مولانا در هندوستان-2

mol
قسمت دوم
نوشته : محمدداودسیاووش
پژوهشگران، قرن يازدهم هجري قمري را عظيم ترين دوره اعتلا وگسترش افكار و انديشه هاي مولانا در شبه قاره هند ميدانند.
دراين قرن شرح فاضلانه و تحشيه و تعليق هاي عالمانه،پيرامون مثنوي معنوي به رشته تحرير آمد و به تاليف فرهنگ هاي خاص لغات و معاني دشوار و منتخبات اشعار پرداخته شد. معنويت روحاني مولانا مانند هاله نوراني فضاي شبه قاره را فرا گرفت. مفسران و شارحان بيشماري به اقتضاي خروش درون و نداي فزون روحاني ،پيرامون مثنوي معنوي قلم زدند و بالغ بر پانزده شرح بر مثنوي نوشته شد.
اما محققين تعداد مطالب انگاشته و انباشته در اين راستا را به مراتب بيشتر از اين ميدانند، چون هنوز تحقيق همه جانبه و گسترده كه بتواند تمام گنجينه هاي كتابخانه هاي موجود هند و پاكستان را در برگيرد انجام نيافته و جاي پژوهش هاي فراوان در اين عرصه خاليست.
نيكلسون از سه شرح معتبر مثنوي نام ميبرد كه از آنها استفاده كرده است.يكي شرح فارسي عبدالعلي محمد بن نظام الدين لكنهوني ميباشد كه دانش بزرگ وي لقب پرافتخار بحرالعلوم را نصيبش ساخت. اين شرح كه در لكنهو و بمبيي به چاپ رسيده ،در غرب از شهرت بزرگ وجهانی برخوردار بوده ،دانشمندان مغرب زمين آن را بهترين ديباچه و رهنماي الهيات مولانا ميدانند.
شرح دوم از محمد رضا ميباشد كه تحت عنوان مكاشفات رضوي در آن ابيات مبهم مثنوي تحليل شده و در لكنهو به چاپ رسيده و به زبان فارسي دري ميباشد.
شرح سوم كه آنهم به زبان فارسي دري نگارش یافته از قلم ولي محمد اكبر آبادي به روی کاغذ ریخته شده.
اين شرح به قول نيكلسون حاوي نظريات دقيق و هوشمندانه است و بر نقد نظريات جدي اسلاف به خصوص محمد رضا استوار است. نيكلسون مينويسد كه نظريات «ولي محمد» همواره مؤيد اعتمادي نيست كه قول وي بر آن ميرود.
عده از دانشمندان به لحاظ فهرست تحليلي مطالب سودمند «مرآت المثنوي» تأليف «تلمذ حسين» را بهترين بررسي جامع از مثنوي معنوي به حساب مي آورند. استاد بديع الزمان فروزانفر مينويسند كه «مرآت المثنوي» بيشتر متكي است بر اصول اخلاقي و مباني ديني و از لحاظ تنوع و تجزيه آراء و نظريات مولانا كاريست سخت شگرف و در خور آفرين.
انماري شيمل مينويسد كه «سودا» شاعر طنزگوي زبان اردو ، مثنوي كوچكي را بر مبناي مثنوي مولانا در باره وحدت الوجود سرود.
در پنجاب دو شرح مشهور بر مثنوي معنوي ديده شده كه هر دو به شعر پنجابي سرايش يافته اند. شرح اولي توسط «پير امام شاه» سروده شده كه شامل بخش كوچكي از بيست و ششهزار بيت مثنوي ميباشد و شرح دومي ازقلم «محمد شاه الدين» تراوش یافته كه در لاهور نگارش شده. ترجمه منظوم «محمد شاه الدين» با مقدمه به زبان اردو به كوشش «نور احمد» در لاهور انتشار يافت.
در دهلي شاعر و عارف بزرگ «مير درد» به پيروي از اسلوب پدرش «ناصر محمد عندليب» مضامين فراواني را از مولانا اقتباس و نقل كرده است.
