنیتی در دست دارند استفاده نموده جلو وقوع چنین حادثات غم انگیزرا بگیرند و به عوض رفتن به شفاخانه و احوالپرسی از مجروحان و پاک کردن اشک یتیمان، نگذارند آن اطفال یتیم شوند و آن خانواده های بی سرپرست.
قدر مسلم آنست که مردم از حکومتی که با یک اخطار طالبان اعدام عاملین انفجار و انتحار را متوقف ساخت، حکومتی که دلسوزی و مواظبت آن به زندانیان عامل انتحار و انفجار بیشتر از تأمین امنیت مردم می باشد، حکومتی که در سلسله مسوولان و زمامداران دیروز وامروز آن هنوز کسانی به ملا دادالله و ملا رزاق وفادار اند و خواهان تجلیل از روز ملا عمر وبه خاکسپاری وی می باشند، حکومتی که رییس جمهور آن به یاد زندانیان یک قوم اشک می ریزد و رییس جمهور پیشین آن هزاران زندانی را که اکنون در جبهات با دولت می جنگند از حبس رها نموده، نباید توقع داشته باشند که بر علیه عاملان انفجار و انتحار و سبکدوشی مسوولان سهل انگار در این رابطه کدام اقدامی انجام دهد و اگر چنین توقعی وجود داشته باشد واقعاً یک انتظار بیجاست.
اگر این نظام واقعا مردمسالار باشد مردم نه از عامل انفجار وانتحار شکایت دارند ،نه از حامی ملی وبین المللی آن ،بلکه شکایت شان از خودنظام میباشد که چرا چنین بیکفایت ونا کاراست.

Advertisements

قرن بیست و یک ، یا عصر حکمروایی روبات ها درجهان

نوامبر 20, 2016
Thinking Robot --- Image by © Blutgruppe/Corbis

Thinking Robot — Image by © Blutgruppe/Corbis

نوشته : داودسیاووش
اگر روزی فرا رسد که بخاطر جلوگیری از تقلب و جعلکاری، همه شعبات حسابی و محاسبات را به روباتها بدهند و امور کنترول از اجراات و فعالیتها در هر اداره را یک روبات انجام داده، امور تنظیم ترافیک شهرها و رفت و برگشت از فرودگاه ها از طریق فلتر پونت های تلاشی کنترول، و ورود وسایط به دروازه های شهر ها را به روبات بسپارند و آنگاه در هر شهر شعبه و اداره ایجاد گردد که به جای چندین کارمند و مستخدم و کوزه آب و دیگ و کاسه و جعبه گاز طبخ غذا و بوی لوبیا و کچالوی دهلیز دفتر ها، یک روبات امور بزرگتر ین ادارات را انجام دهد.
در آن صورت معلوم نیست سرنوشت قلمانه گیران و شکرانه پذیران و رشوه گیران و اختلاسگران در کشورهایی چون افغانستان به کجا خواهد کشید؟
اگر روبات ها امور تدبیر منزل و پخت و پز و پاک کاری منازل و طبخ غذا و مشایعت از میهمان ها را به عهده گیرند معلوم نیست کار کدبانو ها و شهربانو ها به کجا خواهد کشید؟
رسانه ها میگویند که در جاپان حتی جوانان همسرانشان را از میان روبات ها انتخاب میکنند و با این حال دانشمندان تلاش دارند روبات هایی بسازند که قدرت تولید مثل نیز داشته باشند. گزارشاتی در رسانه ها منتشر میشود که این روبات ها گویا تمام مراحل فعالیت انسان را به طور موفقانه انجام میدهند و فقط درد را احساس نمی کنند، که اگر روباتی ساخته شود که درد را احساس کند در پیامد این مراحل عاطفی ، درک دوستی و حب و بغض نیز نزدش پیدا خواهد شد.
یک نگاه گذرا به این تحولات و انکشافات علمی نشان میدهد که فرجام نامیمونی در انتظار بشر میباشد. وقتی روبات به صفت داکتر، عملیات، معاینه و تشخیص را دقیق تر از انسان اجرا کند، وقتی روبات کنترول از فرود گاه ها ، تنظیم پرواز هواپیما ها و تنظیم حرکت مترو ها و خطوط زیر زمینی، روی زمینی و هوایی را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها محاسبات بودجه و تخصیص سالانه، ماهانه، ربع وار،ماهوار و حتی روزانه کشور و امور بانکداری را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها پخت و پز غذا و امور تدبیر منازل را موفقانه تر از انسان به منصه اجرا بگذارند، وقتی روبات ها امور کشفیات کیهانی را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها امور امنیتی ،دفاعی و جنگ را در زمین و هوا جسورانه تر و پیروزمندانه تر از انسان به پیش ببرند ووقتی…
معلوم نیست در آن صورت سرنوشت انسان به کجا خواهد کشید؟ و آیا انسان تنها ترین و بیچاره ترین موجو د کره زمین نخواهد شد؟ گفته میشود که در مقدمه این روند در جاپان روبات هایی شبیه روءسای ادارات ساخته شده که در جوار دفتر رییس اداره دفتر شان میباشد و مراجعین قبل از رفتن نزد رییس به روبات مراجعه نموده عرض حال خود را برایش مینمایند که رییس اداره بر مبنای برخورد های روبات اجراات خود را با عارض عیار میسازد . در این حال میتوان مقدمه نزول انسان در موقف معاون روبات را در این کشور مشاهده نمود. وقتی بارک اوباما به جاپان سفر کرد یک روبات اورا به مسابقه فوتبال دعوت کرد. شنیده میشود که باری در امریکا روبات شوق عضویت کنگره را نموده در خواست عضویت را به کنگره سپرد، ولی سناتوران امریکایی با ترفندی که در فورم عضویت روبات مبنی بر درج ولد و ولدیت آن به کار بردند روبات را از بعد منطقی قناعت دادند که شرایط عضویت در کنگره را متکی بر نقض خانه پری فورم عضویت ندارد.
اما اگر این روبات روزی قدرت تولید مثل پیدا کند و ولد و ولدیت خود را معرفی کند در صورتی که آن اخلاف از جنس روبات باشد وقدرت بیدارشدن خارج کنترول انسان را داشته باشد. آنگاه کار بشر در کره زمین به پایان رسیده و عصر حکمروایی روبات ها آغاز خواهد شد.

