محيط زيست چيست و چرا بايد حفاظت شود؟

 

محيط زيست چيست و چرا بايد حفاظت شود؟

تالیف:الکساندرکیس – وین فریدلانگ – پیتراج سند

ترجمه: محمدحسن حبیبی

محيط زيست دست كم به معناي امروزي آن در بسياري از زبانها يك اصطلاح نو و تازه است ،سابقه كاربرد آن در فرانسه، به قرن دوازدهم بر ميگردد. اين اصطلاح از آغاز دهه 1960 كاربرد پيوسته پيدا كرده است . در ديگر زبانها هم ، كلمات جديدي در خلال همين دهه به منظور رساندن مفهوم فوق مورد استفاده واقع شدند. اين ابداعات واژگاني به اين امر اشارت دارد كه تقريبا 30 سال پيش بخش عظيمي از جهان همزمان به كشف پديده تازه اي دست يافت كه رو در روي جهان مدرن قرار دارد، پديده اي كه بايستي بر آن نشاني خاص نهاد و آنرا مورد مطالعه و بررسي قرار داد.

اصطلاح محيط زيست را ميتوان به يك منطقه محدود يا تمام يك سياره و حتي به فضاي خارجي كه آنرا احاطه كرده اطلاق كرد. اصطلاح بيوسفر يا لايه حياتي كه يونسكو خصوصأ آن را به كار مي برد با يكي از وسيعترين تعاريف مطابقت دارد ، كه عبارت است از : محيط زندگي بشر يا آن بخش از جهان كه بنابه دانش كنوني بشر همه حيات در آن استمرار دارد. در حقيقت بيوسفر يا لايه حياتي ، همان لايه و قشر نازكي است كه اين كره خاكي را در ميان گرفته است. بيوسفر شامل زمين و هزاران متر بالا و عمق زمين و اقيانوسها .

تعاريف گوناگوني از محيط زيست ، در متون حقوق داخلي و اسناد بين المللي ارايه شده است. از آن جمله ، متن حقوقي مصوب شوراي جامعه اقتصادي اروپا، در تاريخ 27 جون 1967ميباشد كه در تعريف محيط زيست چنين ميگويد: محيط زيست شامل: آب، هوا،خاك و عوامل دروني و بيروني مربوط به حيات هر موجود زنده ميگردد.

يك حقوقدان هندي در تفسير ماده 488 قانون حفاظت محيط زيست هندوستان از واژه محيط زيست چنين تعريف ميكند. محيط زيست شامل مجموعه اي ازبه هم پيوستگي عوامل بيروني است كه رشد و حيات موجودات زنده انساني و جانوري و گياهي متاثر از آن است ، ميگردد.

تعاريف ديگري ، مبني بر قبول اين نظر در مقدمه بيانيه كنفرانس سازمان ملل متحد ، درباره محيط زيست در سال 1972 در استكهلم ، به دولت ها اعلام مي كند:

انسان مخلوق و شكل دهنده محيط زيست خود است . محيطي كه به وي بقاي فيزيكي ، فرصت رشد معنوي(اخلاقي،اجتماعي و روحي)عطا ميكند. اشاره به» انسان شكل دهنده محيط زيست خود» به اين معني است كه محيط زيستي كه به دست انسان ساخته شده نيز بايد  مورد توجه قرار گيرد، به گونه اي كه آن را بايد بخشي يا دست كم جز اصلي محيط طبيعي به حساب آورد. مثال قابل ذكر در اين خصوص ، ماده يك قانون حفاظت محيط زيست انگلستان مصوب 1990 ميباشد. وقتي از كنترول آلودگي صحبت ميكند  بروشني از محيط زيست ، تعريفي ارايه كرده و ميگويد: محيط زيست شامل همه يا بخشي از عناصر تشكيل دهنده محيط طبيعي اعم از آب، هوا و خاك چه در سطح و چه در عمق ، در حالت طبيعي يامحيط انسان ساخته ميباشد.

