توالی خونبارساعت 7:35 روزشنبه سیاه 17عقرب! بر زخم ما نمک نپاشید

رقم 17 را در هیچ روایت ، حکایت و شمارش تقویم روز و ماه و سال و قرن حتی در ارقام ده ها ، صدها ، هزارها ، میلیونها و میلیاردها، نه تنها خوش ندارم بلکه در مقابل آن به نحوی تا حد یک بی نهایت حساسیت و نفرت دارم.

از اعماق قلب و روحم از این رقم تا آنجا که به فاجعه ساعت 7:35روزشنبه سیاه 17 عقرب 1399 شهادت یما سیاووش ارتباط میگیرد نفرت دارم و منزجرم .

از صمیم قلب آرزو دارم که کاش روزی بنام 17 عقرب 1399 قرن 14 در تقویم فلک زده خورشیدی نمیبود. در این روز یکی از ستاره گان درخشان آسمان ژورنالیزم افغانستان یما سیاووش در یک توطئه مرموز بمب گذاری در موتر افغانستان بانک به شهادت رسید . روزیکه یما سیاووش چشم از جهان پوشید آفتاب به رنگ خون طلوع کرد، موتر ها در جاده ها و خیابان ها با صدای بلند نوحه کنان و گریه کنان جار میزدند که یما سیاووش! خلف صادق و این اسطوره فرهنگ افغانستان در یک توطئه مرموز ناجوانمردانه به شهادت رسید و از جهان رفت. پرندگان مرثیه شهادت یما سیاووش را با نوحه بر شاخساران سر داده بودند، آب چشمه ساران هندوکوه در آن روز رنگ خون داشت و زن و مرد و پیر و جوان و خورد و کلان پایتخت خون می گریستند. در بی ستون آسمان ها بر فراز شهر کابل صدای ملکوتی در افلاک می پیچید که: (بای ذنب قتلت) رسانه ها به طور مسلسل و مکرر و پیاپی خبر شهادت آن جوان مظلوم را از اقصای خاور تا کرانه های باختردر جهان جار میزدند . با این حال در اریکه فرعونی ارباب قدرت ارگ و افغانستان بانک در آن روز سکوت مرگبار حکم فرما بود و حتی صدای پیام تسلیتی هر چند ظاهری و مزورانه نیز از آنها بلند نشد. فرعونان ارگ و افغانستان بانک موتر منفجر شده مجهز با جی پی اس بانک را که در آن یما سیاووش شهید به شهادت رسید به عوض بررسی هیئت کریمنال تخنیک، به گمرک فرستادند تا جی پی اس موتر از انظار هیئت پنهان بماند.

در حالیکه زمین و زمان در سوگ یما سیاووش شهید اشکبار و غمبار بود، بانک از همکاری با هیأت حقیقت یاب پارلمان اجتناب ورزیده، بطور شگفت انگیز برخلاف مراسم فاتحه خوانی یما سیاووش شهید را برگزار نموده دیده درایانه و وقیحانه از خانواده یما سیاووش شهید دعوت نمود تا در آن اشتراک نمایند و اشک تمساح را در آن درامه مرموز مشاهده کنند .

امروز 23 حمل 1400 قرن 15 پنج ماه و و چند روز از آن شب تاریک موسوم به 17 عقرب1399 میگذرد. در این پنج ماه که از قرن 14 تا قرن 15 خورشیدی سپری شده هر روز حادثه جانکاه آن انفجار ساعت 7:35روز شنبه سیاه 17 عقرب1399 در گوشم می پیچد و قامت افراشته آن سرو آزاده و بلبل شوریده آتشین زبان را از محل انفجار جمع نموده با عالمی از اشک و آه و گریه و ناله تا مرقد اش برده به خاک سپرده با رضایت به فرمان انا لله وانا الیه راجعون روحش را شاد وفردوس برین را جایش میخواهم.

اما فرعونان مست باده خون با این تصور واهی به انتظار روزی که  آن فاجعه المناک شهادت شادروان یما سیاووش شهید از یاد عزیزانش برود با سیگار بر لب مغرورانه و مستکبرانه بر کرسی های قدرت تکیه زده، با اعلانات دروغین یک روز قاتل بازداشت شده را یک نفر، روز دگر (در فاصله یک ساعت) یک و سه نفر و پنج ماه بعد یازده نفر اززبان آدرس هایی اعلام میکنند که آن مراجع  فقط به صفت سخنگو این ارقام را طبق هدایت فرعونان به زبان می آورند. اما این دلقکان نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که در روز شهادت یما سیاووش شاعر، نویسنده، خطاط، رسام و گوینده آتشین زبان، شاعری در محل شهادتش با رنگ خون نوشت :

یما سیاووش عزیز!

تاریخ خمیده سر گذارد

اینجای که خون تو چکیده

وباز این فرعونان نمیفهمند که از اقصای خاور تا کرانه های باختر این صدا در امواج رسانه ها، در سراسر دنیا در نواست که :

– ما قاتل یما سیاووش شهید را از داخل تصاویر کامره های بانک و جی پی اس موتر میخواهیم ،آنهم پس از تایید هیأت بیطرف بین المللی کریمنال تخنیک، لاغیر.

رجاله ها نمیدانند که این صدا هرگز خاموش نمیشود که :

یمای سیاووش به خونت قسم  

به رنگ و رخ لاله گونت قسم

به پاکی قلب و به تقوای تو

شهادت قبای فزونت قسم

به سیمای مردانه چون شیر تو

به آواز هیبت فزونت قسم

به عز و مقام شهادت به تو

به منطق ، به عقل فزونت قسم

به حسن خط و هم کتابت ز تو

به جوهر قلم، خوش نمونت قسم

به اشعار و نجوای بسیار تو

به طبع غرای فزونت قسم

به ترسیم آینده در رسم تو

به مویک به رنگ چو خونت قسم

که خونت نخشکد به روی زمین

به طبع وقاد وسکون ات قسم

که پای عدالت کشم قاتلت

به دنیا به عقبا به خونت قسم

حق العبد خواهی کنم بهر تو

بخواهم ، بخواهم به خونت قسم

هنوز این زبان بسته باشد بدان

که فردا شود باز به چونت قسم

ز چون و چرا دست بردار نیست

پدر ! ای پسر جان ! به خونت قسم

که من بشکنم این طلسم سیاه

سکوت و سقوط ،این به خونت قسم

کشم قاتلت محکمه تا به هاگ

بخواهم عدالت به خونت قسم

کشانم فرعونیان پای دار

به تصمیم و تدبیر ، به خونت قسم

اگر نشنود شکوه ام را جهان

بخوابم کنارت ، به خونت قسم

مستکبران و فرعونان نمیدانند که در خونخواهی یما سیاووش شهید تا رسیدن دست حق العبد به گریبان قاتل، این نعره در افلاک همواره می پیچد که:

ایا قاتل خون فرزند من

ایا عامل مرگ دلبند من

به میز عدالت کشانم ترا

به دنیا به عقبا و تا هر کجا

انا لله وانا الیه راجعون

داود سیاووش پدر یما سیاووش شهید  

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s