مختصات رجاله ها ورجال دروضعیت رو به احتضار وارتحال سال 1395


نوشته: محمدداود سیاووش
یک نگاه گذرا به وضعیت سال درحال احتضار ورحلت و وداع وعزا (1395 )نشان میدهد که در این سال کمی درخت و انبوه از افسردگی وکرخت رجاله ها ورجال با چه حال واحوال وتعامل وپسیفتی وانفعال برگرده های مردم حکم میراندند
رجال و رجاله خوب بودن را بعضا چنان درک میکردند که باید همیشه در صدر مجالس بنشینند، در سفره های رنگین ونقشین پرخور و بالا نشین تبارز کنند، منزل و دفترشان با حشم و خدم و حاجب و دربان نظارت و بصارت شود، قصری در پایتخت و ویلایی ایلاقی در یکی از تفرجگاه های خوش آب و هوای دهات و روستاها داشته باشند، فرزندانشان را موتر های دولتی به مکتب و دانشگاه انتقال دهد،بیشترین اوقات شان در صالون های لوکس هواپیما ها در هوا و برای سفر به کشور ها سپری شود، در فرودگاه ها از دروازه های مخصوص رفت و آمد کنند، موتر حامل شان را قطار موترهای آخرین مودل اسکورت کند، در زمان حیات شان فرودگاه ها ، خیابان ها،شهرک ها و… بنام شان مسمی شود، رسانه های تبلیغگر چاپی ، صوتی و تصویری برای رکلام شخصیت و کاروایی های شان داشته باشند، گروه چکچکی، دعا گوی و هورا گوی برای گرم کردن محافل سخنرانی شان داشته باشند،خانواده هایشان در خارج از کشور و حکمروایی شان در داخل کشور باشد،برای حفظ روز مبادا تابعیت کشور دومی را مخفیانه در بکس جیبی داشته باشند، ویزه چند کشور پرقدرت جهان را همزمان گرفته باشند و با این حال و در اوج بحبوحه این داشتن داشتن ها از نشست و ملاقات با عوام الناس پرهیز باشند، برای ملاقات شان باید به ترتیب نوبت مراجعین هفته ها و ماه ها سرگردان باشند، در کارهای داوطلبانه دریشی کاری شان لوکس تر از دریشی وزرای کشور های همسایه باشد، در نهال شانی خاک آماده شده را به چقوریی که نهال در آن غرض میشود فقط سه راش بیل بریزند وبس، در جشن دهقان از وضعیت معدنیات، در روز معارف از وضعیت هجوم ملخ در مزارع و در روز کارگر از معرفی بزرگترین سرمایه داران جهان سخن گویند، محافل و مجالس را در پایان سخنرانی طوری ترک کنند که باعث اخلال و سراسیمه گی گردهمایی شود، در مطالعه کتابها فقط عنوان،نام نویسنده، مقدمه و آخرش را خوانده و از رسانه ها فقط به اخبار منتشره در باره خودشان گوش دهند، از مشاوران و محاسبان و کارشناسان فقط آن گپ ها را بشنوند که در مدح وثنا و مطابق میل ورضای شان باشد .پس از منزل زدن هزاران کیلومتر مسافه ومصرف میلیون ها افغانی هزینه سفر فقط سه دقیقه گپ برای گفتن در کنفرانسهای بین المللی داشته باشند ، روی سربازان را فقط در( روز سرباز) میبوسند و به چشمان کسی که در نشنل جغرافیا زمینه فراخ تبارز داشته اپارتمان تحفه نمایند درحالیکه به مادرفرزند مرده که چشمانش درغم فرزندش کورشده حداقل حقوق وامتیازات شهید به آسانی اجرا نمیشود وتسلیت گفته نمیشود، به خاطر جراحت ملالی یوسفزی در مساجد افغانستان ختم قرآن برگذار کنند در حالیکه خانواده های سربازان شهید ، جگرگوشه شهید شان را از جبهه جنگ با پول شخصی به خانه انتقال دهند ، انتقاد را تا آن جا تحمل کنند که پایه حکومروایی شان را نلرزاند ورسانه ها را با طلسم سحر و جن چراغ جادو زبان بند نمایند. درقدرت اصل منافع شخصی را مدنظر داشته از فوندامنتالیزم تا اکستریمیزم و سوسیالیزم وامپریالیزم و اگزیستانسیالیزم و انارشیزم و رادیکالیزم و لیبرالیزم وریفورمیزم تا آنجا که خودشان در محراق ومرکز باشند با حالت محافظ کاری حالت موجود قابل قبول شان باشد.
