آخرین استغاثه در آخرین شماره قرن 14 «ارمغان ملی» از بیداد اژدهای خونخوار «افغانستان بانک» در شهادت یما سیاووش شهید

يما سياووش شهيد! نوروز نيامدست امسال به ما

ارمغان ملی: شماره 264/ 30 حوت 1399/ Mar.20.2021

نوشته: داود سياووش

این نه شعرست و نه یک نثر شاعرانه، نه داستانست و نه یک افسانه، قطره اشکیست که با شهادت فرزندم یما سیاووش شهید بنا بر ستم یک قرن جنایتکار جنایت پرور پست، از دیدگان غم زده ام به عنوان آخرین نقطه بر پایان آخرین ثانیه حیات اين قرنی که همش: شکست پشت شکست، جنون پشت جنون و سیلاب خون پشت سیلاب خون بود، در ساعت 7:35 بامداد منحوس 17 عقرب 1399 به زمین در حالی چکید که هیچکس جز قلب درگرفته ام آن را ندید و آن نوردیده  و فرزند کمال رسيده ژورنالیست، خطاط، رسام، شاعر و نویسنده ام را طوری از من گرفت که با دستانم  پارچه های گوشتش را از زمین جمع کرده به خاک سپردم، اما دردناک تر از آن این بودکه: قاتل مستکبر با شمشیر آخته ایستاده بر دروازه افغانستان بانک، در حالیکه به هیئت حقیقت یاب پارلمان و خبرنگاران رسانه ها اجازه داخل شدن به بانک و طرح پرسشی در این زمینه را نداد مورد تحسین بادارش پنیرک پادشاه حکومت نیم وجبی ارگ نیز قرار گرفت که این را میتوان اوج استکبار عصر (استحمار) نامید.

آنچه را میخوانید عصیان وغلیان احساسات  تبدار یک انسان دردمند است که فریاد میزند و میخواهد تا قاتل فرزندش در پایان آخرین لحظه حکمروایی این قرن جنایتکار غدار سیه کار مستکبر خون خواربه پای میز عدالت کشیده شود.

قرنی که در تقویم فلک زده خورشیدی با عدد 1300 آغازبدبختی ، درد ، رنج و مصیبت را  به رهبری رجاله ها ودلقکها درافغانستان رقم زد، و اینک درآخرین روزپایان حیاتش به خوابی  میرود که یکصد  سال بعد فقط رقم 99 آن در پایان رقم قرن خلف هنگامی تکرار خواهد شد که آنگاه هیچیک از ما وشما خوانندگان هم سن وسال نگارنده این سطور   زنده نخواهیم بود. از زوایای مختلف میتوان این قرن را دبله مار ترین، داره مارترین، غدار ترين، بغل باز ترین ودغل باز ترین عجوزه هزار داماد اعصار و قرون به شمار آورد که با سیاهی روشن سوز خود در افغانستان وجهان روی همه اعصار و قرون قبل از خود را سپید کرده است.

قرنی که رفت  از هیچ زاویه و نقطه نظر به هیچ یک از اعصار و قرونی که در مدفن سرد تاریخ ساکت و صامت خوابیده اند شبیه نبود. در قرون گذشته تا آنجا که به تاریخ ملت ها و روابط اجتناب ناپذیر شان ارتباط میگیرد، خنده ی قرنها همانقدر یک پارچه بود که اشک قرنها، در حالیکه در این قرن سرسام، تقاطع وحشت انگیز اشک ها و خنده ها، انسان بلاتکلیف قرن را به شکننده ترین انواع جنون  گرفتار کرد.

اگر در اساطیر و اعصار و قرون گذشته رستم و اسفندیار و چنگیز و اسکندر مستقيماً به چشم دشمنان و حریفان شان نگاه کرده با تقابل تن به تن حریفان را مغلوب و حتا کسانی چون اسپارتاکوس از کشتن حریف در جنگ بی هدف گلادیاتور ها ابا ورزیده با مشت واحد دو  حریف بر کلۀ برده دار کوبیدند، در این قرن نامرد از آن مردانگی ها خبری نیست  و حریفان را با حیله و نیرنگ و جام شیرین آمیخته با شوکران گلرنگ می کشند و حتا در مراسم به خاکسپاری اش سوزناک تر از خانواده اش ناله سر داده اشک تمساح می ریزند.

در پایان آخرین ثانیه حیات این قرن نامرد که زمین و زمان به این نامردی ونا مردمی می گرید وبالش ها سنگ، دل ها تنگ و تن ها بستر سوز در سفره ی غمین بی رنگ آخرین روز زمستان این قرن سیاه میباشند، در نخستین روز بهار قرن 15 در خانه ما به جای هفت سین یاران همدم و همنشین، گلیم غمین اندوه بار و غمگسار هموار  است.و هفت سین ما با دل های شکسته وروان خسته  و سوز و سرشک خون رنگ و سرفه های تب و سرسام سرشک ماتم رنگ و سرسام شگون دلتنگ و با سفره خالی و سرما و سری بر سر سنگ همراه است.

ما بهار نداریم!

و

ما نوروز نداریم!

کهنه روزم چه بود آخر که چه باشد نوروز

و دیده ما هر سو که می افتد ز یسار و ز یمین بدبختانه و شوربختانه سایه فقر سیه کرده سر و روی زمین،و سبزی زرد درختان  بی لطف و حزین، و لاله  با اشک الم گشته عجین را می بیند.

در شهر ما در این بهار زن غمین، مرد غمین، بچه غمین، پیر غمین بوده، در سرتاسر این شهر نفسی نیست که دهد مژده ز ایام بهار، و اینجا در این به اصطلاح بهار، شیون درد و فغان داده به سر باد وزان و خون سیه می چکد از چشم رزان، و بدتر از این همه که چیزی نبود بدتر از آن، عجب اینست که افتاده ز پا چرخ زمان، و با این حال شما بگویید عزيزان که کی کسی دیده چنین آخر قرن که بود: فصل خزان بعد خزان…

یمای آزاده خوش بیان و جوان هنرمند، خطاط، رسام، نویسنده و شاعر فخر خاندان، 36 سال متوالی خزان بعد خزان در این غمکده موسوم به جهان و در این قرن تبهکار، سیه کار، غدار، نابکار به صفت خلف صادق، راستگو، پاکدامن، مهذب، با تقوا، صمیمی و خدمتگذار مردم با ما زيست و در طفلي طعم تلخ خانه به دوشي ها، آواره گي ها، بيچارگي ها، گرسنه گي ها و فقر و مريضي و در به دری را چشيده در زير باران و شليک مسلسل رگبار جنگ از شهری به شهری و از دياری به دياری سفر کرد.

وقتی دیده به جهان گشود :

او می گریست اما ما همه در خاندان ورودش را خير مقدم گفته می خندیدیم.

 با نخستین قدمهایش در پا روان شدن به روی این زمین غمناک و این مزرعه المناک که در آن:

به پیری میرسد خار بیابان

ولی گل چون جوان گردد بمیرد

 تصور میکرد که:

من مهم استم،

جهان مصئون است

و آینده زیباست.

