ندای خون یما سیاووش شهید به پایمال کننده خونش/ اگر جور در پادشاهی کنی/ پس از پادشاهی گدایی کنی

خبرداری از خسروان عجم/

 

که کردند بر زیردستان ستم؟/

 

نه آن شوکت و پادشایی بماند/

 

نه آن ظلم بر روستایی بماند/

 

خطا بین که بر دست ظالم برفت/

 

جهان ماند و با او مظالم برفت/

وگر جور در پادشایی کنی/

 

پس از پادشایی گدایی کنی/

چو پرخاش بینند و بیداد از او/

 

شبان نیست، گرگ است، فریاد از او/

 

بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/

 

که با زیردستان جفا، پیشه کرد/

 

به سختی و سستی بر این بگذرد

 

بماند بر او سالها نام بد

 

نخواهی که نفرین کنند از پست

 

نکو باش تا بد نگوید کست

سعدی

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s