ولسی جرگه سرش را به سنگ فرمان میکوبد

نوامبر 18, 2016

نوشته : محمدداود سیاووش
در صورتیکه ولسی جرگه یی که دوره کارش مطابق ماده (83) قانون اساسی پس از اول سرطان سال پنجم پایان یافته وبر اساس فرمان رییس جمهور غنی تمدید شده، بر سلب اعتماد وزرا پافشاری نموده، فیصله ستره محکمه را قبول نکند، رییس جمهور غنی میتواند فرمانش مبنی بر ادامه کار پس از اول سرطان سال پنجم ولسی جرگه را پس گرفته آن را لغو کند. بنابران ولسی جرگه که، دستش زیر سنگ فرمان رییس جمهور قرار دارد، نمی تواند با فیصله دادگاه عالی مخالفت نماید. هرگاه ولسی جرگه مطابق ماده (92) قانون اساسی بخواهد وزرا را استیضاح و سلب اعتماد کند،(آنهم درغیاب) قبل از همه باید به این سوال وزرا پاسخ دهد که آیا خود ولسی جرگه مطابق ماده (83) قانون اساسی کار میکند یا نه ؟ و اگر بخواهد مطابق ماده (127) قانون اساسی اعضای دادگاه عالی را با رد فیصله شان طوری که وکلا هشدار میدهند به محاکمه بکشد ، دادگاه عالی میتواند بازهم ماده (83) قانون اساسی را شاهد بیاورد که آیا این ولسی جرگه صلاحیت آنرا دارد که در شرایطی که دوره کارش به پایان رسیده اعضای دادگاه عالی را محاکمه کند؟
اگر ولسی جرگه هشدار میدهد که مطابق ماده (90) قانون اساسی بودجه را در صورت ادامه کار وزرای سلب اعتماد شده به صفت سرپرست تصویب نخواهد کرد، باید بازهم خود ولسی جرگه به این سوال پاسخ دهد که، آیا بودجه یی را که اکنون پس از پایان دوره تقنینی به مصرف میرساند مطابق کدام ماده قانون میباشد؟ که دراین حال به نظر میرسد دوره نقش استفاده افزاری از پارلمان به پایان رسیده باشد.
بن بستی که دست و پای قوه اجراییه ، مقننه و قضاییه را در حال حاضر بسته و این قوا را در برابر همدیگر قرار داده، ناشی از بازی ضعیفی میباشد که رییس جمهور آن را راه انداخت. زدن و از صحنه کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از پست وزارت خارجه از طریق ولسی جرگه باعث شد که در قطار صلاح الدین ربانی تعدادی از وزرا سلب اعتماد شوند و قلب قوه اجراییه از حرکت متوقف گردد. گفته میشود که صلاح الدین ربانی به خاطر عدم موافقت با تقرر نورستانی به صفت سفیر افغانستان در اسپانیا وعدم پذیرش تقاضای استعفا به این سرنوشت دچار شد. چون رییس جمهور میخواست پس از سلب اعتماد موصوف از پارلمان، آن را به صفت یک مامور مطیع و فرمانبردار در پست وزارت خارجه به صفت سرپرست نگه داشته همچو داکتر عبدالله موقعیتش را در بین صفوف جمعیت اسلامی تضعیف نماید سلب اعتماد رهبرجمعیت در پارلمان نشان میدهد که این سازمان تا چه حد در وضعیت آشفتگی قراردارد. در حالیکه در این بازی برعکس خود رییس جمهور غنی مات شد، چون اولأ صلاح الدین ربانی نه به دلیل بررسی ضعف در سازماندهی سیاست خارجی افغانستان ، بلکه بخاطر عدم پرداخت به تامینات خدماتی وزارت در بخش بودجه سلب اعتماد شده که سوالات زیادی را نزد مردم ایجاد نموده است و از طرفی با آوردن رهبر حزب اسلامی از کلکین و کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از دروازه و کناره گیری رییس جمهور از جنرال دوستم وضعیت طوری شکل گرفته که تقابل ظاهری سه قوه در نهایت منجر به تقابل سه قوت بزرگ نظامی- سیاسی حزب اسلامی با جنبش اسلامی و جمعیت اسلامی خواهد شد.
افشاء دلایل استعفاء عبدالباری جهانی وزیر اطلاعات و فرهنگ نشان میدهد که واقعا فضای کاری در دستگاه رهبری کشور دچار بحران گردیده است. وقتی وزیر اطلاعات و فرهنگ نمیتواند در طی سه ماه بیش از یکبار و آنهم فقط برای نیم ساعت رییس جمهور را ببیند و ملاقات خود را از طریق ایمیل اجازه میخواهد و از سلب صلاحیت های خویش در تقرر کدر ها شکوه و شکایت مینماید با توجه به نزدیکی که عبدالباری جهانی با داکتر غنی میتواند داشته باشد، میتوان حدس زد که چرا نور الحق علومی از وزارت داخله و داود صبا از وزارت معادن و رحمت الله نبیل از ریاست امنیت ملی استعفا نمودند و می توان حدس زد که در فضای عدم پذیرش داکتر عبدالله به ملاقات رییس جمهور و شکایت جنرال دوستم از اینکه اوامرش را کسی در مقامات مادون تطبیق نمی کند چه وضعیت درجریان است. برای رییس جمهور غنی با این بازی موقعیت دشواری پیش آمده که از یک طرف حکمتیار متحدش نه تنها حاضر به معذرت خواهی از گذشته جنگی اش نیست بلکه خواهان خروج قوای بین المللی از افغانستان خلاف موافقت نامه چند روز قبلش با دولت افغانستان میباشد و از طرفی سازمان های جمعیت، شورای نظار، جنبش و صفوف حزب وحدت از کنار رییس جمهورغنی فاصله میگیرند. به نظر میرسد که رییس جمهور در این بازی در چال خود مات شده است و فقط یک راه برایش باقی مانده و آن اینکه در کشور حالت اضطرار اعلان کند که باز هم بازی های سیاسی از نقطه صفری در شریطی که ترامپ در لیست ملاقات (30) رییس جمهور نام رییس جمهور غنی را درج نکرده از سر گرفته شود.

