در رثای هشتمین ماه روز ارتحال ملکوتی یما سیاووش شهید=اشرف واجمل هردو متهم اند/خوندار خونخوار مبرهن اند

17 سرطان /1400

/فرزندم یما سیاووش شهید !/

روزی که بیامدی به دنیا گریان ،/

 خلقی به تو خندان و تو بودی گریان ./

کاری کردی که وقت مرگت دیدم ،/

 خلقی به توگریان و تو رفتی خندان./

و به اینسان روزی که یما سیاووش شهید !/

 -آن خلف صادق فرهنگ گشن بیخ  و کهن سال آریانای کهن،/

 -آن بلبل شوریده وژورنالیست آتشین زبان /

 -آن نقاش و خطاط چیره دست ،/

وآن ژورنالیست نترس وجانفدای مدافع حقوق انسان به شهادت رسید همه دوستانی که در اطراف جنازه اش حاضر وناظر بودند به چشم سر میدیدند که یماجان سیاووش در سیمای یک شهید گلگون قبا ، با لبان همچو غنچه خندان در حالی از دنیا رفت که فریاد و واویلا و اشک و آه فرهنگیان ،هنرمندان  وحلقات ادبی ،اکادمیک ، شاعران، ادبا و  هواداران و هواخواهان وطرفداران و دوستانش از خاک تا افلاک و طارم سپهر پیچیده بود .

فریادی به عنوان مرثیه را در شامگاهان هشتمین ماه روز ارتحال آن بلبل شوریده آزادی بیان که صدایش چون رعد قلب مستکبران ، زورگویان ، فرعونان و مفسدان  را به لرزه آورده بود با اتحاف دعا به روانش با دوستان وعلاقه مندانش همصدا و همنوا میخوانیم:

ماه هشتم که جانگداز بود

اشک ما در غمش جواز بود

آن یمای جوان آزاده

که به فرهنگ بود شهزاده

بنوشت و بگفت و زمزمه کرد

غم مردم بخواند و همهمه کرد

روز 17 ز ماه عقرب بود

که برفت زین جهان مقرب بود

ماه عقرب چه ماه شوم بود

که ز نیشش دلم سموم بود

ساعت هفت و سی و پنج سحر

انفجارش نمود خلق خبر

موتر بانک چو انفجار نمود

دل ما را بس انزجار نمود

ناله میکرد خاص و عام آنجا

شیون و سوز ناتمام آنجا

ماتم و غم به بوستان افتاد

 باز آوازه خزان افتاد

رادیو ها ز غم خبر گفتند

غم و دردش ( فراخبر) گفتند

اجملک پت شد از اداره بانک

رفت بگرام از آن اداره ازآنک

حامی اش اشرفی غنی باشد

دالر بانک روغنی باشد

خانه در ارگ داد آن غدار

بهر اجمل دغل دغل بازار

بانک ها معدن طلا باشد

انتقالش به مافیا باشد

قاتلش را نهان نمود غنی

بهر قتلش پلان نمود غنی

احمدی قاتل یما باشد

حامی اش حشمت اجملا باشد

اجملک هر کجا روی قاتل

قاتلی قاتلی  تو ای قاتل

روز 17 که روز خون بود

دل ما غرق در جنون بود

تا زمانیکه قاتلان یما

ننمایی ز موترش برما

قاتل و عاملان و حامی قتل

بکشم جمع تان به حاکم عدل

اجمل و اشرف هر دو متهم اند

خوندار خونخوار  مبرهن اند

انالله واناالیه راجعون

داود سیاووش

2 نظر برای “در رثای هشتمین ماه روز ارتحال ملکوتی یما سیاووش شهید=اشرف واجمل هردو متهم اند/خوندار خونخوار مبرهن اند

  1. فرهنگی بزرگوار و پدر داغدار داوود سیاووش عزیز در غم و اندوه شما شریک هستم. شرمنده هستم که در روزهای که شما این درد بزرگ را دیدید من به شما حتی نتوانستم مستقیم تسلیت بگویم (هرچند میدانم که تسلیت بی معنی است و کلمات کفایت نمیکند). در همان روزها فیسبوک من ناگهان بسته شد و تا امروز مسدود مانده است. دستهای شوم و نامریی گلوی آزادگان را به بهانه های مختلف میبندند تا آواز حق به گوش نرسد.
    یما سیاووش جوان جوانمرد چنان که گفته اید شهید است و زنده جاودان. او خندان است و ما اشکها بر دیده روان.
    خانواده شما و خانواده مشترک فرهنگی ما و وطن ما سوگوار جوانان برومند خویش اند.
    با محبت و احترام، پروین پژواک و خانواده

    1. داکتر صاحب محترم از همدردی ومهربانی تان سپاسگزارم. من هم به تشویش بودم که شما به خیر باشید چون احساس عالی فرهنگی تان را درک میکنم ومیدانم گه در خانه فرهنگی افغانستان همه در یک گلیم نشسته ایم که در غم وشادی همدگر شریکیم .خداوند شما فرهنگی ارجمند را با خانواده تان در حفظ وامان خود داشته باشد.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s