بایگانیِ آوریل 16th, 2017

ترامپ ازطریق  مادر بمب ها به کی چه گفت؟

آوریل 16, 2017

 

 

نوشته: محمد داود سیاووش

پس از عقب نشینی اوباما از جنگ افغانستان و خموشی ترامپ و کلینتن در کمپاین های انتخاباتی  شان ، کشورهای اطراف افغانستان و مهمتر از همه پاکستان و روسیه (از دریچه آسیای میانه ) به این نتیجه رسیدند که باید جای خالی امریکا را در افغانستان پس از امریکا پر کنند.

پاکستان با سیاست سنجیده و دقیق اولاً ستون پنجم را در کلیه ساختارهای دولت افغانستان نفوذ داد و از حنجره آنان از بام تا شام از رادیوهای غربی برای افغانستان آهنگ و نغاره ضد امریکایی را به نام تحلیلگر، صاحبنظر، کارشناس و سیاستمدار به صدا آورده و از سوی دیگر با انتقال جغرافیای جنگ از وزیرستان به شمال افغانستان ونوارمرز، و نزدیکی با چین و روسیه، چین را از زاویه اقتصادی کشیدن خط آهن کاشغر-گوارد به خود نزدیک ساخت و با روسیه از دریچه تقسیم افغانستان به ساحات تحت نفوذ پاکستان-روسیه تقرب  حاصل نمود.

کشیدن دیوار در خط دیورند، بازدید افسران روس از نوار مرزی دیورند و بلند شدن صدای شناسایی خط دیورند از داخل افغانستان و اعتراف اجمل ولی خان نواده خان عبدالغفار خان  در رابطه به  تاکید برپاکستانی بودن موصوف  را میتوان حرکاتی در همین راستا به حساب آورد.

همزمان با این انکشافات یک جنرال امریکایی به سنا آن کشور گفت: روسیه میخواهد از طریق کمک به طالبان امریکا را در افغانستان شکست دهد و در همین حال یکی از اعضای مجلس نمایندگان امریکا از مصرف هشتصد میلیارد دالرکشورش در جنگ افغانستان با  دو هزار کشته و بیست هزار زخمی پرده برداشت، که این افشاگری ها ، مانند افشاگری گرباچُف از مصارف  روسیه در جنگ افغانستان ، امریکا را تکان داد و روسیه و پاکستان را برای برداشتن گام های بعدی به سوی افغانستان تشجیع نمود.

مسکو میزبانی کنفرانسی را به عهده گرفت که در آن روسیه در رأس و پاکستان و کشورهای آسیای میانه و چین به صفت اعضای آن میز کثیر الاضلاع در مرحله اول بدون حضور نماینده افغانستان در کنار هم نشستند و در مرحله بعدی یک نماینده در سطح پایین از دولت افغانستان را در آن میز جا دادند اما امریکا در  نشست مسکو اشتراک نکرد. پنتاگون که از خموشی ترامپ در رابطه به جنگ افغانستان به تنگ آمده بود صدای خود را در روز آغاز کنفرانس مسکو  با پرتاب بزرگترین بمب غیر اتمی جهان در اچین به گوش اشتراک کنندهگان رساند و پرونده افغانستان را در میز کنفرانس مسکو ازهم پاشید.

پیام  مادر بمب ها به حاضران میز کنفرانس مسکو چه بود؟

  • به پاکستان

ترامپ با این انفجار بزرگ احتمالاً  به پاکستان  هشدارداد  که با اتکاء به اظهارات کسانی چون اجمل ولی خان نواده خان عبدالغفار خان و توافق ایالات متحده و انگلیس در به رسمیت شناختن خط دیورند و بلند شدن صدای تائیدی آن خط سرحدی از داخل افغانستان در تبانی با روسیه میتواند به همکاری ادامه دهد؛ به شرط آنکه از خط قرمز عبور نکرده توقع بلند پروازانه هژمونی منطقوی و اشغال خاموش از طریق ستون پنجم افغانستان را از سر دور کند، ورنه با  پرتاب چند مادر بمب ، پروژه کاشغر و گوادر بر هم خواهد خورد.

  • به روسیه

روسیه که عطش دیرین انتقام از ایالات متحده را در سر می پروراند با این انفجار دریافت که ترامپ طوری که خودش گفته واقعاً کم حرف می زند اما زیاد و قوی عمل میکند و طوریکه ترامپ اظهار داشته در هشت هفته به اندازه هشت سال اوباما راه پیموده. از یکطرف با استقرار قوا در پری بالتیک ، لهستان و… کمربند محاصره را به اطراف روسیه  کشید و از سوی دیگر به جواب این گفته پوتین که «امیدوارم مجبور نشوم پای سربازان روسی را به افغانستان بکشم» از آن چلنج با انفجار مادر بمب ها در اچین پاسخ گفته صدای انفجار بزرگترین بمب غیر اتومی جهان را چنان به غرش آورد که پرده گوش رهبران بیجنگ، مسکو و اسلام آباد را ترکاند تا صدای همدیگر را بعد از این در رابطه به افغانستان نشنوند.

