نگاهی به سیر تحول روحی کامو در آثارش/نوشته داودسیاووش

نوشته: داود سیاووش

کامو با روح سرکش و عصیانگرش در روزگاری از میان ایزم های شرق و غرب با دید انتقادی گذشت که سارتر برای جذب ناراضی های مدینه فاضله ایزم های شوروی و امریکا در کمین نشسته و سربازگیری میکرد.

کامو که از پدری فرانسوی و مادر اسپانیایی در کشور استعمار زده الجزایر دیده به جهان گشود، وقتی به اصطلاح دست چپ و راست خود را شناخت دریافت که هموطنان فرانسوی اش کشور الجزایر را ارث بلا منازع  خود دانسته و آنرا بخشی از خاک فرانسه به شمار آورده، به انواع مظالم بر مردم بومی الجزایر متوسل میشدند.

کامو به عنوان یک فرانسوی از زبان مردم الجزایر می شنید که با اعتراض می گفتند:

اولاً اینکه الجزایر جزء خاک فرانسه نیست و الجزایر به فرانسه تعلق نداشته دین، سنت، اخلاق، آداب، زبان و طرز زندگی مردم آن با فرانسه فرق دارد.

و درثانی اینکه اگر فرض محال فرانسه به این باور باشد که الجزایر جزء خاکش میباشد، پس باید مردم الجزایر از حقوق مدنی فرانسویان نیز باید برخوردار باشند، که چنین نیست.

کامو در چنین شرایط رشد و تربیت یافت، در ابتدا خود را فرانسوی میدانست، اما بتدریج با توجه به موج مبارزات آزادیخواهانه مردم الجزایر و با مشاهده اینکه فرانسویان چه مشقات و مظالم را بر مردم الجزایر روا میداشتنند، به یکی از منتقدان سیاست فرانسه در الجزایر مبدل شد.

کامو را مشاهده وعده های بلند پروازانه غیر عملی شوروی و ادعاهای مدینه فاضله مخالف آن در ایزم های غربی  تا آن حد مأیوس و نا امید ساخت که قلم برداشته به موازات طبع حساس اش بخاطر آگاهی مردم اما در قطب های مثبت  منفی  و در نوسان نوشت.

این نوشته ها جایگاه کامو را تا مقام برنده شدن  جایزه نوبل ادبیات بالا برد، با وجود آنکه کامو یکی از منتقدان مکتب اگزستانسیالیزم بود، اما بسیاری ها او را یکی از متفکران این مکتب به شمار می آوردند؛ در حالیکه خودش این اتهام را رد کرده باری گفت: «هم سارتر و هم من همیشه متعجب بوده ایم که چرا نام ما را پهلوی هم میگذارند.»

کامو پس از جدا شدن از جنبش شهروندی جهانی ،  اتحادیه بین المللی تأسیس کرد که بر اساس محکوم کردن هردو ایدیولوژی شکل گرفته در شوروی و امریکای آن زمان استوار بود.

در این روند سیر افکار کامو  از سال 1947که بیگانه را نوشت تا سال 1957 که رمان طاعون را  به رشته تحریر آورد به  فرسنگها از هم فاصله دارد و طوریکه در آثارش  چون طاعون، بیگانه، سقوط، مرگ شادمانه، از دور از دیار قلمرو، سوء تفاهم، دادگستر ها، حکومت نظامی ،کالینگولا و… دیده میشود  مسیر افکار این نویسنده بزرگ در اعوجاج بوده، از یک روح سرکش عاصی و  مأیوس  تا یک انسان واقعگرا در این فراز و نشیب تحول پذیرفته، که توجه خوانندگان را به سیر این تحول در برخی آثارش جلب مینمایم:

لطفا برای خواندن ادامه این مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:

نگاهی به سیر تحول روحی کامو در آثارش

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s