در زمينه ترجمه نيز كارهاي ارزشمندي در شبه قاره در رابطه به مثنوي معنوي صورت گرفته، منشي «مستعان علي» ترجمه از مثنوي را تحت عنوان «باغ ارم» به عمل آورده كه بارها به چاپ رسيده و « يوسف علي شاه» تازه ترين وشايد هم به قول محققين موفقانه ترين ترجمه منظوم اردو ر ا با همان وزن اصلي آن به نام پيرا هن يوسفي تقديم خوانند گان نموده است ،اما يوسف علي شاه چشتي به قول انماري شيمل با آنكه در اين ترجمه ، خيال چگونگي شفا بخشي پيراهن يوسف را مجسم ميسازد، ولي اين ترجمه مثنوي معنوي چشمان خواننده را روشنايي نمي بخشد و وجود او را از بينش روحاني سرشار نمي سازد.
پژوهش ها نشان داده كه فيه ما فيه اثر منثور مولانا در هند علاقه مندان زياد دارد .« مير عبدالرشيد تبسم» اين اثر را به اردو ترجمه نموده و قبل بر آن «عبدالحميد دريا بادي» با الهام از علامه «اقبال لاهوري » فيه مافيه را تصحيح نموده است.
محققان به اين باور اند كه بعضي از صور خيال اشعار شاعر بزرگ هند« ميرزا غالب» در شعر، از سلسله دور و دراز شاعراني چون ميردرد، بيدل و عرفي به مولانا ميرسد.
در راستاي تفهيم مثنوي براي كودكان مجمع ادبي سند دوره از مجلات كودكان را منتشر ساخته كه حاوي حكايات بيشماري از مثنوي معنوي به زبان سندي ميباشد.
در لكنهو جنگ شجره معرفت توسط غلام حيدر و بستان معرفت شامل شرحي بر مثنوي توسطه «عبدالمجيد پلبهابتي» به چاپ رسيده است «اسپرنجر» از يك مثنوي به زبان اردو نام ميبرد كه به كوشش «اعظم اگره » وبه تقليد از مولانا و «شاه شاكر علي دهلوي» پرداخته شده است.
از تحقيقات دانشمندان بر مي آيد كه «عزيز احمد» درباره نفوذ مولانا بر «بهوپال» اهل جمو سخن گفته و در نوشته هاي فارسي-دري عالم و حكيم بزرگ«شاه ولي الله» استناد ها فراوان به حضرت مولانا صورت گرفته است.
«سيد عبدالله فتاح الحسين العسكري» شرحي بر مثنوي به نام «مفتاح المعاني » نوشته وگلچيني از همين اثر را «الدارالمكنون» ناميده است ، به همين ترتيب مثنوي «نورعلي نور» را به اقتفاي مولانا«افضل سرخوش» و نان و حلوا را «بهاءالدين» به عنوان ديباچه آشنايي با مثنوي مولانا در هند سروده اند.
قابل ياد آوريست كه به تقليد از مثنوي مولانا از (مثنوي رازي) و مجموعه (عيش وطرب )سروده (عاشق )نام برده ميشود. و از (رموزالطاهرين )تاليف (باقر علي خان)، (شرح مثنوي) تاليف (باقي امراد علي )و ديگران كه در توضيح و تشريح مثنوي افكار مولانا سهم گرفته اند، محققان به نيكويي ياد كرده اند. شالوده اين بحت آنست كه اگر به گفته آن محقق غربي زبان ادبي مرسوم هند يعني اردو در جاي اشارات به مولانا و يا ترجمه هاي از اشعار مولانا را در خود نداشته باشد حيرت انگيز است .
از همين جاست كه ناله ني مولانا را از پنجاب تاسند و بنگال و دهلي درهركجا مي شنويم و اين نوا با حلول در اشكال شبه قاره یی آن از هركجا به گوش ميرسد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: