میثاق با خون شهید یما سیاووش ژورنالیست، خطاط، رسام، شاعر و نویسنده!

در یورش وحشیانه یک توطئه مرموز خاینانه ، دشمنان انسان و انسانیت ، یما سیاووش جوان را که از مرگ زندگی می ساخت، به مرگ سپردند و غنچه های امید عشق به انسان و انسانیت را خشکیدند.

سخن کوتاه و یورش جانکاه بود، او را که در برابر هیچ قلدری سر خم نکرده  بود و زانو نزده بود و صدایش چون رعد قلب مستکبران را می لرزاند ، با ایجاد یک جو کاذب دلجویی و دلسوزی مانند اژدها اول مسحور کردند و بعد بلعیدند.

اژدها!  یما را برد

اژدها!  یما را خورد

 اژدها! یما را کشت

و من با قلب غمگسار و خاطر افسرده و افگار از فراق این فرزند خلف، به آن آزاده جوان پر شور و فداکار میگویم که:

تو نمرده ای

تو زنده جاویدی

زنده در عظمت ایده آل هایی که داشتی

زنده در خطاطی هایی که تخم آنرا در اوراق زمان کاشتی

زنده در رسم هایی که آنرا در یاد زمان انباشی

زنده در اشعاری که احساس آ ن را از اعماق اجتماع برداشتی

زنده در کتابهایی که از اوراق آن جاذبه سلحشوری را نسخه برداشتی

زنده در قلب های مردمان

زنده در سرود های خنیاگران

زنده در ترانه های هنرمندان

زنده در تلاوت روحانی روح پرور قرآن

زنده در تلاوت سوره کهف

زنده در سلوک عالی انوار روحانی پخش شده به هر طرف

زنده در امیدواری به شنیدن صدای بای ذنب قتلت

زنده در انتقام خداوندی از قاتلت

زنده در امیدواری به کشیدن قاتلت به چوبه دار

زنده در به نتیجه قانون و امیدوار بودن به شنیدن ناله های آن قاتل زار زار

زنده در پاک نشدن لکه های خون ات از دامان قاتل

زنده  به در پای چوبه دار کشیدن قاتل

زنده به فریاد جاودانی تطبیق قانون

زنده به در امید خشک نشدن خون

زنده در کتابها

زنده در حسابها

زنده در مرثیه های سروده شده  مدام

زنده در افشای تصویر هنرمندانه از نحوه کشیدن پای تو به دام

زنده در داستان مرگ یک جوان ناکام

زنده در تعهد برای گرفتن انتقام

زنده در وجب وجب تعقیب سایه وار

زنده در کشیدن قاتلت به پای چوبه دار

زنده در افشای قتلت از آن طومار

زنده  در رسالت به افشای نام ها

زنده  در رسالت برای گرفتن انتقام ها

روحت شاد فرزند از دست رفته

زندگی بر آنان که از زندگی جدایت کردند حرام باد

تو نمرده ای

تو زنده جاویدی

زنده در عظمت ایده آل هایی که داشتی

زنده در مناعت طبع، عزت نفس و روح تسلیم ناپذیر در برابر قلدران ، که تخم آنرا در اجتماع کاشتی

پدرت به تو تعهد میسپارد که  تا  مرحله شناسایی  و کشیدن قاتلت به پای چوبه دار ، دست بردار نیست و تسلیم هیچگونه تهدید، تخویف و تطمیع نشده با خونت معامله نخواهد کرد.

یا قاتلت را به پای چوبه عدالت خواهد کشید و یا در پهلویت بطور ابدی خواهد خوابید.

آسوده بخواب فرزند از دست رفته

از قطرات خونت بهمن و طوفان بر پا خواهد شد

و بارگاه فرعونان را سرنگون خواهد کرد

به گفته آن شاعر آتشین کلام:

خرمن جور و ستم

زآتش فردای امید

در دل مرده صحرای فسون میسوزد

سوزن رنج بدست

جبر تاریخ لب فقر و قیود

به کنار لب سرمایه و سود

به لب دامن دنیای کهن می دوزد

فرزندم خونت را نمیگذارم پایمال شود و برایت در پای این میثاق امضا میکنم :

 در قرنی که خون انسان ارزان ترین متاع قرن است انتقامت را از فرعونان و اهریمنان خواهم گرفت.

وعده ما همین

میثاق ما همین

یا کشیدن قاتلت به پای چوبه دار

و یا خوابیدن جاودانی  با تو در کنار

اما !

از یاد نبری که برایت گفته بودم در نبرد خون و شمشیر خون پیروز است!

داود سیاووش

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s