وضعیت چهل- پنجاه ساله های ایرانی که امیدوارم از چهل- پنجاه ساله های افغانی چنین نباشد!

Payam Zakerzadeh‎

to

Everything About Toronto همه چیز در مورد تورنتو

5 hrs ·

 

شرح حال ما در دوران مهاجرت:

جالب و خوندنیست

 

چهل ساله های امروز !

 

در روزگاری نه چندان دور، چهل پنجاه سالگی، سن قرار و آرام بود.

چهل پنجاه ساله جزو بزرگان فامیل و خانواده بود.

برای خودش احترام و برو و بیایی داشت.

زندگیش کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی..!

 

امروز اما چهل پنجاه ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند..!نه مانند چهل پنجاه ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند، و نه همچون چهل پنجاه ساله‌های جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی.

 

چهل پنجاه ساله‌ی امروز ایرانی، چند سالی است در حال دست و پنجه نرم کردن با گرفتاری‌های مهاجرت است.

هنوز دارد زبان خارجی یاد می‌گیرد

در حالیکه ذهنش دیگر ذهن بیست سالگی نیست.

 

در کشور غریب امتحان شغلی و امتحان رانندگی می‌دهد و همچنان با قوانین جدید کشور بیگانه دست به گریبان است.

 

همچنان به چیزهایی که پشت سرش گذاشته و آمده، فکر می‌کند و گاهی افسوس می‌خورد .

همچنان نگران شرایطش در کشور جدید است

نگرانی‌های یک آدم بیست ساله را در جسم و روح یک چهل پنجاه ساله به دوش می‌کشد .

 

چهل پنجاه ساله‌ی امروز آنقدر خوش‌شانس است که برخلاف پنجاه ساله‌های پنجاه سال پیش، پدر و مادرش هنوز در کنارش هستند.

 

اما او با قلب و روح یک آدم چهل پنجاه ساله، هر روز صبح باید با این فکر بیدار شود که مادر و پدرش امروز خوبند؟

 

چهل پنجاه ساله‌ی امروز ، هم پدر و مادر است برای فرزندانش، و هم گاهی برای پدر و مادرش..باید ستون محکم بزرگترها و کوچکترها باشد.

سفت و محکم بایستد و اصلاً احساس ضعف نکند. خیلی هم احساساتی نشود.

 

در روزگاری که نه فرزندش خیلی تره برایش خورد می‌کند و نه پدر و مادرش ، او باید حواسش به همه‌ی آنها باشد .

مشکلات همه را سر و سامان دهد و مشکلات خودش را هم.

 

چهل پنحاه ساله‌ی امروز ، باید مسائل سن بلوغ فرزندش را حل کند. باید برای آینده‌ی فرزندش آنهم در این اوضاع آشفته، تدبیر بخرج دهد.

 

گرچه هنوز جسمش و روحش هزار طلب دارد، باید با تنهایی کنار بیاید، چرا که حتی اگر بتواند رابطه‌ی پیچیده‌ی زناشویی را زنده و شاداب نگه دارد. باز هم تنهاست..!

 

چون وقت ندارد و امکانش نیست به این چیزها فکر کند . چون همه منتظر اویند و متوقع از او.

 

چهل پنجاه ساله‌ى روزگار ما همچنان باید چهار اسبه کار کند.

چون روزگارش ثبات اقتصادی ندارد هنوز و آینده‌اش نيز هنوز مبهم است و دیگر بدنش طاقت اینجور کار کردن را ندارد.

 

گاهی فشار بالا می‌رود و گاهی پایین. گاهی تپش قلب می‌گیرد..!

 

چهل پنجاه ساله‌هاى این روزگار همان‌هایی هستند که در بلاتکلیف‌ترین دوران این سرزمین رشد کردند، تمامی آزمون و خطاها روی آنها صورت گرفت، بدترین رفتارها با آنها شد.

 

بدیهی‌ترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب می‌شد، و حتی به خاطر آن در بند افتادند.

دلهره و ترس و نگرانی به داخل سلول‌هایشان رخنه کرد، جزئی از وجودشان شد و با آن بزرگ شدند، در بچگی مطیع بودند و در بزرگسالی نیز مطیع.

همیشه منتظر سرابی به نام آینده‌ی بهتر بودند و..

 

چهل پنجاه سا‌له‌ی عزیز!

اگر بخت با تو یار بود و زنده ماندی!قوی باش!خیلی قوی باش!

 

تو چهل پنجاه ساله‌ی این روزگاری در این سرزمین، و نباید انتظار قرار و آرامشی مانند چهل پنجاه ساله‌های پنجاه شصت سال قبل را داشته باشی.

چون زندگی هنوز با تو خيلى كار دارد.

 

#ناشناس

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s