بایگانیِ فوریه 5th, 2017

درفراق زغال

فوریه 5, 2017

16425917_1336273719751995_4127626091982205617_n
در این روز برف باران وشدت سرمای زمستان ، آخرین آرزوی یک خانواده بینوا ، در رسیدن به زغال وصندلی گرم ، از قلم توانای استاد بیتاب خدمت خوانندگان با احساس پیشکش میشود. بگذار چوکی پرستان وقدرت طلبان در هوای قدرت فرعونی شان گرم باشند واین دود دل مظلومان ومحرومان وبینوایان سرما خورده پایتخت را نخوانند.
چندیست که در کلبۀ ویرانه نیایی
معشوق سیه جرده ام انگشت کجایی
چون خوردنی امروز نیابیم سراغت
از برف و یخ و لای مگر پا به حنایی
آن خاکه ات امروز کم از سرمه نباشد
ای کاش میداشت کمی دیده درایی
بیچاره زغالی ز غمت خاک نشین شد
برروز سیاهش زچه رحمی ننمایی
با روی سیه ناز پسندیده نباشد
آن به که کمی از سر این شیوه فرایی
سرما رود رو سیهی بهر تو ماند
با خسته دلان برسر بیداد چرایی
امسال ز هر سال فشار تو فزون است
یارب که زمستان روی و باز نیایی
از سردی ایام فزون سردی مهر است
کس را ندهد گلخنی آتش به گدایی
بیتاب شود کاش برای تو میسر
یک صندلی گرم که تا حلق درایی
(استاد بیتاب)