آژیر خطرناک به هم خوردن قواعد بازی در افغانستان

نوامبر 13, 2016

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر حامد کرزی در دوره کارش توانست ، با پرگماتیزم معامله گرانه به حمایت زلمی خلیل زاد کدر های رهبری جمعیت، شورای نظار،حزب وحدت وجنبش را با قرار دادن یونس قانونی در برابر استاد ربانی در کنفرانس بن، قرار دادن داکتر عبدالله در برابر یونس قانونی در دوره کانداتوری قانونی به ریاست جمهوری، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر مارشال فهیم به صفت معاون اول، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر داکتر عبدالله در دوره کاندیداتوری داکتر عبدالله پارچه پارچه سازد و زلمی خلیلزاد توانست با بیرون کردن نام حامد کرزی از زبان داکتر عبدالله به صفت رییس اداره موقت و قرار دادن قانونی در برابر ستار سیرت هسته مرکزی سازمان های جمعیت و شورای نظار را دچار بحران ساختاری سازد وحامدکرزی با تقویه و تحریک اکبر بای و برادران رسول پهلوان در برابر جنرال دوستم و جدا نمودن خط حاجی محمد محقق از خلیلی و صادق مدبر این سازمان ها را دچار افتراق، چند پارچه گی و در نهایت آماده کار انفرادی با خود سازند.حامد کرزی با مهارت توانست بحران پس از شهادت برهان الدین ربانی را مهار نموده کسی را که متهم به کشتن استاد ربانی بود به صفت معاون صلاح الدین ربانی در کنارش بنشاند و همزمان صلاح الدین ربانی را از آستین غیر از کانال داکتر عبدالله به مقام وزارت خارجه برساند. حامد کرزی که با آرتیست بازی ودماگوژ ی ماهرانه توانست حتی نظریه پردازان بلند پروازی چون سپنتا چپی شاگرد مکتب فرانکفورت را در کنار ارسلان رحمانی دیوبندی طالب و کریم خرم خط سیدقطب به دور تطمیع سفره خوانش جمع کند. برعکس رییس جمهور غنی با تندخویی وچیغ های تاریخی اش فرصت ها و موقعیت هایی را که کرزی با آرتیست بازی وحتا با بریدن از برادرش قیوم کرزی برایش مساعد ساخته بود برهم زد و قواعد بازی در هم ریخت.
در این دوره پست مشاور شورای امنیت مانند پست منشی در دوره ستالین چنان کسب اهمیت نمود که حتی معاون اول رییس جمهور از مشاور شورای امنیت شکایت می نماید. در این دوره اشرف غنی حتی با نزدیکترین متحدینی چون جنرال دوستم که اورا به قدرت رسانده بود نتوانست زبان مشترک پیدا کند. صفوف جامعه هزاره را قربانی خط لین توتاپ نموده با به خاک و خون غلتیدن چند صد جوان در دهمزنگ و نادیده گرفتن سرهای بریده که به دروازه ارگ به دادخواهی آورده شده بود فضای مکدری در رابطه ارگ با جامعه هزاره به وجود آورده حتی موقعیت سرور دانش، خلیلی و محقق را در میان مردم شان به چالش کشید. با نادیده گرفتن تقلب انتخاباتی و فضا سازی برای فعالیت امرخیل و تقرر نورستانی به سفارت و عدم اجرای توافقنامه حکومت وحدت ملی و سلب صلاحیت های داکتر عبدالله و عدم توزیع شناسنامه های برقی و به تعویق انداختن انتخابات، دست داکتر عبدالله و ولسی جرگه را زیر سنگ عدم مشروعیت قانونی و سپری شدن دوره قانونی کارشان گذاشت. با نادیده گرفتن دوره تاریخی کار امیر حبیب الله کلکانی و مخالفت با دفن موصوف و اجازه ندادن به اشتراک کدر های دولتی تاجکتبار در مراسم به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی اعتبار و اتوریته کادر های دولتی تاجک تبار را نزد قوم تاجک زیر سوال برد و با ایجاد جرقه حادثه تپه شهرآرا قریب بود آتش دشمنی میان اقوام تاجک و ازبیک را مشتعل سازد. داکتر غنی با اجازه دادن به تهداب گذاری منار زنده ساختن دشمنی شمالی و جنوبی و توهین کاکایش به قوم تاجک، نفرت و انزجار قومی را میان دو قوم بزرگ و باهم برادر تاجک و پشتون دامن زده زنده ساخت و بانادیده گرفتن گزارش سیگار در مورد مکاتب خیالی و نادیده گرفتن به پای میز محاکمه کشیدن عوامل دوبار سقوط کندز و امضای تفاهم نامه با حکمتیار و صف کشیدن حامد کرزی و جنرال رازق در کنار مرده ملاعمر در قضیه به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی عملا کشور را در برابر معادله چند مجهوله سیاسی قرار داد. با ابراز واضح موقف انتقادی جنرال دوستم و احمد ضیا مسعود از متن و بطن دستگاه رهبری دولت در برابر رییس جمهور صحنه مبهم سیاسی و دورنمای تاریکی برای کشور ترسیم شده است.