در صورتیکه در همین وضعیت و احوال از درون جامعه به زبان حال، از سنگ و کوه و دریا و دشت و دامن و صحرا این صدا ، در شکوه از رجال و رجاله ها به افلاک بالا بود که :
– راه بدیل تورخم و سپین بولدک در وضعیت بند شدن این راه ها باید شانزده سال قبل مدنظر گرفته میشد.
– صدای شکایت رییس اجراییه از رییس جمهور به حکایت جدا شدن والی بلخ از رییس اجراییه باید منتهی نمیشد.
– معاون اول رییس جمهور تا آن حد بی حوصله ساخته نمیشد که مستقیما به آدرس رییس جمهور صدای اعتراض بلند کند.
– توافقنامه حکومت وحدت ملی باید عملی میشد.
– شناسنامه برقی باید توزیع میشد.
– انتخابات مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه بایدصورت میگرفت.
– دوره تقنینی ولسی جرگه برای سال 1366 در خلاه قانون وسال هفتم بایدافتتاح نمیشد.
– در باره ابعاد عملی توافقنامه با حزب اسلامی از ابتدا باید دقیقا فکر میشد .
– ازحملات مخالفان بر کابل ، کندهار، اروزگان،هلمند و… و به قول رسانه ها بیست و سه هزار تحرک نظامی در سال 1395 طالبان بایدجلوگیری میشد.
– پیر گیلانی رییس شورای صلح جنگ سربازان دولت را با طالبان زیرسوال نمیبرد.
– پرونده حمله بر ریاست رجال برجسته،دانشگاه امریکایی در کابل، وزارت دفاع، جنبش روشنایی،مدرسه باقر العلوم و کارته سخی،حوزه شش ، چهارصد بستر،کندز، کندهار،مکاتب خیالی،فرخنده و… باید بررسی میشد.
– به گزارش سیگار ساحه حاکمیت دولتی از 63 به 57 در صد کاهش نمیافت با آنکه دولت آن را رد میکند.
– وزرای سلب اعتماد شده به صفت سرپرست به کارشان باید ادامه نمیدادند.
– برای1.1 میلیون مهاجر به وطن برگشته حکومت آماده گی لازم برای کمک باید میداشت.
– 800 مهاجر به شکل اجباری و به زور از اروپا به افغانستان باید بازگشت داده نمیشد.
– سال 1395 باید به سال تبلیغ به نفع بازی انگلیسی – پاکستانی کریکت و سال بی مهری و به حاشیه راندن فوتبال مبدل نمیشد.
در فرجام سال 1396 با استماع گزارش این شمه از ضعف ها ودرماندگی چرخ زمان در افغانستان حاضر نشد تقویم فلک زده را از سال1395 تحویل بگیرد وبا این سرود مراسم تحویل سال را ترک کرد:

«دیده هرسو که بیفتد، ز یسار و زیمین ،
سایه ی فقر ، سیه کرده سر و روی زمین،
سبزی برگ درختان، همه بی لطف و حزین
لاله را، ژاله صفت ، اشک علم گشته عجین،
زن غمین،مرد غمین،بچه غمین، پیر غمین!
وه! که سر تا سر این ملک ستمدیده زار
نفسی نیست دهد مژده ز ایام بهار…
شیون درد و فغان ، داده به سر، باد وزان!
اینکه چیزی نبود، هموطنان! بدتر از آن:
عجب اینجاست: که افتاده زپا چرخ زمان!
کی فلک دیده بخود،
فصل خزان،بعد خزان؟…»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: