خاطره یی از کار های یما پرویز سیاووش شهید نخستین معاون ارمغان در نشر نخستین شماره ارمغان ملی/به بهانه 28جوزا هفدهمین سالروز آغاز نشرات ارمغان ملی

به بهانه 28جوزا هفدهمین سالروز آغاز نشرات ارمغان ملی/

سال (1384 )خورشیدی برابر به سال ( 2005)میلادی با توجه به دینامیزم فعال و پوتانسیل و ظرفیت خروشان کاری که در فرزندانم بکتاش سیاووش، یماسیاووش و بابک سیاووش میدیدم،  تصمیم گرفتم با درنظر داشت فضای باز مدنی و حوصله مندی شنیدن صدای انتقاد از دروازه آزادی بیان آن زمان ، نشریه ی  تاسیس نمایم تا در پهلوی کار فرهنگی به ظرفیت سازی و رشد استعداد های جوانان نیز کمک کرده باشم . تصمیم جمعی خانواده بر آن شد که نشریه ی در خط غیر حزبی ، آزاد و ملی، با اظهار آمادگی به همکاری بکتاش سیاووش  ، یماسیاووش شهید و بابک سیاووش منتشر کنیم . قبل از آن یما سیاووش شهید همکاری خود را با نشریه وطندار به صفت مدیر مسوول آغاز کرده بود و قبل تر از آن بکتاش سیاووش با رسانه های معتبر بین المللی همکاری قلمی داشت . کار در مطبوعات را از همکاری با مجله نونهالان و هفته نامه طلوع افغانستان آغاز کردند و بابک سیاووش  در مجله نونهالان همکارشان بود. باید علاوه نمود آنان زمانی به نونهالان و هفته نامه طلوع افغانستان مینوشتند که هنوز متعلم لیسه عبدالهادی داوی بودند  .

در نخستین شماره ارمغان ملی هیأت تحریر تصمیم گرفت که خط نشراتی ارمغان ملی را من بنویسم ، بکتاش سیاووش مضمونی تحت عنوان ( سیاستمداران از هنرمندان بیاموزند) و ( حاشیه یی مختصر بر کتاب افغانستان در قرن بیستم ) درپای نوشته اسدالله شفایی  که تازه از چاپ برآمده بود بنویسد . یماسیاووش  در آستانه رفتن کشور به طرف انتخابات کارتونی با شرح ( از اشکال جدید مبارزه انتخاباتی در محلات ) ترسیم نموده و مطلبی را تحت عنوان ( معامله گری های سیاسی به کجا خواهد کشید؟ ) با نام مستعار ( ستاک ) بنویسد. وقتی این مطالب شماره نخست را با نوشته های سایر همکاران به مطبعه بردیم کمپیوتری که باید مطالب را حروف نگاری و  ارمغان ملی را صفحه آرایی میکرد به دلیل عدم ظرفیت حافظه ویا نابلدی کمپیوتر کار، چند بار صفحات مکمل دیزاین شده ارمغان از حافظه اش رفت.

به هر حال با قبول همه مشکلات وقتی ساعت یک بعد از ظهر روزشنبه 28 جوزا 1384 مطابق 18 جون 2005 به هزار مشکل ارمغان ملی از چاپ بر آمد ،همسایه ما حامد جان توخی که موتر تکسی داشت بنابر وعده قبلی حاضر شد در توزیع شماره اول ارمغان ملی داوطلبانه و افتخاری با بابک سیاووش همکاری کند و ارمغان ملی( طی چند ساعت بعد از ظهرآن روز) با تلاش خستگی ناپذیر بابک سیاووش و حامد توخی به اکثریت رسانه های تصویری ، صوتی و چاپی شهر کابل رسید که بسیاری از رسانه ها آغاز نشرات چاپی ارمغان ملی را به خواننده گان در نشرات رسانه های تصویری شب مژده دادند.

با آنکه در نخستین شماره ارمغان ملی بکتاش سیاووش ، بابک سیاووش و یماسیاووش همه سهم فعال داشتند، به اتفاق نظر  در شناسنامه ارمغان ملی نام یما جان سیاووش را بنام یما پرویز نوشتند . چرا یما پرویز ؟ برای آنکه  یما جان را در سالهای اول تولد در خانواده به هر دو نام صدا میکردند .

 جای تاسف واندوه آنست که یما سیاووش شهید فقید امسال در تجلیل از سالروز نشریه یی که به همت او آذین بسته شد بود نیست وجایش خالیست.

  روحش شاد ویادش گرامی باد.

یما سیاووش شهید  را درهمان روز شنبه اول هفته که ارمغان را به عنوان صدای رسای آزادی بیان بتاریخ 28 جوزای 1384 منتشر کرده  بود، از همان سوراخ آزادی بیان به ساعت 35-7 صبح روز شنبه 17 عقرب 1399 ماری گزیده به شهادت رساند که آن مار از دو دهه به اینسو به نام آزادی بیان ، مردمسالاری ،جامعه مدنی و …خود را خزانه دار و نایب السلطنه تام الاختیارگاو صندوق های جامعه جهانی در افغانستان میداند وهنوز مورد اعتماد والطفات بانک جهانی  وسر زمین مجسمه آزادی میباشد .

در این  سالروز ارمغان ملی که صفحه تاریخ با خون یما سیاووش لاله گون وگلگون است و در کشوری که دریا های  خون جاریست با اتحاف دعا به روح همه شهدا ،صدای رسای یما سیاووش شهید را از دهلیز تاریخ و از حنجره ارمغان خودش به  گوش قاتلش وجهانیان میرسانم که :

اجملک این ساز و سامان تا به کی؟

اجملک حامی غنی خان! تا به کی؟

اجملک در بانک پت گشتی چرا؟

اجملک چون دیو و دد گشتی چرا؟

اجملک از زور امریکا مپَر

اجملک از درد مردم بیخبر

اجملک جی پی اس موتر چی شد؟

اجملک خون یما پرپر چی شد؟

اجملک پیش خدا قاتل تویی

اجملک از درد ما غافل تویی

اجملک نزد خدا بشنو ضریح

که یماجان ناله دارد بس صریح

ارگ تان و قصر تان ویرانه باد

قاتلان در غُل و در زندانه باد

باند آدم کش به دنیا فاش شد

اشرف و اجمل چرا بدماش شد

باند آدمکش بکشتست آن یما

تو یکی زان باند باشی اجملا

خون ناحق آتش سوزان شود

اشرف و اجمل در آن بریان شود

روح یما سیاووش شهید گرداننده توانای ارمغان ملی شاد وصدای طرفدارانش از تریبیون های عدالت خواهی از اقصای خاور  تا کرانه های باختر در کشیدن قاتلش به پای میز عدالت هنگامه خیز و پرتوان باد

داودسیاووش

28 جوزا 1400

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s