پایان بازی
پس از ملاقات داکتر غنی با اعضای ولسی جرگه در ارگ و بلافاصله در فردای آن سلب اعتماد صلاح الدین ربانی از پست وزارت خارجه به نظر میرسد برای داکتر غنی بازی با کارت های قبلی به پایان رسیده و صلاح الدین ربانی که در محفل یاد بود مصطفی کاظمی گفت: حکومت به بن بست رسیده با مخالفت به تقرر نورستانی در سفارت اسپانیا و شایعاتی اجرا تقرر علی احمد جلالی در سفارت آلمان و نمایندگی ناتو از کانال مستقیم ریاست جمهوری با دور زدن صلاحیت وزیر خارجه به نظر میرسد در این دور از بازی با انتقام از توهین حامد کرزی در محفل سالگرد استاد ربانی ، داکتر غنی با سلب اعتماد صلاح الدین ربانی توسط پارلمان فقط برایش یک راه میگذارد که یا به صفت مادون مطیع و فرمانبردار به کارش ادامه دهد و یا صحنه را ترک گوید.
فرمول جدید
در حالیکه اقوام هزاره، ازبیک و تاجک در گذشته با فرساژهای هوایی زلمی خلیل زاد در اداره موقت با هم جمع شده بودند ،این بار آژیر تکرار آخرین روزهای حکومت داکتر نجیب از دور دست های زمان به گوش میرسد که اگر صفوف این سه نیرو باهم متحد شوند هیچ کاری از نزد چند عنصر خریده شده این اقوام در مقامات حکومت برای مهار اوضاع برنخواهد آمد.
محاسبات ناسنجیده
داکتر غنی معلوم نیست به کدام اساس ریسکی را قبول میکند که با نزدیک ساختن حکمتیار به مرکز قدرت و اسکان طرفدارانش در باریک آب شمالی به صفت گارد سرکوب شمالی خطی از تشکیل حلقه کرزی، گلبدین، طالب به دور ارگ با تشکیل لشکر ده هزار نفری قوای ضربه سر کوب مخالفت در اطراف ارگ بسازد و در برابر مخالفان دفکتو و دیژور غیر پشتون قرار گیرد.
امید واری به برگه خلیل زاد
از اینکه زلمی خلیل زاد در کنار ترامپ جا خوش کرده، با توجه به نظریات وی در کتاب( فرستاده) مبنی بر علاقه مندی بر استقرار حکومت عبدالرحمان خانی و ابراز تمایل به طالبان، در صورتیکه ترامپ مانند بوش به شاگردی و تلمذ آموزش درس های تاریخ افغانستان نزد خلیل زاد زانو بزند و از وی الفبا تاریخ افغانستان را فرا گیرد برای اقوام غیر پشتون در افغانستان روزهای تیره و تاری چون دوره محمد گل مومند و محمد هاشم خان پیش خواهد آمد.
به نظر میرسد که بازی به پایان رسیده و داکتر عبدالله، صلاح الدین ربانی، جنرال دوستم و صفوف جامعه هزاره را کرزی-غنی در موقعیتی قرار داده اند که باید برای بقای شان از روی ناگزیری حتمأ باید ازجا بلند شوند. ارسال پیامهای حکمتیار و کرزی وطالبان به ترامپ و اظهارات خلیلزاد مبنی بر اینکه افغانستان در مرکز توجه ترامپ قرار خواهد داشت و با پیش بینی خلیلزاد قبل از انتخابات مبنی بر اینکه ترامپ در صورت پیروزی با طالبان مستقیما مذاکره خواهد کرد فضای تشویش و نگرانی عمیقی میان اقوام غیر پشتون مستولی گردیده است.
بدترین حالت
برای اقوام تاجک و ازبیک بدترین حالت آن خواهد بود که عطا محمد نور در مخالفت با جنرال دوستم قرار گرفته به صفت پیش جنگ افراط گرایان پشتون در برابر قوم ازبیک قرار گیرد.
فرجام بد نیاموختن از گذشته:
تجربه نشان داده که با قرارگرفتن فیض محمد وزیرداخله حکومت داود خان در برابر داود،در دوره زمامداری حزبی که به خاطر آن می رزمید به وزارت سرحدات نزول کرد.اعضای بیوروی سیاسی که برضد حکومت نجیب در کودتای تنی وسقوط نجیبب نقش داشتند در پایان فقط یک پاسپورت وخروج آبرومندانه از کشور نصیب شان شد. اما اینکه اکنون ستون پنجم و چکچکی های خوردن تیشه به ریشه مردم در پایان بازی چه به دست خواهند آورد هیچکس نمیداند.
اما آنچه را که همه میدانند اینست که خانواده های اکثریت دولتمردان شامل در این بازی ها در خارج از کشور زیست میکنند و در صفحه بعدی هیچیک حضور نخواهند داشت وبا اینحال مردم خواهند ماند ودوزخ جنگ!
خطر این بازی آنست که در اهرم های قدرت هرکس میتوانست با کنار آمدن با راس به نتیجه برسد اما با فراگیری بحران شاید هیچکس قواعد باز ی را مراعات نکند وحوادث از کنترول خارج شود.

