در گرامیداشت از ( 28) جوزا هفدهمین سالروز تاسیس نشریه غیر حزبی وآزاد  ارمغان ملی در افغانستان

 

( 28) جوزای 1401 خورشیدی مصادف است به هفدهمین سالروز تاسیس نشریه غیر حزبی و آزاد  ارمغان ملی در افغانستان. با طلوع ستاره تابناک نشریه ارمغان ملی در فضای چرخ ظاهراً  نیلگون جامعه مدنی ، آزادی بیان و ارزش هایی مکتب دموکراسی آن روز ، ارمغان ملی  به موازات یک نشریه غیر حزبی آزاد و ملی مستقل و بی پشتوانه ، با پشت سر گذاشتن  فراز و فرود های مسیر زیکزاک یک  روزنامه نگاری آزاد در این مسیر ناهمگون که جغد های ویرانه جوی شبگرد در عباء  و قبا ظاهراً دموکراسی بخاطر چپاول میلیارد ها دالر کمین گرفته بود ، متاسفانه در این جدال نابرابر یکی از برجسته ترین و چیره دست ترین نویسندگان و ستون فقرات نشرات خود ، یما سیاووش نخستین معاون ارمغان ملی را در مبارزه با فساد ، رشوه ، اختلاس و زورگویی نظام حاکم قربانی داد.

یما سیاووش شهید نخستین معاون ارمغان ملی را از سوراخ ظاهراً دموکراسی در افغانستان بانک اژدهایی بلعید و به شهادت رساند که اسرار شهادتش را آن افعی خونخوار اجمل احمدی رئیس افغانستان بانک و شهروند امریکا در کامره های بانک و (جی پی اس )موتر بانک تا امروز به حمایت مربی اش اشرف غنی مخفی نموده و قاتل علیرغم شکایتنامه خانواده یما سیاووش به شورای امنیت سازمان ملل و دادگاه بین المللی هاگ  هنوزشناسایی نشده و شبکه سازمان دهندگان این جنایت بشری هنوز مکتوم و پنهان میباشند و از اینکه امرالله صالح و سرور دانش تلاش کردند از خارج کامره کسانی را با اظهارت متناقض برای پوشاندن چهره قاتل اصلی معرفی کنند بنا بران  اجمل ،غنی ،صالح و دانش همه در پوشاندن قاتل نزد قانون باید پاسخ گویند.  در عزای این تراژیدی ارمغان ملی از روز 17 عقرب 1399 که تاریخ شهادت یما سیاووش شهید میباشد تا امروز در صفحات چاپی و مجازی به یاد آن نویسنده توانا و ژورنالیست جسور خون گریه میکند.

با اتحاف دعا به روان یما سیاووش شهید بیایید مسیر خطیر ، مبارزه در راه  آزادی بیان را از نشر نخستین اوراق خبری به یاد ماندنی جهان توسط  یوهان کارلوس  در استراسبورگ  تا آغاز نشریه شمس النهار در افغانستان و تا آخرین روز نشرات ارمغان و استبداد الیگارشی فرا قانونی موسوم به جمهوری سه نفری پس از آن و  فرار ننگین اشرف غنی از افغانستان را با تکرار تراژیدی سیگون  در این سرزمین ویران  با هم بخوانیم و افتادن نقاب کاذب آزادی بیان ، دموکراسی ، مردم سالاری ، جامعه مدنی ،حقوق زنان و حقوق بشر را از چهره کسانی بصورت عیان ببینیم و پس از فرار از کشور و حیف و میل میلیارد ها دالر و خریداری قصر و ماوای  خارج کشور در جزیره قطر و ترکیه  و کشور های رویایی  اروپای خوش منظر و امریکای معامله گر  ،  واپسگرایی این دزدان چپاولگر را  پس از فرار در سیمای کرنشگر یک روباه مکار حیله گر با روحیه یک توبه گار سیه روی محقر  و افتادن شان به پای طالبان در این منظر  ببینیم.   

 

شعار تجلیل از پانزدهمین سالروز ارمغان ملی: (ثبت است برجریده عالم دوام ما)

ارمغان ملی (نشریه غیرحزبی آزاد وملی ) که روز (28) جوزای سال 1384 خورشیدی  برمبنای ماده(34) قانون اساسی  ومطابق قانون رسانه ها به نشرات آغاز کرد ، در بوستان سرای خانواده مطبوعات کشور به آن سرو آزاده جوان و گشن بیخ  میماند که (علیرغم مسدود شدن هزینه چاپ به عنوان یک وسیله فشار برای خفه کردن صدایش از طرف معاندان) اکنون ریشه هایش از اقصای خاور تا کرانه های باختر به مدد انکشاف ساینس وتکنالوژِ ی  در فضای مجازی امتداد داشته از ارتباط معنوی با اهل علم وادب وفرهنگ برخوردار است و  با اینحال دست اندرکاران ارمغان  اجازه نمیدهند یکدم وحتا یک نفس از حرکت باز ماند و با وجود توقف نشرات  چاپی بالاثر سنگ اندازی های عمدی مخالفان آزادی بیان ، میخواهند  صدای این تریبیون  دفاع ازحقوق و آزادی های مدنی مردم را  به مثابه یک نشریه( غیر حزبی آزاد وملی) هرچه بیشتر بلند  وبلندتر نگهدارند.

