نامه یک مادر به سران دول بزرگ ! بیایید کلمه ( سرباز) را با کلمه ( مادر ) عوض کنید . بجای فرزندان ما ، خود مان را به جبهه ببرید که لااقل با هر فشنگ تنها یک نفر بمیرد

در این روزهایی که با عقب نشینی ترامپ قرار است افغانستان میدان جنگ های نیابتی پاکستان ،ایران ،روسیه هندوستان ،چین کشور های عربی و… شود بیایید چند سخن از زبان مادرانی که فرزندان شان در این جنگ نیابتی با تاکتیک های حمایت سران دول بزرگ روسیه، امریکا، چین ، هند، انگلیس، فرانسه، جرمنی و…در تقابل قرارمیگیرند از کارو در نامه به سران دول بزرگ بخوانیم.

بخش هایی از نامه کارو به سران دول بزرگ

نوشته : کارو

… برادران بزرگوار من !

جداً فکر میکنید که این اختلافات را نمیتوان با دو کلام حرف حسابی تمام کرد؟ مگر شما به نام ( بنی آدم ) ( اعضای یکدیگر) نیستید ؟ آخر این دلیل شد که صرفاً بخاطر اینکه چهار عضو یک خانواده بزرگ در چهار خانه مختلف بدنیا آمدند سالی 12ماه تشنه خوب یکدیگر باشند؟ بالاتر ازاین من نمی دانم چی احتیاج دارید که نام ممالکی را که شما فرمانروای آن هستید همیشه روسیه و بریتانیا و امریکا و فرانسه باشد؟ آیا این کلمات به خودی خود معنی دارند ؟ چرا نام کشور هایتان را کشور گوته ، سرزمین تولستوی ، زادگاه والت ویتمن ویا مهد  ورلن نمی گذارید ؟

به خدا بیایید این کار را بکنید : و مطمئن باشید که هرگز تولستوی به خود اجازه نخواهد داد که با توپ و تفنگ به احوال پرسی ویتمن برود و درِ خانه شاعرانه ورلن همیشه با کمال افتخار به روی گوته بزرگوار باز خواهد بود . برای اینکه این انسانهای ارجمند ، هر چند با سکه های مختلف اما قمار زندگی را ، بخاطر تجلی دادن لطف زندگی به مرگ باختند، نه به منظور توسعه دادن خانه هایشان … یا کوبیدن به مغز همسایه هایشان …

برادران بزرگوار من !

نمی دانم ناله های من تا چه پایه میتواند در قلب شما تاثیر داشته باشد … همانقدر میدانم که بدون تردید منظورم را از نوشتن این نامه درک کرده اید و اما ، اگر احساس کردید که انجام هیچکدام از درخواست های من برایتان میسر نیست استدعا میکنم این آخرین خواهش مرا بپذیرید :

بیایید کلمه ( سربازگیری ) را با کلمه ( مادر گیری ) عوض کنید . بجای فرزندان ما ، خود مان را به جبهه ببرید که لااقل با هر فشنگ تنها یک نفر بمیرد … من چگونه به شما بفهمانم که با مرگ هر فرزند مادری هم میمیرد … خلاصه من حاضر نیستم فرزند من با تک سرب لال بی هدفی که در قاموس سیاه جنگ به فشنگ معروف است بمیرد… اگر بناست فرزندم بمیرد بگذارید یا (خمسه ) نظامی او را بکشد یا ( کلاغ ) ادگارالن پو یا ( پاتنبک ) چایکوفسکی … یا سمفونی نا تمام شوبرت …

و… برای اینکه بیشتر از این وقت شما را اشغال نکرده باشم با  تجسم یک منظره ساده به نامه ام پایان میدهم و قضاوت پایان این تجسم را به خودتان واگذار میکنم . مجسم کنید :

تاج گلی زیبا و شاعرانه … که میتوانید به هر جا مایل بودید بگذارید نه زبان دارد که اعتراض کند … نه دست که به کنار تان براند … تعیین جای مناسب برای این تاج گل با شماست خیلی خوب ! از شما میپرسم کدام یک از این دو جا برای این تاج گل زیبنده تر است  : گردن سپید یک عروس ، یا سینه سیاه یک تابوت … ؟ !

پایان

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s