موضعگیری های  ضدونقیض زمامداران روی صحنه و پشت صحنه افغانستان

 

نوشته: محمد داود سیاووش

در این لحظاتی که پس از سالها قطب نمای سیاست مسیر حرکت مخالف اسلام آباد را در ارتباط آنکشور با واشنگتن نشان میدهد و با ستراتیژی جدید ترامپ منطقه از جا تکان خورده است، در دولت افغانستان  سیاستمداران روی صحنه و موج سواران  پشت صحنه با اظهارات ضد و نقیض این مسیر را از داخل افغانستان سبوتاژ می کنند.

راکتباران پایگاه هوایی کابل به پیشواز ورود جیمز متیس و سکرتر جنرال ناتو و اخلال سفر دکتر عبدالله در رفتن به افتتاح نمایشگاه دهلی قویترین پیامی بود که نظامیان پاکستان از هژمونی شان در دولت افغانستان به گوش امریکا رساندند. ایالات متحده که از این نمایش قدرت اسلام آباد در کابل تکان خورده بود ، پس از رفتن متیس به واشنگتن سیاست فعال تحقق ستراتیژی جدید ترامپ را در منطقه در پیش گرفت. اما برخلاف این ایقاض و هشداری که از اسلام آباد واشنگتن را بیدار کرد در کابل زمامداران به رسم پهلوان زنده خوش است آن راکتباران را نادیده گرفته حتا در روزی که پایگاه هوایی کابل در استقبال متیس راکتباران شد رییس جمهور غنی از دادن جواب مثبت واضح به تقاضای ترامپ مبنی بر بستن دفتر قطر در حالی طفره رفت که صدای انفجارات را در حضور متیس و سکرتر جنرال ناتو در کنفرانس خبری می شنید و بلافاصله در حالیکه ولسوالی های ولایت ننگرهار توسط قوای پاکستان راکتباران می شد رییس جمهور غنی با پذیرش سفر قمر باجوه لوی درستیزیا رییس ارتش پاکستان به کابل در پایان آن ملاقات دعوت سفر به پاکستان را قبول کرده گفت: فضای اعتماد در میان کابل و اسلام آباد به وجود آمده است. در حالیکه همزمان با این اظهارات شورای امنیت پاکستان به زعم خودشان کشمیر و افغانستان را برای اسلام آباد با اهمیت قلمداد نمودند  و جالب تر از همه اینکه دفتر رییس جمهور در واکنش به بسته شدن دفتر طالبان در قطر تلویحاً در رد این تقاضا گفت:  تمرکز بالای کسانی است که در میدان می جنگند و دفاتری که در خارج استند غیر مؤثر می باشند و متعاقب آن حکمتیار مخالفتش را با بسته شدن دفتر قطر ابراز کرد.

پاکستان با توجه به چنین وضعیت پایش را از گلیم اش دراز تر نموده حتا وزیر خارجه آنکشور از کمک به جهاد و مخالفت با شوروی در زمان حمله شوروی به افغانستان اظهار ندامت کرده همکاری پاکستان را با امریکا در آنزمان یک اشتباه خواند.

جالب ترین بخش  نرمش موضعگیری رییس جمهور غنی در این وضعیت ، خموشی رییس جمهور به تقاضای لوی درستیز پاکستان مبنی بر اعزام نیروهای نظامی افغان به خاطر تعلیم و تربیه به آنکشور می باشد که اکنون حتا افراد بیسواد و عامی و عادی در خیابان های پایتخت از همدیگر می پرسند که چرا رییس جمهور غنی به جواب این تقاضای باجوه نگفت: لطفاً بجای کمک به آموزش افسران نظامی افغانستان به کشور ما انفجاری و انتحاری نفرستید. و باز رییس جمهور در حالیکه راکتباران پاکستان بر ننگرهار جریان داشت چرا دعوت باجوه را برای سفر به پاکستان قبول کرد؟

در حالیکه ستراتیژی جدید ترامپ پاکستان را از داخل به لرزه آورده و حتا دیپلومات های ورزیده یی چون  حسین حقانی بر سیاست موجود پاکستان انتقاد می نمایند و منابع رسمی آنکشور ارتباط 37 عضو پارلمان آنکشور  با دهشت افگنان  را افشا می کند و آصف غفور سخنگوی اردوی پاکستان به داشتن ارتباط آی اس آی با دهشت افگنان اعتراف می کند و همزمان دانفور رییس ستاد ارتش امریکا از ارتباط آی اس آی با دهشت افگنان پرده بی می دارد و از موجودیت اسنادی در جلسه کنگرس  امریکا سخن گفته میشود که از ارتباط روسیه وایران با طالبان پرده برمیدارد واز جانبی  وزیر خارجه پاکستان می گوید که امریکا جنگ افغانستان را باخته و  حکومت کابل فاسد است و افسران افغان را متهم به فروش جنگ افزار به طالبان می کند، در همین حال از پشت جبهه حکومت وحدت ملی حامد کرزی صدا می کند که: «افغانستان او پاکستان دوه غبرگ ورونه دی» و خواهان تحکیم روابط نیک با پاکستان شده و اینطرف رییس جمهور غنی میخواهد به پاکستان سفر کند در حالیکه رییس حزب خیبر پشتونخوا حمایت از طالبان را افتخارش می داند و باز کرزی در حالی پاکستان و افغانستان را برادران می خواند که  از طرف دیگر خواهان رهبری هند بر منطقه می شود، در حالیکه وزیر خارجه پاکستان نرندرا مودی صدراعظم هند را تروریست میخواند.

این سخنان ضد و نقیض  رهبران روی صحنه و پشت صحنه دولت افغانستان نشان میدهد که واقعاً رییس جمهور غنی بنابر فشار های وضعیت کنونی از نظر خودش دشوارترین کار جهان را انجام می دهد و تا آن حد تحت فشار قرار دارد که سخنانش را در مبرم ترین مسأله سرنوشت ساز کشور یعنی کار با متحدان و رقبا ضد و نقیض ادا میکند وحامد کرزی رهبر پشت پرده میخواهد منافع ملی افغانستان را فدای اختلافات شخصی اش با امریکا نماید.

آنچه ناگفته می ماند اینکه چرا زمامداران روی صحنه چون دکتر غنی و پشت صحنه چون کرزی از احداث راه آهن کاشغر-گوادر اظهار نگرانی نمیکنند در حالیکه با تحقق آن برنامه افغانستان به قول معروف  عملأ به پس خانه پاکستان مبدل شده از نظر جیواکونومیک به قلعه متروکی مبدل می شود که پروژه های کاسا، توتاپ، تاپی… را باید به طاق نسیان بگذارد.

منافع ملی چه حکم میکند؟

  • باید دولتمردان روی صحنه و پشت صحنه افغانستان از اظهارات ضد و نقیض در رابطه به خطوط  سرنوشت ساز منطقوی پرهیز کنند  و مطابق منافع ملی در مسایل موضعگیری نمایند.
  • دستگاه دیپلوماسی دولت افغانستان فعال گردد، در مقابل حملات لفظی خواجه حافظ نقش دفاعی وزارت خارجه افغانستان اصلا محسوس نیست واصلا فهمیده نمیشود که افغانستان وزارت خانه به نام وزارت خارجه داشته باشد.
  • دولتمردان روی صحنه وپشت صحنه در قبال  پروژه راه آهن گوادر-کاشغر مخالفت شدید خود را ابراز داشته با ایالات متحده در این  رابطه همصدا شوند.
  • با متیس وزیردفاع و تیلرسون وزیرخارجه ایالات متحده که عنقریب پیام های قوی ترامپ را به رهبران اسلام آباد گوشزد می کنند  دولتمردان روی صحنه وپشت صحنه  افغانستان همصدا شده سیاست های کشور را در راستای نزدیکی به هند و ایالات متحده طوری تنظیم کنند که پاکستان از مداخله در امور داخلی افغانستان صرفنظر نموده و  کشورهای همسایه افغانستان را به صفت یک کشور دارای حاکمیت ملی و تمامیت ارضی به رسمیت بشناسند.
  • هرگاه کشوری چون بلوچستان تشکیل شود از یکطرف افغانستان به بحر راه پیدا میکند و مسیر انتقال اموال آسیای میانه به بحر از طریق افغانستان صورت میگیرد واز جانبی افغانستان در رأس مثلث کشورهای ایران-پاکستان طوری قرار میگیرد که پاکستان به انزوا رفته، هیچگاه  افکار عمق ستراتیژیک و هژمونی بر افغانستان  وبه قدرت رساندن یک دولت ضعیف ودست نشانده  در کابل  در مخیله اش خطور نمیکند.
  • از تبلیغات گروههای وابسته به حامد کرزی، لابی های پاکستان و ستون پنجمی ها بر ضد ستراتیژی ترامپ در رابطه به آوردن فشار بر پاکستان در رسانه های شخصی و دولتی افغانستان و نشرات بی بی سی و صدای امریکا جلوگیری شود.
  • این سوال از وزیر خارجه پاکستان پرسیده شد، در حالیکه پاکستان ادعا مینماید بر طالبان نفوذ ندارد کنفرانس عمان را چگونه به اشتراک طالبان در آینده دایر خواهد کرد.

 

آنچه سوال بر انگیزست اینکه اگر در کندهار به قوای هوایی افغانستان طیارات بلک هاک از طرف ایالات متحده کمک می شود و جنرال نیکلسون در حمایت از قوای مسلح افغانستان صحبت می کند، چگونه در کوه صافی طیاراتی که از بگرام به کابل در حرکت اند کانتینر مواد لوژستیکی را سقوط میدهند یا  از آنها سقوط میکند؟

از جانب دیگر در حالیکه طالبان و داعش در کندهار در آستانه وحدت با هم قرار دارند چگونه مناطق قوش تیپه و درزاب بدست داعش می افتد ، در تخار طالبان به شهرک سازی می پردازند و قوماندان پولیس بدخشان از سرکوب خارجی ها در وردوج اظهار عجز و ناتوانی می کند؟

آنچه خیلی شگفت انگیزست اینکه ، در حالیکه هنگام تسلیمی طیارات بلک هاک در پایگاه هوایی کندهار رییس جمهور غنی و جنرال نیکلسون از شکست طالبان  در جنگ سخن میگویند و در مقابل سخنگوی طالبان از  مقابله با تخنیک پیشرفته نظامی امریکا در افغانستان ابرازنظر میکند، رییس جمهور پیشین حامد کرزی در چنین وضعیت نازک میگوید: زمان شکست طالبان گذشته است!

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s