حق شهروندی در رهن ارتباطات

 

نوشته : محمد داودسیاووش

اگر در دهه 40 خورشیدی در باره شخصیت افراد از روی حوزه و جلسه و جرو بحث های سیاسی شبانه لیلیه ها و دانشگاه ها و مستندات و نقل قول ها از کتاب ها و مکاتب سیاسی قضاوت می شد و بر مبنای آن چهره ها در صحنه های سیاسی و اجتماعی تبارز می یافت ودر پیشانی ها تاپه میخورد. درقرن 21 و پس از 40 سال جنگ و در گیری و کشمکش های مسلحانه و ویرانی و دربدری های مردم، اینک فرمول های جدیدی در افغانستان از برکت معامله گری لابی ها بروز نموده است.

در این فرمول به حق شهروندی که  در قانون اساسی افغانستان مسجل شده از زاویه دیگری نگاه می شود . در تعریف شهروندی( که متاسفانه مفهوم آن را حتی بعضی رهبران دوره کنونی نمی دانند)، حقوق مردم طوری تعریف شده که در آن تعلقات زبانی، منطقوی، اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و … با نام شهروند هیچیک از این ابعاد بر دیگری برجسته گی حاصل نمی کند. اینجا دیگر در چوکات شهروند ، اتباع ، تبعه ، تابع، و جامعه که افراد گروه گروه نا آگاهانه به دنبال تابو ها در حرکت باشند وجود ندارد ، بلکه مطابق این تعریف دریک نظام مرد مسالار، افراد جامعه به صفت شهروند شناخته می شوند نه اتباع ، تبعه و تابع . از این زاویه بازهم فراز جدیدی به دست می آید که در تعریف آن ، اگر در یک نظام مرد مسالار شهروندان از حکومت بترسند استبداد و اگر حکومت از شهروندان بترسد دموکراسی خوانده می شود.

17 سال پس از تکرار این ترانه مرد مسالارانه از تربیون های ملی و بین المللی، اینک سیمای از نظام سیاسی  در افغانستان به نمایش گذاشته شده که از هیچ زاویه و استقامت به آن تعریف شهروندی و مرد مسالارانه  مسجل در قانون اساسی شباهت ندارد. از تمام احکام قانون اساسی فقط موادی در منصه اجرا گذاشته می شود که به نفع زمامداران باشد. از تمام چوکات های مبتنی بر مرد مسالاری فقط همان هایی در شکل کاریکارتور برجسته ساخته می شوند که به نفع ارباب قدرت باشد . از تفکیک واضح قوای ثلاثه پارلمان منتخب ،شناسنامه شهروندی و حقوق مسجل مردم در قانون اساسی اکنون اصلا خبری نیست و برعکس  چوکات قبول شده مرد مسالارانه این نظام، قواعد و اصول و سلیقه های مستبدانه  مرعی الاجرا می باشد که بر مبنای آن شخصیت افراد از شهروند به اتباع  افول نموده  در جامعه  معنا پیدا میکند.

برخی از این قواعد سلیقوی و من درآوردی قرار ذیل اند:

1-شما کی را می شناسید؟

این تاپه به حدی جلی و مشعشع و تابان است که د ر پیشانی هرکس بخورد بختش بیدار و هفت خوان نعمت نظام برایش تیار است.اینجا سواد، درجه تحصیل، تعلقات قومی و زبانی و… اصلا مطرح نیست و فقط یک بوت پاک عالی ضرورت است که شخصی از صبح تا شام بوت یک تابو را با آن پاک نموده ، مدح و ثنایش را بخواند تا به این وسیله دریای از نعمات مادی و مقامات عالی دولتی بسوی او در جریان وفوران  افتد که در این حال شخصیت انسان تا درجه ( نفر کی است؟) نزول و افول می نماید.

2- شما از کجا هستید؟

تحت این تاپه ارزان و آسان و تابان کسی که آن را در پیشانی دارند همه ضعف ها ، نقایص، کمبودات ، خیانت ها و جنایت های شان پنهان می شود. از شیطان فرشته و در جهت مخالف از فرشته شیطان ترسیم می شود، آنهم در چوکات خاص و ویژه حلقات وابستگی نه همه شهروندان.