سیاست ناکام نرخ پیاز و گاز حکومت وحدت ملی

نوامبر 9, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
برای دهقانی که حاصل پیاز کرد زمین اش را ، حتا فی به اصطلاح (بوجی ) یا خریطه چهار سیره صد افغانی ، با وجود تقلا و فریاد های مکرر پشت بلاک ها کسی خریداری نمیکند ، و در همین حال آن دهقان مجبور است یک کیلو گاز وارداتی را هفتاد افغانی خریداری کند، درحالیکه نرخ پیاز دریک ماه چند برابر کاهش ونرخ گاز طی همین مدت از 35 افغانی به 70-80 افغانی فی کیلو افزایش یافته ، خوبی و بدی حکومت بر سر اقتدار را ، این دهقان نه از روی مقاله و ترانه و سله و دستار و قدیفه و دریشی های آخرین مود دولتمردان ، بلکه از روی نرخ پیاز و گاز پیمایش میکنند.
بههمین ترتیب یرای آن کارمند پایین رتبه دولت ، که با پنجهزار افغانی معاش ماهانه مجبور است ، پنجهزار افغانی کرایه خانه و پنجهزار افغانی خرج خوراک و سد جوع غذای بخور و نمیر فرزندانش کند، حکومت خوب یعنی شکم سیر فرزندش! و بنابران طول و عرض و ضخامت ، حکومت وحدت ملی موجود افغانستان در کلیه ابعاد ، در صورت گرسنگی خانواده اش برایش ضرب صفر میباشد.
حکومتی که رهبرانش با آخرین مودل موتر ها و اسکورد قطار ها در میان دیوار گوشتی بادیگاردان غرق در جوشن و سلاح در پایتخت پرسه میزنند ، برای آن دهقان واین کارمند پایین رتبه این حکومت که فورمول ساده غلبه صادرات بر واردات در حکومتداری را نمیفهمند واز محاسبه عاید ومصرف یک خانواده در پرداخت معاش چیزی نمیدانند پشیزی نمی ارزد.
راست گفته اند که مردم خوبی و بدی سیاستمداران را از روی نرخ آرد ،روغن ، چای ، بوره ،تیل ، نمک و گاز ،و سفرۀ صبحانه اولادان شان محاسبه میکنند، نه از روی دریشی های لوکس و موتر های آخرین مودل و لاف و گزاف های وعده های عقب میز خطابه.
دولتمردانی که هنوز از درک مفاهیم اقتصادی عاید ملی ، عاید خالص ملی وعاید سرانه در اداره کشورعاجزاند.
وای به حال ما!

مطابق ساعت بدن تان کار کنید نه ما شین ساعت بند دست تان

نوامبر 7, 2016

Print

نویسنده ماهان طباطبایی

ما انسانها برای مدت های طولانی عادت داشتیم شبها کمترین تحرک را داشته باشیم و تقریبا درگوشه ای خود را پنهان می کردیم. تا هم استراحت کنیم و هم از حیوانات درنده در امان باشیم. اما دنیای مدرن، روشنایی، غذا، آسایش و کار را شبانه روزی کرده است.

بدن هر موجود زنده یک ساعت درونی مخصوص خودش را دارد که آن را بر اساس نیازش، تقسیم بندی ثابت کرده است. خفاش عصرها بیدار می شود تا بیشترین مقدار پشه در دسترسش باشد. باکتری ظهر ها دست از تکثیر بر می دارند و به نوعی خود را به خواب می زند چون ظهرها حتی در طی روزهای ابری، بالاترین مقدار اشعه اولترا ویولت وجود داردد.

این ساعت درونی در بین تمام موجودات زنده قدمتی بیش از 2 میلیارد سال دارد و به دورانی بر می گردد که به یکباره اتمسفر زمین تغییر حالت داد و سرشار از اکسیژن گشت.

ریتم زندگی در سیاره چرخان ما بر اساس 24 ساعت می گردد و حتما ساکنین آینده در مریخ یا کرات دیگر باید خود را با ساعت بیولوژیک آنجا تطبیق دهند.

متخصصین بهداشت و سلامت می دانند که به هم خوردن ساعت طبیعی بدن، باعث انواع اختلالات نظیر بیماری قلبی، مرض قند و سرطان می شود

پزشکان متخصص سرطان از 30 سال پیش می دانند که بهترین زمان برای شیمی درمانی، شب ها است. چون هم سیستم ایمنی ما در بهترین حالت قرار دارد و هم قدرت تحمل مواد شیمی درمانی در ما بیشتر است.

آمار نشان می دهد که بیشترین مقدار سکته در روزهای اول هر هفته به وقوع می پیوندد چون در اوقات تعطیلات، افراد معمولا ساعت درونی شان یا circadian system را به هم می زنند و قلب شان را خسته می کنند.

بر اساس تحقیقاتی که متخصصین Chronobiology انجام داده اند بیشترین وقت سکته ساعت 8 تا 9 صبح است چون لخته شدن خون بیشتر از همه به خاطر افزایش platelets در این ساعت از روز است.

