حضور مولانا در حوزه زبان آلمانی

جاذبه افکار مولانا در غرب/

نشریه ارمغان ملی شماره مسلسل(10) سه شنبه ( 29) حوت1385مطابق  March.20.2007

/«آنه ماری شیمل» می نویسد که دیپلوماتهای آلمانی نخستین کسانی بودند که برای درک عمیق اشعار مولانا در غرب تلاش کردند. به قول موصوف یک جوان آلمانی به نام « ج. دووالنبورگ (j.De wallenbourg)در طول شش سال اقامت در استانبول در زمینه ترجمه مثنوی به زبان آلمانی کار کرد که متاسفانه اثر وی در اثر آتش سوزی «پرا» از بین رفت. کوشش های موصوف را دیپلومات های دیگر اطریشی «یوزف فون هامرپوگشتال» (joseph von hammer purgstall) » ( 1773-1854) میلادی با ترجمه قطعات گزیده از مثنوی برای نشریه ( Fundgrubem des orient)  پی گرفت. « Hammer» از ستایشگران بزرگ مولانا بود و در نخستین تاریخ جامع ادبیات فارسی که به قلم موصوف نگارش یافت ،از مولانا به مثابه کسیکه مثنوی او کتاب رهنمای تمام صوفیان از مرزهای گنگ تا مرزهای به سفر رفته است بحث می کند . « Hammer» همچنان نخستین کسی بود که به اهمیت متعالی « دیوان شمس » پی برد.

به قول «آنه ماری شیمل» ترجمه هایی که «Hammer» از دیوان شمس و مثنوی عرضه کرد هرچند مانند ترجمه های قبلی از اشعار حافظ ارزش شاعرانه نداشت، اما نخستین تاثیر تمثیل پردازی و قدرت سوزان اشعار غنایی مولانا را به نمایش گذاشت. وی قطعات محدودی از شعار کوتاهی را که در مجالس سماع خوانده میشود نیز منتشر ساخت و آنها را « کتاب ادعیه درویش» نامید.

ترجمه های Hammer توجه «Goethe» را جلب نکرد و برعکس داوری «Goethe» درباره مولانا تا حدی انتقادی است . آنچه «Goethe» را بر علیه مولانا بر آشفت ظاهراً تمایل به وحدت وجود مولوی است که سبب شد «Goethe» چنین بیندیشد که مولانا بر اثر اوضاع پریشان زمانش به نظریه پردازی های غریب و رمز آمیز بیش از حد روی آورده چنانچه میگوید:

« جلال الدین رومی شاعر روح و خدا از اول با حقایق عادی و روزمره جهان از در ناسازگاری در آمد. کوشید تا مشکلات درونی و برونی و معضلات دنیای واقع و روح بشر را از راه معنی حل کند، نه از راه استدلال و منطق، بدین جهت آثار او زاینده معماها و دشواریهایی شد که زمینه پدید آمدن مشکل گشایان نوینی را فراهم آورد. سرانجام وی به دامان فلسفه یگانه گی گوهر هستی پناه میبرد که بسیاری از دشواریها را حل میکند، اما دشواریهای تازه نیز پدید می آورد.

وظیفه شاعر راستین شناخت زیبایی و منعکس کردن آن است و در این راه آن شاعری که خود را به حد لزوم نیرومند و توانا ببیند، خواه ناخواه به سراغ خداوند می روند که زیباتر و ستایش انگیزتر از او چیزی نیست. این است راز اصلی آن شور عجیبی که با جمله آثار جلال الدین محمد در آمیخته و انگیزه آن شده است که او خود و همه چیز خویش را با وجود ازلی یکی کند و پیوند دهد»

اما«آنه ماری شیمل» این داوری را به دور از حقیقت می داند. « تورلوک» (F.A.D  Thorlack) وزیر پروتستانت آلمانی مقدمه کوتاهی بر عرفان اسلامی نوشته در آن نقل قول های متعددی از مثنوی آورد. بیزاری « Thorlack» از هرآنچه شبیه عرفان وحدت وجودی به نظر می آید معروف است و مولانا از نظر او عالیترین شاهد تفسیر«عارفانه» اسلام است.

اما به مولانا همچون مدافع نظریه یی استشهاد می نگرد که معتقد است « این جهان زندان جانهای ماست» یعنی همان عقیده کهن صوفیانه جسم زندان روح.

«آنه ماری شیمل» به این نظر با شک و تردید نگاه می کند، چون به قول وی با آنکه مولوی درباره غربت جان بسیار سخن گفته، لیکن آرایی که او در زمینه شناخت جهان ماده بیان می کند، پیچیده تر از آن است که معدود نمونه یی شناخته شده «Thorlack» بتواند این شناخت را توضیح دهد.

اما آنکه مولانا را بیش از همه در دنیای زبان آلمانی معرفی نمود«فریدریک روکرت» (FrIdrich Ruckert) (1788-1866) میلادی بود که مجموعه چهل و چهار غزل مولانا را با حداکثر تجانس و سازگاری با مشرب مولانا ترجمه کرد. «Ruckert» با این ترجمه روش شعری غزل فارسی را به ادبیات آلمانی شناساند و دیری نگذشت که این شیوه روش پذیرفته شده اشعار غنایی در ادبیات آلمانی شد. «Ruckert» دومین مجموعه غزلیات به طرز مولانا را در سال (1836) میلادی منتشر ساخت، خوانندگان آلمانی که نمی دانستند درباره این اشعار چه اندیشه کنند از خود می پرسیدند که آیا واقعا آنها ترجمه استند یا نه؟ تا اینکه خاور شناس برجسته «گراف شاک» (Graf Schack) تایید نمود که آن اشعار واقعا اصل و آلمانی است اما عده ای آن اشعار را بازتاب مطلق روح مولانا میدانستند.

هشتاد سال بعد حکیمی اسکاتلندی به نام « هیستی» (W.Hastie) آن اشعار را به شکل غزل به زبان انگلیسی ترجمه کرد. «Hammer» که از شیفته گان مولانا بود شرح « اسماعیل انقروی» را به زبان آلمانی ترجمه کرد و مثنوی سرود در هفت باب طویل که سمبولیزم اسلامی به نحوی استادانه در آن بازتاب یافته است. در این مثنوی که به شکل جالبی از مولانا تقلید شده مثنوی کلمه به کلمه آورده شده. «هگل» از طریق ترجمه «کتاب غزلیات» Hamme با مولانا آشنا شد. مولانایی که گفته می شود نمونه کامل اندیشه وحدت وجود را رد افکار او شکل داده باشد.

هگل در اثر معروفش «دایر المعارف علوم فلسفی» میگوید:« اگر آرزو داشته باشیم که شعور وحدانیت را در زیباترین پاکی و عظمت آن تماشا کنیم …. باید به مسلمانان رجوع نماییم. به طور خاص، در تفکر جلال الدین رومی، نزد این شخصیت قابل هر نوع ستایش و تحسین مساله وحدت روح با وحدانیت در میان است، و این وحدت عبوریست از واقعیت متناهی مادی، تصفیه موجودیت طبیعی و روحانی است که در عالم طبیعی ظاهری و گذری و تجربی وهمچنان ذهنی خاکی از هم دوری می کند و جذب و حل  می گردد».

از نظر«آنه ماری شیمل» مولانا از زمان هگل طرف علاقه فیلسوفها، نویسندگان تاریخ ادیان و تاریخ ادبیات در اروپا واقع شد.

در دنیای آلمانی زبان «روزن ستوایگ شوانو» (V.Von Rosenzweig Schwannau) خاور شناس اطریشی از مکتب Hammer منتخباتی از مولانا را در سال (1838) میلادی تحت «گزیده هایی از دیوان جلال الدین رومی» منتشر ساخت که علیرغم شایسته گیهای آن قابل مقایسه با اقتباس شاعرانه «Ruckert» نیست.

در سال (1849) میلادی دیپلومات آلمانی«گئوریک روزن» (Georg Rozen) ترجمه آلمانی دفتر اول مثنوی را منتشر که با حمله تند «Hammer» رو به رو شد.

از اینکه کتاب «Rozen» در تعداد محدودی چاپ شده بود هرگز شهرت نیافت. اما وقتی پسرش «فریدریش روزن» F.Rozenچاپ تازه آن را با مقدمه دانشمندانه در سال (1913) میلادی منتشر کرد، نسخ آن خیلی زود نایاب شد.

به طور عموم از برکت کار دیپلومات های آلمانی ،حوزه زبان آلمانی آثار و اندیشه های مولانا را به دیده ارج نگریسته و تحقیقات ارزشمندی در این راستا انجام یافته است.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s