3- شما به کدام زبان حرف می زنید؟

تحت این فرمول کسانی که حتی قواعدو اصول گرامری زبان خود را به درستی نمی دانند، برای زبان های دیگران خط و نشان و قواعد و اصول گرامری و ریشه های فیلولوژی تعیین نموده، شهروندان کشور را به سطح افراد به اصطلاح میزبان و مهمان در جامعه تنزیل بخشیده، کسی مدعی سخن گفتن آدم با حوا، موسی با خدا و یوسف با زلیخا به زبان خودش می شود و کسی زبانش را فراتر از ریشه زبان های هند – اروپایی قلمداد نموده به این وسیله صدای هیتلر و موسولینی و راهیان فاشیزم و صهیونیزم و آپارتاید و راسیزم را از حنجره ها می شنوید که باز هم ، این خط کشی ها برای عده محدودی بوده اکثریت مردم  آن زبانها در هیچ محاسبه از نعمات آن برخوردار نشده، برعکس در پکه نمودن آتش این تعصبات تنها همان شهروندان خاموش به نام زبان طعمه حریق جنگ ها می شوند.

4- شما دیروز کی بودید؟

این یک فرمول آسان دیگری می باشد برای تفریق اجتماع ، مطابق این خط کشی درجه تحصیل، سطح سواد، کارشناسی و داشتن درجات بکلوریا، لیسانس ، ماستر، داکتر و داشتن ( پی- اچ -دی) اصلا مطرح نیست. با این تاپه پیشانی بهترین کدر یک عرصه کنار گذاشته می شود و حق استفاده از حقوق شهروندی را ندارد. تحت همین شعار بهترین نظامیان در شرایطی که کشوردچار یک غایله وشورش است از سوق و اداره جبهات جنگ کنار کشیده میشوند، بهترین کارشناسان اموراقتصاد در شرایطی که ستون فقرات کشور شکسته و افغانستان به مارکیت اموال استهلاکی کشور های همسایه مبدل شده از صحنه کنار کشیده می شوند و با این حال کسانی کرسی های دولتی را به مثابه ارث بلامنازع جد پدری شان به چنگ می گیرند که اصلا تخصص در رشته ومسلک  ندارند اما درعین حال  از امور آشپز خانه تا فلسفه ،از اقتصاد تا سیاست، از الهیات و شرعیات تا حقوق مدنی، در کلیه عرصه ها خود ها را جامع الکمالات دانسته از وزارت تا ولایت، تا سفارت، تا صدارت ،تا قوماندانیت و… را فقط  به صفت میراث شخصی خود دانسته تعهد و تخصص را در انحصار خویش می دانند که با این حال اهل تخصص و مسلک فقط به شرط شهروند درجه دوم بودن می توانند به آنان خدمت کنند.

حق شهروندی باز هم تا درجه تابعیت و تابع  وتبعه طوری نزول می کند که این تبعه باید قبول کند که اگر متعلم مکتب است با وجود لیاقت کافی حق اولنمره شدن در صنف را ندارد، اگر فارغ درجه بکلوریا است حق شمولیت در فاکولته های طب و انجنیری و اقتصاد و حقوق و… را ندارد، اگر واجد شرایط تحصیلات عالی درخارج کشور است حق استفاده از بورس و کورس و فیلوشیپ و اسکالرشیپ و سیر علمی و… را به خارج از کشور ندارد، اگر کارمند دولت است حق ارتقا به درجه مدیر عمومی،رییس ، معین ، وزیر ، سفیر ، والی، قوماندان و شمولیت در وزارت خارجه را ندارد. این شهروند در چوکات یک تبعه مطیع وفرمانبردار فقط حق دارد در شرایط بخور نمیر،در اپرات پایین دولت جان بکند، از یک دست دریشی چندین سال استفاده کند ، یک جوره لباس در سال خودش و خانواده اش داشته از مهمانی تا عروسی و تا امور روزمره خودش و خانواده اش  آن را به تن داشته  و در شعبه و دفتر زیر بار مکاتب وارده و صادره و اوراق حساب و کتاب ادارات پنهان باشد.

