بایگانیِ مارس 8th, 2017

حكایت راكفلر و اقتصاد مقاومتی!

مارس 8, 2017


حسنین هیكل كه ركورددار مصاحبه با شخصیت‌های بزرگ جهانی است نقل كرده است كه در دهه هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایه‌دار بزرگ امریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفته‌اید…
iran-emrooz.net | Tue, 07.03.2017, 20:04

حسنین هیكل كه ركورددار مصاحبه با شخصیت‌های بزرگ جهانی است نقل كرده است كه در دهه هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایه‌دار بزرگ امریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفته‌اید وگرنه من كه چهره سیاسی نیستم كه برای شما جالب باشم. گفتم كه اتفاقا با خود شما می‌خواستم مصاحبه كنم. وقت تعیین شد از قاهره به نیویورك رفتم و در ابتدا از من پرسید برای چه می خواهی با من مصاحبه كنی؟

به او گفتم شما اخیرا در جایی گفته ای كه اگر خروشچف به مسابقه تسلیحاتی ادامه دهد شوروی به زانو در می‌آید چون شما یك میلیاردری و چهره سیاسی نیستی و روی حساب و كتاب حرف می زنی، آمدم تا روی این موضوع صحبت كنیم چه اتفاقی قرار است برای مسكو بیفتد؟

راكفلر مقابل تابلوئی كه در دفترش بود رفت و گفت، من خبر محرمانه‌ای درباره سرنوشت جنگ سرد ندارم و اگر داشتم هم آن را به زبان نمی‌آوردم. استدلال من بسیار ساده است: شما داستان سهم توپ و سهم كره را كه شنیده‌ای؟ (درآن سال برنده نوبل اقتصاد بر روی سهم تسلیحات نظامی و سهم رفاهی در اقتصاد كشورها تحقیق كرده بود و نسبت بودجه نظامی را به اقتصاد، سهم توپ و بودجه رفاهی را به سهم كره تشبیه كرده بود).

گفتم بلی. راكفلر ادامه داد، می دانی كه سهم توپ در ایالات متحده یك‌ونیم درصد و در شوروی ١٢ درصد است. اگر جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی ادامه یابد و امریكا سهم توپ را دو برابر كند شوروی نیز نیاز به همین مقدار دارد كه عقب نیفتد که سهم توپ در امریكا ٣ درصد و در شوروی ٢٤ درصد خواهد بود و عملا بودجه صنعتی شوروی را خواهد بلعید ولی در امریكا اتفاق محسوسی نمی‌افتد.

حال اگر مسابقه تشدید شود و باز هم امریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در امریكا شش درصد می‌شود و در شوروی به ٤٨ درصد می‌رسد كه عملا دولت مسكو برای اداره امور كشور فلج می‌شود و اگر باز امریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در امریكا به ١٢ درصد یعنی نرخ امروز شوروی می‌رسد اما دیگر اقتصاد شوروی متلاشی خواهد شد. پس در این مسابقه، برنده ما هستیم. تنها ١٥ سال طول كشید تا این پیش‌بینی راكفلر به حقیقت بپیوندد.

حالا حكایت اقتصاد مقاومتی هم حكایت سهم توپ در شوروی است. امروز بخش‌های مولد اقتصاد فلج شده‌اند و بودجه كشور كه باید صرف رشد شود بار هزینه‌های نظامی در داخل و خارج را تامین می‌كند و اسمش اقتصاد مقاومتی است در حالیكه میلیتاریسمی است كه محكوم به فناست.
ایران امروز

