تقدیم به سوگواران یما سیاووش شهید  /صدای سکوت/ شعری از کارو با اندک تصرف

تصویر از شهکار های رامبراند/

شعر از کارو/

بپیچ ای تازیانه ! خرد کن ، بشکن ستون استخوانم را !/

بتاریکی تبه کن، سایه ی ظلمت،/

بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت،/

فروغ شب فروز دید گانم را!/

لگد مال ستم کن، خوارکن ، نابود کن،/

در تیره چال مرگ دهشتزا!/

امید ناله سوز نغمه خوانم را !

به تیر آشیان سوز اجانب تارکن ، پاشیده کن از هم/

پریشان کن ، بسوزان ، در به در کن آشیانم را!/

به خون آغوشته کن ، سرگشته کن در بیکران این شب تاریک وحشتزا

ستمکش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را !

به دریای فلاکت غرق کن ، آواره کن ، دیوانه ی وحشی!

ز ساحل دور و سرگردان و تنها ، کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را ، با وجود اینهمه زجر و شقاوتهای بنیان کن،

که میسوزاند اینسان استخوانهای من و هم میهنانم را …

طنین افگن سرود فتح  بیچون و چرای (یافتن قاتل، و دار آویختن آن عامل قتل یما جان را )

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s