دست اندرکاران ارمغان ملی قاطعانه مصصم اند که به هر وسیله ممکن ، به تاَسی از  مفکوره عالی اساسگزاران جامعه مدنی در روند زنده نگهداشتن  صدای ارمغان تا اوج قله های موفقیت  (پرواز)نمایند ،اگر (پرواز )ممکن نبود میخواهند (بدوند)،اگر دویدن ممکن نبود میخواهند (راه) بروند ، اگر (راه رفتن) ممکن نبود میخواهند( بخزند )تا جرس بیداری مدنی ارمغان ملی خاموش نشود وقلب پر تپش  این وسیله نیرومند  ابراز آزادی بیان از حرکت باز نماند.

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

مازنده برآنیم که آرام نداریم

هرچندحکومت میخواهد بازهم با طرح تعدیل قانون رسانه‌های همگانی ، آزادی بیان مندرج در قانون اساسی رابا درج موارد گُنگ و محدودکننده و  خلاف احکام قانون اساسی و میثاق‌های بین‌المللی  ،  نادیده بگیرد. اما صف مدافعان آزادی بیان وفعالان حقوق مدنی که اکنون به یک واقعیت مسلم جامعه مبدل گردیده با این تعدیل جداً مخالف اند واجازه نخواهند داد دستآورد های نزده ساله قانون اساسی قربانی اهداف چند  معامله چوکی پرست گردد.

 

به بهانه پانزدهمین سالروز آغاز نشرات ارمغان ملی

28 جوزا1384

جرسی که از شمس النهار تا ارمغان ملی بر جریده عالم در نواست

تتبع ونگارش : داودسیاووش

در سیزدهمین سالروز آغاز نشرات ارمغان ملی(28 )جوزاکه متاسفانه  چاپ آن متوقف است و کار روزنامه نگاری در حکومت وحدت ملی بی رنگ و رونق ، و از پا افتاده و بی رمق است . در تجلیل از این روز، یادی از برخی رسانه های چاپی از یاد رفته و فراموش،  و یا زنده و العطش گویان و خموش میکنیم که یا به دیار خموشان پیوسته اند و یا العطش گویان  از مفلسی ونبود هزینه چاپ در جاده  خالی مطبوعات چاپی واویلان و سرگردان اند.

وقتی از رصد خانه تاریخ به آسمان کم ستاره اعصار و قرون مطبوعات گذشته افغانستان نگاه کنید از میان آنهمه حشم و خدم و حاجب و دربان و پیزار بردار و موزه پاک و چلوس و پلوس وملوس نشسته بر کاخ های مرمرین و قصر های زمردین ، سیمای تکیدۀ مردی  از دور به چشم میخورد که نه صاحب قصر و مأوا بوده و نه مالک  ملک وجاه.

اماهمین مرد  ظاهرأ محقر روزگار را می بینید که با پای پیاده و لباس ژنده  سرخط آغازین  تاریخ روزنامه نگاری  افغانستان را  به عنوان مواد   نخستین شماره شمس النهار زیر بغل دارد وبا گام های شمرده وبا وقار به سوی  چاپخانه مرتضوی واقع در سرای شیرعلی خان در چوک کابل درحرکت است ، صفحاتی که اکنون مبدأ تاریخ روزنامه نگاری افغانستان  در سطح جهان به شمار میرود.

همانطوریکه اکنون هیچکس به  یاد نمی آورد که  هانری چهارم  حاکم مستبد فرانسه کی بود  وبا چه دبدبه وکوکبه در اشرافیت  افسانوی عروس شهر ها میزیست اما  هر پژوهشگر میداند که یوهان کارلوس نخستین   نشریه چاپی  جهان را  در استراسبورگ فرانسه  تحت عنوان  (مجموعه از اخبار قابل توجه وبه یادماندنی)   منتشر کرده وبا انتشار این نشریه که بعدآ به  relation مسما گردید لقب پدر روزنامه نگاری جهان را به خود وفرانسه به ارمغان آورده واز برکت  ابتکار کارلوس نام هانری چهارم بطور ضمنی برده میشود ، در کابل نیز کسی اکنون به یاد نمی آورد که در باغ نواب و باغ بالا و باغ لطیف و  قصرملکه باغ بابر و  بوستان سرای وحرم سرای  وقصر های گلخانه وسلامخانه و… آن دوران ، فلان امیر مستمری خور کمپنی هند شرقی در کابل  چه میکرد ، بلکه تنها  وثیقه پرافتخاری  را که پژوهشگران  افغانستان وجهان  از آن دوران جستجو میکنند  اوراق فرسوده شمس النهار میباشد که به زیر انباری از خاک بدستان اکنون افتاده وروزگاری  بقلم توانای   نویسنده  شمس النهار میرزا عبدالعلی رقم خورده است.

در سیزدهمین سالگرد ارمغان ملی نگاهی می کنیم به سیر پر از فراز و نشیب و مطاوی پر از چالش و بندش روزنامه نگاری افغانستان که از نخستین شماره شمس النهار آغاز و تا آخرین شماره  چاپی ارمغان  و جراید وروزنامه های این زمان و…  با آن دست وگریبان  بوده و از سدها و  حصار ها  و صخره ها ودیوار های ممانعت ومزاحمت  مخوف ارباب قدرت گذر کرده و طی آن بادیه را با سینه و سر کرده اند.

برای ادامه مطلب لطفاً به روی لینک زیر کلیک کنید:

جرسی که از شمس النهار تا ارمغان ملی بر جریده عالم در نواست

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s