تعريف ديگري با جامعيت بيشتر در باره محيط زيست در كنوانسيون مسووليت مدني خسارات ناشي از اعمال خطرناك در محيط زيست، مورد استفاده قرار گرفته است كه طرح پيشنهادي آن را ، شوراي اروپا كه يك سازمان منطقه اي در اروپا مي باشد در تاريخ 21 جون 1993 در لوگانو به تصويب رسانده است، بر اساس ماده 2 كنوانسيون مذكور:

از نظر اين كنوانسيون…

محيط زيست، شامل بخش هاي زير ميشود:

– منابع طبيعي اعم از تجديد پذير و غير قابل تجديد مانند: هوا، آب، خاك و كليه جانوران و گياهان و تأثير متقابل اين عوامل بر يكديگر؛

– اموال و دارايهايي كه جز ميراث فرهنگي مي باشند؛

– و مناظر و چشم اندازهاي ويژه؛

از اين روي، محيط زيست ساخت دست بشر شامل: بناها، آثار تاريخي،ساختمان هاي گوناگون و يا مناظر و چشم اندازهاي ويژه به عنوان بخشي از محيط زيست ، بايد در برابر خرابي، حراست شوند.

تعريف محيط زيست بر چشم انداز اصول حقوقي ناظر بر حمايت از آن تأثير گذار است.حقوق و تدابير قانوني، پاسخ گويي هستند بر خرابي فزاينده  محيط زيست كنوني : ناشي از بلاياي طبيعي ، مثل فوران آتشفشان و يا ناشي از مداخلات انساني. اما وقتي بلاياي طبيعي موجب خرابي محيط زيست گردند، حقوق نميتواند در اين روند نقشي بعهده گيرد. ولي قوانين به طور قطع ميتواند رفتار هاي انساني را در جلوگيری از فاجعه هاي طبيعي و واكنش نسبت بدانها تحت انظباط در آورد.

يك سري متون حقوقي اعم از داخلي و بين المللي ضرورت مبرم حفاظت از محيط زيست را از پايان دهه 1960به رسميت شناختند. ازميان متون بين المللي كه اغلب مبناي حقوق داخلي ، در جهت حفاظت محيط زيست شدند، اعلاميه 1972استكهلم است كه نقش اصلي را در اين خصوص بازي كرده است . در اين اعلاميه ، آْمده است:(حمايت از محيط زيست انسان و بهبود آن ، موضوع مهمي است كه بر رفاه افراد بشر و توسعه اقتصادي در سراسر جهان ، اثر ميگذارد: انسان از يك طرف ، قابليت ذاتي تغيير شكل دادن و همچنين امكان بالا بردن كيفيت زندگي خود و ديگران را دارد و از طرف ديگر، ميتواند خاطيانه و غير مسوولانه با عملكرد خود ، ضرر غير قابل جبراني را به افراد و محيط زيست وارد كند.

ازداستان طوفان نوح بر ميآيد كه خداوند نسل انسان و ساير مخلوقات را از خطر طغيان نجات داد و موجب حفظ آنان در زمين گرديد و بنا به عهد خداوند ، نسل انسان و ساير مخلوقات تا ابد در زمين باقي است. يكي از اصول اساسي اسلام ، اين است كه خداوند در كره زمين عقل و خرد را به عنوان يك لزوم ذاتي به بشر عطا كرد. از اين رو، بشر اداره كننده در كره زمين است كه بايد از روي صداقت از آن نگهداري يو حفاظت كند . در يك سمينار تخصصي كه به وسيله اسقف اعظم كليساي ارتدكس در سپتامبر 1995سازمان يافته بود ، نمايندگان وابسته به مذاهب کاتوليك ، پروتستان ، اُرتدكس از دين مسيح و نمايندگان ساير اديان شامل اسلام ،يهود ، هندو ، بودا ، زردشت وغيره ابراز داشتندكه در متون مقدس و تعاليم آنها احترام به طبيعت و همه عالم وجود ، به عنوان يك اصل اخلاقي مورد توجه و عنايت است يكي از پيشنهادهاي مطروحه در اين  سمينار بود كه تخريب  عمومي محيط زيست به عنوان يك گناه در اديان مختلف مورد تاكيد ، قرار گيرد.

در پاسخ به سوال بالا كه چرا محيط زيست را بايد حفاظت كرد؟ مقدمه كنوانسيون تنوع زيستي ، منعقده در كنفرانس سران زمين در سال 1992ميلادي پاسخ آنرا بخوبي منعكس ميكند كه ميگويد:

(كشور هاي عضو، با آگاهي از ارزش ذاتي زيستي و ارزش هاي اكولو‍ژيك ، ژنتيكي ، اجتماعي ، اقتصادي ، علمي ، آموزشي ، فرهنگي ، باز آفريني و زيبايي شناسانه انواع زيستي و اجراي آن ؛ و نيز، با آگاهي از اهميت تنوع زيستي براي تكامل و حفاظت از سيستم هاي حفظ حيات زيست؛ و-تاييد اين مطلب كه حفظ تنوع زيستي مسئله تمامي بشريت است .)

تصويب منشور جهاني طبيعت و اعلام رسمي آن از سوي مجمع عمومي سازمان  ملل متحد در تاريخ 28اكتبر 1982، در بردارنده ملاحظات مشابهي ميباشد. به موجب منشور مذكور، دولت ها ميپذيرند: كه بشر جزئي از طبيعت است كه بايد حيات مستمر ، داشته باشد و براي اين حيات مستمر ، سيستم طبيعي با جايگزيني انرژي و مواد غذايي انرژي زا، تامين كننده آن است . هر جزء از حيات با هر نوع سود و فايدتي كه دارد، بي نظير و مستحق احترام است . تمدن بشر ريشه در طبيعت دارد؛ چون فرهنگ و هنر و علم بشر با تاثير از آن ، شكل يافته است .ولي انسان ها ميتوانند طبيعت را تغيير دهند و منابع طبيعي را به طور مستقيم و غير مستقيم مستهلك سازند، بنابر اين آنها بايستي به ضرورت حفظ و نگهداري لطافت و ظرافت و كيفيت طبيعت و حفاظت از منابع طبيعي توجه داشته باشند. بهره برداري مستمر از طبيعت ، موكول به اين است كه تا چه حدي از فرآيند اكولوژي و سيستم حيات و تنوع گونه هاي موجود در آن ، حفاظت شود كه به دليل بهره برداري بيش از حد مجاز ، توسط بشر و تصرف زيستگاههاي طبيعي در معرض مخاطره نيفتد.

تنزل سيستم هاي طبيعي به واسطه مصرف بيش از حد مجاز و عدم بهره برداري صحيح از منابع طبيعي ، بعلاوه كمبود مناسبات اقتصادي حاكم در ميانه مردم و دولت ها ، شيرازه تمدن اقتصادي ، اجتماعي و سياسي را از هم ميپاشد . رقابت در بهره گيري از منابع كمياب موجب برخورد و تصادم ميشود ولي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي ، گامي مثبت در جهت عدالت است. در نتيجه ، بشر بايد آگاهي هاي لازم را براي حمايت از طبيعت فراگيرد و بشدت بر توانايي خود در استفاده صحيح از منابع طبيعي بيافزايد. تا از بقاي گونه هاي مختلف و انواع اكوسيستم ها به سود نسل كنوني ونسل هاي آينده اطمينان حاصل كند.

دست اندركاران اعلاميه محيط زيست و توسعه كه در 14جون 1992در ريودوژانيرو به  وسيله نمايندگان 172دولت پذيرفته شده همگي به جز شش كشور عضو سازمان ملل متحد اصول مزبور را مرعي داشته اند. مقدمه اين اعلاميه وحدت و يكپارچگي و تأثيرات متقابل طبيعت ( كره زمين  را به عنوان وطن ما) به رسميت ميشناسد. حفاظت از محيط زيست جهاني و نظام توسعه را به صورت يك واحد مورد پذيرش ، قرار ميدهد. وحدت نيازهاي زيست محيطي و توسعه، به وسيله اصل توسعه پايدار اعلام شده است و بر طبق اصل چهارم اعلاميه ريو: به منظور دستيابي به توسعه مستمر، حفاظت از محيط زيست بايستي جز تفكيك ناپذير توسعه ،  تلقي شده و نبايد آن را امري مستقل از توسعه به حساب آورد.

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s