Advertisements

اگرمستنطق صدام احساس شرمندگی میکند بوش چه احساسی دارد؟

مارس 8, 2017


ماموری که از صدام بازجویی کرد
ادم الی و کیتی الستون
بی‌بی‌سی
7 مارس 2017 – 17 اسفند 1395
همرسانی
چاله‌ای که صدام حسین در آن پنهان شده بودحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
چاله‌ای که صدام حسین در آن پنهان شده بود
دسامبر ۲۰۰۳ که صدام حسین دستگیر شد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)متخصصی لازم داشت که او را شناسایی و بازجویی کند. آن شخص جان نیکسون بود.
جان نیکسون از سال ۱۹۹۸ که به سیا پیوست در مورد صدام حسین تحقیق کرده بود. وظیفه‌اش این بود که در مورد رهبران مختلف جهان اطلاعات جمع کند. به قول خودش، بفهمد «دنبال چی هستند».
+ اسراری ناگفته از اعدام فرزاد بازفت به دست حکومت صدام
او کارش را اینطور توضیح می‌دهد: «وقتی بحرانی پیش می‌آید، سیاست‌مدارها می‌آیند سراغ ما که این آدم‌ها کی هستند، چه می‌خواهند، چرا این کار را می‌کنند.»
وقتی رهبر سابق عراق در گودالی در یک خانه روستایی نزدیک زادگاهش تکریت پیدا شد، جان نیکسون در عراق بود. خبر پیدا شدن صدام که رسید، مقام‌های آمریکایی می‌خواستند مطمئن شوند خودش است – پس دست به دامان نیکسون شدند.
آن زمان شایع بود که صدام حسین بدل‌های متعدد دارد. اما نیکسون مطمئن بود فردی را که گرفته‌اند بدل نیست.
می‌گوید: «از همان اولین لحظه که دیدمش تردید نداشتم خودش است. تا حرف زدم نگاهی کرد که درست نگاه عکس روی جلد کتابی بود که سال‌ها روی میزم بود. تجربه غریبی بود.»
نیکسون مسئول بازجویی از صدام شد. او اولین کسی بود که مفصل از او سؤال می‌کرد – طی چند روز. خودش تعریف می‌کند که «باید گاهی خودم را نیشگون می‌گرفتم که دارم کسی را بازجویی می‌کنم که بیش از هرکسی در دنیا دنبالش هستند. مضحک بود.»
آقای نیکسون بعدها کتابی نوشت با عنوان «تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور: بازجویی از صدام حسین.» در آن کتاب می‌نویسد که رهبر سابق عراق «توده تناقض» بود و یک «روی انسانی» داشت که با تصویر رسانه‌های آمریکا زمین تا آسمان فرق می‌کرد.
می‌گوید: «یکی از کاریزماتیک‌ترین آدم‌هایی بود که در عمرم دیده‌ام. هر وقت می‌خواست بذله‌گو و مؤدب و دل‌نشین می‌شد. اما دو سه بار پیش آمد که سؤال‌هایم بهش برخورد.»
آقای نیکسون تعریف می‌کند که در این حالت صدام روی تاریکش را نشان می‌داد: بی‌ادب، ازخودراضی و تند می‌شد – حتی ترسناک، وقتی که از کوره در می‌رفت.
صدام پس از دستگیریحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
صدام پس از دستگیری
هنگام بازجویی دست و پایش باز بود. در یک اتاق کوچک روی یک صندلی فلزی تاشو می‌نشست. جز جان نیکسون، یک مترجم در اتاق بود و یک متصدی دستگاه دروغ‌سنج.
نیکسون می‌گوید از همان جلسه اول سعی کرد رابطه معقولی با صدام بسازد بلکه در روند بازجویی همکاری کند. آخر جلسه – آن‌طور که نیکسون می‌گوید – صدام گفته بود از مکالمه لذت برده. تحلیلش این است که چون خودشیفته بود از همین برخورد هم خوشش آمده بود، به ویژه آنکه «ماه‌ها در خفا بود و با کسی حرف نزده بود.»
شروع امیدوارکننده‌ای بود. اما صدام به مرور «مشکوک» شد. نیکسون معتقد است پیش از او آدمی این حد به طرف مقابل مشکوک ندیده بوده. می‌گوید: «هر سوالی که می‌کردم با سوال جواب می‌داد.»
مساله دیگر این بود که سیا برگی که برای صدام رو کند و او را به حرف وادار کند نداشت. به قول خودش: «ناچار بودیم به این متوسل شویم که خوب است قدرت‌های بزرگ جهانی حرفش را بشنوند، و آیندگان بدانند چه فکر می‌کرده.»
به جز موضوعات مشخصی که سیا می‌خواست حتما پرسیده شود، اختیار روال گفتگو با خود نیکسون بود.
می‌گوید: «می‌دانستم باید ازش حرف کشید. در سیا یاد می‌دهند چطور کسی را تخلیه اطلاعاتی کنی و به عنوان عامل بالقوه جذبش کنی. اما باید مراقب باشی که از زاویه غلط به موضوع وارد نشوی که باعث شود نتوانی حداکثر ممکن اطلاعات را دربیاوری.»
سال ۲۰۰۶، صدام حسین به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام با چوبه دار محکوم شدحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
سال ۲۰۰۶، صدام حسین به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام با چوبه دار محکوم شد
طبیعتا مهمترین موضوع سلاح‌های کشتارجمعی بود. آمریکا و بریتانیا بیش از هرچیز با استناد به توان کشتار صدام به عراق حمله کرده بودند.
جان نیکسون می‌گوید: «تنها چیزی که برای کاخ سفید مهم بود همین بود.» اما پس از گفتگو با صدام حسین، مخالفانش، و البته تحقیقی که پس از گفتگو برای راستی‌آزمایی حرف‌های صدام می‌کرد، به این نتیجه رسید که او سال‌ها پیش برنامه تسلیحاتی هسته‌ای عراق را تعطیل کرده و نیت ازسرگیری هم نداشته است.
همین ارزیابی بود که باعث شد نیکسون و همکارانش را «ناکام» تلقی کنند – طوری که تا پنج سال بعد،‌ یعنی سال ۲۰۰۸ که اف‌بی‌آی هم جداگانه به همین نتایج در مورد صدام رسید، برای انتقال اطلاعات به جورج دبلیو بوش دعوتش نکردند.
جان نیکسون شدیدا به جورج بوش می‌تازد. او احتمالا از معدود آدم‌هایی است که هم با جورج بوش دست داده هم با صدام حسین – و می‌گوید هم‌صحبتی دومی را ترجیح می‌دهد.
پرزیدنت بوشحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
جورج بوش
او معتقد است بوش «از واقعیت پرت بود». مشاورانش «دورش جمع می‌شدند و هرچه می‌گفت سر تکان می‌دادند.» می‌گوید: «فکر می‌کردم حرف ما (یعنی سیا) اهمیت دارد و رئیس‌جمهور گوش می‌کند. اما در نهایت حرف ما مهم نیست. سیاست اطلاعات را لگدکوب می‌کند.»
آقای نیکسون می‌گوید از آنچه پس از سرنگونی صدام حسین در عراق رخ داد «شرمسار» است. می‌گوید دولت بوش فکر نکرده بود صدام برود چه می‌شود. معتقد است – با توجه به برآمدن گروه‌های افراطی مثل داعش – اگر صدام سر کار مانده بود وضع منطقه بهتر بود.