  • به ستون پنجمی ها

به ستون پنجمی ها و لابی های روسیه و پاکستان این پیام را رساند که اگر در برابر حملات بر چهارصد بستر، ریاست ده، شاه شهید، سقوط کندز و… خاموش بودند و از بام تا شام از طریق رسانه ها فریاد می زدند که چرا امریکا لانه های دهشت افگنان را مورد حمله قرار نمیدهد، اینک با حمله بر بلنداژ ها و کاریدور های زیر زمینی اچین بزرگترین لانه داعش را که گفته میشود در آن تعدادی از پنجابی ها و حتا برادر حافظ سعید وبرادر اسامه بودند به هلاکت رساند؛ اما بر عکس حامد کرزی رییس جمهور پیشین و زاخیلوال سفیر افغانستان در پاکستان با دولت پاکستان و روسیه همصدا شده  حمله بر قرارگاه زیر زمینی داعش بر اچین راتعرض برافغانستان وانمودکرده، حامد کرزی دولت افغانستان را که به پرتاب این بمب توافق نموده بود به خیانت ملی متهم نموده دست و آستین بر زد تا امریکا را از افغانستان بیرون کند و بلافاصله بعد از کنفرانس خبری با سفیر روسیه در کابل ملاقات نمود.

این وضعیت در حالی شکل گرفت که روز بعد مشاور امنیت ملی امریکا وارد کابل شد تا در مورد افزایش نیروهای امریکا در افغانستان با مقامات دولت مذاکره نماید.

حالا حامد کرزی در برابر چند سوال باید جواب دهد:

  • کسانی که کتاب یک مرد و یک موتر سایکل سوار نوشته پته دام را خوانده اند سوال می کنند که آیا این بار همان سناریو از طرف شمال به جنوب توسط کرزی عملی نخواهد شد؟
  • کسانی که گزارش تایمز لندن را مطالعه نموده اند می پرسند که مبادا ناراحتی آقای کرزی از تخریب پایگاه زیر زمینی دهشت افگنان در اچین ناشی از تخریب یکی از چند پایگاهی باشد که تایمز ادعا می کند با مصرف ششصد میلیون دالر از پول امریکا در چند ولایت  توسط کرزی به دهشت افگنان ایجاد شده و حتا به نیروهای دولتی در لوگر کرزی هدایت داده  بود تا به یکی از آنان در آن ولایت حمله نکند؟
  • سوال دیگر از آقای کرزی آنست که آیا این شما نبودید که دایم شکوه و شکایت می کردید که بر قرارگاه های دهشت افگنان در آنسوی خط دیورند چرا امریکا حمله نمیکند؟ وقتی  همان قرارگاه از آنسوی خط دیورند به اینسوی خط دیورند انتقال یافت چه شد که یکباره شما از واجب القتل بودن دهشت افگنان به موضع دفاع از آنان تغییر موقف دادید؟
  • اگر به گفته شما داعش ساخت دست امریکا باشد پس چرا شما در نابودی آن توسط خود امریکا ناراحت می شوید؟ در حالیکه برادر خوانده های شما را که طالبان استند امریکا تأکید نموده که مورد حمله قرار نخواهد داد.
  • آیا این عصبانیت و واکنش تان به خاطر آن نیست که پس از چهارده سال حکومت بار بر شانه امریکا اینبار میخواهید بر شانه روس و پاکستان چند دوره دیگر در افغانستان حکومت کنید؟وباز وقتی افغانستان در حال حاضر نمیتواند به پای خود ایستاده شود این تعویض امریکا با روسیه وپاکستان به کشور چه فایده دارد؟

آنچه مردم افغانستان را نگران ساخته اینست که وقتی از آمدن چهل شیخ پاکستان با مدارس شان به ننگرهار آقای کرزی ناراحت نمیشود، وقتی در برابر فتوای فضل رحمن عکس العمل نشان نمیدهد، وقتی در برابر سرهای بریده برادران هزاره ناراحتی نشان نمیدهد، وقتی در کشته شدن هزاران انسان در کندز، بغلان و… عکس العمل نشان نمیدهد، چگونه در برابر یک انفجار در پاره چنار و تخریب قرارگاه داعش در اچین تا آن حد عصبانی می شود که بمب غیر اتمی را اتمی خوانده و اعلان جنگ تا سرحد کشیدن امریکا از افغانستان می نماید؟

مادر بمب ها به کرزی ، زاخیلوال و… می گوید: شما که از زور ما رستم شدید و روزگاری  دست نشانده بودن ما را نام دوم تان میدانستید اما در پایان زمامداری تان  به  ما دشمن شدید ، به یاد داشته باشید که :(گیرم که روسیه و پاکستان به شما جامه دهد، کو اندام؟ ) و بنابران ،ای امریکا آوردگان نمک خور امریکا!  نمکدان خود را نشکنید.