5- شما در کدام تنظیم  بودید؟

با این تاپه یک بحران داخلی در کشور آغاز می شود . تنظیم های درجه اول، تنظیم های درجه دوم، تنظیم های تندرو،تنظیم های میانه رو، تنظیم های وابسته به پاکستان، تنظیم های وابسته به ایران، تنظیم های وابسته به کشور های عربی، تنظیم های نزدیک به القاعده، تنظیم های سراینده شعار خلافت و امارت، تنظیم های حاضر به کار در زیر سقف مرد مسالاری طوری به جان هم می افتند که افسانه آن شیر در جنگل در دستگاه دولت تحقق می یابد که در پایان برایش خواندند :

بهر شامت گاو حاضر گوسفندت در پسین

صبح اینک ماکیان والله خیر الرازقین

 

6- کدام کشور از شما پشتیبانی میکند؟

این یک تاپه جدا از وابسته گی تنظیمی می باشد که به دموکرات بودن ، تند رو بودن و میانه رو بودن فرد ارتباط ندارد. مطابق این فرمول و این تاپه در دستگاه دولت افغانستان هیچ کدر ولو از هر تنظیم و حزب و گروه چپ و راست تا وقتی به مقامی نمی رسد که ایما و افاده و اشاره مستقیم یا غیر مستقیم یکی از کشور های ذیدخل در افغانستان را با خود نداشته باشد. دراین سلسله از کشور های همسایه و منطقه تا قدرت های بزرگ همه شامل اند. هرکشور به اندازه پوتانسیل نظامی، سیاسی و اقتصادی خود در گماشتن کدر ها به مقامات سهیم اند و جالب آنست که با این همه وابسته گی، این کدر ها به اندازه قدرت حمایت کننده خارجی شان از ملی بودن خود جار می زنند و افتخار می کنند.

حالا باتوجه به این بحران فراگیر چگونه می توان موقف ، موقعیت و جایگاه تعریف شده شهروند در قانون اساسی را در کشور مشخص نمود و از مرد مسالاری و قانون و حقوق مدنی و اجتماعی و سیاسی شهروندان  سخن گفت.

اینجا مفهوم حزب، مرد مسالاری، جامعه مدنی  و اصطلاحاتی از این قبیل مسخ شده و در این بازار دل آزار مقام انسان از سطح شهروند و خلیفه خدا در زمین تا سطح افزار معامله و خرید و فروش و تجارت گروهی پایین افتاده ، به دست گروهی از معامله گران اسیر می باشد که در دکان های معامله و خرید و فروش از بام تا شام به این معامله ننگین مصروف اند و با این حال کسی از نام قوم، کسی از نام تنظیم، کسی از نام حزب، کسی از نام شرق، کسی از نام غرب، کسی از نام زبان، کسی از نام چپ ، کسی از نام راست، کسی از نام تندرو، کسی از نام میانه رو، کسی از نام دموکراسی، کسی از نام بنیاد گرایی برای مطلب خود در صحنه سیاست از میان این مردم فقیر، آواره، بیچاره، در به در و خاک به سر، سرباز گیری می کنند و یدک می کشند.

روح سعدی بزرگ شاد باد که حتی قبل از تولد  این اصطلاحات بازار تجارت سیاسی از رسیدن به مقام و چوکی این چنینی هشدار می داد که :

طلب منصب عالی نکند صاحب عقل

عاقل آنست که اندیشه کند پایان را

جمع کردند و نهادند و به حسرت رفتند

وین چه دارد که به حسرت بگذارد آن را

آن به در می رود از باغ به دلتنگی و داغ

وین به بازوی فرح می شکند زندان را

 

و یاد حافظ شیرازی گرامی و روحش شاد باد که به این واعظان بی عمل حتی قبل از تولد بنیاد گذاران مکتب های شان می گفت:

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند

گوییا باور نمی‌دارند روز داوری

کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان

کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: