در سوگ شهنایی نواز زبر دست  ، نقاش چیره دست و شاعر قلوب افگار استاد نجیب رستگار

نوشته : کوه بچه

هنگامیکه در دهه پنجاه خورشیدی فعالیت های کلتوری پوهنتون کابل را در ادیتوریوم پوهنتون ، آقای عبدالوهاب وخانم گل جان در  چوکات مدیریت سمعی وبصری به همکاری احسان نعیم و سایرین رهبری  میکردند ، در گروه شرقی موسیقی پوهنتون ، جوانی از دیپارتمنت هنرهای زیبای پوهنځي زبان وادبیات پوهنتون کابل به کمیته فعالیت های کلتوری با نای مولانا می آمد که همیشه لبخند بر لب داشت وبا جبین گشاده در قلوب همه همکاران گروه هنری جا خوش کرده بود.

این جوان خوش صدا وخوش نوا که دارای سجایای عالی  نجابت ذاتی  و تقوا وتواضع شخصیتی  بود به روال اسم با مسما ، نجیب رستگار نام داشت. درسالهای بعد هنگامیکه در منزل آبایی شان در باغ بالای شهر کابل شبی مهمان بودم، سحرگاهان مرا صدای نایی از خواب بیدار کرد که نجیب پا به پای  پخش شهنایی یکی از هنرمندان هندی  از کست با نای خود آن را دنبال میکرد. کیفیت عالی آن دوگانگی صدا را هنوز احساس میکنم.

درفردای آن صبح دل انگیز آقای عظیم رستگار کاکای  نجیب جان رستگار کستی را برایم شنواند که نجیب رستگار به همراه جوان خوش صدای دیگر آهنگ (یار من بیا ، تو بیا یار من بیا)  بابای موسیقی استاد سرآهنگ را تمرین نموده بود وآقای عظیم رستگار آن کست را با کستی از نوای سرود های فلوت وشهنایی نجیب رستگار به من هدیه کرد.

سالها بعد که رادیوکابل در کنار رادیو افغانستان نشرات خودرا از سر گرفت ، برنامه صبحگاهی این رادیو با نوای نی نجیب رستگار آغاز میشد. نوای توله نجیب رستگار در مواردی با صدای فرهاد دریا چون شیر در شکر می آمیخت ووقتی استاد شریف غزل آهنگ (بی همگان به سر شود… ) را خواند همراهی نوای نای نجیب رستگار شور وجذبه و تأثیر این آهنگ را افلاک نورد ساخت.

نجیب رستگار ازکودکی به هنرهای گوناگون به ویژه  هنرنقاشی علاقه فراوان داشت وهمین انگیزه باعث شد تا در پهلوی درس مکتب از طریق کورسهای مستظرفه اطلاعات وکلتور از استاد خیرمحمد یاری  نقاش معروف کشور، بهره ها گیرد و با شیوه ها و رموزها ومبادی اساسی هنرنقاشی آشنا شود.

تابلوهای  معروف او عبارتند از:

بسوی کشتزار، چوپان، برف درکوچه، دخترروستائی، چوری فروشان، زن افغان، بودای بامیان، حجاب، پرندگان آواره ، گلبرگها وغیره

که حاصل کارچندین ساله این هنرمند است و هرکدام  از صلابت وزیبایی خاصی برخوردار اند .

نجیب رستگاردرکارپوسترسازی وطرح ریزی سمبول ها نیز دست بالایی داشت .

نجیب رستگار در شعرنیز طبع آزمایی نموده و تصانیف، چهارپاره ها، وغزلهای های قشنگی سروده  که  در مجموعه اشعارش تحت عنوان گویای خاموش  بچاپ رسیده است .

نجیب رستگاردر سال ۱۹۵۸ میلادی  در  شهرگابل دیده بجهان گشوده،  تحصیلات متوسط را در(لیسه عمرشهید آن زمان) یانادریه و تحصیلات عالی را دردیپارتمنت هنرهای زیبای پوهنځي زبان وادبیات پوهنتون کابل به اتمام رساند.

نجیب رستگاراین هنرمند ارجمند سالها قبل زمانیکه هنوز در داخل کشوربسر میبرد، در اثرخونریزی دماغی تعادل صحی خود را ازدست داده وهنوزصحت یاب نشده بود که درجوزای 1370  نسبت اوضاع ناامن تن به مهاجرت داد و پس ازتحمل هزاران مشقت وسرگردانی سرانجام در سال 1992  همراه باخانواده  به کشورهالند پناهنده شد.

اما دریغ و درد که درتابستان سال ۲۰۰۶ میلادی باردیگر به بستر بیماری افتیده و حنجره و شنوایی خود را از دست داده  روز تا روز در وضعیت ناامید کننده تری قرار گرفت. با تاسف و دریغ  روز29 سنبله1399 خبر رسید که نجیب رستگار این هنرمند اصیل و بی بدیل  دوستداران هنرش را تنها گذاشته  داعی اجل را لبیک گفته به حق پیوست.

انالله واناالیه راجعون

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s