روانشناسی دیکتاتوری و خودکامگی

 

 

🔺 خودکـامگی تنهـا در برگیرنـده شـخص خودکامه و گروه همدستانش نیست، بلکه فرمانبرداران، زیردستان و قربانیان او را نیز در بر می گیرد، یعنی عناصری که او را به این مقام رسانده اند.

در میان هر ملتی بیش از هزاران هیتلر و استالین بالقوه وجود دارد، اما به ندرت پیش می آید که ایـن توفیـق را داشـته باشـند کـه تـا مرحلـه ی گرفتن قدرت مطلقه پیشروی کنند و به آرزوی رام نشـدنی خـود بـرای همتایی با خدایان دست یابند. موفقیت در این امـر بـه شـرایط اقتصـادی، اجتماعی و سیاسی بستگی دارد.به عنوان نمونه جامعه ای را می توان تصـور کرد که در آن زندگی اکثر مردم تحت فشار است، به گونـه ای کـه مـردم از این وضعیت نابسامان شدیداً در خود احساس اهانـت و تحقیـر مـی کننـد و طبقه حاکم نیز به واسطه احساس خطری که در خصوص قدرت یـا امتیازاتش می کند، نتواند یا اصلاً نخواهد مشکلات را حـل کنـد. در چنـین شرایطی، مردم به جز در مورد نیازمندی های ضـروری زندگی، در سـایر مـوارد بـین نـوعی بـی تفـاوتی قضـا و قـدری و اعتراض های عصبی و پراکنده در نوسانند، به مرور ناامید می شوند، منتظر یک قهرمان_ناجی می شوند که با ظهور خویش همه مسائل را حـل کنـد.

 

بـدین ترتیب آنها به جای تلاش و کوشش برای بهبود وضعیت خـود بـه ظهـور یک ناجی دل می بندند. این تفکر در نهایت مدعیان اعجاز آفرینی را بر قدرت می نشاند و آنها نیز در چنین اوضاع و احوالی به سرعت به حاکمانی مستبد تبدیل می شوند.

 

🔺نظریه آدلر در مورد خودکامگی

در نظریه آدلر شخصیت هـر فـرد حول محور هدف غایی که او برای خودش در نظـر گرفتـه وحـدت می یابد و تمامی رفتارهایش در راستای تبدیل احساس حقـارت بـه برتـری است. به بیانی دیگر هدف غایی هر فرد نوعی برتری طلبی است (به معنای گـذار احسـاس منفی نسبت به خود به احساس مثبت از خـود). بـرای هـر کسـی ایـن برتری طلبی، شکل و محتوا و نوع خـاص خـودش را دارد.

از طرفـی دیگـر سبک زندگی هر فردی نیز نقشه چگونگی حرکـت از احسـاس حقـارت بـه سوی احساس برتری با حرکت از احساس منفی به احسـاس مثبـت اسـت. بنابراین تمامی رفتارها، واکنش ها و عناصر شخصیت هر فرد را بدین طریق می توان شناسایی و پیش بینی کرد.

در پرتو این تئوری، آدلر چگونگی تکوین استبداد و خودکامگی را چنین تبیین می کنـد کـه فـرد مسـتبد و خودکامـه، خویشتن تحقیر شده ای دارد که بنـابر دلایـل متعـدد خـانوادگی، تربیتـی و اجتماعی احساس خود کم بینی در او به عقده حقارت تبدیل شده و بـه دلیـل نبودن رغبت های اجتماعی در او هیچ گونه همدلی و احسـاس مشـارکتی بـا دیگران ندارد. بر این اساس او همواره، همـتش متوجـه جبـران ایـن کاستی بوده و دائماً در جستجوی فرصتی است تا از خفت حقارت درونـی نجات یابد.

بنابراین همه رفتار، کردار، اندیشه و سبک و سیاق زندگیش نیـز در همین راستا سازمان مـی یابـد. چنـین فـردی وقتـی بـر کرسـی قـدرت می نشیند، اگرچه عناصر قدرت بیرونی را در اختیـار دارد، امـا در درون خـود شخصیتی حقیر و ناچیز را حس می کند. او برای این که خـود را در موضـع مثبت و برتری حس کند لازم می بیند که دیگران مهتری و تفوق او را تأیید کنند و لازمه چنین امری آن است که دیگران در برابـر او کوچـک و حقیـر باشند.

او اگر چـه بـر قـدرت تکیـه زده، امـا چینـی نـازک احسـاس ارزشمندی درونی و احتـرام بـه خویشـتن در او بسـیار شـکننده بـوده و بـا کوچکترین تلنگری ترک بر می دارد. از ایـن روسـت کـه معمـولا حاکمـان خودکامه هیچ گونه انتقادی را بر نمی تابند و هیچ نوع استقلال، عدم تبعیـت و یا اظهار نظر مخالف رأی خود را نمی توانند تحمل کننـد. چـرا کـه آن را بـه معنای خُرد و ناچیز بودن خود تعبیر می کنند.

کسی که امکان بازسازی شخصیتی به هر دلیلی برایش میسر نشـده و دچار عقده حقارت است، هر نوع صدای مخالف عقیده خود را نوعی تحقیـر برای خود می شمارد و عدم مجیز گویی و تأکید دیگران را نـوعی مقاومـت و ایستادگی در برابر خود می پندارد و کاملاً هویداسـت کـه او بـرای خـاموش کردن این احساس به هر وسیله ای متوسل می شود کـه راحـت تـرین آن، از میان برداشتن یا سرکوب مخالفان است.

از طـرف دیگـر فـردی کـه فاقـد رغبت های اجتماعی است هرگز نمی تواند خود را در جایگاه دیگران قـرار داده و از منظر آنان به مسائل بنگرد. از این رو نگاه خود را اصیل، احساس خـود را سالم و صرفا اندیشه خود را صحیح دانسته و احساس دیگـران را جعلـی، اندیشه آنان را انحرافی و نگاهشان را خیانت آمیز می داند. پر واضح است که چنین کسی اگر صاحب قدرت باشد، با دیگران چگونه رفتار خواهد کرد

انترنت

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s