ساعت بیولوژیک یا circadian system تنظیم کننده همه اعمال ریز و درشت موجودات است. اینکه چقدر و چگونه حرارت بدن در طی روز و شب افزایش می یابد مثلا در انسان منجر به افزایش منطق و حافظه در ساعات قبل از ظهر می شود. اما در ضمن ثابت شده است که بیشترین رکوردهای ورزشی در پایان روز و ساعات اولیه شب، بوقوع می پیوندد.

شغل شیفت شب یکی از مضرترین تاثیرات را بر بدن انسانها می گذارد چون ما قرار نیست در آن ساعات فعال باشیم. چون سیستم دفاعی و هورمونی ما برای کارکردن هماهنگ نشده اند. یکی از دلایل اصلی افزایش بیخوابی به خاطر اختلالاتی است که مدام به سیکل زمان وارد می سازیم. تحقیقاتی نیز ثبت شده است ازاینکه بعضی از سرطانها در کودکان ( لوکیمیا) به خاطر این است که کودکان بیشتر از هر دوره بشری در طی شب، در معرض نور قرار می گیرند.

ساعت بیولوژیک Chronobiology هر فرد اصلا محدود به عادت به خوابیدن و بیدار شدن نیست. چشم هر انسان با ریتم مشخصی که ترکیبی از ژن، تربیت و موقعیت زندگی اش است مغز را بیدار می کند.

سلول های بیدار کننده مغز، ساعت و جدولی را در بدن به راه می اندازند که بر اساس تقسیم کار اعضای بدن، به نوبت یک قسمت فعال می شود و بخش دیگر بدن کمتر کار می کند. برای همین، مثلا خوردن لقمه های کوچک در دیروقت، می تواند باعث بیدار شدن و از سر گرفتن پانکراس یا جگر انسان شود. اتفاقی که به همراه خود شرایط ایجاد مرض قند را تشدید سازد.

سلول های ایمنی بدن از مقدار گلبول سفید و قرمز گرفته تا اندازه هورمون ها، ساعت های معینی از اوج و فرود دارند. circadian system نبض زندگی است و شتاب یا سکون بی موقع شان، خطرات زیانباری در دراز مدت خواهد داشت.

دنیای حیوانات

نوامبر 5, 2016

a2

a3

a4

a1

بر امواج رود گنگ – به یادجواهرلعل نهرو

نوامبر 5, 2016

n1

به مناسبت در گذشت نهرو
شعر: از کارو

قرن ما…
قرنی که در بسیط فاقد ضوابط و روابط آن
هر سر شک ناراحت،پشتوانه لبخندیست،
بر لبان بخون آغشته یک بیداد…

قرنی که هر نهالش
چوبه دار سکوتی است،
بر ستون فقرات یک فریاد …

قرنی که ماتم فردای نگرانش
زندگی امروز را،
در نسیان یادها
سپرده بباد…
یکی از فرزندان خلف قرون را،
بفرمان یک عمر بسر رسیده،
از دست داد …
… و رودخانه گنگ، خاکسترش را برد…
پاندیت نهرو ، رفت…
پاندیت نهرو، مرد…

… ومن که شاعر عصیان نورم
بر تارک ظلمت مرگ آفرین گور…
با سری پرشور و تفکراتی تبدار،
تا سرحد سر گشتگی این قرن بیهدف،
بخاطر مرگ این فرزند خلف،
صمیمانه شریکم با غم روزگار…

من که … در هر ماسه تک افتاده ی هر صحرا
نشانی از انسانیت از یاد رفته میجویم…
در گذشت این عصاره ی سرگذشت قرون را،
به هر چه انسانی است،
به هرچه آسمانی است…
تسلیت میگویم…

در این قرن دور افتاده از دیروز و،
بیگانه با امروز و،
از فردا، جدا…
قرنی که به رغم همه فرستادگان خدا
درتب و تاب یک زندگی سرا پا ننگ،
خوراکش جنگ است،
ایده آلش، جنگ است و،
پشتوانه موجودیت نکبتبارش، جنگ…
قرنی که تعیین کننده سر نوشت بشر مظلوم،
یامستی سرمایه است،
یا پستی نژاد…
یا سیاهی رنگ…
در چنین دورانی،
وجود انسانی که بیگانه با جنگ و رنگ و ریب و ریاست…
بمفهوم وسیع کلمه، کیمیاست…
… و کیمیا بود این مردی که نا به هنگام مرد…
مردی که خاکستر آتش حیاتش را،
گنگ مقدس…
کران تا کران،
بسوی ابدیت برد…

سرتا سر زندگیش،
از آنسوی شگفتگی آمال جوانی،
تا اینسوی توقف طپش قلبی انسانی،
تلاش بیدریغ بود، بخاطر بشر…
تلاش کرد و … کوبید
تا تکرار نشود، مگر
یکبار دیگر
تراژدی( استالینگراد ) و ( هیروشیما) و ( تریلینکا ) ی آدمخوار…
تلاش کرد و کوبید، بیخواب و بیقرار
به رغم سیه چال مرگ آفرین استعمار…
تا پایه نهد بر لاشه سنگرها،پایه یک صلح را…
یک صلح پایدار…
آه، ای امواج گنگ!
شما که قرون متمادیست،
دیار به دیار،
بسوی ابدیت،ره میسپارید…
خاکستر هستی این راد مرد بزرگ را،
به وسعت ابدیت عظمت یک انسان،
گرامی بدارید…
1964
سال در گذشت نهرو