اما وا اسفا! وصد دریغ که آنچه می دید در نگاه خوشبینانه اش سراب بود، او انسان بود مثل همه انسانهای شریف این کره خاکی و با سری پر شور و تفکراتی آزاده و سرشار برای سازندگی ، بالندگی و پایندگی به دنیا آمده بود،

اما دریغا که در دایره خبیثه اربابان زر و زور برایش گفتند که:

اگر به زندگی خود علاقه دارد در مقابل پول زانو بزند ، آنچه می شنود نشنود، و آنچه می بیند نبیند.

 اما آن روح سرکش آزاده:

نشنیدن نتوانسته بود آنچه را شنیده بود،

ندیدن نتوانسته بود آنچه را دیده بود،

و به فرمان صاحبان زر و زور زنده نمرده بود،

به جرم نمردن بود که لاجرم در مقام شهادت مرده بود،

او شهید شد و مُرد

ولی زندگی خود را به جای خاک به ما سپرد،

تا ما همه با هم دوش به دوش هم، به خاطر هم، به جای انسانها، برای انسانها، برکنیم از بیخ و بن این کاخ ظلمات  را و خراب کنیم یکسره دنیای ظلم را و بندگی طلا را نکنیم قبول.

او از شاعری خوانده بود که:

تا روح بشر به چنگ زر زندانیست

شاگردی مرگ پیشه ی انسانیست

جان در گرو مرگ ولی صد افسوس

در هیچ کجا برای مردن جا نیست

مردن و شهادت را قبول کرده بود تا زندگی زیر دست و پای مرگ نمیرد.

به فرمان نمردن بود که شهید شده  ومرده بود.

او بود که با زبان آتشینش در برنامه های فراخبربا صلابت و هیبت وبا صدای پرغرور وچون رعد رسا  از وزیر و وکیل و والی وجوالی و کارگر ورهبر با نگاه جسور و بیباک به چشم شان مستقيماً میپرسید که:

چرا؟

چرا چشمه ی عشق در این ملک سراب است سراب؟

چرا پایه ی عدل و شرف پاک خراب است خراب؟

چرا عز و مردانگی و فهم عذاب است عذاب؟

چرا جور بر مردم بدبخت صواب است صواب؟

بازگو با من سرگشته خور عالم تاب؟

آدمیت به کجا رفته کجا رفته شرف؟

کو حقیقت؟

ز چه رو مرده؟

چرا رفته به خواب؟

و در اعتراض از وضعیت اجتماع باز هم  به صدای بلند  ،گردن افراخته وبا جرأت اخلاقی ومدنی از جایگاه یک ژورنالیست شعله خو وآتشین کلام میپرسید:

این نظمیست ؟

چه رسمیست ؟

چه وضعیست بگو؟

سبب این همه بدبختی و غم چیست بگو؟

و از متولیان دلقک مآب و رجاله های قلدر مآب با نگاه تیز چشم به چشم و با صدای غریونده چون برسات میپرسید:

کی رسد روز و شود کهنه بر این ظلمت تار؟

که پیاده ست در آن حق و ستمکار سوار؟

وچرا؟

زیر خاک است گل و زینت گلدان ها خار؟

وچرا؟

سرنوشت همه بازیچه مشتی عیار؟

وچرا؟

سر زحمت به طناب عدم از دار به دار؟

و چرا؟

زندگی پول،  نفس پول هوار؟

وچرا؟

مرغ حق یخ زده اندر قفس پول هوار؟

وچرا؟

قدرتی نيستکه بر آید ز پس پول هوار؟

و اما در اوج این غریو توفانزای احساسات وطندوستانه به موجب مثل معروف: با طرح جسورانه و سلحشورانه چنین سوالات با زبان سرخ سر سبزش از دست داد که این فاجعه را میتوان یکی از تراژیدی های قرن چارده به شمار آورد.

اهریمن دژخیم و میرغضب سیه روی در لباس دوست به عشوه و کرشمه ابلیس مآبانه او را که از مرگ زندگی میساخت شهید نموده به مرگ سپرد.

و در آخرین سال این قرن دو رو و دروغ در قلب من خدنگی وار کرد که ابدالدهر بر پیشانی این قرن جنایتکار به عنوان لکه وداغ جنایت باقي ماند.

 با شهادت یما جان سیاووش به دست دژخیمان اهریمن توجه تان را در این آخرین روز این قرن قاتل پرور خون آشام، به زورگویی یک اداره دست نشانده دلقکباز استبدادی در پایمال کردن خون آن شهید گلگون قبا جلب مینمایم تا داغ ننگی باشد بر پیشانی تاریخ:

17عقرب 1399

روز شنبه ساعت 7:35 بامداد

روزی که روح یما سیاووش  ژورنالیست ، ادیب ْ شاعر و نویسنده با یک طیران عارفانه -عاشقانه از ناسوت  خاک به سوی ملکوت  افلاک   وجبروت  طارم سپهرپرواز نمود، زمین وزمان به نحوی رنگ خونین داشت  وشفق قبایی گلگون و لاله گون  پوشیده  و چرخ گردون چادر  عزا به بر کرده میگریست.

قصه کوتاه وخبر جانکاه بود. یما سیاووش در یک توطئه مرموز در اداره یی که وجب وجب حرکت وسایطش با تکنولوژی پیشرفته چی .پی . اس کنترول می شد و قدم به قدم رفت وآمد کارمندانش  به بانک با کامره های امنیتی رصد می شد وفضای قصر سلطان پنیرک ارگ واطراف واکناف بلوک های سمنتی آن از بالون فضايي در کابل تحت رصد بود در شکل داستان فیلم  های جنایی الفرد هیچکاک با کارگذاری مواد انفجاری در داخل موتر بانک روحش را به ارتحال ملکوتی میکشانند و کار بررسی را در دفتر دیوان سالاری به تاق نسیان گذاشته، ملتوی تا روز حشر ميگذارند، این حادثه جانکاه را به روال معمول، به دشمنان به اصطلاح سوگند خورده مردم افغانستان ارتباط ميدهند و وعده به کیفر رسیدن عاملان این قضیه را در اسرع وقت با پيام ها در رسانه ها جار زده به اطلاع همگان از  والی تا جوالی  و از کار گر تا رهبر درسراسر دنیا بوق زده زده ، با توصیه های پدرانه و موعظه های صبحانه جلسات شش و نيم صبح قضیه را به دنیای خزعبلات و لاطایلات کشانده ، به   این ترتیب به افسانه زندگی یما سیاووش شهید  نقطه پایان میگذارند که ادامه این غمنامه در این مرثیه به توجه خوانندگان رسانیده میشود:

 یما ای سرو آزادم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی ؟

غمین و بس المناکم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

پدر را مویه گر کردی ، چه شب ها تا سحر کردی

فراقت کرد غمناکم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

منم در هجر تو گریان، چه شب ها تا سحر نالان

به خود پیچیده چون تاکم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

سخندان و سخنرانم، صدایت نغمه جانم

ادیب این دبستانم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی ؟

خطاط و با هنر بودی ، ادیب پر گهر بودی

رسام مستعد جانم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

صدایت رعد آسا بود، به تلویزیون چه زیبا بود

ز تلویزیون ، ای جانم، کجا رفتی؟ چرا رفتی ؟

نطاق شعله خو بودی، نشسته بر سکو بودی

صدایت هیبت جانم ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

ز تحصیلات هندوستان ، گرفتی دیپلوم و عنوان

نکردی کار در دیوان، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

ترا در در دام آوردند، به کنج بام آوردند

بکشتندت بسی آسان ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

برادرهات نالان اند و خواهرهات گریان اند

چرا رفتی؟ چرا رفتی ؟، کجا رفتی؟ کجا رفتی؟

دلم را تلخ کردی تو، به دور از بلخ کردی تو

بگو با شعر مولانا ، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

بگیرم انتقامت را، بمانم این ضمانت را

چو خونت میشود پامال، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

ترا کشتند نامردان ، ترا بردند شب دزدان

الا ای گُرد دورانم، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

شب ما تیره و تارست ، دل ما زار و افگارست

عزیزم، نور چشمانم، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

برایت دام بنهادند ، ز قول خام بنهادند

ز بانک مرکزی جانم، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

شهید پاک گشتی تو ، میان خاک خفتی تو

بگو ای نور چشمانم ،کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

قسم بر سنگ گور تو، به روح پر ز نور تو

که مرگت کرده حیرانم، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

روزشمار بی توجهی دولت افغانستان پس از شهادت یما سیاووش مشاور افغانستان بانک،ژونالیست، شاعر، خطاط، رسام و نویسنده:

– روز شنبه 17 عقرب 1399

ساعت 7:35بامداد یما سیاووش به طور مرموز با انفجار در موتر افغانستان بانک به شهادت رسید.

– پخش جهانی خبرتکاندهنده شهادت یما سیاووش:

رسانه های سراسر جهان و افغانستان خبر تکاندهنده شهادت یما سیاووش را در تیتر درشت و سرخط اخبار منتشر کردند.

واکنش مقامات دولت افغانستان:

مقامات دولت افغانستان به روال معمول به انتشار بیانیه های تسلیت پس از شهادت یما سیاووش اکتفا کرده و یک هفته در رابطه به قضیه شهادت یما سیاووش شهيد سکوت نمودند.

واکنش دانشگاه بين المللي نويدا که شهيد يما سياووش از آن تازه فارغ شده بود:

– داکتر آپارنا سریواستاوا، رییس دانشکده هنرهای لیبرال دانشگاه بین المللی نویدا پس از شهادت یما سیاووش در گردهمايي که به اين مناسبت در آن دانشگاه تدوير يافته بودگفت:

نبود او (یماسیاووش) تنها یک ضایعه برای مردمش در افغانستان نیست بلکه یک ضایعه برای بشریت است.

– پروفیسور دوکتور جایانند معاون آموزشی دانشگاه بین المللی نویدا  در آن گردهمايي گفت:

امروز دانشگاه نویدا یکی از نخبه ترین فارغ التحصیلانش (یما سیاووش) را از دست داده است.

هنرمنداني که پس از شهادت یما سیاووش خود را یما سیاووش نامیدند:

نذیر خارا، حبیب قادری ، بیژن ظفرمل ، فرشته سما، احسان امان، آرش بارز، دل آغا سرود، فرید پاپ، علومی افغان، پروانه، رامین نبوی، اندیرگیت، نوید اورکزی، ساحل حبیب زی، سمیر رویش، هارون سروری، عبدا لله آروین، خالد خلوت، شاه رسول قاسمی، احمد پرویز، آرزو یونس، حشمت احسان مند، میلاد قیوم، سیر سرود، سلیمان سریر، همایون درخشان، مقیم رامش، نبی روشن، مصطفی صوفی، حجت رحیمی، مسعود رسا، راتب مرادی، واحد نبی، ولید رحیمی، نجیم خان و…

شاعرانی در سوگ یما سیاووش شهيد مرثیه ها سرودند:

منوچهر جهش، افسر رهبین، حاجی میرزا منجهوری، گل آغا ساکایی، انجنیر محمد نعیم، مژگان ساغر، ویس الدین سامل، داود سیاووش، اناهیتا سیاووش، نیلاب سهیل، همایون عزیزی، محمد عظيمي نيکپيوال، امید جلالی، اصغری، خدیجه شهبازی، لینا روزبه، انجنیر یونس، مسعوده خزان و…

هنرمندانی که در وصف یما سیاووش شهید آهنگهای مرثیه خواندند:

داود نظری، میرویس نجرابی، شهلا زلاند، تواب آرش، جمال مبارز، تواب نديم و…

– رسانه ها:

 هیات حقیقت یاب مجلس نمایندگان دریافته که لاشه موتر انفجار داده شده به خاطر  اینکه از نظر متخصصین جنایی کرمنال تخنیک وزارت داخله به عنوان شواهد محل واقعه  پنهان بماند به گمرک برده شد.

– رسانه ها:

 حمیده احمدزی عضو هیات حقیقت یاب مجلس نمایندگان گفت:

رییس ای تی (بانک مرکزی) (گفت) که نفر بفرستید با استعلام، نُه بجه ویدیو ها را بگیرید حالا ویدیو ها نیستند.

رسانه ها:

 (وقتی هیئت پارلمان روز دوم به بانک رفت) دید درواز دفتر بانک  مهر ولاک شده .

– رسانه ها:

 مسوولان بانک مرکزی میگویند: رییس بانک بیمار است و به گونه رسمی مسوولیت هایش را به هیچ کس دیگر نسپرده است.

– رسانه ها:

 از قول محمد نسیم مدبر عضو هیات حقیقت یاب مجلس گزارش دادند که: موتر را به هدایت رییس بانک به گمرک برده اند.

– رسانه ها 18 عقرب:

 خانواده های سه قربانی انفجار روز گذشته (در موتر بانک) خواهان روشن شدن چگونگی آماج قرار گرفتن موتر حامل آنان شدند.

–  18 عقرب:

مراسم خودسرانه فاتحه خوانی (به شهید یما سیاووش) از سوی بانک در حالي برگذار شد که ریاست بانک در رابطه به بررسی انفجار در موتر یما سیاووش شهید  هیچگونه همکاری نکرد  بنابران خانواده یما سیاووش در آن اشتراک نکرده  یکبار دگرخواهان همکاری بانک در بررسی انفجار در موتر بانک شد.

– رسانه ها 18 عقرب:

خانواده یما سیاووش گفت که انفجار بر کارمندان بانک مرکزی پرسش برانگیز است و باید در این راستا تحقیق شود.

– رسانه ها 18 عقرب:

امرا لله صالح معاون نخست رییس جمهور در جلسه بیست و یکم نشست شش و نیم گفت که:

 یما سیاووش و همکارانش با نزدیک به دو کیلو گرام مواد انفجاری (RDX) آماج قرار گرفته اند.

– رسانه ها 26 عقرب:

شکایتنامه خانواده یما سیاووش شهید در ارتباط به سکوت مرگبار و سوال برانگیز دولت در قضیه شهادت یما سیاووش ژورنالیست، خطاط، رسام، شاعر و نویسنده، در شماره 260 ارمغان ملی منتشر شد.

متن شکایتنامه:

جذب يما سياووش به د افغانستان بانك:

يما سياووش بنابر تقاضاي مكرر و مصرانه رئيس بانك مركزي يا د افغانستان بانك به آن اداره مقرر شد. پس از آنكه سخنگوي بانك مركزي به وظيفه ديگري تبديل شد، رئيس بانك خواست از طريق معرفي سخنگوي قبلي ، يما سياووش را به صفت جانشين وي معرفي كند.

يما سياووش با تقرر به اين پست به دليل اينكه در گذشته از اجراآت دولت به کرات انتقاد كرده بود موافقت نكرد. بنابران رئيس بانك خواست وي را به صفت مشاور بانك مقرر نمايد. هر چند موصوف بازهم عدم موافقت خود را با پست مشاور، به دليل اينكه رشته تحصيلاتش علوم سياسي بود ، ابراز داشت اما بنابر اصرار رئيس بانك، بالاخره موافقت كرد.

هنوز چند هفته از اشغال وظيفه موصوف نگذشته بود كه بطور مرموز با انفجار بمب در موتر دولتي مربوط د افغانستان بانك به شهادت رسيد. سوالات و ابهاماتي كه در رابطه به اين قتل و شهادت مرموز يما سياوش نزد ما خانواده موصوف وجود دارد قرار ذيل اند:

1- موتر دولتي كه يما سياووش را از خانه تا بانك ميبرد مجهز به ( جي پي اس) بوده روز پنجشنبه پس از انتقال يما سياووش به منزل ، دوباره به بانك رفته و روز جمعه بايد در پارك وسايط ترانسپورت بانك توقف كرده باشد و روز شنبه هنگام انتقال يما سياووش از منزل به دفتر منفجر شده است.

بايد جريان رفت و برگشت و توقف موتر دولتي بانك در مسير بانك تا مكروريان 4 از طريق ( جي پي اس) ازتاريخ تقرر موصوف تا روز حادثه انفجار ، مورد بررسي قرار گيرد.

2- در حاليكه موتر دولتي بانك اصولاً پس از انتقال يما سياووش به منزل در پارك وسايط ترانسپورت بانك بايد متوقف بوده باشد و پارك وسايط ترانسپورت توسط كمره هاي امنيتي رصد ميشود بنابران كمره هاي بانك در انتروال زماني تقرر موصوف به بانك از روز شموليت به وظيفه تا روز وقوع حادثه بايد مورد بررسي قرار گيرد.

3- گفته ميشود هر نوع تحركات وسايط نقليه در اطراف ارگ رياست جمهوري از طريق بالوني كه بر فراز ارگ قرار دارد رصد ميشود بنابر ان معلومات بالون مذكور نيز در انتروال زماني تقرر يما سياووش به بانك تا وقوع انفجار بررسي شود.

4- نتيجه بررسي عمومي وقتي ميتواند كامل باشد كه بررسي (جي پي اس) موتر با كمره هاي امنيتي بانك ، بالون فضايي فراز ارگ و كمره هاي سرك ها و چهاراهي هاي مسير بانك تا مكروريان 4 و (سي دي) هاي آن كه در قومانداني امنيه كابل وجود دارد همديگر را تاييد كنند.

5- گفته ميشود كه نوع وقوع انفجار با استفاده از ماين نوع چسپكي نبوده زيرا انفجار طوري صورت گرفته كه يما سياووش را به بالا و برون پرتاب نموده و زمين را پاره كرده كه بيانگر پيچيدگي انفجار و مغلق بودن نوعيت بمب گزاري ميباشد.

6- كار شناسان امور ميگويند كه بمب كه در موتر جاسازي شده كوكي و ساعتي نبوده زيرا با توجه به ازدحام ترافيك در شهر كابل هيچكس نميتواند پيشبيني كند كه موتر در طي چه مدت از بانك به مكروريان 4 خواهد رسيد. از جانبي رژيم كاري يما سياووش طوري بود كه در تايم معين به دفتر رفت و آمد نداشت . بنابران احتمال انفجار از طريق ريموت كنترول وجود دارد.

آنچه شك منطقي خانواده يما سياووش را افزايش مي بخشد آنست كه اداره د افغانستان بانك به جاي پرداختن به بررسي عوامل اين حادثه بطور نمايشي مراسم فاتحه خواني خود سرانه برگزار كرده و براي پوشانيدن خون ريخته شده يما سياووش در چنين لحظه دلخراش و وحشتناك از خانواده يما سياووش براي اشتراك  در آن دعوت ميكند كه رد شد.

از جانب ديگر رئيس بانك در تماس تيلفوني يك يا دو روز بعد از وقوع حادثه با پدر يما سياووش با خون سردي و بي اعتنايي تمام از همكاري ادارات امنيتي سخن گفته، اداره بانك حاضر به همكاري با مراجعي كه علاقمند حقيقت يابي مساله بودند نميشود.

خانواده يما سياووش با توجه به چنين وضعيت پيچيده شديداً تخنيكي ميخواهند كه:

1- قاتلي كه اين ماده منفجره را به هر طريقي در موتر جا سازي نموده بايد از طريق ( جي پي اس) موتر،‌كمره هاي امنيتي بانك، بالون فضايي بالاي ارگ و كمره هاي جاده ها و چهارراهي هاي مسير بانك تا مكروريان 4 پيدا شود و تا آن زمان انگشت انتقاد ما به طرف هيچكس دراز نيست.

)2- هرگاه مراجع ذيربط حاضر به همكاري به پيدا نمودن قاتل نباشد به موجب احكام قانون كتمان كننده قاتل، خود قاتل ميباشد كه طرف ادعاي ما خواهد بود.

3- از اينكه بررسي قضيه شهادت يما سياووش مستلزم فهم مسلكي ميباشد، در صورتيكه در كمره ها دستكاري شود، ما اين حق را به خود محفوظ ميداريم كه يك هيئت كرمنال تخنيك بيطرف را از سازمان ملل مطالبه كنيم تا قناعت ما را فراهم سازد.

4- ما ميخواهيم كه دولت قاتل يما سياووش را هرچه زودتر شناسايي،‌بازداشت و به پنجه قانون سپرده در دادگاه عادل به پاي ميز محاكمه كشيده مطابق احكام قانون به كيفر اعمالش برساند.

5- هر نوع پيشداوري فيسبوكي در شبكه هاي اجتماعي تا زمان روشن شدن حقايق و اسناد در رابطه به شهادت يما سياووش قبل از وقت بوده از نظر ما اعتبار ندارد.

6- سكوت و بي اعتنايي بانك و دولت طي يك هفته پس از شهادت يما سياووش و در مواردي پيشداوري توجيه گرانه دولت براي ما پرسش برانگيزست. از دفتر نمايندگي سازمان ملل ميخواهيم، در اين رابطه دولت افغانستان را تحت فشار قرار دهد تا عاملان قتل را به اسرع وقت شناسايي و دستگير كند.

7- هرگاه دولت ميخواهد به روال بيست سال اخير پرونده قتل يما سياووش را نيز در يكي از فايل هاي تاق نسيان بگذارد ما اين حق را نيز به خود محفوظ ميداريم كه به محكمه بين المللي لاهه شكايت كنيم.

8- اين سوال جداً نزد ما وجود دارد كه چرا و چگونه يما سياووش كه در كدام مقام بلند دولتي كار نميكرد، عضو کدام حزب نبود و در محيط کار و محل مانند ساير شهروندان محل زندگي معمولي و بدون ترس و تهديد داشت، در چنين فورمول پيچيده تراژيك و غم انگيز مورد توجه قرار گرفته وبه قتل ميرسد و حكومت در برابر اين فاجعه خونسردي اختيار ميكند.

9- براي من محمد داود سياووش پدر يما سياووش شهيد به عنوان وارث حق العبدي آن شهيد شناسايي قاتل و به پاي ميز محاكمه كشيدن آن در الوويت قرار دارد و اگر نتوانم از خون فرزندم دفاع كنم ادامه حيات برايم اهميت خود را از دست داده است.

از موضع يك پدر داغديده به شهيد خون آلود خود اين سوگند را ياد ميكنم كه:

گر نخواهم خون تو

فرزند من،‌ اي جان من

مرگ بر من باد و بر جان پر از نفرين من

مرگ بر من بار و بر آينده ننگين من

10- ضرب الاجل جواب به این سوالات یکماه بعد از طرح آن میباشد و حکومت باید در این مدت قاتل را نشان دهد، در غیر آن خود حکومت قاتل است.

اين شكايتنامه را از طریق انترنت به آدرس هاي ذيل ميفرستم:

1- رياست جمهوري

2- رياست دافغانستان بانك

3- رياست مجلس نمايندگان يا ولسي جرگه

4- دفتر نمايندگی سازمان ملل در كابل (یوناما)

5- كميسيون مستقل حقوق بشر

6- محكمه بين المللي لاهه

7- وزارت امورداخله

8- رياست امنيت ملي

9- دادستاني كل

محمد داود سیاووش پدر شهید یما سیاووش

***

واکنش دولت و بانک در ارتباط به شکایتنامه خانواده یما سیاووش شهید:

– رسانه ها 2 قوس:

 کمیسیون دسترسی به اطلاعات گفت که بانک مرکزی از رهگذر دادن اطلاعات یکی از بسته ترین نهاد های دولتی است…  اجمل احمدی سرپرست بانک مرکزی و  مقام های دیگر در این بانک در پیوند به شهادت یما سیاووش به تماس ها و پرسش های خبرنگاران پاسخ نگفتند.

– رسانه ها 2 قوس:

عین الدین بهادری رییس کمیسیون حق دسترسی به اطلاعات گفت: بانک مرکزی نه تنها اینکه در قضیه آقای سیاووش اطلاعات را به خورد خبرنگاران نداده ما قضایای متعدد دیگر هم داریم…

– رسانه ها 2 قوس:

صبح روز گذشته خبرنگاران برای گرفتن معلومات به بانک مرکزی رفته بودند، مسوولان این بانک حاضر به گفتگو نشدند و به تماس های خبرنگاران پاسخ ندادند.

– رسانه ها 2 قوس:

ساعت 5 شام روز گذشته ( بانک مرکزی) اعلامیه پخش کرد و در آن بیشتر به تسلیت گویی به خانواده های قربانیان انفجار پرداخت.

– رسانه ها 2 قوس:

پدر یما سیاووش گفت: اگر به پرونده ( شهادت یما سیاووش) در داخل کشور رسیدگی لازم نشود این پرونده را برای بررسی به دادگاه جهانی لاهه خواهد فرستاد.

– رسانه ها 3 قوس:

نهادهای امنیتی در مورد حمله بر کارمندان بانک مرکزی جزییات نمی دهند.

– رسانه ها 3 قوس:

امرا لله صالح معاون نخست رییس جمهور در نشست شش و نیم گفت: درباره انفجاردر موتر بانک مرکزی و جان باختن سه کارمند این بانک به شمول یما سیاووش کدام پیشرفتی وجود نداشته  است.

– رسانه ها 3 قوس:

هیچ گروه مسوولیت انفجار در موتر بانک مرکزی را نگرفت .

– رسانه ها 4 قوس:

نظیفه ذکی عضو هیات حقیقت یاب ولسی جرگه گفت:  افغانستان بانک در زمینه بررسی این رویداد ( شهادت یما سیاووش) همکاری نکرد.

– رسانه ها 4 قوس:

هیچ نهادی در مورد حمله بر موتر بانک حاضر به پاسخگویی نیست.

– رسانه ها 5 قوس:

 مجیب خلوتگر رییس نی گفت: رییس بانک مرکزی خود را پاسخ گو نمیداند و همکارانش در این بانک نیز با تابعیت از رییس شان اسناد و شواهد را در اختیار خانواده سیاووش قرار نمی دهند.

– رسانه ها 5 قوس:

 صدیق ا لله توحیدی مسوول دادخواهی کمیته مصؤنیت خبرنگاران گفت:

حکومت در بررسی قضیه ترور یما سیاووش با تعلل کار می کند… که این مورد بیانگر دو مساله است. یکی اینکه نهاد های کشفی اسناد و مدارک ندارند… و دوم اینکه ممکن بعضی اسناد و شواهد داشته باشند اما شریک کردن آن احتمال دارد برای دولت زیان بار باشد.

– رسانه ها 5 قوس:

 صدیق ا لله توحیدی مسوول دادخواهی کمیته مصوونیت خبرنگاران گفت:براساس قانون رسانه های همگانی همه شهروندان کشور حق دارند که از دولت اطلاعات مطالبه کنند و هیچ اداره حق ندارد که از دادن اطلاعات خودداری کند.

– رسانه ها 5 قوس:

در نشست شش و نیم امرا لله صالح معاون نخست رییس جمهور فیلم  کوتاهی (چند دقیقه ای) از قضیه انفجار موتر بانک که 19 روز پیش آماج قرار گرفته بود به نمایندگان رسانه ها نشان داده شد، که مورد قبول رسانه ها قرار نگرفت.

 ذکی دریایی مدیر مسوول اطلاعات روز گفت:

این فیلم تنها سوالی را که پاسخ داد این بود که بانک از دادن فوتیج به رسانه ها خودداری میکرد .

دانش کروخیل مسوول خبرگذاری پژواک گفت:

 معلوماتی که با ما در میان گذاشته شد تکمیل کننده نبود و قناعت مارا حاصل نکرد.

– رسانه ها 18 قوس:

شماری از خبرنگاران گفته اند که:

با گذشت بیش از یک ماه از انفجار در موتر بانک مرکزی، نهاد های دولتی، هیچ اطلاعاتی در باره چگونگی این رویداد به دست نداده اند.

– رسانه ها 18 قوس:

سند هایی که طلوع نیوز به آن دست یافته نشان میدهد که ریاست عمومی امنیت ملی به روز هفدهم ماه عقرب و ریاست امنیت ملی کابل به روز هژدهم همان ماه خواستار همکاری بانک مرکزی از بهر بررسی چگونگی این رویداد ( انفجار در موتر بانک ) شدند. اما یک نامه ریاست 041 امنیت ملی که ده روز بعد تر از آن به بانک مرکزی فرستاده شده میرساند که امنیت ملی تا هماندم منتظر دسترسی به کامره های امنیتی بانک مرکزی و اطلاعات دستگاه رد یاب موتر آماج قرار گرفته مانده بود.

در این سند دیده میشود که بانک مرکزی از میان9 پرسشی که هیات تعیین شده وزارت داخل برای بررسی این رویداد داشته به 4 پرسش پاسخ های خودش را داشته است.

– رسانه ها 18 قوس:

 به گفته خبرنگاران اجمل احمدی و دیگر مسوولان بانک مرکزی هم چنان در باره این رویداد( انفجار در موتر بانک) جزییاتی به رسانه ها نمی دهند. احمدی که نامزد ریاست این بانک بود هفته پیش از سوی مجلس نمایندگان رای تایید نگرفت و بر بنیاد قانون تنظیم سرپرستی وزارت ها و ادارات دولتی، وی پس از رد شدنش از سوی مجلس، نمی تواند همچون سرپرست بانک مرکزی کار کند. درحالیکه زورگویانه به کرسی ریاست تکیه زده است

– رسانه ها 18 قوس:

حبیب ا لله کلیم زی رییس کمیسیون امور خارجی مجلس سنا گفت:

در تاریخ افغانستان کامره افغانستان بانک بند شده؟ معینیت مبارزه با فساد لوی سارنوالی چرا دست به کار نمی شود؟ مرکز عدلی و قضایی چرا دست به کار نمیشود؟ همین کمیسیون که در ریاست جمهوری افتتاح شده چرا دست به کار نمیشود؟

رسانه ها 1 قوس:

شکیب مولوی زاده خبرنگار میگوید:

از آقای احمدی ( رییس بانک ) گرفته تا سطح پایین تر هیچ کدامشان  حاضر به پاسخ گویی حضوری نیستند و حتا به تیلیفون های ما جواب نمیدهند.

– رسانه ها 1 قوس:

 علی جواد اصغری خبرنگار میگوید: زمانیکه به رسانه ها، حق دسترسی به اطلاعات (در شهادت یما سیاووش) کوتاه میشود واقعا یک سوال پیدا میشود که حتما ریگی در کفش شان باشد.

– رسانه ها 1 قوس:

ذبیح ا لله فرهنگ سخنگوی کمیسیون مستقل حقوق بشر میگوید:نهاد های کشفی و نهاد های امنیتی افغانستان وظیفه و مسوولیت دارند که عاملان را شناسایی بکنند و نهاد های عدلی و قضایی هم باید عدالت را بر آنان تامین کنند.

– رسانه ها 19 قوس:

 سیما سمر گفت:اول دسترسی به اطلاعات حق مردم است. ثانیا یک موضوعی که مردم باید بفهمند که علت آن انفجار با ماین یا هر چیزی که بوده، چی بوده و چرا اینطور شده؟در حالیکه موتر در بانک هم ایستاده بوده.

– رسانه ها 24 قوس:

باگذشت بیش از یک ماه از انفجار در موتر بانک نهاد های حکومتی از چگونگی بررسی ها در این باره گفته های متفاوتی دارند. به روز یکشنبه رییس اداره ارتباطات رییس جمهور گفت که در این زمینه پیشرفت های زیادی شده است اما دو روز پیش امرا لله صالح در فیسبوکش تنها از بدست آمدن سرنخ های خام و ابتدایی در این زمینه نوشته بود.

– 25 قوس:

مسعود اندرابی وزیر امور داخله به منزل یما سیاووش رفته از دستگیری یک نفر از طریق ریاست امنیت ملی به اتهام قضیه شهادت یما سیاووش خبر داد. موصوف گفت که قضیه شهادت یما سیاووش در ریاست 041 امنیت ملی تحت بررسی قرار دارد. پدر یما سیاووش دستگیری خارج کامره ها را قبول نکرد.

-26 قوس، رسانه ها:

جهش صحرا سمیر که دانش آموخته زبان و ادبیات است و عکاسی نیز میکند پس از شهادت یما سیاووش نام پسر نوزادش را یما سیاووش گذاشت . خانم سمیر گفت که با این کار یک پیام خاص میخواهد به کسانی برساند که خواستند صدای یما سیاووش را خفه کنند (بگویم) که نمیتوانند صدای یما ها و سیاووش ها را خفه سازند .

– 7 جدی:

رییس امنیت ملی به منزل شهید یما سیاووش آمده از دستگیری یک تن به اتهام حادثه انفجار در موتر بانک حامل شهید یما سیاووش به خانواده خبر داد و متذکر شد که «فرد دستگیر شده به جرم خود اعتراف نموده و عکس اش نیز در موتر موجود است، اگر خواسته باشید آنرا میتوانم نشان دهم.»

پدر شهید یما سیاووش به رییس امنیت مليگفت که ما به غیر از طریق کامره دستگیری هیچکس را  بدون طی طریق تثبیت هویت آن از راه کامره های بانک، جی پی اس موتر، بالون فضایی و کامره های چهارراهی ها قبول نداریم و برایش به طور مثال از حادثه فیر در کوه های قفقاز به یک دیکتاتور و گرفتاری يکي از مخالفین آن دیکتاتور به آن اتهام و همزمان با اعتراف تحت شکنجه آن دستگیر شده، گرفتاری پنج تن دیگر و به همین ترتیب  با شکنجه و گرفتن اعتراف از آن پنج تن و ادامه آن تعداد دستگیر شده ها که به چند صد نفر رسید یادآور شده و در حادثه قتل جمال خاشقجی  یافتن قاتل از طریق کامره ها را مثال آورده گفت که ما به روال حساب 20 که در افسانه ها معمول است دستگیری کسی را خارج از کامره قبول نداریم.

رییس امنیت ملی حوالی ساعت 5 بعدظهر از منزل شهید یما سیاووش رفت و  خلاف انتظار و به طور باور نکردنی ساعت 6 بعد از ظهرهمان روز از تلویزیون ها خبری به نشر رسید که سرور دانش معاون دوم رییس جمهور رسانه ها را دعوت نموده و به آنان از قول وزارت داخله در آن جلسه گفته شده که 3 تن به اتهام دست داشتن در انفجار موتربانک که  یما سیاووش در آن شهید شد دستگیر شده است.

واکنش خانواده شهید سیاووش در پیوند به خبر بازداشت های اخیر در ارتباط به شهادت یما سیاووش:

پس از انفجار در موتر دولتی «بانک مرکزی افغانستان» به تاریخ 17 عقرب 1399 مطابق 7 نوامبر 2020 در شهر کابل و شهادت یما سیاووش مشاور این بانک و مجری معروف تلویزیونی در افغانستان، خانواده شهید یما سیاووش، رسانه های همگانی کشور، کمیسیون حقیقت یاب مجلس نمایندگان، جامعه مدنی و مردم افغانستان در پنجاه واندی روز گذشته در شکایتنامه ی مکتوب، 4 خواسته ابتدایی را مطابق اصول حقوق بشر، به منظور دست یافتن به حقیقت موضوع ترور یما سیاووش، به حکومت افغانستان مطرح کردند:

1- بررسی کرمنال تخنیکی و دسترسی خانواده با دستیابی به محتوای ضبط شده توسط دوربین های مدار بسته ی بانک مرکزی که پارکینگ وسایط نقلیه رفت و آمد دروازه های ورودی و خروجی بانک مرکزی را تحت پوشش داشته است؛

2- بررسی کرمنال تخنیکی و دسترسی خانواده با دستیابی به معلومات «جی پی اس» یا دستگاه ردیاب واسطه نقلیه حامل شهید یما سیاووش که صبح روز هفتم نوامبر آماج انفجار قرار گرفته است؛

3- بررسی کرمنال تخنیکی و دسترسی خانواده با دستیابی به تصاویر ضبط شده ی بالون امنیتی که بر فراز ارگ ریاست جمهوری و نیز بانک مرکزی موقعیت دارد به جهت بررسی دروازه های ورودی و خروجی و پارکینگ وسایط بانک مرکزی؛

4- بررسی رسمی کرمنال تخنیکی و دسترسی خانواده با دستیابی به تصاویر ضبط شده ی دوربین های مداربسته چهارراهی ها در مسیر بانک مرکزی تا مکروریان 4؛

قابل یادآوری میباشد که خواست همگانی این بوده که تمام معلومات ذکر شده بطور همزمان همدیگر را تائید کنند، زیرا امکان دستبر، جعلکاری و ویرایش یک قسمت از معلومات ضبط شده دوربین ها و دستگاه جی پی اس (به عنوان مثال دستکاری و بازسازی معلومات ضبط شده دوربین های بانک مرکزی در تاریخ های مشخص) توسط نهادهای مسوول بعید از تصور نبوده.

واکنش حکومت افغانستان نسبت به ترور یما سیاووش در نزدیک به دو ماه، تنها بستن مجراهای عدالت، پوشیده نگهداشتن مدارک مشهود در کامره ها، عدم همکاری با رسانه ها و فرار هدفمندانه از پاسخگویی به پرسش های ابتدایی و اساسی بوده است که به تکرار از طرف خانواده شهید یما سیاووش، رسانه ها، کمیسیون حقیقت یاب مجلس نمایندگان جامعه مدنی و مردم افغانستان از راه های مختلف، طرح شده است.

با گذشت نزدیک به دو ماه از ترور شهید یما سیاووش و عدم پاسخگویی حکومت به این خواسته های ابتدایی، قانونی و حقوق بشری؛ اکنون با پخش و نشر خبر بازداشت های مرتبط در قضیه شهادت سیاووش شک ما بر آن است که حکومت با وقت کُشی ماهرانه و عدم شریک سازی به موقع معلومات ضبط شده توسط دوربین های متذکره، در تلاش مهندسی و دستکاری در مدارک درخواست شده و در صدد کتمان حقیقت و اجتناب از بیان آن است.

با توجه به این، به دلیل عدم اعتماد به صداقت در کارکرد نهادهای دولتی مربوطه در رابطه با شهادت یما سیاووش برای ما یعنی خانواده شهید یما سیاووش هر نوع انکشاف در قضیه به شمول بازداشت ها و سایر اطلاعات استخباراتی زمانی معتبر، قابل قبول و پذیرفتنی خواهد بود که در تصاویر ضبط شده در دوربین های بانک مرکزی، معلومات دستگاه جی پی اس موتر حامل شهید یما سیاووش، تصاویر بالون و تصایر دوربین های چهارراهی های مشخص در مسیر بانک مرکزی تا مکروریان چهارم از تاریخ تقرر یما سیاووش به بانک مرکزی الی 17 عقرب که روز انفجار در موتر شهید یما سیاووش می باشد به اثبات رسانده شود.

اطلاعاتی (تصاویر، جی پی اس، بالون، چهارراهی ها) که نهاد های امنیتی تا حالا به دلیل انکشاف قضیه مانع همگانی شدن و پخش و نشر آن شده و بانک مرکزی و حکومت افغانستان هنوز از شریک ساختن آن با خانواده شهید سیاووش خودداری کرده است.

و در صورتیکه حتا حکومت افغانستان اگر حاضر به ارائه جزییات اطلاعات درخواست شده هم با گذشت نزدیک به دو ماه به خانواده شهید سیاووش و رسانه ها گردد ما برای خود این حق را محفوظ می داریم که بار دیگر بر خواسته قبلی خود تأکید کنیم که اعتبار هرگونه اطلاعات داده شده از جانب حکومت افغانستان پس از تائید تیم تخنیکی بیطرف بین المللی برای ما قابل قبول خواهد بود.

– 3 جدی :

داود سیاووش پدر یما سیاووش به شورای امنیت سازمان ملل استغاثه ای را مبنی بر عدم توجه دولت به قضیه شهادت یما سیاووش شهید نوشته در شماره 262 مورخ 3 جدی 1399/DEC.23.2020  ارمغان ملی منتشر کرد.

متن استغاثه:

عالیجناب رییس شورای امنیت سازمان ملل!

فرزندم یما سیاووش مشاور افغانستان بانک به تاریخ 17 عقرب 1399 خورشیدی مطابق 7 نوامبر 2020 میلادی در یک توطئه مرموز با انفجار در موتر دولتی بانک طوری به شهادت رسید که پارچه های گوشت بدنش را با دستان خود از زمین جمع کرده به خاک سپردم و اکنون از عدم توجه دولت افغانستان و بانک در این رابطه این استغاثه را با فریاد و اشک و آه از بیداد دولت افغانستان به شما می نگارم:

دولت افغانستان و بانک مرکزی افغانستان به مدت یک هفته  پس از شهادت فرزندم یما سیاووش در رابطه به این قضیه دلخراش سکوت اختیار نمودند و بنابر ان من شکایتنامه یی را به شرح ذیل در این رابطه نوشته و در شماره (260) ارمغان ملی مورخ دوشنبه 26 عقرب 1399 مطابق 16 نوامبر 2020 منتشر کردم: (متن در شکایتنامه قبلاً آمده و خواننده میتواند آن را در فوق بخواند)

عالیجناب رییس شورای امنیت سازمان ملل!

طوریکه در فوق به عرض رسید در شکایتنامه ی ضرب الاجل رسید گی به این شکایات از تاریخ 26 عقرب سال 1399 مطابق 16 نوامبر 2020 تا تاریخ 26 قوس 1399 مطابق 16 دسامبر 2020 تعیین شد که متاسفانه دولت افغانستان و بانک در این مدت به هیچ یک از موارد مندرج آن شکایتنامه توجه نکرده…

 امرا لله صالح معاون نخست رییس جمهور واکنش رسانه ها را در رابطه به شهادت یما سیاووش با نیشخند هیاهوی رسانه ای خوانده به آن دولت و بانک ارزش قایل نشده اند.

