عاقبت ممانعت و مخالفت با نافرمانی های مدنی

demo

نوشته:محمد داود سیاووش
اینکه از زاویه تهدید حملات انتحاری و انفجاری به نافرمانی های مدنی در شکل تظاهرات خیابانی و تحصن خیمه های مدنی ظاهر ا نقطه پایان گذاشته شده و به نحوی خموشی قبل از توفان در کشور جاری و ساریست، شاید به شکل مقطعی برای سردمدارن نظام خوش آیند ومجال تنفسی باشد، اما اینکه با خاموش ساختن این عقده های سرخورده و فروخورده نارضایتی های مردم به چه شکل و از کدام مجرا فوران و طغیان خواهد کرد ، آن را هیچکس در حال حاضر پیش بینی کرده نمی تواند .
یک نگاه گذرا به تحولات گذشته نشان میدهدکه از استبداد و اعدام های امیر حبیب الله مشروطه خواهی زاده شد.از استبداد هاشم خان احزاب وطن، ندای خلق و ویش زلمیان زاده شد.و از سرکوب مبارزات دوره هفتم و هشتم شورا دهه دموکراسی زاده شد. با سرکوب محصلین در(سوم عقرب ) دهه دموکراسی احزاب سیاسی حتی قبل از توشیح قانون احزاب اعلان موجودیت کردند و در سالهای بعد از آن با استعفا نور احمد اعتمادی احساسات و هیجانات مبارزات خیابانی تا حدودی فرو کش کرد وبعد از اعتمادی نظام شاهی راه زوال را پیمود.
اگر نظامیان به دور سردار داود حلقه نمیزدند شاید تظاهرات خیابانی پارک زرنگار سالها ادامه میافت و به مثابه فیوز خروج احساسات جوانان و تخلیه هیجانات سیاسی شان در چند شعار، خطری برای سقوط نظام به بار نمی آورد.انکار سردار داود از موجودیت جریانات سیاسی چپ و راست و سرکوب قیام های پنجشیر ، لغمان و بدخشان همراه با تحرک صد چندان احزابی که در قانون اساسی از موجودیتشان انکار شده بود شرایطی را به وجود آورد که با شلیک یک فیر نامعلوم بسوی میر اکبر خیبر رژیم سر نگون شد.
انکار حزب خلق از وجود احزاب و جریانات سیاسی با زور گویی اینکه گویا : ( ما قدرت را به کمک کسی نگرفته ایم که آنرا با او تقسیم کنیم ) و با سرکوب بی رحمانه مخالفان سیاسی تحت نام های عجیب و غریب ، موجی از مهاجرت ها و قیامهای مسلحانه علیه رژیم آغاز شد. با لشکر کشی شوری به افغانستان، مردم چنان شوکه شدند که قیام ها برعلیه حکومت تحت حمایت شوروی درسراسر افغانستان آغاز یافت و دامنه این مقاومت تا آن حد بالا گرفت که حتی در نگورنو قره باغ، چیچین و پریبالتیک مردم شوروی با الهام از مقاومت مردمی بر ضد رژیم تحت حمایه شوروی در افغانستان به قیام های مسلحانه و غیر مسلحانه پرداختند. انکار مجاهدین از وجود احزاب و نیروهای سیاسی، با تقابل مسلحانه تنظیم های جهادی برای قبضه نمودن قدرت در پایتخت و یکه تازی سیاسی توسط هریک به فاجعه خونین جنگ و ویرانی افغانستان منجر شد که نتایج آن را مجاهدین در میزان آرایی که در کاندیدا توری ریاست جمهوری چند دوره بدست آوردند دیدند و چشیدند. طالبان برعکس شعار اتحاد پرولتاریایی حکومت های چپ، به شعار جهانی اتحاد امت مسلمه با قرائت خاص و سخت گیرانه ای متوسل شدند که از یک طرف صفوف ملت مسلمان افغانستان را در برابر خود قرار دادند و از سوی دروازه کشور را بروی سازمان های بنیاد گرا از آسیا تا افریقا گشودند .
در فردای سقوط طالبان با رسیدن پای جامعه جهانی به افغانستان ، حامد کرزی در صدر نظام تکیه زد و یک عصر جدید حتی بهتر از دهه دموکراسی در کلیه ابعاد به مثابه یک فرصت در برابر اداره موقت انتقالی و دو دوره بعدی حکومت کرزی قرار گرفت.در این دوره مردم به مفهوم واقعی دموکراسی، جامعه مدنی ، تساوی حقوق زن و مرد و مردم سالاری را در اسناد خواندند و احساس نمودند ، اما با توجه به ضعف رهبری دولت و چند دستگی جهانی با وجود همه مصارف گزاف در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ، آن چنان که توقع میرفت نهاد های تحقق این سیاست ها به وجود نیامد و در شکل کاریکاتور نهاد های مدنی، احزاب سیاسی و تفکیک قوای ثلاثه عرض اندام نمود. آنچه در این دوره خیلی برجستگی دارد تسامح، تساهل و حوصله مندی کرزی در شنیدن تند ترین انتقادات و حتی الفاظ کریه و شنیع به آدرس وی از زاویه آزادی بیان بود. در دروه کرزی تند ترین انتقادات به آدرس شخص رییس جمهور صورت میگرفت . وقتی تلویزیون طلوع تحت فشار مقامات دولت و( از طرف بعضی ها به استشاره آنان) قرار گرفت از یک مقام بلند دولتی در روزنامه انیس مقاله یی منتشر شد که در تیتر آن گفته شده بود: چشمانتان را از طلوع نبندید و یاد آوری شده بود که صرف نظر از موقف و مقام دولتی به صفت یک شهروند از آزادی بیان دفاع مینماید وبار یک مقام دیگر از ژورنالیستان به صراحت خواست تا وی را تخته مشق انتقادات شان بسازند .با آنکه هدف نگارند دفاع از کرزی نیست و در حال حاضر کدام سمپتی وانتی پتی با وی ندارد چون نمیتوان از دوره زمامداری کرزی به دلیل ضعفها و نقایص رهبر ی موصوف مبنی بر بی سرنوشت ماندن کشور پس از مصرف میلیارد ها دالر کمکهای جهان وعدم توانایی حفظ رابطه گرم و ونرم با متحدین وفساد گسترده و کشت وقاچاق مواد مخدر و موضعگیری های مبهم داخلی وخارجی دفاع نمود، اما آنچه امروز سیمای کرزی را از سایر رهبران امروز و دیروز برجسته گی میبخشد سعه صدر، حوصله مندی ودید فراخ وی در رابطه به آزادی بیان میباشد.که همه اکنو ن با توجه به آن به قول معروف ( به کفن کش قدیم) محتاج شده اند. زیرا حکومت وحدت ملی نه تنها از انتقادمیترسد وتحمل آن را ندارد بلکه حتا دفتر نی را رویدار به رسانه ها میسازد تا از آنان بخواهد که کار های دولت را تبلیغ کنند!