آن شکوه و شکایت شما از جنایات روسیه چه شد؟

آن شکوه و شکایت تان از اسلام آباد چه شد؟

آن تمایل تان به عرب ها در مهمانخانه کندهار چه شد؟

شما که خانواده هایتان در خارج از کشور و عشوه و کرشمه خود تان در داخل کشور است، یادتان باشد که در این ماجرا ضربه اصلی و زخم کاری این موضعگیری های نا عاقبت اندیشانه تان  را کسانی خواهند خورد که در طول زمامداری شما به حمایت امریکا ، به غیر از رنج و درد هیچ چیز نخورده اند. و با این حال یادتان باشد که حتا افراد کم سواد و بی سواد افغانستان برکارنامه های یازده پادشاهی و زمامداری (به شمول یک حکومت انتخابی و یک حکومت زیر پنجاه فیصد شما ) در بسیاری موارد خموشانه و از ته دل خندیده و آن شعر سعدی را در قفای قطار و خاکباد موترهای اسکورد تان خوانده اند که:

طلب منصب عالی نکند صاحب عقل

عاقل آنست که اندیشه کند پایان را

حالا مردم از شما می پرسند که از میان نام هایی که از مغاره های اچین کشیده شده به  کدامش شما بیشتر علاقمندی داشتید که تا این حد ناراحت شدید ؟ در حالیکه به هلمند در خاک وخون نشسته حتا یک کنفرانس خبری  تا کنون نگرفته اید.

وضعیت حکومت افغانستان

نگارنده این سطور که نه در حکومت دیروزی حامد کرزی هیچکاره بوده و نه در حکومت اشرف غنی احمدزی کدام جایگاه دولتی داردو این مقاله را نه بخاطر طرفداری از اشرف غنی احمدزی و مخالفت با حامد کرزی، بلکه بخاطر حقایقی که زندگی مظلوم ترین انسان های این جامعه اکنون به حداقل ثبات در چند مرکز ولایت و پایتخت وابسته است می نگارد و حتا پره و جنبه بازی های کرزی را به مراتب مؤفقانه تر از حرکات و حملات تصادفی غنی به آدرس سازمان ملل، «بچه خر» گفتن غربی ها و اظهاراتش در رابطه به طولانی ترین جنگ امریکا و آسترالیا در افغانستان می داند، چون به دور اشرف غنی احمدزی به جز حلقه خاص  قومی هیچکس قرار ندارد و در صحنه حکومتداری تنهاست .

توصیه مردم افغانستان به آقای کرزی آنست که از همان فکاهی وطنی  که برای روس ها و امریکایی ها ساخته اند استفاده کند، در این فکاهی روس ها را مردم افغانستان به خرس قطبی تشبیه می نمایند که با ان باید روبرو بغل داد وفرجام دوستی با آن دوستی با خرس در قصه مثنوی معنوی میباشد که سرنوشت داودخان، تره کی، امین،کارمل ونجیب از نمونه های آن میباشد، اما امریکایی ها را به قاطری تشبیه می نمایند که اگر از گوش اش گرفتید بارتان را می برد و شما را از یک فرد گمنام تا کرسی ریاست جمهوری میرساند، اما اگر به پس لگدی سم قاطر برابر شدید سرتان را از تن جدا میکند، شما که بیش از چهارده سال از گوش امریکا گرفته و آنرا به کمک صمیمی ترین دوست تان زلمی خلیلزاد به قول معروف تا آن حد بار نمودید که سر و مال اش در افغانستان  به قیمت هشتصد میلیارد دالر تباه شد، اما اکنون یادتان باشد که با این موقف جدید تان  خطر پس لگدی آن قاطر که به شما قبلا احسان نموده در انتظار تان میباشد. شما که با موقف گیری های مثبت منفی در برابر امریکا اکنون تمام کارت های قومی، سیاسی، تنظیمی، سیکولار و طالبی تان را از دست داده و سوختانده اید، اکنون با این کارت وحشتناک  داعشی معلوم نیست  با کدام پوتانسیل و چگونه وارد میدان شده اید؟

ازسخنان مشاور امنیت ملی امریکا در دیدار از کابل چنان بر می آیدکه سیاست نوین ترامپ در قبال افغانستان در کلیه زمینه ها دچار دگرگونی های اساسی خواهد شد و امریکا زخمی صحنه افغانستان را ترک نخواهد کرد وبا وضعیت گذشته کار نخواهدکرد چون زاویه دید وشیوه عمل ترامپ با اوباما تغییر کیفی واساسی دارد.