بوف کور متنی نوشتنی

بوفِ کورِ صادق هدایت

سال 1315 با آفرینش ( بوف کور)، اولین رمان واقعی فارسی (به معنای دقیق کلمه) پدید آمد ..( بوف کور ) برای زمانه خود بسیارتازه وبدیع و در عین حال شگفت انگیز بود ..(به همین دلیل مانند اکثر شاهکارها می بایست سالها می گذشت تا ارزش واقعی اش درک شود ).. در آن روزگار، اولین بار بود که نویسنده ای به جای توجه به مسایل معمولی وساده اجتماع به روانشناسی قهرمان خود می پرداخت و درگیری درونی روشنفکری سرخورده را چنین ناامیدانه و البته ملموس توصیف می کرد ..( نیازی به این نیست که بخواهیم زندگی و شخصیت بسیار پیشرو صادق خان هدایت را با هم مرور کنیم و حضورش را در پسِ پشت تمامی کلمات این رمان ببینیم وحضور واقعی او را درشاهکارش پی گیری کنیم ) ..

داستان (بوف کور) ، خصوصا در لایه بیرونی خود، چندان پیچیده نیست .. ( مردی منزوی و بیمار، زن خیانتکارش را می کشد و بعد داستان زندگی اش را به دو شکل متفاوت می نویسد .. واقعیت اصلی ، در نیمه دوم کتاب روایت می شود ودر نیمه اول کتاب ، از طریق رویاها و هراس های راوی شکل تازه و وهم آلودی از این داستان را می خوانیم )..

لایه درونی (بوف کور) اما همچنان تفسیر پذیرترین حکایت ادبیات معاصر ما محسوب می شود ..

حوادث کتاب در فضایی خوابگونه و تخیلی بیان می شود و تکرار شخصیت ها ، صحنه ها و حوادث به آن فضایی فرا واقعی ( سوررئالیستی ) بخشیده است .. همین خصوصیت تمثیلی و نمادین بوف کوراست که دست منتقدین و مفسران را به اندازه کافی باز گذاشته است تا هرکس به مدد خیال و طرز نگاهش از آن برداشتی تازه کند (به شخصه تا به حال بیش از ده بیست تفسیر مختلف و کاملا متفاوت از این کتاب خوانده ام ..)

اما به نظر من ، سخنان جناب ( حسن پاینده ) در مورد این کتاب ، معقولانه ترین حرفی است که تا به حال درمورد تفسیر این کتاب خوانده ام ::

( بوف کور) را می‌توان از آن دسته رمان‌هایی دانست که رولن بارت «متن نوشتنی» می‌خواند. ..رمان‌ها از نظر پساساختارگرایی دو دسته هستند؛ یا نقش منفعل برای خواننده ایجاد می‌کنند و یا برای خواننده‌شان نقش فعال مفروض می‌کنند که در آن فراینده خواندن رمان، خود نوشتن رمان می‌شود.(به این جمله آخر خوب دقت کنید )…

( بوف کور) از معدود رمان‌های فارسی است که با همان معیار رولن بارت می‌توانیم آن را متن نوشتنی بخوانیم‌.. متن نوشتنی نسبت به دیگر گونه‌ها ، غنا و ظرفیت بالقوه بیشتری برای تفسیر دارد… بنابراین کسی نباید به دنبال یک معنی از آن باشد… هر منتقد سعی می‌کند اثر پیش رویش را تفسیر و تاویل کند. اما درمورد ( بوف کور )، ما خوانندگان با متنی روبرو هستیم که تنها راه ممکن برای پی بردن به معنایش، خود متن است. (چون نویسنده هم در گورستان پرلاشز پاریس آرمیده است.) دقت کنیم که وقتی یک مخاطب نقدی می‌خواند، ممکن است بگوید «عجب! حرفی که منتقد زده است، درست است» اما با خواندن نقد بعدی این نظر در او به وجود بیاید که منتقد بعدی، حرف صحیح را زده است. این اتفاقی است که در مورد «بوف کور» زیاد رخ می‌دهد. …

با تمام تفاسیر متفاوت و با تمام تایید ها و تکذیب ها، (هم در مورد شخصیت و نوع نگاه عالیجناب صادق خان هدایت و هم در مورد شاهکارش بوف کور) ، بی هیچ شک و تردیدی ، قبول باید کرد که این کتاب شاخص ترین و مهم ترین رمان ادبیات معاصر ما است.. برای همین است که اگر دغدغه ادبیات خودمان را داریم ، چه ( بوف کور ) را دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم ، باید هر از چند مدت یک بار باز هم به سراغش برویم و در لابلای کلماتش خود را غرق کنیم و هر بار با توجه به ایده جناب رولن بارت ، در کنار راوی ، پیرمرد خنزپنزری، زن لکاته و زن اثیری ، معنای تازه ای را بر اساس نگاه روزخودمان از آن بیرون بکشیم !

(هرهفته یک کتاب)

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s