حکومتداری بد در افغانستان

نوامبر 2, 2016

نوشته : داودسیاووش
دوسال حکومت وحدت ملی معرف بدترین نوع حکومتداری در جهان میباشد که موارد آنرا در ذیل بر میشماریم:
1- افغانستان سومین کشور بی قانون در جهان
بر اساس نظرسنجی پروژه عدالت اجتماعی افغانستان سومین کشور قانون شکن جهان شناخته شده و در میان 113 کشور در رده 111 قرار دارد که در رتبه سوم از پایین میباشد.
در بزرگترین سند قانونی یعنی قانون اساسی افغانستان در هفتاد مورد جعل کاری شده و قانون اساسی مصوب لویه جرگه با نشانی امضای مجددی با قانون اساسی توشیح شده با امضای کرزی تفاوت های جدی وجود دارد.
مشاهد حسین رییس کمیته دفاعی سنای پاکستان گفت : ما به نفع حامد کرزی در انتخابات سال 2009 افغانستان دست به تقلب زدیم. مشاهد حسین مدعی است که: ما سه میلیون رأی مهاجرین افغان را در پاکستان به نفع کرزی رقم زدیم.
رسانه ها گزارش دادند که در جلسه شورای وزیران تصویب شد که 50 هزار مهاجر پس از برگشت در سه ولسوالی ننگرهار اسکان داده شود، اما در مکتوب رسمی ریاست اجرائیه نام سه ولسوالی ننگرهار با نام ولسوالی باریک آب ولایت پروان تغییر داده شد و به مراجع ابلاغ شد.
2- افزایش هشت برابر فشار بر ژورنالیستان
در گزارش (نی ) آمده که طی ده ماه گذشته سال روان ارقام خشونت بر ژورنالیستان معادل هشت سال گذشته به ثبت رسیده است.
3- افغانستان بدترین کشور برای تجارت و سرمایه گذاری
بانک جهانی در گزارش سالانه که محیط تجارت و سرمایه گذاری را در 190 اقتصاد جهان مورد بررسی قرار داده به گزارش رسانه ها می نویسد که: افغانستان در رده 183 و بدترین کشور آسیایی برای تجارت و سرمایه گذاری میباشد.
4- افزایش کشت مواد مخدر
بر اساس آمار رسمی منتشره کشت مواد مخدر در افغانستان (40) درصد افزایش را نظر به سال قبل نشان میدهد.
5- افزایش نا امنی سراسری در کشور
با انتقال جغرافیای جنگ به شمال افغانستان و دو بار سقوط کندز، آتش جنگ همین اکنون از ولایات کندز، تخار، بدخشان، فاریاب، جوزجان، سرپل، بادغیس، کندهار، ارزگان، هلمند، زابل، غور و بغلان زبانه می کشد و راههای مواصلاتی از نظر امنیتی مصئون نیستند.
6- نه گفتن به خواسته های مردم
حکومت به خواسته های مدنی و مشروع جنبش روشنایی و تقاضای به خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی نه گفت.
7- قبضه نمودن قدرت در دست رییس جمهور
به ادعای جنرال دوستم معاون نخست رییس جمهور، دکتر عبدالله رییس اجرائیه و آصف رحیمی والی هرات صلاحیت های معاون نخست رییس جمهور، رییس کمیته اجرائیه و والیان محدود گردیده.
این دلتنگی های دولتمردان تا حدی پندید که توسط جنرال دوستم در کنفرانس مطبوعاتی، توسط دکتر عبدالله در گردهمایی طرفدارانش و توسط محمد آصف رحیمی به خبرنگاران گفته شد.
8- تغییر در سیاست منطقوی
با ترتیب دادن سفر دکتر عبدالله به عربستان سعودی در فرجام آن صدای اعتراض بر یمن و نزدیکی به ائتلاف عربستان سعودی از حنجره دولت افغانستان بلند شد که در ادامه آن شایعاتی از تشکیل لشکر ده هزار نفری که گفته میشود ایالات متحده و انگلستان از تمویل آن ابا ورزیده توسط قطر در اطراف دیوار های ارگ بر سر زبانها می پیچد.
این در حالیست که قوماندان قوای حمایت قاطع از ضعف مدیریت در میدان محاربه و تلفات سربازان شکایت دارد و جنرال دوستم از رهبری کمپیوتری صحنه های جنگ از پشت میز توسط مسوولان شکوه می نماید. ظاهر قدیر از نزدیک شدن داعش به نقطه ستراتیژیک توره بوره خبر میدهد، اما در همین حال رسانه ها در حالی از ظهور داعش در غور اخباری را به نشر میرسانند که فرد داعشی در ابتدا مجاهد، بعد عضو پولیس دولت، در مرحله سوم طالب و پس از آن به صفت داعش تناسخ و میتامورفوز نموده و چند نفر را در غور به شهادت رسانده است که این معما را هیچکس در حال حاضر درک کرده نمیتواند .
9- انقطاب های جدید
در حالیکه حکومت وحدت ملی عدم کارآیی خود را حتا در سطح هسته تصمیم گیری نظام به اثبات رسانده و رهبران کشور به جان هم افتاده اند این مسأله به حدی آماس نموده که تا سطح اتهام توطئه قتل همدیگر و حذف فزیکی رهبران مطرح میشود.
ملاقات باتور دوستم با صلاح الدین ربانی و ابراز پشتیبانی جنبش روشنایی و صفوف تاجک تباران از جنرال دوستم نشان میدهد که با وجود پشتیبانی ظاهری سرور دانش، دکتر عبدالله و عطا محمد نور از اشرف غنی در عمل به نحوی انقطاب های جدید با فورمول نزدیکی ازبک ها با تاجک ها و هزاره ها در حال شکل گیری میباشد که با تمرکز داعش در شمال کشور به طور دسته جمعی برای یک رویارویی سراسری در برابر آن آمادگی می گیرند.