دلایلی که بار مسوولیت شهادت یما سیاووش را به دوش بانک می اندازد:

1- یما سیاووش خودش تقاضای تقرر در بانک را نکرده بلکه با اصرار و خواست مکرر رییس افغانستان بانک به آن اداره مقرر گردیده که خون سردی، بی تفاوتی، خموشی و عدم همکاری موصوف در یافتن و شناسایی قاتل این احتمال را به وجود می آورد که شاید جذب یما سیاووش به بانک مطابق نقشه دامی برای شهید ساختن وی بوده باشد.

2- تمام ماجرای انفجار و شهادت یما سیاووش در محدوده رصد ( جی پی اس) موتر بانک، کامره های بانک، بالون فضایی و کامره های چهارراهی ها صورت گرفته و ضبط است و با این حال بانک اجازه دسترسی به این اسناد و مدارک را در بانک نداده و هویت قاتل هنوز ناپیداست.

3- انتشار بیانیه مبهم بانک آن هم پس از 13 روز از وقوع حادثه و در شکل کلی گویی بیش از پیش شک و گمان و ظن را بر رییس بانک افزایش میبخشد.

4- فاتحه خوانی قبل از بررسی به شهید یما سیاووش به عنوان دایه مهربان تر از مادر از طرف بانک و همزمان بستن دروازه بانک به روی خبرنگاران و پارلمان یکبار دیگر رییس بانک را در این قضیه مظنون نشان میدهد.

عدم جدیت و عدم پیگیری رییس جمهور غنی در موارد ذیل در قضیه شهادت یما سیاووش سوال برانگیز است:

1- رییس جمهور غنی میتوانست در نخستین روز حادثه با تشکیل جلسه به اشتراک رییس بانک، وزیر داخله و رییس امنیت ملی به ایشان هدایت دهد که طی دو هفته اول ضرب الاجل تمام کامره ها، بالون فضایی، (جی پی اس) موترو کامره های چهارراهی ها را از تاریخ تقرر یما سیاووش به بانک تا روز حادثه بررسی نموده قاتل را از آن طریق شناسایی نمایند که این کار را نکرد.

2- رییس جمهور غنی میتوانست به رییس بانک هدایت دهد که به سوالات خبرنگاران و هیات حقیقت یاب پارلمان پاسخ دهد که این کار نکرد.

3- رییس جمهور غنی میتوانست هدایت دهد که درباره مواد انفجاری (RDX) جا سازی شده در موتر بانک که امرا لله صالح معاون نخست نوعیت و وزن آن را پس از انفجار موتر بانک مشخص نمود بررسی صورت گیرد که چگونه این مواد انفجاری که به گفته معاون نخست تنها در دسترس دولت ها قرار دارد در موتر بانک جاسازی شده، که این کار را نکرد.

4- رییس جمهور میتوانست از مسوولان بپرسد که چرا از مجموع مدت رفت و آمد یما سیاووش با موتر بانک به آن اداره چرا فقط تصاویر گزینشی چند دقیقه ای را آن هم پس از 18 روز به خبرنگاران نشان دادند که قناعت شان را فراهم نکرد. که رییس جمهور این کار را نکرد.

5- رییس جمهور میتوانست جلو اظهارات متناقص و توجیه گرانه سخنگوی وزارت داخله را که در تناقص با اظهارات معاون نخست صورت گرفت بخاطر معلومات متناقص گمراه کننده شان آنان را مورد استفسار قرار میداد که این کار را نکرد.

ما با توجه به بی اعتنایی دولت و بانک به عرایض مندرج در شکایت نامه و ضرب الاجل شک داریم که:

1- عدم همکاری رییس بانک با رسانه ها و پارلمان به منظور دستکاری در کامره ها و (جی پی اس) موتر صورت گرفت .

2- اصرار و پافشاری رییس بانک در جذب یما سیاووش به آن اداره دامی برای کشتن و شهید ساختن وی بود.

3- حمایت رییس جمهور غنی از اجمل احمدی رییس بانک در پاسخ ندادن به پرسش های هیات حقیقت یاب پارلمان و خبرنگاران موصوف را در موقعیت حامی اجمل احمدی رییس بانک قرار میدهد.

بنابر دلایل فوق میتوان به این نتیجه رسید که:

رییس جمهور غنی و اجمل احمدی رییس افغانستان بانک به دلایلی که هنوز نزد ما روشن نیست نمیخواهند یا نمیتوانند قاتل یما سیاووش را شناسایی نموده به پنجه قانون بسپارند بنابران ما به دلایل ذیل به شورای امنیت سازمان ملل مراجعه می نماییم:

1- به دلیل اینکه رییس جمهور غنی از اجمل احمدی حمایت مینماید و در همین حال رییس جمهور غنی پس از بحران انتخابات ریاست جمهوری رییس دادگاه عالی، رییس دادستانی کل ، وزیر داخله و رییس امنیت ملی را خودش مقرر نموده و در افغانستان کدام نهاد عدلی و قضایی مستقل وجود ندارد.

2- در حالیکه قاتل فرزندم یما سیاووش در مدت گذشته، بنابر عدم توجه رییس جمهور غنی و اجمل احمدی شناسایی نشد اگر قضیه را طوری مطرح نمایم که کتمان کننده های قاتل یما سیاووش شهید خودشان قاتل میباشند، آیا در این دولتی که فرزندم به شهادت رسیده جان خود و خانواده ام به خطر نخواهد افتاد؟ و آیا من به عنوان یک فرد توان مقابله با یک دولت را برای اثبات حق العبد در داخل خود آن دولت دارم؟ که هرگز ندارم.

3- در حالیکه نه پول دارم و نه تفنگ و یگانه وسیله دفاع از خون فرزند شهیدم قلمم میباشد چگونه خواهم توانست بر علیه اجمل احمدی که متولد بزرگترین قدرت دنیاست و رییس جمهور غنی که به حمایت امریکا بر اریکه قدرت تکیه زده صدایم را بلند کنم؟

از شورای امنیت سازمان ملل به عنوان معتبر ترین نهاد جهانی و آخرین مرجع شکایت در دنیا میخواهم که:

1- به خانواده ام شرایط مصئون و بی خطر مساعد گردد تا با صدای بلند و با جرأت در دادگاه های معتبر بین المللی بر علیه قاتل، عامل قتل و حامی عامل قتل فرزندم اقامه دعوا نمایم.

2- این امکان برایم میسر گردد که وکیل دفاع، مشاوران و کارشناسان، در موارد لازم دعوا با من همکاری نمایند.

با عرض حرمت و تقاضای عدالت

محمد داود سیاووش پدر شهید یما سیاووش

این استغاثه حق العبدی از طریق انترنت به مراجع ذیل فرستاده میشود:

1- شورای امنیت سازمان ملل

2- دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل (یوناما)

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s