عطالت مرگبار یک نسل

ما در همین جایی  که حالا نشسته ایم نشسته بودیم که غچی ها در فصل کوچ از کرانه های بحر هند در فصل بهار به اینجا رسیدند،چند روز در زیر پرچال ها وانتهای سقف های بلند لانه وآشیانه کردند،ترانه خواندند وحتا تخم گذاری نموده تولید مثل کردند وبعد با چوچه های شان پا به پای گرم شدن هوا منزل به منزل  به سوی مناطق سرد سیر رفتند ، مردم میگویند که این مسافرت تا مناطقی در نزدیک های سایبریا ادامه مییابد.

اکنون که ماه سنبله و ما در آخرین ماه فصل تابستان قرار داریم   آن غچی ها از سفر ارتفاعات پامیر وبام دنیا برگشته ودر اطراف ما در حالیکه جا به جا نشسته ایم درگردش و درجستجوی جای مناسب برای ساختن آشیانه موقت اند تا باردگر راه سفر مراجعت به کرانه های بحر هند را در پیش گیرند واین درست در زمانی اتفاق می افتد که ما از ماه حمل تا کنون هنوز ازجا بلند نشده ایم.

چه عطالت مرگباری

هستم اگر میروم،گر نروم نیستم

داودسیاووش

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s