هرگاه در این حالت از این اتحاد جدید روسیه، ایران، چین و ترکیه پشتیبانی نمایند صفحه و صحنه سیاست در افغانستان ورق خواهد خورد.
عوامل این تنش ها و چالش های جدید چیست؟
در یک دید مؤجز و کوتاه دلایل و عوامل این بحران را در اجراآت و فعالیتهای حکومت یک دنده و استبدادی به سبک عبدالرحمن خان میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود:
1- دوبار سقوط کندز.
2- ممانعت از تصفیه کندز توسط جنرال دوستم.
3- عدم اطاعت رییس امنیت، قوماندان قول اردو و لوا از اوامر جنرال دوستم در عملیات غورماچ.
4- سوء قصد به جان جنرال دوستم در عملیات غورماچ و متهم شدن افرادی از درون دولت به آن.
5- اظهار غیر واقعی تأسف دکتر عبدالله از زخم برداشتن جنرال دوستم در عملیات غورماچ درجلسه رسمی شورای وزیران.
6- انکار رییس جمهور غنی از 9 ماه تاریخ افغانستان و مخالفت با خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی.
7- توهین به قوم تاجک در مراسم تهداب گذاری منار تازه نمودن دشمنی قومی شمالی و جنوبی توسط کاکای رییس جمهور.
8- شکایت جنرال دوستم از تمایل قومی رییس جمهور غنی به قوم پشتون و مهمتر از آن به لوگری ها.
9- شکایت جنرال دوستم از اینکه حلقه اتمر، ستانکزی و رحیمی رییس جمهور را محاصره نموده.
10- افشای اسناد تایمز لندن مبنی بر ایجاد اردوگاه های دهشت افگنان در هلمند، ننگرهار، لوگر و فاریاب با مصرف 600 میلیون دالر توسط حامد کرزی.
11- اعتراف به سه میلیون رأی جعلی در انتخابات 2009 افغانستان توسط پاکستان به گفته مشاهد حسین رییس کمیسیون دفاعی سنای پاکستان به نفع حامد کرزی.
12- اظهار نا رضایتی جنرال دوستم از مذاکرات مخفی ستانکزی با طالبان در قطر.
13- اظهار بی خبری داکترعبدالله از مذاکرات پنهانی ستانکزی با طالبان در قطر.
14- به گفته فضل احمد معنوی سلب صلاحیت دکتر عبدالله توسط رییس جمهور غنی.
15- سلب صلاحیت های جنرال دوستم معاون نخست رییس جمهور توسط رییس جمهور غنی به ادعای خود دوستم.
16- تعین نورستانی رییس کمیسیون انتخابات به صفت سفیر در اسپانیا.
17- به خاک و خون غلطیدن چند صد نفر در تظاهرات دهمزنگ جنبش روشنایی.
18- جنگ اندازی جنرال دوستم با قوم تاجک توسط بعضی حلقات در مراسم دفن امیر حبیب الله کلکانی و توهین به عکس جنرال دوستم در شهر مزار شریف و افشای آن.
19- نارضایتی احمد ضیا مسعود از قومگرایی رییس جمهور در تقرر کدر ها.
20- نارضایتی دکتر عبدالله با هشدار اینکه چهره دوم خود را به رییس جمهور غنی نشان خواهد داد.
21- عدم یادآوری جنگ افغانستان در مناظره کاندیدان ریاست جمهوری امریکا.
22- انتقال جغرافیای جنگ به شمال افغانستان.
23- اظهارات جنرال رازق قوماندان پولیس کندهار مبنی بر اینکه از روز ملا عمر تجلیل شود و پشتیبانی موصوف از ملا عبیدالله، ملا رزاق و حامد کرزی.
24- مخالفت حامد کرزی با بمباران بر مواضع طالبان.
25- تائید پیشروی طالبان در مناطق تحت تصرف شان توسط حامد کرزی .
26- سوال حامد کرزی مبنی بر اینکه آیا ملا عمر نیز باید دفن شود ؟ از سوال کننده در مخالفت با خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی.
27- نشر کتاب «فرستاده» نوشته زلمی خلیلزاد و افشای اسرار راه گم نمودن امریکا در افغانستان توسط خلیلزاد با تحریک امریکا به سرکوب اقوام افغانستان به شیوه عبدالرحمن خان و اداره کشور به سبک آن.
28- بدتر شدن وضعیت اقتصادی مردم، گرانی قیمت اجناس استهلاکی، بیکاری جوانان و صعود نرخ دالر از یک دالر 50 افغانی به 65 افغانی فی دالر.
29- فشارهای گوناگون بر رسانه ها و ژورنالیستان و محدودیت بر آزادی بیان با یک خط ساختن خط اخبار رسانه هاو نهاد های به ظاهر مدافع خبرنگاران در بطن دولت.
30- تمایل به طالبان در خط نزدیکی به عربستان سعودی و دوری از اقوام غیر پشتون در سطح رهبری کشور.
31- امضای معاهده با حکمتیار ومتعاقب آن همزمان با انتقادات دوستم پخش شایعه معرفی دوستم به لاهه پس از آن.
32- پافشاری بر اسکان جبری مهاجرین برگشته به کشوردر برخی از مناطق افغانستان
اینها گوشه از حوادث وشمهء از رویدادهایی میباشند که قصدأ وعمدأ توسط حلقات خاص در دولت دامن زده شده وکشور را به اینوسیله به بحران کشیده اند.
راست گفته اند که در فرجام پیروزی هر اتحاد تاکتیکی بر حریف ،متحدین به جان هم می افتند.