با بقدرت رسیدن حکومت وحدت ملی شرایطی در کشور مستولی شد که از مجموع چند صد نشریه چاپی فقط چند نشریه دلخواه و باب طبع صدر نظام به نشرات شان با حمایت برخی حلقات حالا ادامه میدهند. اکنون از میان صدها و بلکه هزاران سیل و خیل صاحب نظران، منتقدین ،ناراضیان و مخالفانی که از پگاه تا بیگاه دیروز بر ضد کرزی در رسانه ها گلو پاره میکردند ، فقط به کسانی اجازه ابراز نظر داده میشود و یا از کسانی نظر خواسته میشود که به گفته ادوارد سعید برای تبدیل شدن به یک صاحبنظر (آنان) باید توسط مقامات حاکمه تایید (شوند). آنها باید رهنمایی شوند که در باره اصلاح زبان،احترام به حقوق حاکمان ، اطاعت از قوانین کشور و… صحبت کنند. این مساله به خصوص هنگامی تحقق میپذیرد که احساسات عمومی ویا حوزه های خاصی که سود آوری را افزایش میدهند در معرض خطر قرار گیرند واین به اصطلاح کارشناسان هریک از موضوعات آشپزی تا فلسفه وسیاست وفرهنگ و اقتصاد و…. به کرات وتکرار اندرتکرارابراز نظر مینمایند در حالیکه در مقابل صداهای بلند زنده باد و مرده باد نافرمانی های مدنی و خیابانی مردم را حکومت وحدت ملی با دیوار های کانتینری و ترساندن از تهدیدات انتحاری خموش ساخته از سر دادن آن شعار ها وتحصن و خیمه های مدنی جلوگیری مینماید.
زنگ خطر :
اینکه در شرایط فعلی، زمامداران ، کشور را مانند یک دیگ سر بسته هر لحظه در آتش شرایط ناگوار بی امنیتی، رشوه اختلاس، زور گویی و … حرارت میدهند ومیسوزانند و حتا توان شنیدن ناله ها هیجانات و احساسات مردم را از درون این تنور سوزان ندارند، میتوان گفت که سرانجام این عقده ها در سینه ها گره خورد و بالاخره آماده یک ترکش بزرگ خواهد شد که واقعا برای کشور خیلی خطرناک و وحشتناک خواهد بود. از نظر روانشناسی اجتماعی کسانیکه نمیتوانند در مخالفت به نظام علنا حرفهای دلشان را خالی کنند و احساسات خودرا در رسانه ها انفجار دهند، شاید با( سرغوطی زدن) در شرایط (اندر گروند) دست به کارهایی بزنند که جبران ناپذیر باشد. حکومتی که نتوانست برنامه های تند و تیزی چون (الجاهل و الغافل و الکاهلی) را که کرزی ده سال با حوصله مندی به آن گوش داد یک روز تحمل کند. آنهم در شرایطی که مردم به چشم سر مشاهده میکنند که رییس اجراییه با یک والی و معاون اول با یک گروه شورشی معامله میشود، امنیت شهروندان تامین نیست، محاسبه دخل وخرچ کارمند دولت در پرداحت معاشات مدنظر نیست، واردات 95 درصد وصادرات کشور5درصد میباشد، شاید انتقاد از چنین وضعیت مبهم به مراتب از درذهن ماندشان بهتر باشد. تجربه به کرات نشان داده که صاحبنظران توجیه گر و مداح زمامداران را فریب داده وحلقه الیناسیونی به دور شان ساخته که زمامدار را از شنیدن درد های مردم دور نگهداشته که چنین افراد به مراتب خطرناک تر از اعتراض کنندگان زبان دراز و روک و راست و آزاد اندیش و نترسی بوده که در مقابل رهبران قد علم کرده و اعتراضات مدنی شان را علنا اظهار داشته اند.برای همین است که مردم اکنون به فرمایشات صاحبنظران توجیه گر و ماموران مدنی فرمایشی و کدر هایی که در عقب چوکی ها پنهان شده اند وقعی نمی گذارند و ارزشی قایل نیستند و این بحران اعتماد در نظامی که مردم از آن توقع شفافیت، پاسخگویی، تفکیک قوای ثلاثه ، آزادی های مدنی، مردم سالاری ،قانون سالاری،آزادی بیان، رسانه های آزاد، انتخابات آزاد، مبارزه با فساد، مبارزه با کشت ، تولید وقاچاق مواد مخدر ، شایسته سالاری و… را داشتند خیلی مایوس کننده میباشد.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هرکه در اوغش باشد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: